تاریخ انتشار: ۱۱ تیر ۱۳۹۴

صحنه سوریه و عراق در برگیرنده مهم‌ترین چالش‌های سیاست خارجی ایران است. هم‌اکنون گروه‌هایی با قدرت نظامی و اقتصادی قابل توجه توانسته‌اند بیش از نیمی از سرزمین‌های هر دو کشور را جدا کرده، برای خود اقتدار سیاسی برقرار نموده و حتی بیشتر از آن پایتخت‌های دو کشور را نیز مورد تهدید قرار دهند. این گروه‌ها […]

ملائک

صحنه سوریه و عراق در برگیرنده مهم‌ترین چالش‌های سیاست خارجی ایران است. هم‌اکنون گروه‌هایی با قدرت نظامی و اقتصادی قابل توجه توانسته‌اند بیش از نیمی از سرزمین‌های هر دو کشور را جدا کرده، برای خود اقتدار سیاسی برقرار نموده و حتی بیشتر از آن پایتخت‌های دو کشور را نیز مورد تهدید قرار دهند. این گروه‌ها با نام‌های مختلف اما تقریبا هدفی واحد از سال ٢۰۰٩ به بعد مناطق بزرگی را از قدرت مرکزی این کشورها پاکسازی کرده و عملا منطقه‌ای جدید با خصوصیات ویژه در بین عراق و سوریه به‌وجود آورده‌اند. در سال گذشته با واگذاری شهرهای عمده‌ای چون موصل و انبار و تکریت توسط ارتش عراق در نبردی ساده به گروهکی موسوم به دولت اسلامی یا داعش ناگهان جدی بودن معارضه عراق برای همه دست‌اندرکاران سیاسی کشور مورد تاکید قرار گرفت. آمریکا که خود نظاره‌گر آرام این تحولات بود و برنامه خروج از عراق که جزو شعارهای انتخاباتی اوباما بود را دنبال می‌کرد ناگهان با احتمال سقوط اربیل در کردستان عراق مواجه شد. با سر بریدن چند آمریکایی و انگلیسی توسط داعش موضوع مبارزه با این گروه از بحث سیاست خارجی به مرکز توجه سیاست داخلی آمریکا انتقال داده شد و لذا برنامه‌هایی تحت عنوان تضعیف و سپس از بین بردن این گروه مورد توجه سیاستمداران و نظامیان آمریکا قرار گرفت. اما صحنه سوریه نیز به موازات تحولات فوق همچنان ملتهب باقی ماند و بشار اسد با احتساب این نکته که توانسته است با معارضه آن کشور به یک تعادل در نبرد بر سر نگهداری سرزمین برسد با برگزاری انتخابات در مناطق تحت کنترل دولت بار دیگر با نتیجه بالایی به ریاست‌جمهوری این کشور برگزیده شد و دولت جدیدی را تشکیل داد. اما واقعیت صحنه نبرد در هر دو کشور چیز دیگری را نشان می‌داد و می‌دهد. واقعیت آن است که دولت‌های بغداد و دمشق تنها حاکم بر بخش‌های کوچکی از سرزمین عراق و سوریه هستند. منحنی رد و بدل شهرها و روستاها بین نیروهای دولتی و گروه‌های معارض در طول این چند سال نشان از آن دارد که این دولت‌ها هستند که سرزمین‌های بیشتری از دست داده‌اند. دولت‌های فوق امکان بسیار محدودی برای مقابله با گروه‌های معارض خود دارند و از جانب دیگر ظاهرا تمایلی نیز برای بازگشت به مرزهای از دست رفته در سیاسیون آنها مشاهده نمی‌شود. مرزهای عراق و سوریه کلا از بین رفته و رابطه این دو پایتخت از طریق زمین قطع است. از ضلع دیگر گفته می‌شود کردهای سوریه در چند روز گذشته توانسته‌اند با حمایت آمریکا در جهت تضعیف داعش مناطقی را از این گروه در اختیار خود بگیرند که تاکنون از آن بی‌نصیب بوده‌اند. احتمالا با پیشروی بیشتر آنان ارتباط مرزی ترکیه نیز با سوریه در بیشتر نقاط دچار قطع دائمی خواهد شد. بنابر این شواهد: برخی تحلیل‌ها می‌گوید که دیگر دو کشور عراق و سوریه با جغرافیای سابق تقریبا وجود نخواهند داشت. به نظر می‌رسد منطقه حائل بین دمشق و بغداد یا به‌صورت کشور ثالثی پا به عرصه خواهد گذاشت و یا به‌صورت مناطق تحت حمایت سازمان ملل و مناطقی ناامن باقی خواهد ماند. احتمال تشکیل دولت خودمختار جدیدی از کردها در شمال سوریه خیلی دور از محاسبات نمی‌تواند باشد. در هیچ راه‌حلی، درازمدت یا کوتاه‌مدت بازگشت به شش – هفت سال پیش را نمی‌توان متصور بود. رفتار سیاست خارجی ایران تاکنون اینگونه شکل گرفته که این صحنه عملیات را دو موضوع جداگانه تلقی می‌کند. با گروه‌های تکفیری که با سیاست شیعه‌کشی وارد صحنه سیاست سوریه شده‌اند از طریق همکاری با دولت سوریه و اعزام مستشار نظامی مقابله کند و در عراق نیز به حمایت از دولت مرکزی در جهت حمایت از گروه‌هایی که از مشاهد متبرکه و سلامت و امنیت زوار حفاظت می‌کردند برآمده است. این صحنه به دلایل زیادی برای ایران قابل چشم‌پوشی نیست که از مهم‌ترین آنها هم مرز بودن با این تحولات است.

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس