به‌روز شده در: ۲۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۳
کد خبر : ۱۰۰۸
تاریخ انتشار : ۱۱:۰۱ - ۱۲ دی ۱۳۹۶ - 2018 January 02
به بیانی دیگر روحانی نباید ظرفیت این رسانه را برای تعامل دو سویه با مردم نادیده بگیرد. همان ظرفیتی که در انتخابات‌های گذشته خودنمایی کرد و توانست انحصار رسانه‌ای صدا و سیما را درهم شکند و رقابت انتخاباتی را به نفع وی تمام کند. اما دولت با مسدود سازی دسترسی افراد به شبکه‌های مجازی عملا باب و بستر گفتگو میان دولت و شهروندان معترض با سد کرد.

بامداد لاجوردی؛ مسدودسازی تلگرام و اینستاگرام اشتباه بزرگ دولت بود. این دو شبکه مجازی بهترین فرصت و کارآمدترین پیش‌روی حسن روحانی برای گفتگو با مردم است و دولت باید به ظرفیت نقش‌آفرینی این دو شبکه پرطرفدار در گفتگو با جامعه و مهار ناآرامی‌های روزهای اخیر باور داشته باشد.

به بیانی دیگر روحانی نباید ظرفیت این رسانه را برای تعامل دو سویه با مردم نادیده بگیرد. همان ظرفیتی که در انتخابات‌های گذشته خودنمایی کرد و توانست انحصار رسانه‌ای صدا و سیما را درهم شکند و رقابت انتخاباتی را به نفع وی تمام کند. اما دولت با مسدود سازی دسترسی افراد به شبکه‌های مجازی عملا باب و بستر گفتگو میان دولت و شهروندان معترض با سد کرد.

حسن روحانی خود بهتر از هر کسی می‌داند که سخنرانی از طریق قاب تلویزیون و صدا وسیما اثرگذاری لازم را برای گفتگو با معترضان ندارد. چرا که در درجه اول رسانه ملی مخاطب زیادی ندارد و در درجه بعدی اساسا بسیاری از مردم نسبت به تلویزیون آلرژی دارند و هر حرف و پیامی از آن مخابره شود، به دیده تردید می‌نگرند و در نظر سوم گروه‌های معترض بدون تردید بی‌اعتمادترین بخش جامعه ایران به رسانه‌های رسمی هستند.

علاوه بر این فراموش نکنیم چندی پیش علی جنتی گفته بود، «ضریب استفاده از ماهواره 71 درصد مردم تهران را شامل می‌شود» و این آمار به خوبی نشان می‌دهد مردم (حداقل فعلا) به رسانه ملی و پیام‌های ارسالی او اقبالی نشان نمی‌دهند و آن را باور نمی‌کنند؛ بنابراین اگر روحانی مترصد آن باشد تا از طریق تلویزیون با مردم گفتگو کند به احتمال زیاد حرف‌های او تاثیرگذاری چندانی نخواهد داشت، معترضان وعده‌ها و گزارش‌های وی را باور نخواهند کرد و در نهایت نارضایتی فروکش نخواهد کرد. لذا دولت باید رسانه بهتری را انتخاب کند، رسانه‌ای که از جنس معترضان باشد.

از سویی دیگر نباید این مهم را نادیده گرفت که اعتراضات خیابانی روزهای اخیر مصداق تحرکات بی‌سر و بدون رهبر است؛ مردم با دغدغه‌های مختلف راهی خیابان شدند و فضای عمومی را برای بیان اعتراض خود انتخاب کرده‌اند. گروه‌های بی‌سری که نماینده یا رهبری ندارند و همین واقعیت موجب می‌شود دولت نتواند با کسی از معترضان گفتگو کند.

در چنین شرایطی انگار کسی برای مذاکره یا نمایندگی وجود ندارد که بخواهد طرف حساب دولت قرار بگیرد و در حقیقت حسن روحانی با دسته‌های پراکنده‌ای از مردم در سراسر ایران روبروست که حتی درباره خواسته‌ آنها نیز اتفاق نظری وجود ندارد؛ بنابراین در چنین شرایطی دولت می‌تواند از فرصت شبکه‌های اجتماعی و اینترنتی برای گفتگو با مردمی که احتمالا تلویزیون رسمی را هم قبول ندارند، استفاده کند.

این رسانه به روحانی این امکان را می‌دهد که پیام‌هایش را با سرعت و اثرگذاری‌ای بیش از رسانه ملی انتقال دهد؛ گفته‌هایی که وقتی در شبکه اجتماعی معترضان قرار گیرد و دست به دست شود برای آنها هم باور پذیر می‌شود./فرارو

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: