تاریخ انتشار: ۲۷ فرو ۱۳۹۶

[ad_1] ماهنامه آینده روشن: فوتبال، به جز اینکه پدیده ای سرگرم کننده و لذت بخش است و این زمینه را فراهم می کند که افراد جامعه بتوانند هیجانات خود را در سالم ترین شکل ممکن تخلیه کنند، می تواند کار ویژه دیگری هم داشته باشد؛ در صورت وفاداری به اصول منطقی و بین المللی فوتبال، […]

[ad_1]

ماهنامه آینده روشن: فوتبال، به جز اینکه پدیده ای سرگرم کننده و لذت بخش است و این زمینه را فراهم می کند که افراد جامعه بتوانند هیجانات خود را در سالم ترین شکل ممکن تخلیه کنند، می تواند کار ویژه دیگری هم داشته باشد؛ در صورت وفاداری به اصول منطقی و بین المللی فوتبال، این رشته ورزشی به شکل صنعت پول سازی درخواهدآمد که علاوه بر ایجاد هزاران شغل در هر کشور، قادر است به سهم خودش فقر و تنگدستی را هم کاهش بدهد.

در حقیقت، فوتبال را باید یک شمشیر دودم به شمار آورد؛ شمشیری است که اگر به درستی استفاده شود، رشد و ترقی جامعه در بسیاری از جنبه ها را به بار خواهدآورد، اما اگر به شکل صحیح از آن استفاده نشود، کار را سخت و عذاب آور می کند و چیزی جز زیان و خسران به جا نمی گذارد.

 

امروزه در اروپا برقراری فوتبال حرفه ای، با همه ظرافت هایش، کاری کرده است که چرخ این صنعت به سود فقرا بچرخد و به زندگی بسیاری از نیازمندان سر و سامان بدهد، اما در ایران شکل دولتی و آماتورگونه اداره فوتبال دقیقا به طبقه فرودست جامعه لطمه زده و منافع فقرا را به خطر انداخته است؛ یعنی درست ۱۸۰ درجه برعکس!

 

این اواخر ماجرای مذاکره پرسپولیسی ها با برانکو و قطبی، دو مربی بدهکار مالیاتی، به جز بحث های فنی، مسائل دیگری را نیز از نو تکرار کرد، مانند این سوال مهم که چرا فوتبال ایران باید به دنبال کسانی باشد که نه تنها در گذشته به اصول اقتصادی و اجتماعی این رشته مقید نبودند، حال هم «ما» باید بدهی شان را بدهیم که بیایند دوباره در ایران کار کنند و درآمد به دست بیاورند.

 

چرخه معکوس اقتصادی در فوتبال ایران


نم پس نمی دهند


مهم ترین عاملی که فوتبال را در اروپا به یک پدیده اقتصادی سالم و عام المنفعه تبدیل می کند شیوه خصوصی اداره آن است. در بسیاری از کشورهای قاره سبز اکثر قریب به اتفاق باشگاه های مالکیت خصوصی دارند و حتی ذره ای هم از اموال عمومی به نفع آنان خرج نمی شود؛ علاوه بر این طبق قوانین یوفا، همه باشگاه ها در پایان سال به ارائه تراز مالی ملزم هستند و اگر نتوانسته باشند بیشتر از هزینه های خود سود کسب کنند، از کسب برخی امتیازات و شرکت در مسابقات بین المللی محروم خواهندشد؛ به این ترتیب، مدیران فوتبال در چنین فضایی یاد می گیرند درست و به اندازه خرج کنند و از سخاوت و دست و دل بازی های عجیب و غریب بپرهیزند.

آن ها می دانند هر آنچه خرج می کنند از کیسه خودشان است و باید با ترفندهای تجاری آن را به خزانه بازگردانند؛ درست به همین دلیل است که روند انتقال خیلی از بازیکنان در اروپا به کُندی و بعد از مدت ها مذاکره دقیق و طولانی نهایی می شود.

از خورده به نخوره یا برعکس؟

اصل کاری که در فوتبال اروپا انجام می شود این است که پول را به معقول ترین شکل ممکن از کیسه اغنیا بیرون کنند و آن را سر سفره فقرا ببرند. برای وقوع چنین اتفاقی چند راهکار در نظر گرفته شده که قطعا مهم ترین آن ها مالیات است. در خیلی از کشورهای اروپایی نرخ مالیات برای فوتبالیست ها بسیار سختگیرانه تعیین می شود، طوری که این رقم مثلا در لیگ برتر انگلستان به ۵۰ درصد و در ایتالیا و اسپانیا به ۲۰ تا ۴۰ درصد می رسد.

طی سال های گذشته به وفور دیده شده است بازیکنانی که مشتری های نامدار و پر و پا قرص اروپایی داشته اند از لیگ های عربی یا ترکیه و چین سر درآورده اند که در اغلب موارد دلیلش فرار از نرخ وحشتناک مالیات بوده است؛ از جمله چنین ستارگانی می توان به اشنایدر و لوکا تونی و سیدو کیتا اشاره کرد که هر یک برای مقطعی به لیگ های درجه چندم رفتند که فارغ از کابوس مالیات به وضعیت پس اندازشان سر و سامانی بدهتد.

بدیهی است که مجموع این مالیات ها رقم چشمگیری می شود که می تواند گره از کار بسیاری از نیازمندان باز کند. خیلی از خدمات رفاهی که در این قبیل کشورها پرداخت می شود از محل همین مالیات هاست. باشگاه های خصوصی عمده ثروت خودشان را از شبکه های غیردولتی تلویزیونی و نیز به واسطه قرارداد با شرکت های گردن کلفت تجاری به دست می آورند و بخش چشمگیری از این پول، در چرخه ای سالم، بعد از رسیدن به دست ستاره ها، به شکل مالیات در اختیار عامه مردم قرار می گرد؛ از این سالم تر هم ممکن است؟ از این درخشان تر هم امکان دارد؟

یک تیم فوتبال از «کوکاکولا» و «اسکای اسپورت» پول می گیرد، این پول را به بازیکنانش می دهد و طی فرایندی ساده، ثلث یا نیمی از آن به دولت می رسد که مثلا حقوق بیکاری برخی از شهروندان را از چنین محلی برداخت کند. آیا انسانی تر از این ممکن است از فوتبال استفاده کرد؟ آنجا از خورده می گیرده و به نخورده می دهند؛ این کار را ما کاملا برعکس انجام می دهیم.

تو رنج بخر، من فخر می فروشم

در ایران موضوع کاملا برعکس است و این چرخه دقیقا معکوس حرکت می کند؛ اینجا عمده باشگاه ها به شکل دولتی اداره می شوند و حتی خیلی از آن ها هم که روی کاغذ به بخش خصوصی واگذار شده اند عملا همچنان از بیت المال ارتزاق می کنند؛ به این ترتب، کماکان بخش بزرگی از هزینه های اداره فوتبال را دولت می پردازد و در اغلب موارد، هر مدیریتی هم که انجام می شود از نوع «مدیریت هزینه» است. وقتی مدیر باشگاه خودش را در هزینه ها و سود و زیان مجموعه دخیل نمی بیند و پشتش به منابع لایزال دولتی گرم است، معلوم است که هر قدر دوست داشته باشد برای خرید بازیکن پول خرج می کند و رقابت را در بازار کاذب به اوج می رساند.

امروزه در فوتبال ایران بازیکنانی یک تا دو میلیارد تومان برای یک فصل پول می گیرند که بسیار بعید است هیچ جای اروپا حتی پنج درصد چنین مبالغی به آن ها پرداخت شود. کارگری که ساعت ها کنار گروه می ایستد و جانش را ذره ذره خرج بهبود سطح صنعتی کارخانه می کند باید با حداقل دستمزد شاهد این باشد که بخش چشمگیری از سود مجموعه کاری اش خرج قراردادهای میلیاردی بازیکنان ناکام می شود. در اینجا هم ما از بازیکنان و مربیان مالیات می گیریم، اما این خودش حکایت دردناک دیگری است؛ در فضای ستاره سالارانه فوتبال ایران خیلی از بازیکنان و حتی مربیان نامدار پرداخت مالیات شان را هم گردن باشگاه یا فدراسیون می اندازند.

وقتی پرسپولیس حاضر است ناز دو سرمربی پیشین تیم ملی کشورمان، یعنی قطبی و برانکو، را بخرد و بدهی مالیاتی آن ها را بدهد که دوباره به کشور بازگردند ادامه این بحث ها چه فایده ای می تواند داشته باشد؟ نقطه روشن این فوتبال کجاست؟ فوتبالی که سالانه ده ها میلیارد تومان اموال عمومی را می بلعد و حتی پرداخت مالیاتش را هم متوجه همین محل می کند، چه فراز امیدوارکننده ای می تواند داشته باشد؟

[ad_2]

لینک منبع

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس