تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۴

خاورمیانه یکی از پیچیده ترین و بغرنج ترین مناطق جهان از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی محسوب می شود. در این میان عراق، کشوری که در سال ۱۹۲۱ تاسیس شد، یکی از پیچیده ترین و در عین حال حساس ترین کشورهای این منطقه بوده است.

به گزارش “گذارخبر”  کشوری که گذرش از پادشاهی به جمهوریت توام با سیری از تحولات بوده و تا رسیدنش به ثبات نسبی در دوران حکومت رژیم بعث نیز سرشار از اتفاقات بی نظیر بوده است. دوران حزب بعث را می توان از تلخ ترین و خون بارترین وقایع دوران تاریخ عراق توصیف کرد. دوره ای که سراسر در جنگ گذشت و خشونت بی اندازه هیئت حاکمه تاریخی بی نظیر را برای خاورمیانه رقم زد. اما این دوره به اندازه ای در خود رمز و راز دارد که با وجود کتاب های بسیار هنوز کنه بسیاری از مسائل غامض باقی مانده و بسیاری از حقایق بیان نشده است. برای همین انتظار می رود باز هم کتاب ها درباره عراق نوشته شوند و قصه های عجیب و غریب بی شماری از آن شنیده شود.

کتاب “عراق از جنگ تا جنگ/صدام از این جا عبور کرد” از جمله کتاب هایی است که تلاش دارد از چهار زاویه بر بخش هایی از دوران تاریک رژیم بعث و پس از آن نوری بتاباند و حقایقی را بر ملا کند. این کتاب که توسط غسان الشربل، روزنامه نگار مشهور لبنانی و سردبیر روزنامه الحیات نوشته شده در حقیقت مصاحبه با چهار مقام سابق عالی رتبه عراقی است که هر کدام از دیدگاه خود به توصیف تاریخ عراق در دوران مسئولیتشان پرداخته اند. بخش هایی از این کتاب را در زیر می خوانید.

آیا ایران در تسهیل عبور القاعده به عراق سهیم بود؟

فکر نمی کنم این حرف صحیح باشد.

می گویند سعد بن لادن الآن در …

(حرفم را قطع می کند) ابدا، متحدان ایران در عراق به قدرت رسیدند، یعنی رئیس جمهور دوست ایران است همچنین نخست وزیر و رئیس مجلس نمایندگان و بسیاری از وزرا با ایران رابطه دارند، به مصلحت آنها نیست که وضعیت جاری در عراق را وخیم کنند.

یعنی آیا ایران برای عراق تصمیم می گیرد؟

تا حالا نه، البته ایران نفوذ بسیاری در عراق دارد. دلیل این نفوذ سوء رفتار سیاسی امریکا در عراق است.

آیا به این دلیل خطری متوجه عربیت عراق نیست؟

فکر نمی کنم خطری متوجه عربیت عراق باشد، اکثریت ملت عراق عرب هستند و به عرب بودن خود پایبندند، این حرف که بعضی ها می گویند شیعیان در عراق به ایران بیشتر وابستگی دارند تا به عراق حرف غلطی است. خانواده های عراقی و عشایر عراقی شامل سنی و شیعه است. نوعی از زندگی مسالمت آمیز اجتماعی میان آنها وجود دارد.

اما جنگ داخلی در عراق به وجود آمده است؟

نه، این جنگ داخلی نیست، به جنگ داخلی نرسیده است. تعریف جنگ داخلی این است که دو دولت بر سر قطعه زمینی با یکدیگر درگیر شوند و هر کدامشان ادعای مالکیت قانونی بر آن داشته باشد، در عراق چنین چیزی نیست. آن چه رخ داده جنگ اهالی عراق بر اساس تمایلات طایفه ای است، خدا را شکر هم تحت کنترل است، این کار با برنامه ریزی به دست آمد، پیامی را زرقاوی به الظواهری فرستاد که در مارس ۲۰۰۴ ضبط شد، در آن آمده تنها امیدشان در عراق این است که موفق به زیاده روی در کشتار شیعیان و ترور آنها شوند تا به انتقام از سنی ها برخیزند تا سنی ها به القاعده پناه ببرند تا در برابر شیعیان از آنها حمایت کنند، این سیاست را هم اجرا کردند.

منظورت ویران کردن بارگاه امامین عسکرین در سامرا است؟

و قبل از آن ایجاد مثلث مرگ در جنوب بغداد و نجف و کربلا بود که هر روز یکی کشته می شد، تا این که بارگاه امامین عسکرین منفجر شد، آقای سیستانی بارها به من گفت: نمی خواهم حتی اگر مرا هم کشتند کسی از کسی دیگر انتقام بگیرد و فاش شد کسانی که این کارها را می کردند سنی ها بودند. اما بعد از انفجار مقام امامین عسکرین لهیب آتش همه جا را گرفت.

تو با همکاری امریکایی ها وارد عراق شدی، قصه بیت شیعی چیست؟

به عراق وارد شدم در حالی که با امریکایی ها بر سر موضوع اشغال اختلاف داشتم، این موضع اعلام شده است، وقتی که امریکایی ها شورای حکومت را بر اساس تمایلات طایفه ای تشکیل دادند، هدف ما در شورای حکومت پایان دادن به اشغال بود. این را وظیفه خود می دانستم و طرح قانون اساسی را برای مرحله انتقالی مطرح کردم تا از عملیات دموکراتیک کشور پشتیبانی کند و حق عراقی ها در انتخابات را به رسمیت بشناسد، در درون شورای حکومت دریافتم که واقعا سخت است که بتوان فراکسیونی موضوعی میان عراقی ها به وجود آورد بدون این که به طور مستقیم در برابر نفوذ امریکایی ها سر خم کند، و حتی دریافتم که می توانیم قانون اساسی را به گونه ای تنظیم کنیم که از دموکراسی و عملیات سیاسی و تبادل مسالمت آمیز قدرت و از استقلال و تمامیت ارضی عراق پشتیبانی کند، لازم است که فراکسیونی به وجود آید که خود نفوذ داشته باشد و تاثیر معنوی بر قدرت بگذرد و به دور از اراده امریکایی ها باشد، دیدم چنین چیزی تنها مرجعیت شیعه است، چیز دیگری پیدا نکردم.

برای همین بیت شیعی را به وجود آوردی؟

بله، من ایده اش را مطرح کردم و از آن استقبال کردند.

چه کسی استقبال کرد؟

همه طرف های شیعه شورای حکومت، حتی حزب کمونیست نیز در جلسه ها شرکت کرد، «حرکت وفاق» هم حضور داشت.

آیا ایران ارتباطی با این ایده نداشت؟

ابدا، مساله عراقی بود و بخش بزرگی از اعضای بیت شیعی با ایران تفاهم نداشتند. مواضعی که اتخاذ شد و بیت شیعی در پیش گرفت بریمر را مجبور کرد که عمیقا نسبت به آن چه در عراق می گذرد به فکر فرو رود.

هدف امریکایی ها در عراق این بود که قانون اساسی ای زیر نظر اشغالگران به وجود آید و انتخابات را زیر نظر اشغالگران برگزار کنند. نزد آقای سیستانی رفتم، گفت که امریکایی ها قانون اساسی ژاپن را ظرف شش روز نوشتند، آیا به همین شیوه هم می خواهند قانون اساسی عراق را بنویسند؟ به او گفتم نمی توانند این کار را بکنند مگر این که با آنها همکاری شود. قانون اساسی عراق را باید گروهی منتخب بنویسد، به من گفت که این فکر را تایید می کند. و به این ترتیب با یکدیگر کار کردیم و توانستیم مستقل شویم و بعدش انتخابات برگزار کردیم و سپس قانون اساسی را نوشتیم.

۰۰

برچسب ها: برچسب‌ها,
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس