کد خبر: ۱۸۶۴۹
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۶ - ۱۳ آذر ۱۳۹۸ - 2019 December 04
علیرضا سمیع‌آذر گفت: نمایشگاه "اَبَر انسان" مهدی منصوری هر مخاطب می‌تواند برداشت خودش را از اثر داشته باشد و حتی این برداشت می‌تواند در لحظه تغییر کند.

سرویس تجسمی هنرآنلاین: نمایشگاه آثار مهدی منصوری با نام "اَبَر انسان" در گالری گلستان برپاست. منصوری پیش‌ از این علیرضا سمیع‌آذر را یکی از افراد تأثیرگذار در کار خود دانسته و در یکی از آثار این مجموعه نیز از او عکاسی کرده و تابلویی بر اساس این عکس به وجود آورده است. به همین بهانه با سمیع‌آذر گفت‌وگویی داشتیم تا نظر او درباره نمایشگاه "ابر انسان" را بدانیم. سمیع آذر در گفت‌وگو با هنرآنلاین درباره این نمایشگاه گفت: به نظر من نباید اصرار داشته باشیم که این آثار را در گروه و سبک خاصی قرار دهیم اما اگر بخواهیم دسته‌بندی برای آنها در نظر بگیریم، می‌توانیم آنها را دادائیسم نوین بدانیم. یعنی تجربه دادائیسم به معنی عدم استقلال شیء هنری و اتکاء آن به برداشت مخاطب، که پایه اندیشه دادائیست‌ها بود در این آثار دیده می‌شود. همچنین یک ایده دیگر دادائیسم فرآیند آزاد عناصر است و عکس، نوشتار و... هرکدام در اثر هنری با کنایه‌ها و اشاره‌های خود وارد شده و ذهن مخاطب را فعال می‌کنند.

او با بیان اینکه آثار جدید منصوری متفاوت از آثار قبلی اوست، ادامه داد: نکته مهم در این نمایشگاه آن است که این آثار را می‌توان فرآیند معکوس هنری دانست. ما به شکل معمول انتظار داریم که یک تفکر در ذهن هنرمند باشد و بعد تبدیل به ایده و سپس تبدیل به اثر هنری شود، اما فرآیند در آثار این مجموعه معکوس بوده یعنی ابتدا هنرمند چیزی را به وجود می‌آورد و بعد از خلق اثرش به معنای آن توجه می‌کند و بر اساس آن اندیشه‌هایی به وجود می‌آید. جریان سیال ذهن در این آثار وجود دارد و فکرهایی پراکنده که به شکل اتفاقی به ذهن می‌آید تبدیل به اثر می‌شود.

سمیع‌آذر افزود: نکته دوم نقش مهم مخاطب است. در این نمایشگاه هر مخاطب می‌تواند برداشت خودش را از اثر داشته باشد و حتی این برداشت می‌تواند در لحظه تغییر کند. مجموعه نشانه‌هایی که به‌طور تصادفی کنار هم قرار گرفته‌اند باعث می‌شوند هر لحظه بتوانیم برداشت خاصی از این ترکیب در ذهن‌مان داشته باشیم و به مخاطب واگذار می‌شود که بار دیگر درباره اثر اندیشه و چیزهایی را برداشت کند.

او درباره نقش پر رنگ امر تصادف در این آثار گفت: انسجام و هماهنگی اولیه در این آثار وجود ندارد زیرا شکل‌گیری آنها مبتنی بر امر تصادفی است. این موضوع چیزی شبیه زندگی است که کاملاً غیرمترقبه است. در لحظه فکری به ذهن هنرمند خطور می‌کند یا اتفاقی می‌افتد که ایده‌ای را ایجاد می‌کند و آثاری به وجود می‌آید که بسیار زیاد محصول تصادف است.

سمیع‌آذر ادامه داد: من درباره هیچ‌کدام از تابلوهای این مجموعه نمی‌توانم نظر مشخصی داشته باشم زیرا هرلحظه که با هرکدام مواجه می‌شوم عناصر بصری برابر خود می‌بینم که ممکن است چیزی را در ذهنم تداعی کند. معنی ثابت و پایداری که از آن خوانش همیشگی داشته باشم در این آثار وجود ندارد. در بعضی از آثار افرادی شناخته شده را می‌بینیم اما کاری که هنرمند انجام داده این بوده است که با کلاژ و استفاده از مواد مختلف سعی کرده ما را از شخصی که به‌طور معمول می‌شناسیم دور کند و اجازه دهد برداشت دیگری از آن شخص داشته باشیم. او ذهن ما را با ضربه‌های متوالی به حرکت سیال وا‌می‌دارد تا با هر بار دیدن اثر برداشت متفاوتی از آن داشته باشیم.

او درباره تأثیر متریال در این آثار گفت: عناصری که در کارها استفاده شده همراه با خود خاطر می‌آورند و درعین‌حال کمک می‌کنند خاطرات ذهنی که مخاطب از آنها دارد دستخوش تغییر شود. همه آثار در قاب آینه و فضایی مانند جعبه قرار دارند و این خودش حالت خاطره برانگیزی دارد، چون روش معمول ارائه اثر هنری نیست بلکه روش معمول نگهداری آثار و لوازم در جعبه است. این شیوه کمک می‌کند ما با مجموعه عناصری که تداعی‌کننده خاطره هستند مواجه شویم و به همین دلیل بیشتر از اینکه دنبال معنی اشیاء باشیم به دنبال پیشینه ذهنی از آنها هستیم.

سمیع‌آذر افزود: منصوری ایده‌های دیگری برای وسعت دادن به جریان سیال ذهن را در این مجموعه اضافه کرده است که در گوی‌های آینه‌ای قابل‌مشاهده است. این گوی‌ها که به شکل اتفاقی روی آنها رنگ پاشیده شده است کمک می‌کند یک بُعد کیهانی را در کل مجموعه ببینیم. این مجموعه نه فقط به خاطرات ما از زندگی، بلکه به کل کائنات می‌پردازد. صداهای ناشناخته که در محیط پخش می‌شود نیز فضایی ذهنی به وجود می‌آورد که باعث می‌شود فکر نکنیم این مجموعه درباره زندگی و نوستالژی است و سراغ خاطره نرویم، بلکه به مکاشفه و سیر کائنات بیندیشیم و بُعد دیگری از نمایشگاه را دریابیم که جنبه مفهومی آن بیشتر است.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: