تاریخ انتشار: ۱۶ مرد ۱۳۹۵

سرمقاله نویس روزنامه آفرینش نوشت: بر اساس آمارهای مختلف میزان کم‌کاری در کشورمان از میزان متوسط جهانی بالاتر بوده و بعد از عربها و آفریقایی ها در رده سوم کم کاری و تنبلی در جهان قرار داریم. کارشناسان اجتماعی در مطالب مختلف دلایل فراوانی را برای این قضیه عنوان کرده اند و عامل این معضل […]


سرمقاله نویس روزنامه آفرینش نوشت: بر
اساس آمارهای مختلف میزان کم‌کاری در کشورمان از میزان متوسط جهانی بالاتر
بوده و بعد از عربها و آفریقایی ها در رده سوم کم کاری و تنبلی در جهان
قرار داریم. کارشناسان اجتماعی در مطالب مختلف دلایل فراوانی را برای این
قضیه عنوان کرده اند و عامل این معضل را از ریشه های تاریخی تا مولفه های
فرهنگی برشمرده اند. بسیاری از این کارشناسان عدم میل به فعالیت در میان
مردم را ناشی از رفتارهای تاریخی می دانند و عنوان می کنند که ایرانیان به
سبب اینکه همواره در رفاه و آسایش بوده اند و منابع طبیعی فراوان حامی آنها
بوده، میل چندانی به تحرک و کار کردن ندارند. البته نمی توان این فرضیه را
پذیرفت چون اشکالات فراوانی بر آن دلیل وارد است.

برخی هم علت این
پدیده را به اختلالات فرهنگی مربوط دانسته اند که این فرضیه بیش از دیگر
دلایل تاثیر گذار است. در حال حاضر به علت تغییر روش و فرهنگ کار مفید در
جامعه ما بسیاری از اقشار جامعه دچار کم کاری و یا بی تفاوتی نسبت به
مسولیتشان هستند. درمشاغل آزاد هم افراد سعی دارند با افزون خواهی و به
اصطلاح زرنگی به سودهای کلان دست یابند. متاسفانه از این دست نمونه را
خودمان بهتر از هرکسی می دانیم و با این ضد فرهنگ ها نا آشنا نیستیم.

اما
موضوع بحث ما و یکی دیگر از دلایلی که شاید کمتر به آن توجه شده باشد و در
چند وقت اخیر بیشتر از گذشته خود را نشان داده است بحث “نا امیدی نسبت به
آینده” است که خود موجبات عدم تمایل به جنب وجوش اجتماعی و میل به کار را
در نسل جدید کشور ایجاد کرده است.

از سوی دیگر القای امیدهای بی پشتوانه در طی سالیان گذشته تا کنون، باتلاق عمیق تری برای جامعه و نسل جوان به وجود آورده است.

قشر
جوان پتانسیل و انرژی نهفته کشور هستند که می توانند چرخه های مختلف توسعه
کشور را به حرکت در بیاورند. فلذا اگر این قشر دچار سکون شود باید منتظر
کند شدن روند پیشرفت در کشور باشیم. در حال حاضر جوان ما نسبت به آینده
خویش امیدی ندارد، البته این جوان سرشار از آرزوهاست اما امیدی و راهی برای
رسیدن به آنها را در پیش روی خود نمی بیند ویا آن را پیدا نمی کند. در حال
حاضراز بیکاری و امنیت شغلی گرفته تا ازدواج و تشکیل خانواده گوشه ای از
مشکلات فراوانی است که جوانان با آن مواجه هستند.

لذا جوانان خود را
مجاب می‌بینند تا به هر روشی این کاستی‌ها را جبران کنند. اینجاست که
فرهنگ غلط “کار و پیشرفت” خود را نمایان می‌سازد. لذا شاهد گسترش فعالیت
شرکت های هرمی و مجازی ، کیف قاپی، فروش مواد مخدر و بسیاری از بزهکاری های
دیگر هستیم. این در بعد اقتصادی قضیه بود اما در زمینه اجتماعی و مشکلاتی
که گریبان گیر جوانان می شود وضعیت بسیار تاسف بار تر است.

جوان ما
امیدی به این قضیه ندارد که چه زمانی می تواند ازدواج کند و با این وضعیت و
خواسته‌هایی که برای ازدواج از او مطالبه می کنند، آینده روشنی را برای
تشکیل خانواده در خود نمی بیند. او در اوج غرایض قرار دارد اما زمینه ای
برای جهت دادن به این امیال نمی یابد و اصلا تفکر و برنامه ای برای تشکیل
ومدیریت یک خانواده را ندارد. همین می شود که آمار تجاوزها ، قتل های عشق و
عاشقی ، اسید پاشی و…، افزایش می یابد.

از طرف دیگر دختران جوان و
مجرد ما به علت اینکه شرایط ازدواجشان فراهم نیست ناخواسته به سمت زود
بزرگ شدن می روند و پس از احساس استقلال دیگر تمایل چندانی به ازدواج
ندارند و یا ازدواج را جزء الویت های اصلی قرار نمی دهند. چگونه باید توقع
داشت که این دختران بخواهند مادرانی موفق برای جامعه ما باشند در حالی که
امید و چشم اندازی بر این امر ندارند (بالارفتن سن ازدواج در کشور استناد
این مدعاست).

بروز فرهنگ تنبلی و کم کاری در کشورمان پدیده ای نیست
که جدیدا متولد شده باشد و بخواهیم آن را به گردن وضعیت اقتصادی واجتماعی
حال حاضر بیاندازیم. بلکه همانطور که در ابتدا گفته شد این پدیده ریشه
تاریخی و مولفه فرهنگی فراوانی دارد و نمی توان یک عامل را مسبب آن دانست.

اما
در این میان نا امیدی و بی انگیزگی‌هایی که از سوی جامعه به فرد تحمیل می
شود هم دلیلی بر این تنبلی است. می‌توان با بهبود اوضاع و مشکلات جوانان به
عنوان سرمایه‌های اصلی مملکت و امیدبخشی به آنها انگیزه را برای تغییر
فرهنگ تنبلی و کرختی درجامعه به وجود آورد.



منبع:عصر ایران

۰۰

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس