به روز شده در: ۰۴ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۵:۵۴
کد خبر: ۱۰۶۸۱
تاریخ انتشار: ۰۸:۲۶ - ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ - 2019 April 24
معاون عملیات ارتش گفت: پرسنل ارتش، نگرش و دید سیاسی دارند. اگر نیاز باشد از توانمندی و قابلیتشان در پست ها و مسائل دولتی و سیاسی استفاده و بهره برداری شود این ظرفیت وجود دارد اما به هیچ وجه درگیر بازیهای سیاسی نخواهند شد. چون تدبیر فرمانده و قانون بر این است. اگر احیانا قانون و تدبیر عوض شد و ابلاغ شد ما حاضریم به همه نشان دهیم که چه ظرفیت و توانمندی در سطح ارتش وجود دارد.

امید کرمانی‌ها: امیردریادار سیدمحمود موسوی معاون عملیات ارتش جمهوری اسلامی ایران به مناسبت روز ۲۹ فروردین ماه میهمان کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین بود. با او درباره قدرت بازدارندگی ارتش و تندشدن لحن ایران و آمریکا نسبت به یکدیگر به گفتگو نشستیم.  

مشروح گفتگوی خبرآنلاین با امیردریادار موسوی را در ادامه بخوانید.

****

*نقطه اوج توان بازدارندگی ارتش در این ۴۰ سال چه زمانی بود؟ اول انقلاب یا الان یا در این ۴۰ سال شاید نقطه اوجی داشته باشد.

معتقدم هیچوقت نباید بگوییم در نقطه اوج قرار داریم. چون اگر بگوییم در اوجیم، به معنای این است که سکون کرده ایم. اما نسبت به گذشته الان توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.

*قابل شمارش هم هست؟

می توانیم در بخشی از مولفه ها به مواردی به صورت کلی اشاره کنیم. در ۴۰ سال گذشته در بحث تجهیزات بدون سرنشین، تعداد محدودی از سامانه ها را داشتیم که فقط در اختیار نیروی دریایی بود که آنهم در غالب انجام برخی از تیراندازی سطح به هوا برای ارزیابی سامانه های توپخانه و کارکنان و کنترل آتش مورد بهره برداری و استفاده قرار می گرفت. الان در بحث تجهیزات بدون سرنشین در کجا قرار گرفته ایم؟ درواقع داریم هم ایستایی می کنیم با کشورهایی که تجربه خیلی زیادی در این مقوله دارند. تولیدات تجهیزات بدون سرنشین ما در ابعاد مختلف رزمی، آموزشی، گشت و شناسایی و حتی تجهیزات دریایی در سطح یا زیر سطح را داریم که کارها شروع شده و داریم یکسری فعالیتها و اقدامات را انجام می دهیم. در بحث سامانه های موشکی، ما به یکسری بردها محدود بودیم که طرفهای دیگر در اختیار ما قرار داده بودند. فراموش نمی کنیم که در طول دوران دفاع مقدس طرف مقابل با چه آزادی موشک شلیک می کرد و ما با چه محدودیت و ملاحظاتی. الان آن محدودیت ها وملاحظات نه در تعداد و نه در بُرد وجود ندارد. اگر هم وجود داشته، خودمان خودمان را محدود کرده ایم. یعنی یکسری مولفه ها و تدابیری را به مجموعه نیروهای مسلح ابلاغ کردیم که در آن چارچوب عمل کنند. آن تدابیر اگر برای ما محدویت ایجاد کرده باد، ما خودمان را در راستای آن تدابیر که از طریق سلسله مراتب ابلاغ می شود، محدود می کنیم. اما اگر بر این تدبیر باشد که ما موشک با برد بیش از آنچه در اختیار داشتیم تولید می کنیم این ظرفیت و قابلیت وجود دارد. در بحث یگانهای پروازی اصلا باورمان نمی شد بتوانیم هواپیمای جنگنده تولید کنیم. اما الان می بینیم که تولید موتور جت که بتواند روی یک هواپیمای رزمی نصب شود و سرعتی چند برابر سرعت صوت را برای ما ایجاد کند در اختیار هر کشوری نیست. تک تک بلیدهای توربین که باید استفاده کنید از یک متالوژی ، فناوری و متریال خاصی برخوردار است که رسیدن آن کار هر کسی نیست. اما الان می بینیم که الحمدالله موتور جنگ جنگنده در داخل کشور تولید شده و مراحل آخر خود را می گذراند که بالای ۹۵ درصد کارش انجام شده و ما داریم از آن استفاده می کنیم و آزمایشات را انجام می دهیم که بعد ان شاءالله بتواند به تولید انبوه برسد. در بحث یگانهای زیرسطحی که درواقع پیچیده ترین فناوری در تجهیزات نظامی را باید در این بخش سراغ بگیرید و وجود دارد. مایی که در قبل از انقلاب در طول دوران دفاع مقدس اصلا از این زنجیره دفاعی محروم بودیم الان به این زنجیره دفاعی تجهیز شده ایم. هم می سازیم، هم آموزش می دهیم و هم نگهداری می کنیم و هم تجهیزش می کنیم. سه فروند موشک زیرسطحی که از کشور روسیه در ابتدا خریده بودیم موشک زیر سطح به سطحش را به ما نداده بودند. به مین مجهز بود اما الان به توانمندی رسیده ایم که موشک زیر سطح به سطح تولید می کنیم و می توانیم روی زیردریایی مان نصب کنیم که هم بتواند موشک بزند و هم بتواند اژدر بزند و هم مین پرتاب کند و مین روبی کند. اژدر، یک سلاح راهبردی است که براحتی به هر کشوری نمی دهند. ما امروز الحمدالله به قابلیت و توانمندی رسیده ایم که اژدر را در داخل کشور داریم تولید می کنیم و یگانهای رزمی خودمان را هم در یگانهای شناور سطحی و زیرسطحی تجهیز کرده ایم. پس اصلا در حد مقایسه نمی توانیم قیاس کنیم. اینها را که کنار بگذاریم در بحث نیروی انسانی قبل از انقلاب صد درصد در آموزش نیروی انسانی وابسته بودیم. افسران هوایی و دریایی ما به کشورهای دیگر جهت آموزش می رفتند و حتی در مواردی زمینی. پرسنل درجه ما در تخصص های خاصی خارج از کشور آموزش می دیدند. الان در بحث آموزشی به توانمندی ای رسیده ایم که هم نیاز خودمان را تامین می کنیم و هم بارها اعلام کرده ایم که توانمندی این را داریم که نیاز کشورهای دوست و همسایه را هم بنا به ضرورتی که اعلام می کنند، تامین کنیم و آموزش دهیم.

*این نقد که ارتش در اشراف به تعاملات و مناسبات سیاسی ضعف دارد را وارد می دانید یا خیر؟

در ابتدا باید بگویم که تدبیر، قانون و ابلاغیه فرماندهی معظم کل قوا داریم که نیروهای مسلح به هیچ وجه در جهت گیری های سیاسی نباید وارد شوند. اما این به منزله این نیست که منِ نظامی به عنوان یک فرد نظامی و فرماندهی در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و در ارتش بینش، نگرش و دید سیاسی نداشته باشم. این به منظر این نیست که ما مسائل سیاسی جامعه و کشورهای اطراف و جهان را دنبال نمی کنیم. از فرمانده معظم کل قوا تدبیر داریم که باید بصیرت داشته باشیم. این بصیرت هم بصیرت سیاسی است و هم بصیرت عقیدتی است و هم بصیرت نظامی است. اما اینکه بخواهیم به نفع یک جبهه، گروه یا حزب خاص سیاسی ورود کنیم از ماموریت اصلی خودمان منحرف می شویم. اگر ارتش به عنوان یکی از بازوهای توانمند نظام جمهوری اسلامی ایران درگیر بازیهای گروهای سیاسی بشود ضربه خواهد خورد و ماموریت اصلی اش خدشه دار خواهد شد. بنابراین پرسنل ارتش، نگرش و دید سیاسی دارند. اگر نیاز باشد از توانمندی و قابلیتشان در پست ها و مسائل دولتی و سیاسی استفاده و بهره برداری شود این ظرفیت وجود دارد اما به هیچ وجه درگیر بازیهای سیاسی نخواهند شد. چون تدبیر فرمانده و قانون بر این است. اگر احیانا قانون و تدبیر عوض شد و ابلاغ شد ما حاضریم به همه نشان دهیم که چه ظرفیت و توانمندی در سطح ارتش وجود دارد.

*یک سوال هم در مورد اینکه می گویند پنجره دیپلماسی بسته شود، پنجره جنگ باز می شود مطرح است. آیا ایران و آمریکا الان در این وضعیت هستند؟

بالاخره پنجره دیپلماسی به طول کامل با  آمریکا بسته نیست. آمریکا، کشوری به عنوان حافظ منافع تعریف کرده و ما هم کشوری را به عنوان حافظ منافع تعریف کرده ایم. با واسطه پیامها ارسال می شود. این که بگوییم کلا اصلا ارتباط نیست و پیامی رد و بدل نمی شود البته به ارتباط مستقیم وجود ندارد به خاطر نگرشهایی که وجود دارد.

*در این چند وقت اخیر از زمانی که ترامپ آمده سطح ادبیات دو کشور نسبت به همدیگر تندتر می شود.

به عنوان یک فرد نظامی از فرماندهی معظم کل قوا تدبیر داریم که همواره باید احساس کنیم که تهدید و خطر وجود دارد و خودمان را برای مقابله با آن خطر و تهدید آماده نگه داریم و آماده باشیم. اما اشاره می کنم به صحبتهای فرمانده معظم کل قوا که ایشان فرموده اند بنده خطر رویارویی مستقیم و جنگی را پیش بینی نمی کنم. پس  قطعا چنین چیزی وجود ندارد اما این به منزله این نیست که ما بخواهیم خیالمان راحت باشد و شب آسوده بخوابیم. ما به عنوان نیروی نظامی باید همواره احساس خطر کنیم. به یکی از تدبیرهای امیر سیاری در نیروی دریایی اشاره می کنم که می گفتند بالای سرتان بنویسید تهدید چیست؟ من چه کرده ام من چه آمادگی ای دارم و به عنوان یک فرمانده چه باید بکنم؟ هر روز که وارد اتاق می شوید اول این نوشته را بالای سرتان ببینید. آخر شب که دارید به خانه می روید، این را ببینید. ما به عنوان افراد نظامی باید این را همیشه و همواره رصد کنیم. قطعا اگر ارتباطات و تعاملات سیاسی نزدیک وجود داشته باشد، ارتباطات نظامی بیشتری هم وجود خواهد داشت. خطر درگیری کمتر خواهد بود. این که یک اصل است و نمی توان آن را نفی کرد. اما الزاما نبود ارتباط سیاسی مساوی است با درگیری نظامی و جنگی را نمی توانیم بگوییم وجود دارد. شاید زمینه اش بیشتر فراهم باشد که به طرف مقابل برمیگردد که چقدر حماقت بکند. این حماقتش اگر منجر به این بشود که عزت، توان و منافعمان بخواهد خدشه دار شود، حدود و ثغورمان خدشه دار شود، در طول ۴۰ سال انقلاب اسلامی ثابت کرده ایم که هیچوقت ساکت نخواهیم نشست. قطعا پاسخ می دهیم، برخورد می کنیم و مقابله می کنیم اما باز از فرمانده کل قوا تدبیر داریم که جمهوری اسلامی ایران هیچوقت آغازکننده و شروع کننده نخواهد بود. اما در صورت هرگونه تعرض آنچنان پاسخی خواهد داد که همه را از کرده خود پشیمان می کند.

*حال و هوای فرماندهان چگونه است؟ وضعیت روحی را تشریح بفرمایید.

حوادث سیلی که اخیرا در کشور اتفاق افتاد همه را ناراحت و آزرده خاطر ساخت. بخصوص اینکه با ایام نوروز مصادف بود و ایام شاد مردم. قطعا ما بعنوان خادمین مردم عزیزمان وقتی ببینیم بخشهایی از کشور و گروه هایی از مردم دچار آلام، آسیب و مشکلات شده اند، قطعا غمگین و ناراحت می شویم. اما این به منزله کاهش روحیه و انگیزه برای خدمت به نظام و ارتقای توان و آمادگی دفاعی نیست. الحمدالله فرماندهان ما از روحیه خوبی در بحث مسائل نظامی برخوردار هستند. اگر مصاحبه های امیر فرمانده ارتش را ببیید، می بینید که ایشان همواره روحیه بشاش و بازی دارد. فکر نمی کنم بتوان خستگی و نگرانی را از چهره نظامیان ما شاهد باشید و ببینید. اگر هم احیانا مسائل و مشکلات داخلی وجود داشته باشد که هر سازمان و ارگانی دارد اما قطعا فرهنگ ایرانی می گوید که ما صورت مان را با سیلی سرخ نگه می داریم.

*به عنوان نقطه پایانی این لباسی که شما پوشیدید، نشان می دهد که بالغ بر ۳۰ سال نظامی هستید. به عنوان یک سوال غیررسمی در مورد شیرینی و تلخ این لباس بفرمایید.

قطعا هر جایی که با اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح مواجه بودیم، لحظات شیرینی برایمان بوده و آنجا که مسائل و مشکلاتی وجود داشته برای ما لحظات تلخی بوده است. اگر بخواهم در صنف و کار خودم در دریا اشاره کنم، لحظه سرنگونی هواپیمای ایرباس جمهوری اسلامی ایران به دست دژخیمان آمریکای مستکبر جهانی که من خودم در جنوب و دریا بودم برایم لحظه تلخی بود. وقتی که داشتیم اجساد کودکان خردسال و زنان را از دریا جمع می کردیم و به ساحل منتقل می کردیم خیلی لحظه تلخی بود و شاید اگر صد سال دیگر هم بگذرد از ذهن ما به عنوان یک فرد نظامی خارج نشود قطعا از ذهن مردم ایران هم خارج نخواهد شد. اما لحظات شادی هم شاهد بودیم. آنجایی که بعد از پایان دوران دفاع مقدس و جنگ، رژیم بعثی عراق که درواقع محروم بود از اینکه از آبراه های دریایی خود استفاده و بهره برداری کند، شناورهایی از کشورهای دیگر خریداری کرده و هزینه اش را نیز پرداخت کرده بود اما جرات وارد کردنش را نداشت چراکه می دانست مطمئنا آسیب و صدمه خواهند دید. بعد از پذیرش قطعنامه اقدام به وارد کردن یکی از شناورهای پشتیبانی که از کشورهای خارجی خریداری کرده بود، و دنبال این بود که از این به عنوان یک برگ برنده و تبلیغ استفاده کند. موقعی که در تصویر تلویزیون های خارجی این شناور را دیدیم که می خواهد وارد تنگه هرمز می شود و در کنارش یک ناوشکن ایرانی حضور دارد و با مجوز این یگان و نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران وارد تنگه هرمز می شود برایمان لحظه شاد و شیرینی بود که نشان دهنده اقتدار و توان جمهوری اسلامی ایران بود. لحظاتی که در صفحه تلویزیون دیدیم که سربازان رژیم آمریکا که خودشان را ابرقدرت جهانی تصور می کند چقدر خار و ذلیل در مقابل نیروهای ما دست تسلیم بالا برده بودند نه برای ما بلکه برای هر ایرانی لحظه شاد  وشیرینی بود. از این نمونه بعد از ۳۵ سال خدمت در ارتش جمهوری اسلامی ایران در صحنه دریا زیاد شاهد بودیم. گاه به کرات با وضعیت جوی نامناسب و دریای خراب مواجه بودیم و آن لحظات آن صحنه ها سختی های خاص خود را دارد که انسان را خیلی بیشتر به خدا متوجه می کند و بیشتر از خداوند درخواست کمک و مساعدت دارد. به هر حال کار در نیروهای مسلح در ارتش سختی های خاص خود را دارد که فکر می کنم بخش زیادی از سختی ها را خانواده های ارتشی تحمل می کنند. دوری از سرپرست خانواده در اوقات و زمانهایی که واقعا نیازشان دارند. چندین بار پسرم این حرف را به من زده که بارها شده من نیازت داشتم و در کنار من نبوده ای. از این گونه موارد زیاد داریم که به ماهیت شغلی و کاری کارکنانی که درگیر مسائل دفاعی کشور هستند، برمیگردد. ان شاءالله که خداوند قبول کند.

*الحمداله انقدر شما بعنوان جایگاه هماهنگ کننده عملیات ارتش خوش صحبت کردید، با توجه به تهدیداتی که اشاره شده ارتش چه تدارکات و آمادگی هایی را در این فضا دارد. 

مسلم است که در سطح هزینه ای که برای نیروهای مسلح می کنیم در سطح خیلی از کشورها حتی کشورهایی که از وضعیت اقتصادی کمتر و ضعیف تری نسبت به ما برخوردار هستند، کمتر سرمایه گذاری و هزینه می کنیم. به هرحال بحث مسائل امنیتی کشور و تامین امنیت به عنوان یکی از نعمت های ناشناخته که تا داریم قدرش را نمی دانیم و زمانی که خدشه دار می شود تازه به یادش می افتیم که واقعا چقدر ارزشمند و نعمت بزرگی است، می طلبد که هم خوب برنامه ریزی و هم خوب هزینه کنیم و هم خوب از این بخش پشتیبانی کنیم. کشور هندوستان و پاکستان و بخصوص هندوستان را مثال می زنم که جمعیت خیلی زیادی هم دارد. خیلی از منابع زیرزمینی که الان در اختیار ماست را آنها ندارند. مسائل و مشکلات اقتصادی داخل کشورشان، خیلی زیاد است. الی ماشاءالله اما هزینه هایی که برای بحث مسائل نظامی می کنند را نگاه کنید که چه آمار و ارقامی دارد. در مقابل هزینه هایی که ما می کنیم. ما یک پشتوانه عظیمی نسبت به نیروهای مسلح کشورهای دیگر داریم که مطمئن هستیم آنها ندارند و آنهم پشتوانه مردمی است است که هر جا که نیروهای مسلح نیاز پیدا کردند مردم خالصانه وارد شدند. چه به عنوان یک رزمنده و چه به عنوان پشتیبانی کننده و تا زمانی که این فرهنگ، اتحاد، همبستگی وجود دارد آنچه این خلا را برای ما جبران می کند همین ظرفیت اینجاست که در خیلی از موارد به ظرفیت آنها می چربد اما من معتقدم که ما به عنوان نیروهای مسلح باید خودمان را آنچنان آماده کنیم که حتی نیاز و اجازه به ورود یک فرد از هموطنان ما به عنوان نیاز که انها وارد کار شوند و بخشی از کار را بگیرند و به ما کمک کنند اصلا نباشد. بخواهیم به این ظرفیت و جایگاه برسیم باید برنامه ریزی کنیم که در حد برنامه ریزی این توانمندی و ظرفیت در نیروهای مسلح وجود دارد و باید پشتیبانی مالی و قانونی لازم و حمایت های لازم انجام شود که قطعا مسائل و مشکلات اقتصادی و داخلی کشور کمتر شود این ظرفیت هم می تواند تقویت شود و بیشتر گردد. ان شاءالله که به آن توانمندی، ظرفیت و قابلیت برسیم.

۲۱۴۲۱۴

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: