تاریخ انتشار: ۱۱ شهر ۱۳۹۴
محمدرضا خاتمی:

ممکن است بگوییم نارضایتی مردم چنان اوج بگیرد که باعث تنشهای اجتماعی و سیاسی بشود اما اینچنین نیست اکر به مردم اعتماد کنیم و آنها را خودی بدانیم و حقایق را هرچند تلخ با صداقت با آنها در میان بگذاریم نه تنها سبب ناآرامی نمی شود که ضریب امنیت ملی را هم بالا میبرد.

به گزارش “گذار” به نقل از خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، آنچه در ادامه می خوانید، گزیده ای از گفت و گوی محمد رضا خاتمی با خبرنگار ما است.

* وقتی امام علی(ع)، مالک را به ولایت مصر می‌فرستند، یکی از سرفصل‌های اساسی‌اش این بوده که عمران و آبادانی یعنی وضع مردم بهتر بشود، معیشت، زندگی و رفاه مردم بهتر بشود. البته باید گفت که در جمهوری اسلامی در این زمینه کارهای زیادی در مقایسه با قبل از انقلاب شده است ولی اگر بخواهیم بر اساس توانمندی‌ها و ظرفیت‌های داخل کشور صحبت کنیم، آنچنان که باید و شاید موفق نبوده‌ایم. همین که انکار کنیم، دامن زدن به نارضایتی مردم است.

* من شخصا خیلی امیدوار به آینده هستم و آینده را روشن می‌بینم؛ چون به اراده و قدرت ملت ایران و خرد جمعی او ایمان دارم. اما مردم ما این نگرانی‌ها و این دغدغه‌ها را دارند. من معتقدم باید به مردم حق داد و ما به عنوان کسانی که علاقه‌مند به این نظام هستیم باید به این نکته توجه کنیم که مردم از ما راضی نیستند نارضایتی مردم را نباید به معنای یأس انها تلقی کرد اگر مسئولان نظام کاری نکنند، آنوقت خود مردم دست به کار خواهند شد.

* الآن من با روندی که در کل می‌بینم، هر کسی که سرش به تنش بیارزد مارک برانداز می‌خورد، مارک جاسوس و ضدانقلاب و وابسته می‌خورد؛ هر نوعی شده این برچسب را به فرد می‌زنند. الآن شما در تعیین رؤسای دانشگاه‌ها ببینید شایسته‌ترین آدم‌های ما به بهانه‌های مختلف کنار گذاشته می‌شوند، وزیر می‌خواهیم تعیین کنیم شایسته‌ترین آدمهایی که برای وزارت بودند چه برخوردی با آنها شد؟ آدم اگر می‌خواهد یک کار بزرگ کند آدم‌های بزرگ لازم دارد. نمی‌شود با آدم‌های متوسط و کوچک کارهای بزرگ انجام داد. الآن یک عده‌ای هستند که متأسفانه امکانات و زور و قدرت دارند، ولی آدمهای کوچولویی هستند و آدم‌های بزرگ را نمی‌پسندند.

* دولت اصلاحات هم اینچنین بود که می‌خواست حیاط خلوت‌های حکومت را کم کند؛ مثلا آقای خاتمی می‌گفت بودجه ویژه ریاست‌جمهوری باید بیاید در مجلس تصویب شود و آشکار باشد.

* امام می‌گویند “مردم ولی‌نعمت مسئولان هستند”، “میزان رأی ملت است”، اینها یعنی اینکه انتخابات برگزار می‌کنیم تا بفهمیم مردم چه می‌خواهند، وقتی مردم یک چیزی را خواستند آن باید حاکم باشد، نه اینکه من بگویم چون من در حکومت قبل از شما بودم، مردم بی‌خود گفتند، شما هم بی‌خود نماینده شدید، نمی‌گذارم این کار را کنید، دعوا راه بیندازیم، کارهای دیگر کنیم. در مقابل چنین طرز فکری، اگر نماینده ملت عقب بنشیند و بگوید شما راست می‌گویید ما کارهای‌مان را پیگیری نمی‌کنیم. به نظر من، خیانت به آرای ملت است. سال ۸۴ به هر دلیلی آقای احمدی‌نژاد انتخاب شد، اولین کاری که کردیم گفتیم آقای احمدی‌نژاد نماینده مردم است باید به او اجازه دهیم برنامه‌هایی که گفته پیش ببرد. انتقاد می‌کردیم و می‌گفتیم این برنامه‌ها مخرب است، ایراد دارد؛ اما مدعی نبودیم، حرف‌ها در حد نقد بود. می‌گفتیم باید مجال و امکان داد. وقتی هم دیدیم این برنامه‌ها بنیاد ایران و اساس جمهوری اسلامی را هدف قرار داده، داد هم زدیم؛ اما هیچ‌وقت نگفتیم او رئیس جمهور نیست.

* جمهوری اسلامی آلترناتیو به آن صورت خاصی که در همه نظام‌ها ممکن است وجود داشته باشد، ندارد . حتی ایالات متحده آمریکا نیز آلترناتیو ندارد، ولی نظام های شیخ نشین خلیج فارس آلترناتیو دارند.

*  قبل از دولت آقای روحانی ما مصر بودیم به هر ترتیبی شده مشارکت را راه بیندازیم اما بعد از دولت آقای روحانی دیدیم فضای سیاسی اجتماعی جوری است که ما اگر رفتارمان جوری باشد که باعث ایجاد تنش در جامعه یا در فضای سیاسی کشور بشود، ممکن است دولت آقای روحانی نتواند کار خودش را آنچنان که باید و شاید پیش ببرد. شاید به صلاح نباشد، بنابراین ما از اینکه بیاییم اعلام کنیم که اینجا یا آنجا دفتر مشارکت است یا کارهای دیگر، امتناع کردیم؛ اما به این معنا نیست که فعالیت سیاسی نداریم. ما فعالیت‌های سیاسی در قالب‌های گوناگون داریم و فکر هم می‌کنیم که تنها راه، مشارکت نیست.

* خوب طبیعی است، با توافقی که به دست آمد، نان عده ای آجر شد. مثل آقای نتانیاهو و هم صداهای داخلی او طبیعی است سر و صدا راه بیندازند. البته دولت ضعف‌هایی  هم دارد؛ دولت در ارتباط با مردم خیلی ضعیف است و اصلا مردم متوجه نیستند که دولت در چه مسیری پیش می‌رود. دولت اراده کافی برای پیشبرد برنامه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خودش ندارد. نیروی انتظامی زیر نظر دولت است اما می‌بینیم همه کنسرت‌ها به نوعی به هم می‌خورد، اجتماعات به هم می‌خورد، حتی نمی گذارند معاون رییس جمهور مراسم شب قدر را که به طور سنتی سالهای سال حتی در زمان دولت قبل داشت، برگزار کند.  راهپیمایی‌های قانونی که باید باشد به هم می‌خورد اما راهپیمایی‌های غیرقانونی برگزار می‌شود. دولت یا واقعا در زمینه اجرایی اقتدار لازم را ندارد که اگر ندارد باید بیاید به مردم بگوید و توقع از خودش را محدود کند و اگر دارد دچار این اشتباه نشود که اگر من اقتدار خودم را در داخل کشور به کار ببرم، در مورد هسته‌ای شکست می‌خورم. این نیست. دولتی که در داخل کشور نتواند اقتدار خودش را حاکم کند در خارج از کشور هم نمی‌تواند. متأسفانه الان اینطور به نظر می‌رسد تنها کسی که در این دولت از آرمان‌ها و اهدافش دفاع می‌کند خود آقای روحانی است؛ چه در صحبت‌ها، چه در موضعگیری‌ها. اما وقتی می‌آیند در بدنه که باید سیاست‌های دولت را اجرا کنند، می‌بینیم که یا حمایت کافی نمی‌شوند مثل وزارت ارشاد یا اصلا معتقد به این سیاست‌ها نیستند مثل وزارت کشور. این مشکلات را هم دولت دارد.

* چرا ۸۸ مجدد تکرار بشود؟! کسانی که عامل قضایای ٨٨ بودند خوب درس گرفته اند و دیگر نه توان و نه اراده تکرار آن حوادث را دارند. ممکن است بگوییم نارضایتی مردم چنان اوج بگیرد که باعث تنشهای اجتماعی و سیاسی بشود اما اینچنین نیست اکر به مردم اعتماد کنیم و آنها را خودی بدانیم و حقایق را هرچند تلخ با صداقت با آنها در میان بگذاریم نه تنها سبب ناآرامی نمی شود که ضریب امنیت ملی  را هم بالا میبرد.

۱۱

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس