تاریخ انتشار: ۱۸ مرد ۱۳۹۵

[ad_1] کیهان کلهر. آورده شدن همین نام برای فروش رفتن هزاران بلیت در چندین دقیقه کفایت کرد. نوازنده چیره دست کمانچه سال های زیادی بود که در موطن اش به صحنه نرفته بود. “پردگیان باغ سکوت” در همان ابتدا مورد بی مهری قرار گرفت و در نیشابور به صحنه نرفت، اما ادامه تور در شهرهای […]

[ad_1]

کیهان کلهر. آورده شدن همین نام برای فروش رفتن هزاران بلیت در چندین دقیقه کفایت کرد. نوازنده چیره دست کمانچه سال های زیادی بود که در موطن اش به صحنه نرفته بود. “پردگیان باغ سکوت” در همان ابتدا مورد بی مهری قرار گرفت و در نیشابور به صحنه نرفت، اما ادامه تور در شهرهای دیگر و عدم تکرار اتفاق های مشابهِ نیشابور نشان داد که اتفاقی سلیقه ای رخ داده است. بگذریم. طعم نوای ساکنان باغ سکوت آنقدر کام اهل هنر را شیرین کرد که این تلخ کامی ها را بتوان از یاد برد. آخرین مقصد تور کنسرت های کلهر تهران بود و تالار وحدت. سه نوازنده کیهان کلهر را همراهی می کردند. علی بهرامی فرد با سنتور، هادی آذرپیرا با تار و نوید افقه با تنبک. بهرامی فرد چند سالی هست که با کلهر ساز می زند و تقریبا در این هشت، نه سال اخیر هر کجا کلهر به صحنه رفته او را همراهی کرده است. برای من که آخرین بار این دو را در سال ۸۷ با هم دیده بودم، کاملا مشخص بود که در این سال ها چقدر همدیگر را پیدا کرده اند و با یکدیگر هماهنگ شده اند. حتی پیش از تور “پردگیان باغ سکوت” این اتفاق را در “تنها نخواهم ماند” هم می شد مشاهده کرد. پردگیان باغ سکوت در دو دستگاه همایون و شور اجرا شد. همایون را از زبان کمانچه کلهر تا به حال کمتر شنیده ایم. همین شوق شنیدنش را دو چندان می کرد و همانطور که پیش بینی می کردم همایونی متفاوت شنیدیم. گویی کلهر با اجرای همایون ابعادی دیگر از سازش را به رخ کشید. کمانچه نوازی کلهر مثل همیشه پرفرمنسی بود. علاوه بر نوای مسحور کننده سازش حرکات بدن و میمیک صورتش هم دیدنی بود. بدن و صورتش به گونه ای می شد که می خواهد سخنی بگوید، ناله ای کند و یا فریادی بزند، اما سر آخر این آرشه اش بود که به جای زبانش لب به سخن، ناله و فریاد می زد. در مورد “پردگیان باغ سکوت” و نوازندگی کیهان کلهر می توان دفترها نوشت. در این مجال اما به آن نا به هنگامی می پردازم که همه را حیرت زده کرد.

رخداد از آنجایی آغاز شد که کلهر قطعه «عیبت مه‌گین» را که بر اساس یک ملودی کرمانجی ساخته شده با خوانندگی خود شروع کرد. فضای محزونی بر کنسرت حاکم شد. گروه در خدمت قطعه بود و نوید افقه هم با نوازندگی خاص خودش در خدمت فضای ملودی. تا این جای کنسرت که تقریبا اواسط آن می شد ساز افقه در تمام طول اجرا با متانت و فروتنانه در خدمت فضای اجرا و گروه نوازی بود. فروتنانه از آن بابت که همگان می دانند تکنیک نوید افقه در نوازندگی فوق العاده و بی نظیر است. تکنیکی که اگر میل به خود نمایی می کرد فضای اجرا را تحت تاثیر خود قرار می داد و شاید آن فضایی که می بایست شکل نمی گرفت. ساز افقه در “پردگیان باغ سکوت” انگاری نه همان تنبکی است که سال های سال است در کنسرت ها یک گوشه ای غریب و در حاشیه است. تنبک در فضاهای پردگیان باغ سکوت تشخص خاص خود را داشت. البته این ساز در دستان افقه همیشه چنین بوده است. چه هنگامی که پیدایش را ساخت و گوشِ مخاطبان را دیگر امکان ها و فضاهایی از این ساز آشنا کرد و چه آن هنگام که در ادامه راهش “در معبد پیکره های چوبی را ” عرضه کرد و شهریار مندنی پور بر آن داستانی نوشت. علاوه بر آهنگ سازی و فضاسازی های که نوید افقه با ساز تنبک کرده است، در گروه نوازی هم دیگر گفتمانی وارد کرد.

باری، تقریبا ده دقیقه این روند ادامه داشت و ملودی حزناک کرمانجی بر فضا سیطره زده بود . تا این که نابهنگام رخ داد. همانطور که نوازندگان سازهای ملودیک یکی دو جمله از تصنیف را تکرار می کردند و کلهر هم یکی از ابیات را، ناگهان صدای کوبه و پژواکی آمد. کوبه ای که به مثابه یک نابهنجاری در آرامش و حزن تصنیف وارد شد. نگاه ها به سمت کوبه و دستان نوید افقه کشیده شد. کلهر، بهرامی و آذرپیرا همچنان به تکرار و تکرار همان خط ملودی و بیت ها مبادرت داشتند. بی اعتنا به آن اتفاقی که توسط آن دیگر نوازندهِ در حال رخ دادن است. حواس ها اما دیگر به آن سو کشیده شد. حضار متوجه شدند که این بار از خلاف آمد عادت جای متن و حاشیه وارونه شده است. ساز افقه که نابهنگام وارد شده بود در متن قضیه بود و تکرار ملودی کرمانجی با آواز کلهر در بستر تنبک. افقه با سازش انگاری به پرواز در آمده بود. دیگر رد دستانش را نمی شد تعقیب کرد، با تکنیک و سرعت حیرت آوری می نواخت و می نواخت. ساز افقه در آنجا انگار واگویی دیگری از همان حزن قطعه بود. هنگامی یک اثر موسیقیایی خلق می شود، مخاطب و اجرا کننده در حال تجربه یک کلیتی است. مواجه با این ملودی کرمانجی مواجه ای حزن انگیز بود. حزنی که با ناله هایی متین و سوزناک همراه است. اما این حزن سویه دیگری هم دارد. سویه دیگر هر حزن و در خود فرورفتگی، آشوب، اضطراب و بی قراریی است که در درون وجود دارد. مخاطب اگرچه تا به حال در وضعیتی حزن انگیز، درون مشوش را حس می کرد، اما فاقد تجربه آن از جنس بیان هنری بود. اینجاست که ساز افقه این آشوبناکی را به صحنه می آورد. کلهر و افقه در این قطعه هم زمان دو سویه پارادوکسیکال این وضعیت را به گوش مخاطب رسانند و این در حالی اتفاق افتاد که این دوگانگی نه تنها گوش خراش و آزار دهنده نمی شد، بلکه در نهایت بسیار مطبوع می افتد. این لحظه در پردگیان باغ سکوت نشان داد که مرزهای هنر کرانه ای ندارد، که هر وضعیت و احساسی را می توان به زبان هنری بیان کرد، اگر قد و قامت هنرمندانش به اندازه کلهر و افقه باشد. انتخاب های کم و گزیده افقه برای همراهی در گروه نوازی نشانگر همین است که افقه نمی خواهد در دام کلیشه های همیشگی بیافتد و برای پدید آمدن چنین نا بهنگامی های هم البته نیاز به همنوازانی خلاق و بی کرانه است. باید به این نکته توجه داشت، در حالی که اکثر موسیقیدانان ما تا به حال سعی بر آن داشته اند که خلق فضاهای تازه را با وارد کردن یک ساز جدید(غیرایرانی) و یا حتی ساختن یک ساز جدید ایجاد کنند، “پردگیان باغ سکوت” در دل امکانات موسیقی ایرانی و در همان بستر سنتی فضایی خلق کرد که به تعبیری به موسیقی پست مدرن تنه می زند، نوعی فراروی و ارتفاع گرفتن از دل امکانات موسیقایی ایرانی و به مدد و واسطه همان ابزارها و استعدادها. کلهر و افقه به جای آن که دو ساز یا نوای نا هم گون و ناهمخوان را که تاریخی مشترک نداشته اند و قرن ها و دوره های متمادی با هم به گفت و گو ننشسته اند را کنار هم بگذارند، با تکیه بر همان داشته های موسیقایی صدا و فضایی را خلق کردند که تا به حال شنیده و حس نشده بودند.

۵۰۲۵۰۲

نویسنده: علی ورامینی

[ad_2]

منبع:ایسکانیوز

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس