کد خبر: ۱۰۴۹۷
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۸ - ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ - 2019 April 22
جایگاه استراتژیک تهران در تنش دهلی نو و اسلام آباد
نوذر شفیعی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی پیرامون اهمیت حضور عمران خان در تهران و میزان تأثیر آن بر مناسبات ایران و پاکستان تصریح کرد: سفر آقای عمران خان، چه به قصد دلجویی از ایران به واسطه تنش‌های مرزی شکل گرفته باشد و چه بر اساس یک نگاه بلند مدت به منظور تنظیم و تدوین روابطی نوین میان دو کشور بوده باشد، گویای این مهم است که پاکستان نمی‌تواند در حوزه سیاست خارجیش جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یکی از قدرت های مهم منطقه خاورمیانه و غرب آسیا نادیده بگیرد.

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – عمران خان، نخست وزیر پاکستان در جریان سفر دو روزه خود به ایران، شامگاه یکشنبه (اول اردیبهشت ۹۸) وارد فرودگاه مهرآباد تهران شد و مورد استقبال سعید نمکی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قرار گرفت. قائم مقام وزارت امور خارجه، وزیر امور هماهنگی های ایالتی، سید علی زیدی، وزیر کشتیرانی، شیرین مزاری، وزیر امور حقوق بشر، سید ذوالفقار عباس بخاری، مشاور امور پاکستانی های خارج از کشور، عبدالرزاق داود، مشاور امور بازرگانی و سرمایه گذاری در این سفر عمران خان را همراهی می کنند. دیپلماسی ایرانی برای بررسی اهمیت این سفر بر مناسبات دو کشور و نیز تحولات منطقه، گفت و گویی را با دکتر نوذر شفیعی، کارشناس و پژوهشگر مسائل شبه قاره صورت داده است که در ادامه از نظر می‌گذرانید:

با توجه به مناسبات تهران - اسلام آباد و تنش‌های اخیر مرزی شکل گرفته به خصوص حادثه جاده خاش – زاهدان به نظر شما حضور عمران خان در کشور که با شعار پیگیری یک راهبرد جدید در مناسبات با جمهوری اسلامی روی کار آمد، را می توان تلاشی دیپلماتیک به منظور دلجویی از ایران در نظر گرفت و یا باید اهمیت بیشتری برای این حضور نخست وزیر پاکستان قائل شد؟

در پاسخ به این سوال شما علم دیپلماسی و سیاست خارجی چنین بیان می دارد که شدت و سطح مناسبات فی مابین کشورها به دو دسته از عوامل بستگی دارد؛ یک دسته عوامل ثابت و دسته دیگر عوامل متغیر. عوامل ثابت شامل پیشینه تاریخی مشترک، همگنی و سنخیت فرهنگی و اجتماعی دو کشور و نزدیکی جغرافیایی است. در آن سو عوامل متغیر را باید در پارامترهایی نظیر روی کار آمدن رهبران سیاسی، تغییر دولت‌ها، شکل‌گیری ائتلاف‌ها و اتحادهای موقت و نظایر آن دید. در سایه این نکته تجربه تاریخی در روابط ایران و پاکستان گویای این واقعیت انکار ناپذیر است که میزان اثرگذاری عوامل ثابت بیش از عوامل متغیر بوده است. دلایل و نشانه های بارز آن به این مهم باز می‌گردد که علیرغم تنش‌هایی که در مناسبات تهران و اسلام آباد در طول ادوار مختلف روی داده، روابط دو کشور به یک مرحله بحرانی و نقطه بی بازگشت نرسیده است. از این رو سفر آقای عمران خان، چه به قصد دلجویی از ایران به واسطه تنش‌های مرزی شکل گرفته باشد و چه بر اساس یک نگاه بلند مدت به منظور تنظیم و تدوین روابطی نوین میان دو کشور بوده باشد، گویای این مهم است که پاکستان نمی‌تواند در حوزه سیاست خارجیش جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یکی از قدرت های مهم منطقه خاورمیانه و غرب آسیا نادیده بگیرد.

نکته مهم دیگر به جایگاه استراتژیک ایران در تنش هندوستان و پاکستان باز می گردد. در این رابطه تهران یک عقبه استراتژیک و فضای تنفسی جدی برای اسلام‌آباد به شمار می‌رود، آن هم در شرایطی که عربستان سعودی با وجود مناسبات بسیار جدی با پاکستان، نه از آن وزن سیاسی، دیپلماتیک و در عین حال نظامی برخوردار است که بتواند کمک حال اسلام‌آباد در برابر هجوم دهلی نو باشد و نه اساساً ریاض تمایلی به ایفای چنین نقشی در تنش هندوستان و پاکستان دارد. بنابراین به واسطه جبر ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی پاکستان ناچار و ناگزیر از افزایش مناسبات خود با جمهوری اسلامی ایران است. پیرو این نکته تمام این مسائل از همان عناصر ثابت پیروی می‌کنند و مادامی که عناصر ثابت به قوت خود تعیین کننده شدت روابط ایران و پاکستان باشد، بعید به نظر می‌رسد که تغییر و تحول در دولت‌ها و حکومت‌ها و روی کار آمدن شخصیت ها و افراد سیاسی در دو کشور بتواند روابط تهران و اسلام آباد را در سطحی گسترده و به طوری جدی تحت‌الشعاع قرار دهد.

در سایه نکاتی که به آن اشاره داشتید چرا باید این وظیفه خطیر و در عین حال بسیار مهم را جمهوری اسلامی ایران بر عهده بگیرد، آن هم در شرایطی که به نظر می رسد تهران اکنون بیش از گذشته به گسترش و تعمیق مناسبات تجاری خود با دهلی نو نیاز دارد تا بتواند در تقابل با تحریم‌های واشنگتن ایستادگی کند. ولی کوچک ترین اشباه می تواند به حساسیت هندی ها بینجامد. آیا بهتر نیست که ایران از این تنش دهلی نو – اسلام آباد دوری کند؟

در این خصوص باید ابتدا به ساکن گفت که تفاوت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی جمهوری اسلامی ایران با عربستان سعودی، ناگزیر این نقش را برای تهران ایجاد می کند. همان گونه که اشاره کردم به واسطه مرزهای مشترک دو کشور ایران و پاکستان و از آن سو نگاه بسیار جدی و راهبردی هندی ها به خرید نفت از ایران و ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری مانند چابهار، خود به خود تهران را در فضای تنش دهلی نو و پا اسلام آباد قرار می دهد. البته در طول این سال ها دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در نهایت انعطاف و دقت یک راهبرد موازنه قوا را ذیل پیگیری سیاست احترام متقابل و راهبرد کاهش تنش را با هر دو طرف به کار برده است. نکته دیگر به این باز می‌گردد که اکنون پاکستان با کشورهایی مانند آمریکا، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین در ارتباط است که اکنون به عنوان رقبای جدی ایران در منطقه به شمار می روند و از آن سو با دوستان مشترکی مانند چین نیز ارتباطات بسیار مناسبی دارد. لذا ایران هم برای خود این حق را قائل است که متناسب با اهداف و ایدئولوژی خود روابط دیپلماتیک و اقتصادیش را با بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای شکل دهد. پس در این رابطه دو نکته بسیار مهم را باید یادآور شد؛ نکته اول اینکه ارتباط هر کشوری با بازیگران منطقه ای و فرامنطقه نباید به ضرر کشور ثالثی تمام شود، یعنی ارتباط پاکستان با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ایالات متحده آمریکا می‌تواند با قوت ادامه پیدا کند، مادامی که هیچ گونه ضرر و تهدیدی علیه منافع جمهوری اسلامی ایران را در پی نداشته باشد، چنان که ایران هم می تواند روابط مستحکم خود را با هندوستان ارتقاء دهد مادامی که اسلام آباد از این روابط احساس خطر نکند. 

از طرف دیگر باید اقتضائات حال حاضر در روابط بین الملل را هم در نظر داشت؛ روابطی که نقطه کانونی و محوریت آن به تعریف مولفه "قدرت" منتهی می شود. در این رابطه جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از قدرت های مهم منطقه می تواند یکی از متحدین استراتژیک پاکستان به شمار رود؛ در صورتی که عربستان سعودی، علیرغم تمامی مناسبات عمیق و دیرینه با پاکستان نمی تواند چنینی نقشی را ایفا کند به دلیل این که ریاض از یک دیپلماسی و سیاست خارجی "تبعی" پیروی می کند که با تغییر شرایط می تواند نگاه دیپلماتیک ریاض به اسلام آباد را به کلی دستخوش تحولاتی منفی کند. فلذا پاکستان نمی‌تواند عربستان را به عنوان یک متحد جدی و راهبردی خود در نظر بگیرد، چون هر لحظه امکان دارد با ایجاد تنش در روابط آمریکا با پاکستان، عربستان نیز از سیاست‌های واشنگتن تبعیت کند، حال این که جمهوری اسلامی ایران از یک سیاست خارجی مستقل برخوردار است و این گویای این واقعیت است که پاکستان می تواند از ائتلاف و همسویی با ایران بیشترین استفاده و بهره را ببرد. مجموعه این نکات به ما یادآور می شود که تفاوت جایگاه ایران با عربستان سعودی به خودی خود ایران را در مسیر مدیریت تنش اسلام‌آباد و دهلی نو قرار می‌دهد. پس مهم اینجاست که ای ایران با هوشمندی سیاسی و دیپلماتیک به گونه ای برخورد کند که در عین عدم حساسیت در دو طرف فضا را برای گسترش و تعمیق با پاکستان و هندوستان ایجاد کند.

در سایه تنش‌های جدی هندوستان و پاکستان در سال گذشته، آیا این سفر عمران خان می‌تواند حساسیتی را در طرف هند ایجاد کند؟

خیر، چون رابطه جمهوری اسلامی ایران با هندوستان در چارچوب یک بازی بزرگ ژئوپلتیک و ژئواکونومیک جای می گیرد. از طرفی دیگر اتفاقاً این بازی بزرگ زمانی که به ایران ختم می شود منافع همه طرف های متضاد را به صورت ناخودآگاه در یک جا جمع می کند. مثلا یک محور این بازی بزرگ  به مسیر مواصلاتی به نام "ایندو – پاسیفیک" (هند پاسیفیک) اشاره دارد که از ایالات متحده آمریکا شروع شده و بعد از عبور از ژاپن، استرالیا و هندوستان در نهایت به بندر چابهار ختم می شود. محور دیگر این بازی بزرگ به کمربندی "آسیا – پاسیفیک" بازمی‌گردد که از چین شروع می شود به سمت و سوهای مختلفی از نقاط جهان امتداد پیدا می کند که یکی از مهمترین آن به کمربندی چین - گوادر پاکستان بازمی گردد. لذا در این قالب این گونه تصور می شود که "گوادر" پاکستان و چابهار در ایران رقیب همدیگر محسوب می شوند، اما چینی ها و پاکستانی ها به خوبی بر این واقعیت اشراف دارند که خطوط جاده ای و ریلی که در این بندر مهمی که در چارچوب بندر بندر چابهار احداث می شود نقش بسیار مهمی در تکمیل همان محور آسیا پاسیفیک و به پایان رساندن آن کمربندی مهم دارد. پس باز هم می بینید که این شرایط خودی به خود فضایی را به وجود می آورد که ایران به نقطه مشترک منافع رقبا بدل ‌شود. یعنی منافع متضاد بازیگران رقیب زمانی که به ایران می‌رسد به منافع مشترک تبدیل می‌شود. در نتیجه رابطه ایران با هند یا رابطه ایران با پاکستان، به خصوص در حوزه تجاری و اقتصادی، نه تنها حساسیتی را در طرف دیگر ایجاد نمی کند، بلکه می تواند منافع مشترکی را برای همه این بازیگران تعریف و تبیین کند.

اما یقیناً اقتضائات تجاری و اقتصادی هندوستان با پاکستان متفاوت است. در این رابطه اکنون ما مناسبات بسیار پررنگی با هندوستان داریم، در صورتی که برای روابط تجاری خود با پاکستان از هر دو طرف شاهد کم کاری های فاحش هستیم، به گونه ای که خط لوله صلح گازی به صورت نیمه کاره در مرزهای دو کشور رها شده است. آیا سفر عمران خان می تواند تغییری را در مناسبات تجاری دو کشور ایجاد کند؟

در خصوص نکته اول شما باید بگویم که پتانسیل و توانایی اقتصادی هند مراتب پررنگ‌تر از کشور پاکستان است، به گونه‌ای که در حال حاضر هندوستان جزء قدرت های اقتصادی مهم آسیا و حتی جهان به شمار می‌رود، پس طبیعی و یقینا عقلانی است که ایران و هر کشور دیگری به سمت افزایش مناسبات خود با هندوستان گام بردارد. البته نکته من به معنای توجیه کم کاری اسلام آباد و تهران در افزایش مناسبات تجاری دو طرف نیست. از طرف دیگر ظرفیت های سرمایه گذاری ایران در هندوستان بسیار متنوع و گسترده است، لذا همکاری با هندوستان از اولویت و ارجحیت بیشتری برخوردار است. این مسئله گویای توسعه یافتگی هند و عقب ماندگی پاکستان است. لذا اساسا افزایش مناسبات تجاری با هندی ها ارتباطی به کشورهای ثالث ندارد. 

نکته دیگر به این واقعیت باز می‌گردد که اساسا ظرفیت همکاری تجاری و اقتصادی ایران و پاکستان بسیار محدود است چون که دو طرف ظرفیت های تکمیلی اقتصادی را برای همدیگر ندارند. یعنی محصولات و تولیدات هر دو کشور یکسان است و دو طرف از محصولات کشاورزی و خدماتی یکسانی برخوردارند. از طرف دیگر دو کشور تنها در صنایع نظامی رشد کرده اند و در سایر حوزه ها پیشرفت قابل ملاحظه ای دیده نمی شود که بتواند مکمل همدیگر تلقی شوند. تنها جایی که می توان ایران و پاکستان را مکمل تجاری هم دیگر در نظر گرفت موضوع انرژی است. یعنی پاکستان به انرژی گازی ایران نیاز دارد و از آن سو ایران نیز یکی از منابع مهم تولید انرژی به شمار می رود. اما متاسفانه پاکستانی ها به دلایل مختلف که به لحاظ اقتصادی برای آنها مقرون به صرفه نیست از امتداد خط لوله صلح گاز به خاک خود امتناع می کنند، حال این که این خط لوله می‌تواند به لحاظ اقتصادی، رفاهی، کاهش تهدیدات امنیتی، ارتقاء سطح معیشت جامعه و تحکیم توسعه مناسبات ایران و پاکستان نقش جدی را ایفا کند. به نظر من باید در خصوص این دست مسائل گفت وگوهایی در میان مقامات دو طرف صورت گیرد تا فضا برای پیگیری روابط تجاری دو کشور ایجاد شود.

آیا سفر عمران خان به ایران در قالب تلاش اسلام‌آباد برای کاهش تنش در روابط ایران و عربستان جای می گیرد؟ نکته مهم تر آیا حضور نخست وزیر پاکستان می تواند از طرف ریاض با حساسیت هایی رو به رو شود؟ آیا به واقع عربستان سعودی از نفوذ و سایه سنگین خود در پاکستان می تواند برای عدم پیگیری این هدف دولت عمران خان جلوگیری کند؟

در خصوص این سوال مهم شما باید یک نکته مهم را در نظر گرفت که ما از مناسبات خود با همه کشورها چه انتظاراتی داریم. اکنون انتظار ما از پاکستان ایجاد یک روابط دوستانه در قالب عدم دخالت در امور یکدیگر و ایجاد بستر برای همکاری های دو جانبه در همه ابعاد از مسائل امنیتی و نظامی گرفته تا مناسبات تجاری، اقتصادی و روابط سیاسی و دیپلماتیک است. در این رابطه من حتی معتقدم که کشوری مانند پاکستان می‌تواند مناسباتی به شدت متفاوت از عراق و ترکیه را برای ما به ارمغان آورد.

از چه بابت؟

از این بابت که علقه های فرهنگی و تاریخی دو کشور بسیار پررنگ است. ئر این خصوص پاکستان و حتی هندوستان زمانی زیر چتر فرهنگی و بخشی از گهواره تمدنی ایران بوده اند. 

ایران با عراق هم از چنین اقتضائاتی برخورد است.

بله. اما این علقه ها به گونه ای نیست که بستری برای روابط غیر متجاوز گرایانه را شکل دهد. از این منظر زمانی که جنگ تحمیلی ایران و عراق روی داد جمهوری اسلامی تمام ادوات و تجهیزات ادوات نظامی خود را از مرزهای شرقی به مرزهای غربی و جنوبی منتقل کرد، چرا که ایران، پاکستان را کشوری به شدت قابل اعتماد و غیر متجاوز می داند که علی رغم دارا بودن قدرت هسته ای یک تهدید جدی برای امنیت ما قلمداد نمی شود و از آن سو پاکستان آن قدر به ایران اطمینان دارد که برای نگهبانی از مرزهای شرقی خود از کمترین نیرو و ادوات نظامی استفاده می کند. 

پس تنش مرزی دو کشور در چه پارامتر یا پارامترهایی خلاصه می شود؟

آنچه که باعث تنش های مقطعی در مرزهای دو کشور شده است به لایه های در هم تنیده امنیتی باز می گردد که سایه بی ثباتی در کل این منطقه از آسیا تعریف می‌شود. یعنی ما بحران افغانستان، تنش در منطقه بلوچستان پاکستان، عدم توجه اسلام آباد به مرزهای غربی یعنی مرزهای مشترک با ایران، مافیای مواد مخدر، جولان گروه های تروریستی و رادیکال، مناقشات مرزی پاکستان و افغانستان و هندوستان و پاکستان و نظایر آن سبب شده است که تجلیش در حادثه تروریستی جاده خاش - زاهدان دیده شود. لذا من معتقدم که آن اراده قوی منوط به نفوذ جدی عربستان سعودی در پاکستان وجود ندارد که مانع از استحکام روابط تهران و اسلام آباد شود. اگر وجود داشته باشد، حلقه های ضعیفی است که از عربستان سعودی تبعیت می‌کند و نمی‌تواند از آن میزان اثرگذاری جدی برخوردار باشد.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: