تاریخ انتشار: ۰۷ تیر ۱۳۹۴

دولت‌ها به فراخور زمانی که می‌خواهند از مردم رای بگیرند گاه بر توسعه اقتصادی و گاه بر توسعه سیاسی تکیه و تاکید می‌کنند. واقعیت تجربه شده‌ای نشان می‌دهد که هیچ کدام از این دو مقوله نمی‌توانند از یکدیگر جدا باشند. البته الگویی در کشوری مثل چین یا کشورهای بسته دیگری مثل سنگاپور دیده می‌شود. درباره […]

شیرزاد

دولت‌ها به فراخور زمانی که می‌خواهند از مردم رای بگیرند گاه بر توسعه اقتصادی و گاه بر توسعه سیاسی تکیه و تاکید می‌کنند. واقعیت تجربه شده‌ای نشان می‌دهد که هیچ کدام از این دو مقوله نمی‌توانند از یکدیگر جدا باشند. البته الگویی در کشوری مثل چین یا کشورهای بسته دیگری مثل سنگاپور دیده می‌شود. درباره این موارد باید اذعان داشت که این الگو ممکن است در چارچوب‌های خاصی عمل کند، اما اگر به عمده کشورهای دنیا نگاهی بیندازیم متوجه خواهیم شد کشورهایی توانسته‌اند به رشد اقتصادی قابل مشاهده‌ای دست پیدا کنند که در کنار توسعه اقتصادی آزادی‌های مدنی را سرلوحه کار خود قرار داده‌اند. به عبارت دیگر اساس کار آنها به جز توسعه اقتصادی به رسمیت شناختن هویت فردی انسان‌هاست که در این چارچوب انسان‌ها امکان خلاقیت بیشتری دارند. خلاقیت‌های اقتصادی در فضای بسته سیاسی امکان‌پذیر نیست. در چنین جامعه‌ای انگیزه‌های اقتصادی می‌تواند به راحتی توسعه سیاسی را تحت‌الشعاع قرار دهد تا جایی که می‌توان با ابزار سرمایه و انحصار اقتصادی به آرای سرگردان جهت داد. بنابراین توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی در کنار همدیگر قرار دارند و نمی‌توان تصور کرد مردم به لحاظ اقتصادی قدرتمند شده اما از نظر سیاسی نادیده گرفته شوند. با این حال گاهی بحث‌هایی مطرح می‌شود مبنی بر اینکه توسعه اقتصادی می‌تواند منجر به توسعه سیاسی شود. در این باره باید اذعان داشت که در عمل امکان تحقیق چنین قصه‌ای وجود ندارد. بهتر است در این مورد به ذکر مثال ملموسی در رابطه با جامعه خود بپردازیم. وقتی دولتی با شعار رشد سرمایه‌گذاری و آزادی‌های اقتصادی روی کار می‌آید، در واقع می‌خواهد بخش خصوصی را به کار آفرینی دعوت کند که در نهایت صنایع به حرکت افتاده و کشاورزی رونق پیدا کرده و از این طریق جامعه به درآمد سرانه بالاتری دست پیدا کند. در چنین شرایطی وقتی بخش خصوصی و سرمایه‌گذار بخواهد تصمیماتی اتخاذ کند با موانع کوچک و بزرگ تصمیم‌گیران سیاسی (دولت) مواجه خواهد شد. او به انواع مجوزها احتیاج دارد. همچنین بر سر راه او انواع روابط قرار می‌گیرند و او برای آنکه بتواند به حیات خود ادامه دهد ناچار است با برخی رابطه داشته باشد. سرمایه گذار به‌زعم خود می‌خواهد همه را راضی نگه دارد اما در عمل همه از او ناراضی خواهند شد چرا که یک نفر اعتراض خواهد کرد که چرا سرمایه‌گذار به رقیبش پول پرداخت کرده است و… در چنین شرایطی بخش خصوصی یا تولیدکننده عملا سردرگم باقی می‌ماند و راه به جایی نخواهد برد. بنابراین امکان اینکه بخواهیم به یک رشد اقتصادی دست پیدا کنیم بدون اینکه توسعه سیاسی را مدنظر قرار دهیم، وجود ندارد. همچنین باید سیستمی وجود داشته باشد که از حقوق فرد فرد شهروندان دفاع می‌کند. در این شرایط اجر کسی که به خلاقیت و کارآفرینی دست می‌زند ضایع نخواهد شد.

۰۰

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس