به‌روز شده در: ۰۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۷
کد خبر : ۱۱۶۱
تاریخ انتشار : ۱۳:۳۰ - ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ - 2018 February 14
اگر مطالبه گری از سوی رسانه ها روال شود مطمئنا افرادی از درون خانواده فوتبال که احساس تنهایی یا بی پشتوانه بودن دارند هم به این موج می پیوندند و اتفاقهای مبارکی می افتد
حمید محمدی مجری ورزشی شبکه سه در یادداشتی خواندنی به نقد موضوع علی کریمی و مقایسه او با خبرسازی یک چهره مهم فرهنگی پرداخته است. اين متن را بخوانيد:
ابراهیم حاتمی کیا و  علی کریمی پرتکرارترین نامهای این روزها هستند. همه جا صحبت از این دو نفر است. حتی افرادی که سینما و فوتبال را خیلی جدی دنبال نمی کنند به لطف شبکه های اجتماعی دستکم از مواضع این دو نفر آگاه شده اند. دو نفری که در زمینه کاری خودشان متخصص اند و البته به پشتوانه همین تخصص و محبوبیت بی محابا حرف می زنند. اما تفاوت اصلی آنها شاید جمله اول حاتمی کیا در مراسم اختتامیه جشنواره فجر امسال است که گفت: "من فیلمساز وابسته ام." روی سن خیالی جشنواره فوتبال اما هر روز علی کریمی را می بینیم که داد می زند: "من فوتبالیست وابسته نیستم." (و جالب اینکه علی برخلاف ابراهیم جایزه ای در دستش نیست!)

نکته بسیار معناداری در واکنش اهالی سینما به صحبتهای حاتمی کیا و اهالی فوتبال به علی کریمی نهفته است و آن اینکه در هر دو طیف کماکان مهم این است که انتقاد را چه کسی بیان می کند نه اینکه اساسا انتقاد از چه چیزی است. در مورد اول انتقاد علیه مخالفان و منتقدان فیلم "به وقت شام" و بخصوص صدا و سیما مطرح شد و با اینکه رسانه ملی از داخلی ترین لایه های جریان های سیاسی داخل مملکت منتقد دارد تا اپوزیسیون خارج از کشور، واکنش های بخش وسیعی از مردم و اهالی سینما به ویژه در فضای مجازی علیه حاتمی کیا بود. واکنش هایی که یک سرش مثل همیشه طنز بود و تدوین فیلم صحبتهای حاتمی کیا با صدای نقی معمولی و سر دیگرش تکه فیلمی از زنده یاد عباس کیارستمی، نقل قولی از زنده یاد علی معلم، اشاره های مختلف از صاحبنظران و در نهایت حرف مردم کوچه و بازار که شما با این جایزه که در دست دارید و هزاران سیمرغ و تقدیر، به چه چیزی اعتراض میکنید؟ خود من هم چهار پنج بار فیلم صحبتهای او را دیدم هربار از خودم پرسیدم: "مگر چه شده؟ اتفاقی افتاده؟"

ماجرا همین قدر گنگ است و اگر بخواهیم بدانیم حرف منتقدان و پاسخ حاتمی کیا چیست خودمان باید آستین بالا بزنیم و منابع و سایتها را بگردیم. اما ما کار ساده تر را می کنیم؛ از حاتمی کیا خوشمان نمی آید؛ به او می پریم. یا بالعکس، از او دفاع میکنیم. درمورد علی کریمی هم ماجرا همین است. تمام مصاحبه های او را در این مدت دیده و خوانده ام و همان سوال را درباره او هم دارم: "مگر اتفاقی افتاده؟" چه چیز مهم و تازه ای پیش آمده که او با این همه سال سابقه بازی باشگاهی و ملی و حتی مقطعی دستیاری کارلوس کیروش حالا تمام ارکان فوتبال را نشانه رفته؟ حتی خود کیروش را. او موارد متعددی را در مصاحبه هایش فریاد می زند. ماجرای حق پخش جام جهانی گذشته، گرفتن لباس از بچه های تیم ملی، شرکت نمیدانم چی نوین، اخراج یک کارمند، بلیط فروشی الکترونیک، استخدام یک بدنساز، اساسنامه فدراسیون، حتی تمرین کنعانی زادگان و هزار و یک موضوع بظاهر بی ارتباط با هم و پراکنده.  

بقول حضرت مولانا در "فیه ما فیه" وقتی تو میگویی نان میخواهم، خورش میخواهم، خرما میخواهم و... تو همه اینها را نمیخواهی، تو یک چیز دیگر میگویی: گرسنه ای! حالا حکایت کریمی است. همه مسائلی که او مطرح میکند مصداق هایی ازیک مفهوم کلی هستند. درواقع او میخواهد یک چیز دیگر بگوید: مدیریت فوتبال ما مشکل دارد. جالب اینکه برخلاف مورد حاتمی کیا، اهالی فوتبال و بخش گسترده ای از مردم طرف کریمی را گرفته اند و از او حمایت می کنند؛ البته هرکسی از ظن خودش! اما در این مورد، داشتن هدف مشترک یعنی انتقاد از فدراسیون فوتبال آنها را باهم متحد کرده. این موضوع باعث شده که حتی چشم ها به روی بعضی موارد منفی در اصل سوال و یا رفتار سوال کننده بسته شود. ریشه این همنوایی ها با انتقادهای تند کریمی این است که تقریبا همه اعتقاد دارند مدیریت در فوتبال ما ضعیف است، برخی رفتارها و حرفهای کارلوس کیروش عذاب آور و حرص درآور است، مسائل مالی آنچنان روشن و شفاف نیست، خیلی از قراردادهایی که فدراسیونی ها بسته اند و می بندند عجیب و ترکمانچای گونه است و هزار مورد دیگر. اما نمی توانند ثابت کنند !

چرا علی کریمی؟
  تمامی مواردی که ذکرشان رفت، خود معلول دو علت اصلی است. اول کم کاری، ضعف، چشم پوشی یا هر اسم دیگری که دارد از سوی نهادهای نظارتی و دوم پیچیده بودن روابط در فدراسیون های فوتبال که بعنوان نهادهای غیردولتی، بوروکراسی و ضوابط خاص خود را دارند. این درست اهالی فدراسیون از موضع بالا مدام استناد می کنند به اینکه اساسنامه از سوی فیفا تایید شده و آنها پایبندی کامل به قانون دارند، اما کدام قانون؟ همه می دانیم خود فیفا هم آنچنان علیه السلام نیست! در چنین شرایطی امثال کریمی و مایلی کهن وقتی می بینند کاستی ها و سوء مدیریت ها مورد بررسی قرار نمی گیرد، خودشان وارد میدان می شوند. موضوعی دردناک که مشابهش را قبلا در قالب کلیپ های طنز مربوط به ثبت نام افراد مختلف در انتخابات ریاست جمهوری دیده بودیم. جدا از سادگی و سطحی نگری برخی، عده ای دیگر تنها راه اصلاح وضع زندگی شان را در این دیده بودند که خودشان بیایند رییس جمهور شوند!
 
چه باید کرد؟
حداقل امسال در مسائل مختلف این جمله را خیلی شنیده ایم که راه اعتراض این نیست. اما کسی نمی گوید راه اعتراض و انتقاد چیست! درست همینجاست که رسانه مفهوم پیدا می کند. بله؛ یک برنامه تلویزیونی و یک روزنامه یا سایت، ضابط قضایی نیست اما وجدان بیدار جامعه که هست. او میتواند مطالبه گری را آنقدر تکرار کند که با فشار به ارکان قدرت آنها را وادار به پاسخگویی کند، کمااینکه محمدرضا ساکت را از ساکت بودن درآورد و او را با آن مقام به مناظره کشاند. او میتواند باعث ایجاد موجی شود که دستگاههای قضایی و نظارتی را به میدان بیاورد. او حتی میتواند حقوق قشرها و اصناف مختلف را هم از لا به لای کتاب قانون درآورد و به آنها نشان دهد. یادمان نمی رود که بسیاری از پرونده های کلان فساد در ورزش از جمله کالچوپولی و فساد مالی در فیفا را هم همین رسانه ها علنی کردند و حاکمان علی الاطلاقی مثل سپ بلاتر یا محمد بن همام را به زیر کشیدند.

اگر مطالبه گری از سوی رسانه ها روال شود مطمئنا افرادی از درون خانواده فوتبال که احساس تنهایی یا بی پشتوانه بودن دارند هم به این موج می پیوندند و اتفاقهای مبارکی می افتد. البته شرط بزرگی دارد و آن رعایت ادب رسانه ای و اشراف به موضوع است، امری که اتفاقا از نکات منفی کریمی بود.  راستش را بخواهید من اگر مقامی در فدراسیون داشتم، فارغ از اینکه مدیر قابلی بودم یا یک آدم فاسد، جلوی کریمی نمی نشستم. چرا من مدیر باید به یک بازیکن یا مربی پاسخگو باشم که آنطور کنار من بنشیند، حتی به صورت من نگاه نکند، انقدر کلمات درشت بارم کند و من برای ابراز بزرگواری مجبور باشم فقط لبخند بزنم؟ پس یک جای کار می لنگد! که اگر نمی لنگید من سر جایم نشسته بودم و اساسا چیزی هم وجود نداشت که علی کریمی یا کسی مثل او اعتراضی بکند.

بهارنیوز
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار