تاریخ انتشار: ۲۰ مرد ۱۳۹۴
*حسین گوهری

با کمی دقت پی میبریم که این کودکان در معرض انواع خطرات مانند خشونت وآزار جنسی و بزهکاری وحضور در انواع باندهای تبهکاری مانند مافیای مواد مخدر وفروش اعضای بدن قرار میگیرند واین خطرات هر روز این کودکان راتهدید میکند وگاها میبینیم که این کودکان به ناچار دست به سرقت و یا حمل وجابجایی مواد مخدر میزنند ویا اینکه به تکدیگری روی می آورند.

در این کره خاکی  هنوز هستند کودکانی که به بردگی گرفته میشوند ویا به اجبار به کار های مختلف گمارده میشوند ویا هستند  کودکانی که به خاطر مرگ پدر یا مادر مجبور هستند کارهای سخت وطاقت فرسایی انجام دهند.این کودکان معصوم که در شرایط سخت و بغرنج زندگی میکنند نیاز دارند تا به آنها با دید بهتر نگریسته شود وشرایط بهتری برای زندگی آنها فراهم شود به طوری که آنها هم بتوانند از امکانات مساوی نسبت به دیگر کودکان بهره ببرند واما سیاستمداران  باید در عرصه سیاست‌گذاری‌های کلان کشور  برای پیشگیری ازآسیب‌های اجتماعی ناشی از پدیده کودکان کار وکودکان خیابانی همت  بیشتری به خرج دهند زیرا اگر این امر نادیده گرفته شود ضربه سنگین و مهلکی به اصل وجودی  خانواده وارد می آید و تاثیر منفی  آن بر روی اجتماع خواهد بود اگر بخواهیم مصداق و تعریف دقیقی از کودکان کار وخیابانی داشته باشیم باید بگوییم  کودک کار و خیابانی، شامل افرادی میشوند  کمتر از ١٨ سال تمام که به جهت برخی مشکلات به کار در سر چهارراهها وخیابانهای سطح شهر می پردازند وتحصیل هم میکند واین  امر گاها به دلیل مرگ یا اعتیاد سرپرست خانواده می‌باشد و یا میتوان تعداد کمی از آنها را از آن دسته از کودکانی دانست که به خاطر اشتیاق در قرار گرفتن در گروه همسالان و الگوبرداری اشتباه از آنان به این کار دست میزنند  ؛ومیتوان آنان را به سه دسته تقسیم کرد.

کودکان کار

۱-کودکانی که تحصیل میکنند وعلاوه بر تحصیل کار هم میکنند و بعد از کار به خانه میروند وشب را در کنار خانواده خود سپری میکنند که این کودکان درصد کمتری به بزهکاری روی می آورند وکمک بزرگی نیز در تامین مایحتاج زندگی  برای سرپرست خانواده محسوب می شوند

۲-کودکانی که تحصیل میکنند وکار هم میکنند و در زمان بیکاری به خانه میروند ولی مدت زمان بیشتری  را  با همسالان خود بیرون از خانه سپری میکنند واحتمال اینکه به بزهکاری روی بیاورند بیشتر است.

۳- دسته آخر کودکانی هستند که تحصیل نمی کنند ودر کنار خانواده هم زندگی نمیکنند و تمام وقت خود را در بیرون خانه ودر خیابانهای سطح شهر هستند واحتمال بزهکاری آنها بسیار بالا است وگاها به خرده فروشی مواد  وکیف قابی نیز اقدام میکنند.

ما در ایران با توجه به  ضعف در مراکز آماری نمیتوانیم آمار دقیق ومشخصی از تعداد کودکان خیابانی در سطح کشور ارائه دهیم به دور از هرگونه پرداختن به آمار وارقام  آنچه مهم و قابل بحث  است ما باید در ابتدا به عوامل ایجاد کننده این معضل ببردازیم و بتوانیم راه حلی مناسب برای رفع این پدیده شوم ومعضل اساسی جامعه که به نحوی تعداد زیادی از افراد جامعه را درگیر این موضوع کرده  است بیدا کنیم و میتوان عوامل زیر را در به وجود آمدن این معضل قابل اهمیت دانست.

کودکان کار
۱-عوامل  مالی و اقتصادی:

در اغلب کشورهای دنیا تقسیم ناعادلانه امکانات و منابع و وجود فقر  ناشی از بیکاری و ازدیاد بی رویه جمعیت با توجه به کمبود امکانات رفاهی و زیرساخت های  بهداشتی حضور کودکان کار وخیابانی در سطح شهرها برای کسب درامد  بیشتر به چشم میخوردکه کشور ما از این موضوع مستثنی نمی باشد درصد کمی  از خانواده ها که میزان درآمد سربرست خانواده کمتر از هزینه ها و مخارج زندگی  است  میبینیم که فرزندان خود را حتی در سنین کم و به ناچار و گاها به اجبار به کارهای مختلف می گمارند.
۲-عوامل اجتماعی و فرهنگی:

هرگاه بحث از عوامل فرهنگی در حوزه آسیب شناسی اجتماعی به میان می آید عدم آموزش صحیح در سطح کلان جامعه خودنمایی میکند واینکه عدم آموزش به خانواده های در معرض خطر چه عواقبی را به دنبال خواهد داشت  از سوی دیگر مهاجرت روستاییان به حاشیه شهرها ونبود شغل مناسب واستانداردهای لازم جهت زندگی از یک سو  وعدم نظارت دقیق قانون گذاران بر قوانین مربوط به کودکان و نابرابری‌های اجتماعی و به ویژه حضور اتباع کشورهای همسایه  مانند افغانستان وعراق به دلیل اوضاع نابسامان آن کشورها و به صورت غیر قانونی در کشور ما از سوی دیگر  معضل وجود کودکان کار را افزایش میدهدعوامل اجتماعی ریشه در اوضاع نابسامان در سطح کلان جامعه دارد.
۳-عوامل خانوادگی:

خانواده نقش بسزایی در افزایش کودکان کار و خیابانی دارد به طوری که اگر سرپرست خانواده اعتیاد داشته باشد می‌تواند خطر بالقوه‌ای برای کودکان محسوب شود زیرا این کودکان  مجبور میشوند جهت تامین هزینه مصرف سرپرست خانواده به کار در سر چهار راهها ببردازند و از سوی دیگر تعداد بالای فرزندان در خانواده نیز از عوامل ازدیاد کودکان کار وخیابان می باشد افزایش روز افزون طلاق نیز از عوامل تاثیر گذار در معضل کودکان کار میباشد  به طوری که فرزندان طلاق در برخی موارد مجبورند دست به کار در خیابانها بزنند.

با کمی دقت پی میبریم که این کودکان در معرض انواع خطرات مانند خشونت وآزار جنسی و بزهکاری وحضور در انواع باندهای تبهکاری مانند مافیای مواد مخدر وفروش اعضای بدن قرار میگیرند واین خطرات هر روز این کودکان راتهدید میکند وگاها میبینیم که این کودکان به ناچار دست به سرقت و یا حمل وجابجایی مواد مخدر میزنند ویا اینکه به تکدیگری روی می آورند

این  کودکان با  توجه به  مسائلی که در بالا ذکر گردید  از  دسترسی   به امکانات   رفاهی و  آموزش  مهارت های زندگی واز داشتن یک زندگی خوب و سالم همراه با شادی محروم  هستند
ودر این زمان است که نقش سازمانهای حمایتی بیشتر به چشم میخورد وباید از سازمانهای مردم نهاد  در این مساله نیز درخواست کمک کرد ودر پایان به برای رفع این بدیده شوم ومعضل دردناک چند راهکار ارائه میدهم

۱-آموزش مهارت های زندگی به خانواده ها در جهت بهبود روابط خانوادگی

۲-تقسیم عادلانه منابع وامکانات رفاهی وشرایط زندگی سالم برای همه جامعه

۳-نظارت دقیق بر اجرای قوانین کودکان در سطح کلان جامعه

۴-حمایت  سازمانهای حمایتی (بهزیستی وکمیته امداد )از کودکان کار وخیابانی

۵-مبارزه جدی با فقر و بی عدالتی

۶-همکاری وهماهنگی با کارفریان معتمد در جهت به کار گیری کودکانی که از نظر مالی با مشکل مواجه هستند

امید است روزی برسد در کشور ما ایران کودکان کار وخیابانی آنطور که شایسته آنها است زندگی کنند

 

حسین گوهری-عضو شورای مرکزی حزب اراده ملت ایران

برچسب ها: برچسب‌ها,
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس