کد خبر: ۱۸۵۹۱
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۹ - ۱۲ آذر ۱۳۹۸ - 2019 December 03
گفت و گو با سحر مستوفی، مهاجر و خیر ایرانی ساکن سوئد؛
خانم سحر مستوفی ۲۳ سال است که در سوئد زندگی می کند و فرزند یک خانواده مهاجر ایرانی است. او آخرین بار ۵ سال قبل به ایران آمده بود. خانم مستوفی از جمله مهاجران خیری است که ظرف سال های گذشته همواره در جمع آوری کمک های خیریه برای نیازمندان در مناطق محروم فعال بوده است. آشنایی و برقرار ارتباط او با آژانس عکس سو نیز به بهانه کمک های خیریه به مناطق محروم کشور بوجود آمد و خانم مستوفی بارها و بارها از طریق آژانس عکس سو کمک های خیریه خود را به دست نیازمندان در مناطق محروم رسانده است. سفر سحر مستوفی به ایران فرصتی را برای گپ و گفت با این شهروند ایرانی الاصل سوئدی در دفتر آژانس عکس سو فراهم آورد.

خانم سحر مستوفی ۲۳ سال است که در سوئد زندگی می کند و فرزند یک خانواده مهاجر ایرانی است. او آخرین بار ۵ سال قبل به ایران آمده بود. خانم مستوفی از جمله مهاجران خیری است که ظرف سال های گذشته همواره در جمع آوری کمک های خیریه برای نیازمندان در مناطق محروم فعال بوده است. آشنایی و برقرار ارتباط او با آژانس عکس سو نیز به بهانه کمک های خیریه به مناطق محروم کشور بوجود آمد و خانم مستوفی بارها و بارها از طریق آژانس عکس سو کمک های خیریه خود را به دست نیازمندان در مناطق محروم رسانده است. سفر سحر مستوفی به ایران فرصتی را برای گپ و گفت با این شهروند ایرانی الاصل سوئدی در دفتر آژانس عکس سو فراهم آورد.

به گزارش عصرایران به نقل از عکس سو، او در پاسخ به این سوال که چرا برای کمک به مردم نیازمند در مناطق محروم بدون هیچ آشنایی قبلی آژانس عکس سو را انتخاب کرده است، می گوید: «با عکس هایی که شما از این مناطق منتشر می کردید دیگر نیازی به آشنایی قبلی و پرس و جو برای کسب اعتماد و اطمینان نبود. ما ایرانی ها خیلی دچار شعارزدگی هستیم اما شما شعار نمی دهید. در عکس هایی که در صفحه اینستاگرام شما دیدم خیلی خوب حقیقت را درک کردم. سازمان های زیادی هستند که برای کمک به فقرا فعالیت می کنند اما آدم احساسات و عواطف را مثل وقتی که با شما ارتباط برقرار می کند، نمی تواند از این سازمان ها دریافت کند.»

به ایران سفر کردم تا بحران هویتم را حل کنم اما به پارتی هالووین دعوت شدم!

او می افزاید: «طی همین روزهایی که در ایران بودم به مهمانی های زیادی دعوت شدم و فاصله طبقاتی وحشتناک موجود در کشور را بهتر درک کردم. زندگی های لاکچری خیلی توسعه پیدا کرده و بخشی از مردم آنقدر غرق در ثروت هستند که نمی دانند با پولشان چه کار کنند. نمی توانم دقیقا بگویم که در روزهای اقامت در ایران و در این مهمانی ها چه ریخت پاش ها و چه سفره هایی دیدم. بارها به مهمانی هایی دعوت شدم که وقتی مناسبت برگزاری آن را می پرسیدم پاسخ میزبان این بود که هیچ مناسبتی ندارد! برخی از اقوام حتی به پارتی هالووین دعوتم کردند؛ من خودم در سوئد هم قائل به گرفتن پارتی هالووین نیستم اگرچه در نوع خودش می تواند زیبا باشد. در کنار زندگی لاکچری این طیف غنی و در عین حال محدود، فقر و تنگدستی سایر اقشار مردم بویژه در مناطق محرومی که شما و همکارانتان در کرمان، سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و … به ما نشان داده اید، تضاد و تناقض غیرقابل درکی در ذهن من بوجود آورده است. واقعا این فاصله طبقاتی چه نسبتی با مذهبی مثل اسلام می تواند داشته باشد؟!»

به ایران سفر کردم تا بحران هویتم را حل کنم اما به پارتی هالووین دعوت شدم!

خانم مستوفی درباره وضعیت فاصله طبقاتی در سوئد می گوید: «فاصله طبقاتی در سوئد هم وجود دارد اما به هیچ وجه به اندازه ایران نیست. در واقع فقر و فاصله طبقاتی بیشتر در محله های مهاجرینی مشاهده می شود که به تازگی وارد سوئد شده اند. آنجا منطقه محروم به معنای جایی که آب و برق و راه مناسب و مدرسه نداشته باشد که اساسا وجود ندارد. در مناطقی که مهاجران عرب یا آفریقایی زندگی می کنند ناامنی و مواد مخدر وجود دارد اما باز هم به آن معنا محرومیت وجود ندارد. در واقع تا قبل از پدید آمدن مقررات شینگن که در نتیجه آن کولی ها از کشورهایی مثل رومانی می توانستند وارد سوئد شوند، من اصلا فقر را به این معنا در خیابان های استکهلم مشاهده نکرده بودم.»

به ایران سفر کردم تا بحران هویتم را حل کنم اما به پارتی هالووین دعوت شدم!

او در پاسخ به این سوال که چرا در حالی که ساکن سوئد است و تابعیت این کشور را داراست اما باز هم دغدغه فقرا و محرومان در ایران را دارد، خاطرنشان می کند: «من مطمئن هستم که نه تنها در ایران بلکه در همه جای جهان به اندازه ای ثروت وجود دارد که همه به راحتی و در رفاه زندگی کنند. آنچه باعث فقر و محرومیت در ایران و جهان می شود، نابرابری و تبعیض و توزیع ناعادلانه ثروت است. در خارج از ایران ساز و کارهایی وجود دارد که کمک به محرومان را خیلی ساده می کند. به راحتی با گوشی موبایل می توان توسط سازمان های خیریه به هر نقطه از جهان کمک مالی کرد. سال ها قبل وقتی نوجوان بودم یک روز که داشتم برای مردم فقیر یک کشور آفریقایی پول می فرستادم، مادرم متوجه شد و گفت چرا به مردم کشور خودت کمک نمی کنی؟ من همیشه از اینکه بخشی از درآمدم را به افراد نیازمند اختصاص دهم لذت می بردم چون بلافاصله احساس می کردم اتفاق خوبی در قلبم رخ می دهد. از آن روز تصمیم گرفتم کمک های ناقابل خودم و آنچه را که موفق می شوم از سایر ایرانیان مهاجر جمع آوری کنم، به مردم مناطق محروم کشور خودم مثل جنوب کرمان یا سیستان و بلوچستان تقدیم کنم.»

به ایران سفر کردم تا بحران هویتم را حل کنم اما به پارتی هالووین دعوت شدم!

خانم مستوفی اضافه می کند: «من فیزیوتراپ هستم و شاید بهتر از هر کس دیگری بدانم که آناتومی بدن یک انسان فقیر با یک انسان ثروتمند هیچ تفاوتی ندارد. در این صورت چطور می توان نسبت به درد و رنج هم نوع خود بی تفاوت باشم. با وجود اینکه شکاف طبقاتی در سوئد خیلی کمتر از ایران است اما بعد از ظهور اینستاگرام و نقش آفرینی بلاگرها و اینفلوئنسرها احساس تبعیض در جامعه سوئد هم رشد کرده. عده محدودی بلاگرها سطحی از ریخت و پاش را به نمایش گذاشته اند که بقیه مردم را هم تحت تاثیر قرار داده اند. ما نسل اولی هستیم که با پدیده اینستاگرام مواجهیم و قبل از ما کسی آن را تجربه نکرده است. پس نمی دانیم چه نتیجه ای در انتظارمان است. با این وجود من معتقد هستم در عصری که بلاگرها مدام زندگی لاکچری را به رخ می کشند، کمک کردن علنی به محرومان و بیان آن نه تنها دیگر ریا محسوب نمی شود بلکه یک وظیفه است. من مصاحبه ای از آقای حیدری دیدم که در آن می گفتند ما خسته شدیم از بس که مناطق محروم را نشان داده ایم و دولت هیچ کاری انجام نداده و حالا می خواهیم خودمان دست به کار شویم. من این رویکرد را خیلی دوست دارم.»

به ایران سفر کردم تا بحران هویتم را حل کنم اما به پارتی هالووین دعوت شدم!

او می گوید: «خیلی از مهاجران ایرانی علاقمند هستند که به مناطق محروم کمک کنند اما چون به دلیل تحریم ها نقل و انتقال پول به ایران دشوار است و این روزها هم دیگر کسی وقت کافی ندارد، قید آن را می زنند. من اخیرا می خواستم به زلزله زده های کرمانشاه کمک کنم اما واقعا هیچ راهی وجود نداشت. در نهایت مجبور شدم بیت کوین بخرم و به ایران بفرستم، با وجود اینکه می دانستم بخش عمده ای از آن در اثر تبدیل واحد پول از بین می رود. باید برای این مشکل فکری کرد. اگر نقل و انتقال پول آسان شود خیلی از ایرانیان خارج از کشور مشتاق کمک به مناطق محروم هستند.»

به ایران سفر کردم تا بحران هویتم را حل کنم اما به پارتی هالووین دعوت شدم!

خانم مستوفی در پاسخ به این سوال که خودش را ایرانی می داند یا سوئدی، می گوید: «اگر راستش را بخواهید هیچ کدام. در واقع من مشکل هویتی دارم. اصلا الان به ایران آمده ام تا مشکل هویتم را حل کنم اما متاسفانه دیدم که بسیاری از مردم ایران به مراتب بدتر از من دچار اختلال هویتی هستند. نمونه اش همان پارتی هالویین که عرض کردم؛ در حالی که ما جشن های تاریخی و بسیار زیبا و عمیق ایرانی داریم که نیازی به پارتی هالووین نداشته باشیم. همیشه به کسانی که خیلی به ایرانی بودن خود افتخار می کنند و با غرور از ملیت ایرانی سخن می گویند غبطه خورده ام. خیلی چیزها را در ایران از فرهنگ و تمدن و تاریخش دوست دارم.»

به ایران سفر کردم تا بحران هویتم را حل کنم اما به پارتی هالووین دعوت شدم!

او در پاسخ به این سوال که چه پیشنهادی برای توسعه فعالیت های آژانس عکس سو دارد، اظهار می کند: «لازم است که شما حتما در اروپا نمایشگاه عکس برگزار کنید چرا که مجموعه های شما قطعا از این ظرفیت برخوردار است. تصاویر مستند شما از زندگی مردم در استان های مختلف کاملا بکر، صمیمی و معصومانه است. من امیدوارم که شاهد برگزاری نمایشگاه های شما در کشورهای اروپایی باشم و اگر به کمک من هم نیاز داشته باشید با همه توان در خدمت شما هستم. امیدوارم بتوانیم از این طریق مشارکت بیشتر خیرین مهاجر را برای کمک به مناطق محروم جلب کنیم.»

نویسنده: محمد حسین حیدری

 
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: