کد خبر: ۱۲۴۶۵
تاریخ انتشار: ۱۸:۲۸ - ۱۸ خرداد ۱۳۹۸ - 2019 June 08

آرمان- گروه اجتماعی: انتشار اخباری از شیوه‌های مختلف تنبیه در مدارس از جمله برخوردهای فیزیکی و خشن، توجه جدی‌تر به مساله خشونت‌زدایی همه‌جانبه از مدرسه را ضروری می‌سازد. تنبیه بدنی، یکی از رخدادهایی است که هر از چند گاه اخباری از آن در مدارس به گوش می‌رسد. این در حالی است که امروزه تنبیه بدنی دانش‌آموزان با نقدهای بسیاری همراه است و کارشناسان و روان‌شناسان بر ضرورت منع جدی این اتفاق در مدارس کشور تاکید دارند. به گفته برخی از آنان تنبیه همراه با خشونت با تبعات بسیاری در آینده همراه خواهد شد و در ایجاد روحیه پرخاشگرانه در دانش‌آموزان تاثیرگذار است. اکثر رفتارهای پرخاشگرانه در بزرگسالی از خشونتی که در دوران کودکی تجربه‌شده نشات می‌گیرد. از طرفی شرایط مدرسه که خانه دوم کودکان و نوجوانان محسوب می‌شود تاثیر بسزایی در آینده و بزرگسالی آنها خواهد داشت. کودکی که مورد تنبیه بدنی قرار می‌گیرد در آینده فردی با عزت‌نفس پایین، پرخاشگر و افسرده خواهد شد. کودکان از طریق مشاهده و تقلید، مدل‌های متفاوت رفتاری را یاد می‌گیرند و سپس آن را بروز می‌دهند. بنابراین معلم می‌تواند به‌عنوان یک الگو برای دانش‌آموزان، تعمیم‌دهنده خشونت در آنها باشد. گاه این خشونت‌ها از سوی برخی مدیران، معاونان آموزشی و بعضا از سوی برخی معلمان صورت می‌گیرد و گاه نیز نوع تنبیه تغییر می‌کند و از خشونت یک دانش‌آموز بر دانش‌آموز دیگر با خواست‌ها و اصرار‌های معلم تغییر می‌کند. چرخه خشونت در مدارس در حالی از معلم به دانش‌آموز و از دانش‌آموز به معلم تغییر می‌کند که براساس قوانین آموزش و پرورش سال‌هاست تنبیه این‌چنینی در مدارس ممنوع شده است. براساس آیین‌نامه انضباطی مدارس، هرگونه تنبیه، توهین و تعیین تکالیف اضافی برای دانش‌آموزان غیرقانونی است. به عبارت دیگر مطابق ماده ۷۷ آیین‌نامه انضباطی مدارس، «اعمال هرگونه تنبیه از قبیل اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تکالیف درسی جهت تنبیه ممنوع است.» اما برای برخورد با تخلفات احتمالی دانش‌آموزان، قانون سلسله‌مراتبی را براساس اصول تربیتی تعیین کرده است که برای تنبیه دانش‌آموزان باید به آن توجه شود. همچنین، ضرورت بررسی وضعیت روحی و روانی معلمان مورد تاکید قرار گرفته و با توجه به اینکه معلمان در طول خدمت خود دوره‌های گوناگونی از زندگی کاری و شخصی را می‌گذرانند پیشنهاد بر این شد تا توجه و گزینش معلمان به شکل متناوب و دوره‌ای صورت گیرد و سلامت روحی آنها بررسی مجدد شود.

یک کارشناس مسائل آموزش‌وپرورش گفت: بی‌گمان هر فرد برای خدمت در لباس آموزگاری نیاز به آموزش‌های ویژه برای برخورد با دانش‌آموزان، آشنایی با حقوق آنان و کنترل هیجانات خود دارد که البته جای این‌گونه آموزش‌ها در دانشگاه‌های تربیت معلم خالی است. محمدرضا نیک نژاد با بیان اینکه آن سوی قضیه دانش‌آموزان هستند، گفت: امروزه ساختار آموزشی بیش از آموزش اخلاق، رفتار و پرورش شهروندان دانا، دلسوز، آگاه و راستگو به‌دنبال ماشین‌هایی با خروجی‌های نمره، معدل و رتبه‌های کنکوری است. وی بیان داشت: آموزگاران در دوران آموزش در دانشگاه و پس از آن در دوره‌های نه‌چندان سودمند ضمن خدمت آموزشی در زمینه برخورد با دانش‌آموزان نمی‌بینند و اخلاق و منش آنان بر آموزه‌های خانوادگی و اجتماعی و تا اندازه‌ای غریزی بنا شده است. نیک‌نژاد تصریح کرد: برخی آموزگاران از یک‌سو، رفتارهای خود را نه بر پایه جایگاه آموزگاری و حرفه‌ای بلکه به‌عنوان یک انسان معمولی طرح‌ریزی می‌کنند و از سوی دیگر دانش‌آموز را زیردست می‌دانند و با کوچک‌ترین حرکت دانش‌آموز خارج از چارچوب‌های رفتاری، برمی‌آشوبند و گاه رخدادهای تلخی چون تنبیه بدنی را پدید می‌آورند. وی اضافه کرد: در ساختار آموزشی ما آموزش حقوق و تکالیف کمترین سهم را در درون‌مایه‌های آموزشی دارند و از این‌رو خروجی‌های آن برخوردار از کمترین آموزه‌های اخلاقی و رفتاری و شهروندی هستند. وی خاطرنشان کرد: دانش‌آموز بی‌انگیزه به درون‌مایه‌هایی که کمترین پیوند را با زندگی کنونی و آینده‌اش دارد و به تنگ آمده از فشارهای خانوادگی و فرهنگی معدل‌مدار و کنکورمحور و محصور شده در چارچوب‌های اجتماعی مبتنی بر سلیقه‌های شخصی و گروهی و به‌دنبال فرصت برای برون‌ریزی هیجانات فروخورده است؛ کلاس، مدرسه و جمع همسالان را بهترین فرصت برای تخلیه می‌داند و ناآگاه از حق و تکلیف خود، بر روان آموزگار تاخته و او را به واکنش وامی‌دارد. نیک‌نژاد با اشاره به اینکه اما وجه دیگر این مساله، فرادستان آموزش‌وپرورش و سیاستگذاران کلان در این زمینه هستند، افزود: بیش از دو دهه است که فرهنگیان از شرایط کاری خود ناخشنودند و مسئولان در بسیاری از گستره‌های آموزشی معلمان را نمی‌بینند. این کارشناس حوزه آموزش‌وپرورش اظهار داشت: کاهش نیروهای آموزش‌وپرورش سبب فشار بیشتر به آموزگار و دانش‌آموز، افزایش دانش‌آموزان کلاس، کاهش کیفیت آموزشی و بالارفتن تنش میان دانش‌آموزان و معلمان و بروز خشونت است و بی‌گمان گونه‌ای از تنبیه روانی و خشونت را نسبت به هر دو گروه به‌دنبال دارد که در نهایت آسیب زیادی را به آموزش‌وپرورش وارد می‌کند.

باید کنترل خشم آموزش داده شود

وزیر آموزش‌وپرورش پیش از این در اظهاراتی در رابطه با خشونت در مدارس از سوی دانش‌آموزان و در عین حال معلمان با تاکید بر اینکه خط قرمز ما در آموزش‌وپرورش حفظ حریم و صیانت از حرمت معلمان است، گفته بود گاه در رسانه‌ها و شبکه‌ها می‌بینیم که یک تنبیه بدنی یا تحقیر شخصیت دانش‌آموز صورت می‌گیرد که باید از وقوع این مسائل جلوگیری کنیم اما در عین حال از خطاها و تعرضات جسمی و بدنی که به معلمان نیز می‌شود، نباید چشم‌پوشی کرد. سیدمحمد بطحایی تصریح کرد: بنده مکلف هستم این تخلفات را به‌عنوان همکار آن معلم و عضوی از خانواده آموزش‌وپرورش پیگیری کنم، بنابراین هر دو جنبه برای وزارت آموزش‌وپرورش و مدیران این وزارتخانه مهم است. وزیر در مناسبتی دیگر هم تاکید کرد که من به‌عنوان همکاری از اعضای خانواده آموزش‌و‌پرورش همان‌گونه که نسبت به حقوق دانش‌آموزان حساس هستم در رابطه با تعرض به حقوق معلمان حساسیت دارم به‌ویژه اینکه این مساله تعرض به حوزه تعلیم و تربیت است. بطحایی در خصوص افزایش خشونت علیه معلمان نیز اظهار داشت: مردم ما فرهنگ‌پرور و فهیم هستند اما گاه با کنترل‌نکردن عصبانیت و خشم شاهد اتفاقاتی در مدارس هستیم آن هم در محیطی که باید کنترل خشم آموزش داده شود تعرض به یک معلم کار بسیار نابخشودنی است. با این همه، کارشناسان ریشه‌های مختلفی را برای معضل خشونت در فضای آموزشی کشور مد نظر قرار می‌دهند.

اگر تو را زدند تو هم آنها را بزن

برخی از خانواده‌ها در ابتدا به فرزندان خود می‌گویند که اگر در مدرسه کسی شما را زد شما هم او را بزن، متأسفانه این خانواده‌ها در ابتدا به‌جای اینکه به فرزندان خود آموزش دهند که اگر ناملایمتی از طرف مقابل دیدند صبر پیشه کنند می‌گویند اگر تو را زدند تو هم آنها را بزن. خانواده‌ها تصور می‌کنند در این شرایط و با چنین راهنمایی‌هایی، به فرزندان خود دفاع‌کردن از حقشان را آموزش می‌دهند در صورتی که غیرمستقیم خشونت‌کردن را به فرزندان خودشان آموزش می‌دهند. خانواده یکی از مهم‌ترین مکان‌هایی است که می‌تواند خشونت را در فرزندان کاهش یا افزایش دهد و متأسفانه حتی در مشکلات زناشویی نیز این مسأله وجود دارد که اگر طرف مقابل داد می‌زند من هم باید داد بزنم تا صدایم شنیده شود. خشونت می‌تواند به دیگر افراد جامعه سرایت کند، همان‌طور که خنده می‌تواند مسری باشد، اگر در خانواده جروبحث زیاد باشد این موضوع به فرزندان نیز سرایت می‌کند و در محیط اجتماعی و مدرسه موجب می‌شود تا رفتار خشن را از خود بروز دهند. در وهله نخست باید زمان مذاکره و گفت‌وگوکردن را بیاموزیم و یادمان باشد که خشونت فراگیر است و مربوط به جامعه شهری و روستایی نیست و در هر منطقه نوع خشونت‌ها متفاوت است اما وجود دارد.

با تاسف مشکلی حل نمی‌شود

در مدارس باید دانش‌آموزان را با مصادیق خشونت آشنا کرد و در زمینه پیشگیری آموزش‌های لازم را به آنها ارائه داد. با وجود ارائه راهکارهای مختلف اما هنوز هم خشونت در مدارس مشاهده می‌شود؛ فضایی که گستردگی آن هم به دانش‌آموزان و هم به معلمان آسیب می‌رساند. اساسا خشونت آتشی است که توسط رفتارهای غلط تربیتی خانواده روشن می‌شود و ضعف سیستم آموزشی و دست‌اندرکاران آن و ناآگاهی از نوع برخورد با خشونت و مشکلات دانش‌آموزان موجب شعله‌ور‌ترشدن آن می‌شود و با ‌‌ای‌کاش گفتن و تاسف مشکلی حل نمی‌شود بلکه آموزش‌وپرورش باید گام بزرگ و جدی در این زمینه بردارد. معلمان و پرسنل مدرسه قابل‌اعتماد‌ترین افراد در جامعه برای محافظت از دانش‌آموزان هستند. اما بروز خشونت نیز در مدارس غیر قابل اجتناب است که چاره کار بدون حمایت و همکاری خانواده‌ها عملا امکان‌پذیر نیست.اکثر دانش‌آموزان به معلمان خود، بیش از سایر اقشار جامعه اعتماد دارند و اگر معلمی بتواند از این اعتماد، حُسن استفاده را ببرد، راه هموار خواهد شد. همبازی یا هم‌تیمی‌شدن معلم با دانش‌آموزان خاطی در مدرسه، ایجاد انگیزه در پرورش توانمندی‌های درسی، ورزشی یا مهارتی دانش‌آموزان خاطی، ملاقات با والدین و دوستان ایشان و... می تواند در کنترل دانش‌آموزان خاطی موثر باشد.‏

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: