تاریخ انتشار: ۳۱ تیر ۱۳۹۵

به گزارش گذارنیوز گذشته از حضور بحت برانگیز ترکی فیصل، رییس سابق سازمان اطلاعات عربستان، در کنفرانس سالانه (گروه تروریستی) منافقین در پاریس، درخواست او برای تغییر رژیم در تهران یک اقدام بی سابقه علیه ایران از سوی یک مقام ارشد خاندان سعودی است. پیش از اظهارات ترکی فیصل در این نشست، شاهزاده محمد […] […]

به گزارش گذارنیوز گذشته از حضور بحت برانگیز ترکی فیصل، رییس سابق سازمان اطلاعات عربستان، در کنفرانس سالانه (گروه تروریستی) منافقین در پاریس، درخواست او برای تغییر رژیم در تهران یک اقدام بی سابقه علیه ایران از سوی یک مقام ارشد خاندان سعودی است. پیش از اظهارات ترکی فیصل در این نشست، شاهزاده محمد […]

به گزارش گذارنیوز گذشته از حضور بحت برانگیز ترکی فیصل، رییس سابق سازمان اطلاعات عربستان، در کنفرانس سالانه (گروه تروریستی) منافقین در پاریس، درخواست او برای تغییر رژیم در تهران یک اقدام بی سابقه علیه ایران از سوی یک مقام ارشد خاندان سعودی است.
پیش از اظهارات ترکی فیصل در این نشست، شاهزاده محمد بن سلمان، جانشین ولیعهد سعودی، نیز در سفر خود به واشنگتن و پاریس از لزوم مقابله با تهدید ایران سخن گفته بود. در همین حال، عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، حتی از این هم فراتر رفت و طبق معمول با انتقاد از سیاست های منطقه ای ایران خواستار این شده که تهران صدور انقلاب خود را متوقف کند.
واقعیت این است که شرایط فعلی در رابطه ریاض ـ تهران از زمانی که سلمان بن عبدالعزیز ال سعود در ژانویه ۲۰۱۵ به قدرت رسید، شایع شده؛ به طوری که می توان فرض را بر این اصل قرار داد که با به روی کار آمدن ملک سلمان، الگوی سیاست منطقه ای ریاض دستخوش تغییری جدی شده است، تغییری که شامل روابط با تهران نیز می شود. عربستان سعودی در پارادایم جدید سیاست منطقه ای خود از بسیاری از قوانین نانوشته اش در تعامل با ایران عبور کرده است. به طوری که برخی کارشناسان احتمال جنگ میان دو کشور را بعید نمی دانند.
با این حال به رغم تمامی تغییرات صورت گرفته در ریاض، سیاست های ایران هیچ تشابهی با سیاست های عربستان ندارد. حتی با وجود تحولات و اظهارات خصمانه سعودی ها که پیشتر به آن اشاره شد، ایران زحمت مقابله به مثل را به خود نداده و حتی (در برخی موارد) واکنش نیز نشان نداده است. دلیل این که چرا ایران به این تحرکات پاسخ نداده، می تواند دو پاسخ منطقی داشته باشد. نخست اینکه، ایران اتهام عربستان سعودی را مبنی بر اینکه منبع اصلی بی ثباتی و ترور در منطقه است، می پذیرد. این در حالی است که با توجه به مباحث داخلی درباره سیاست منطقه ای ایران در تهران، این فرض هیچ پایه و اساسی ندارد. دومین پاسخ منطقی این است که نخبگان و الیت ایرانی اقدامات سعودی علیه ایران را از نظر تاثیرگذاری چندان مهم ارزیابی نمی کنند. این پاسخ با توجه به مباحث داخلی ایران، مناسب تر است.
در واقع، نخبگان و الیت ایرانی تمایل دارند عربستان سعودی را از فهرست تهدیدهای امنیت ملی بیرون بگذارند. آن هم در شرایطی که از قضا، ریاض در پنج سال آشفته اخیر خاورمیانه مهمترین منبع تهدید علیه ایران بوده است. ایرانی ها شاهد اقدامات خصمانه عربستان در عراق، سوریه، بحرین، یمن و حتی در داخل ایران بوده اند. با این حال، نخبگان ایرانی هنوز هم از دیدن ریاض به عنوان یک تهدید خودداری می کنند.
در مباحث ایرانیان درباره سیاست های منطقه عربستان سعودی همواره دو نقطه نظر وجود دارد: نخست و شایع ترین نظر، “تاکید بر لزوم گفت وگو و تعامل دیپلماتیک با ریاض به عنوان بهترین راه برای متوقف کردن برخورد خصمانه آن با ایران است”. در واقع، اکثریت دستگاه های دیپلماتیک، سیاسی و حتی امنیتی ایران بر این موضع هستند. نظر دوم و حاشیه ای تر، این است که “خصومت ریاض را به عنوان یک تهدید تلقی کرده و از ایجاد زیرساختی برای مقابله با این تهدید حمایت شود.” این نگاه، با وجود مستدل بودن، هرگز به عرصه تصمیم سازی های سیاست خارجی در ایران راه نیافته است. بنا براین، بوروکراسی رسمی در ایران هرگز به سمتی حرکت نکرده که ریاض را به عنوان یک تهدید ارزیابی کند و از این رو هرگز با ریاض از این زاویه برخورد نشده است.
این درک از سیاست خارجی در نگاه سنتی ایران به جهان ریشه دارد که دولت های خاورمیانه را به دو بخش مستقل و وابسته تقسیم می کند. از نگاه نخبگان و الیت ایرانی، حداقل در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، عربستان سعودی کشوری وابسته بود و نمی توانست آغازگر سیاست های مستقل باشد. بر اساس این نظر، حتی حمایت سعودی ها از عراق در جریان جنگ ایران و عراق (۸۸-۱۹۸۰) یک سیاست مستقل از طرف خود عربستان نبود. بنابراین، خصومت عربستان در قبال ایران در آن زمان کمی فراتر از اراده دولت عربستان تلقی شد. حتی با وجود درک این مساله که رویکرد عربستان سعودی در برابر ایران در دهه گذشته تغییر کرده، رویکرد تهران در برابر ریاض همچنان همان رویکرد گذشته است.
دلیل دیگر این که چرا تهران در گذشته هم ریاض را به عنوان یک تهدید در نظر نمی گرفت، درک ایرانیان از قدرت نظامی و امنیتی شکننده این کشور بود. بر اساس این دیدگاه، کشوری با یک ارتش محدود نمی تواند یک تهدید مستقیم به شمار بیایید. این نگاه، با وجود هزینه های گزاف نظامی عربستان سعودی در طول یک دهه گذشته تغییر نکرده و حالا هم صداهایی از تهران شنیده می شود که ریاض را به دلیل خرید تسلیحاتی که نمی توانند از آن استفاده کنند، تحقیر می کنند.
با وجود تمام این تغییرات در سیاست خارجی عربستان سعودی، نگاه تهران به ریاض همان نگاه یک دهه گذشته است. اگرچه صدای کسانی که در ایران خواستار موضعی قوی تر در برابر ریاض و تجدید نظر در سیاست های ایران نسبت به عربستان سعودی هستند، بلندتر می شود، اما به نظر می رسد نخبگان ایرانی، حتی آنهایی که لزوم تغییر را احساس می کنند، همچنان به سیاست های قبلی چسبیده اند و برای جلوگیری از تشدید تنش ها با عربستان سعودی، تعامل دیپلماتیک را برای حل اختلافات ترجیح می دهند. به همین دلیل هدف اصلی در تهران کاستن یا حداقل جلوگیری از تشدید تنش هاست. در حالی که ریاض به عنوان مثال در طول یک سال گذشته هیچ فرصتی را برای تشدید تنش ها با تهران از دست نداده است، با علم به این که ایرانیان به این اقدامات پاسخ نخواهند داد.
بنا براین، سیاست ایران برای جلوگیری از تشدید تنش ها در تعامل با عربستان سعودی با هدف ایجاد نکردن یک منبع بی ثباتی دیگر در خاورمیانه، شاید به شکل متناقضی هم امنیت منطقه ای و هم امنیت ملی ایران را به خطر بیندازد. ایران با خودداری کردن از تغییر سیاست در برابر عربستان سعودی، شاید سعودی ها را به تقابل با تهران و متحدان آن فرامی خواند.
منبع: دیپلماسی ایرانی

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس