تاریخ انتشار: ۲۲ فرو ۱۳۹۵
رمضان زاده:

دوم خرداد۷۶ یادآور روزهایی است که دولت اصلاحات در ایران بر سر کار آمد و چهره‌های سیاسی جدیدی را به افکار عمومی معرفی کرد. یکی از این افراد دکتر عبدا… رمضان‌زاده است که سخنگویی دولت اصلاحات را برعهده داشت. با این وجود مهم‌ترین دوران سیاسی رمضان‌زاده را باید زمانی قلمداد کرد که وی استانداری کردستان را برعهده داشت و نقش تعیین‌کننده‌ای در آرامش و عمران این استان ایفا کرد.

مضان‌زاده در این ایام نمادی از توجه دولت به مردم استان کردستان و تغییر نگرش به مسائل منطقه محسوب می‌شد. گسترش امید به آینده در میان مردم استان از نتایج وضعیت تازه بود. در شرایط کنونی اما سخنگوی دولت اصلاحات کمتر در فضای رسانه‌ای کشور حضور دارد و ترجیح می‌دهد به زندگی شخصی‌اش بپردازد. در این گفت‌وگو ایشان به سوالات «آرمان» درباره تفاوت شرایط سیاسی و اجتماعی دولت روحانی نسبت به دولت اصلاحات، چالش‌های پیش روی دولت آقای روحانی در جهت توسعه سیاسی، ضرورت ترمیم کابینه آقای روحانی، وعده یارانه‌ای ۲۵۰هزارتومانی و ریاست لاریجانی یا عارف بر مجلس دهم پاسخ گفت. درادامه متن کامل گفت وگوی دکتر عبدا… رمضان‌زاده با «آرمان» را از نظر می‌گذرانید:
توسعه سیاسی در ایران در دولت اصلاحات تاحدود زیادی مورد توجه قرار گرفت و دستاوردهای مهمی نیز به همراه داشت. با این وجود این رویکرد در دولت احمدی‌نژاد متوقف شد تا اینکه در سال۹۲یکی از شعارهای مهم آقای روحانی توسعه سیاسی کشور بود. به نظر شما در شرایط کنونی مهم‌ترین چالش‌های پیش روی دولت آقای روحانی در راستای تحقق توسعه سیاسی کشور چیست؟
آقای روحانی در ابتدای تشکیل دولت خود تلاش کرد چالش‌های سیاست خارجی و مساله تحریم‌ها را مرتفع کند که به نظر من استراتژی مناسبی بود. برای ایجاد تحولات تاثیرگذار در یک جامعه در ابتدا باید زمینه‌های آن را مهیا کرد. به همین دلیل آقای روحانی در ابتدا تلاش کرد زمینه‌های تحولات سیاسی و اقتصادی را در ایران به وجود بیاورد. نکته دیگر اینکه توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی باید به صورت همزمان و به صورت تکمیل‌کننده یکدیگر صورت بگیرد تا یک جامعه شکل پویا و روبه جلویی به خود بگیرد. اگرچه آقای روحانی در عملیاتی کردن برنامه‌های خود روند کندی را طی می‌کند اما در اولویت بندی‌های خود شیوه مناسبی را برگزیده است. رویکرد کند عملیاتی کردن برنامه‌های دولت نیز به شخص آقای روحانی باز نمی‌گردد و بلکه بیشتر به کابینه محافظه‌کار ایشان مربوط می‌شود. به نظر من چالش‌های آقای روحانی در شرایط کنونی همان چالش‌های روز اولی است که به ریاست‌جمهوری رسیدند و هیچ تفاوتی نکرده است.
آقای روحانی در ابتدای تشکیل دولت خود با چه چالش‌هایی مواجه بود؟ در شرایط کنونی با چه چالش‌هایی مواجه است؟
مهم‌ترین چالش آقای روحانی برهم ریختگی نظم اقتصادی کشور بود. آقای روحانی در ابتدای تشکیل دولت خود با یک اقتصاد از هم پاشیده روبه رو بود که همه مسائل کشور را تحت تاثیر خود قرار داده بود. به همین دلیل دولت تدبیر و امید برای ساماندهی به این وضعیت مجبور شد وقت و انرژی زیادی صرف کند و موانع داخلی و خارجی را یکی پس از دیگری از بین ببرد. مهم‌ترین موانع خارجی دولت آقای روحانی تحریم‌های بین‌المللی بود که عرصه را بر اقتصاد کشور تنگ کرده و تجارت با سایر کشورهای جهان را مختل کرده بود. مهم‌ترین موانع داخلی نیز وجود رانت خوارانی بود که در شرایط تحریم‌ها به وجود آمده بودند و صدمات جبران‌ناپذیری به اقتصاد کشور زدند. با این وجود آقای روحانی موفق شده تاحدود زیادی به وضعیت اقتصادی کشور سامان بدهد. این در حالی است که برجام هنوز به صورت کامل انجام نشده و در نیمه‌های راه خود قرار دارد و ممکن است در آینده با چالش‌های جدیدی مواجه شود.
رویکرد توسعه سیاسی در دو دولت اصلاحات و تدبیر و امید چه تفاوت‌هایی با هم دارد؟آیا دغدغه‌های مدنی مردم جامعه تغییر کرده یا اینکه آقای روحانی قصد ندارد هزینه‌هایی که ممکن است بر اثر توسعه سیاسی برای دولت به وجود بیاید عملکرد کلی دولت را تحت تاثیر قرار بدهد؟
دولت اصلاحات با یک اقتصاد روبه رشد مواجه بود و دغدغه زیادی در جهت مسائل اقتصادی نداشت. این در حالی است که آمارها بیانگر این نکته است که عملکرد اقتصادی دولت اصلاحات نسبت به همه دولت‌ها بهتر بوده و اقتصاد کشور در طول سال‌های ۷۶تا۸۴ در یک مسیر منطقی و مثبت حرکت کرده است. با این وجود دولت آقای روحانی با یک اقتصاد فروپاشیده مواجه بود و به دلیل مطالبات زیاد اقشار مختلف مردم در این زمینه مجبور شد اولویت اول خود را به حل مشکلات اقتصادی مردم اختصاص بدهد. حل مشکلات اقتصادی نیز در یک فضای ناامن بین‌المللی امکان پذیر نبود و به همین دلیل دولت تدبیر و امید در ابتدا تلاش کرد این فضای ناامن را به یک فضای امن برای فعالیت اقتصادی تبدیل کند. به نظر من مهم‌ترین دستاورد آقای روحانی مساله برجام بوده است.
لیدرهای دولت اصلاحات از تئوریسین‌های برجسته‌ای در اطراف خود بهره می‌بردند که تا حدود زیادی دغدغه‌های مدنی دولت را مرتفع می‌کرد. این در حالی است که به نظر می‌رسد دولت آقای روحانی رابطه ارگانیک و سازمان‌یافته‌ای با تئوریسین‌ها و نخبگان فکری جامعه برقرار نکرده است. دلیل این مساله چیست؟آیا دولت تدبیروامید فاقد توانایی ارتباط با نخبگان فکری جامعه است؟
به نظر من زمانه تغییر کرده و نمی‌توان توقع داشت دغدغه‌های مدنی و سیاسی دولت آقای روحانی مانند دولت اصلاحات باشد. به هر حال دولت اصلاحات در یک فضای خاص سیاسی ظهور کرد و اغلب نخبگان فکری و سیاسی به صورت خودجوش به دولت کمک می‌کردند؛ در حالی که آقای روحانی به تنهایی بار دولت را به دوش کشیده و فاقد یک تیم فکری قوی و منسجم بوده است. نکته دیگر اینکه شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کنونی از بسیاری از جهات با شرایط دولت اصلاحات متفاوت است. در دو سال گذشته نیز آقای روحانی فرصت کافی برای ساماندهی تیم همراه خود را نداشته است. به نظر من آقای روحانی برای حرکت بهتر در مسیر آینده حتما باید یک اتاق فکر منسجم تشکیل بدهد و از نیروهای تحول خواه و جلو برنده جامعه استفاده صحیح‌تری کند.
دلیل همراهی نکردن مورد انتظار برخی اعضای کابینه با آقای روحانی چیست؟آیا انتخاب این افراد از ابتدا اشتباه بود؟
آقای روحانی از بین افرادی که می‌شناختند اعضای کابینه خود را انتخاب کردند. ایشان به دلیل اینکه در فضای سیاسی کشور درگیری عملی نداشتند و با نیروهای فکری جامعه آشنایی زیادی نداشتند موفق نشدند یک کابینه فکری منسجم و قوی تنظیم کنند. کابینه آقای روحانی بیشتر رویکرد عملیاتی دارد. این رویکرد عملیاتی نیز به دلیل سن بالای اعضای کابینه و همچنین محافظه‌کاری این افراد اجازه نداده اهداف آقای روحانی به صورت کامل محقق شود. به همین دلیل من معتقدم در شرایط کنونی آقای روحانی به تنهایی مسئولیت نصف کابینه را به دوش می‌کشند.
این وضعیت چه چالش‌هایی را برای آقای روحانی به همراه خواهد داشت؟
این تصمیمی است که خود آقای روحانی باید اتخاذ کند. به نظر من آقای روحانی با تغییر ترکیب مجلس دهم در نهایت به این نتیجه خواهد رسید که کابینه خود را ترمیم کند. آقای روحانی توانایی نیروهای فکری در سامان دهی به نظم سیاسی کشور را در انتخابات هفتم اسفند مشاهده کرده‌اند و به همین دلیل در آینده با کمک از همین نیروهای فکری تلاش خواهند کرد کابینه خود را ترمیم کنند.
رئیس دولت اصلاحات معتقد بود مخالفان دولت هر نه روز یک بحران برای دولت به وجود می‌آورند. این در حالی است که به نظر می‌رسد آقای روحانی نیز دچار چنین مشکلی شده است. فشار‌های بیرونی به دولت آقای روحانی را به چه میزان در عملکرد دولت تدبیر و امید موثر می‌دانید؟
به نظر من موانع پیش روی آقای روحانی دشوار‌تر از موانع رئیس دولت اصلاحات است. در دولت اصلاحات جدال بین نیروهای سیاسی دو جناح سیاسی در کشور بود؛ این در حالی است که در شرایط کنونی جدال بین نیروهای رانت خوار تحریم‌ها با دولت آقای روحانی است که با برجام منافع خود را در خطر می‌بینند. کنار گذاشتن این عده از صحنه سیاسی به مراتب سخت‌تر از نیروهای فکری و سیاسی است. این عده به به این روش عادت کرده‌اند و به همین دلیل مقابله با آنها بسیار سخت خواهد بود. به نظر در شرایط کنونی مهم‌ترین دغدغه آقای روحانی باید مقابله با رانت خواری و حرام خواری باشد. آقای روحانی باید با جدیت یک کمیته حقیقت یاب «غارت ملی» تشکیل دهد تا تکلیف مردم با کسانی که از تحریم‌ها کاسبی کرده‌اند هر چه زودتر مشخص شود.
حسن روحانی در کجای تاریخ اصلاح‌طلبی ایران قرار گرفته است؟آقای روحانی قرار است چه باری از روی دوش جریان اصلاحات بردارد؟
اصلاح‌طلبی در ایران از مشروطیت آغاز شده و در مقاطع مختلف تاریخی و با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی ظهور و بروز کرده است. در چنین شرایطی هر کدام از فعالان سیاسی براساس توانایی‌ها و امکاناتی که در اختیار داشتند باری از روی دوش جریان اصلاح‌طلبی برداشته‌اند. آقای روحانی دارای خاستگاه اصولگرایی است و در جریان اصلاحات تعریف نمی‌شد. با این وجود با تیزهوشی خود متوجه شد جریان اصلاحات مهم‌ترین جریان خدمت‌کننده به منافع ملی و مردم است. در نتیجه تلاش کرد در این مسیر حرکت کند. در شرایط کنونی آقای روحانی نقش تقویت‌کننده را برای جریان اصلاحات بازی می‌کند. این در حالی است که آقای روحانی پس از فراغت از برجام این توانایی را دارد که تغییرات جدیدی در فضای سیاسی کشور به وجود بیاورد.
چرا گفتمان اصلاحات در دو سال اخیر مجبور شده در جغرافیای مشترک گفتمانی با اعتدالگرایان و اصولگرایان معتدل زیست کند؟ چرا در شرایط کنونی گفتمان اصلاحات به جای اینکه به درون نگاه کند به بیرون نگاه می‌کند و آینده خود را در بیرون از گفتمان اصلاح‌طلبی جست‌وجو می‌کند؟آیا گفتمان اصلاحات نیازمند بازنگری و تئوریزه شدن به شکلی جدید است؟
جریان اصلاحات به بیرون از خود نگاه نمی‌کند. جریان اصلاحات تا آنجا که توانایی و امکانات در اختیار داشته موفق شده فضای فکری جامعه را تغییر بدهد. در شرایط کنونی فضای عمومی جامعه متمایل به سمت جریان اصلاحات است. مهم‌ترین دغدغه جریان اصلاحات نیز تحقق مطالبات سیاسی و اجتماعی مردم ایران است. به همین دلیل هر شخصی که در این راستا حرکت کند مورد حمایت جریان اصلاحات قرار خواهد گرفت. سیاست‌های تک بعدی و یکجانبه نگرانه دولت احمدی‌نژاد اجازه انتقال مفاهیم اصلاح‌طلبی به نسل جدید را نداد و به همین دلیل نسل جدید اصلاح‌طلبی در ایران شکل نگرفت. در نتیجه جریان اصلاحات در سال‌های اخیر فرصت و امکانات لازم برای معرفی نیروهای جدید خود به جامعه نداشته است. در طول سال‌های گذشته ارتباط جریان اصلاحات با اقشار مختلف مردم به صورت رسمی قطع شده بود. با این وجود به دلیل اصالت و عمیق بودن تفکر اصلاح‌طلبی این جریان موفق شده در بدنه اجتماعی ایران جای خود را پیدا کند و به مهم‌ترین جریان فکری و سیاسی کشور تبدیل شود. به همین دلیل حمایت جریان اصلاحات از یک شخص یا گروه به منزله پیروزی در هر انتخاباتی خواهد بود. در انتخابات هفتم اسفند جریان اصلاحات تلاش کرد از افرادی در لیست خود استفاده کند که در راستای گفتمان اصلاح‌طلبی و مطالبات مردم حرکت کنند. البته در این زمینه با محدودیت‌ها و کمبودهایی نیز مواجه بود. اکثر چهره‌های اصلاح‌طلب رد صلاحیت شدند و چالش مهمی پیش روی جریان اصلاحات ایجاد شد. با این وجود جریان اصلاحات «از ترس مرگ خودکشی نکرد» و با تمام پتاسیل موجود خود در صحنه انتخابات باقی ماند.
به نظر شما دولتی که پس از آقای روحانی بر سر کار می‌آید باید یک دولت اعتدالگرا باشد که سیاست‌های دولت تدبیر و امید را ادامه دهد یا اینکه حسن روحانی زمینه یک دولت اصلاح‌طلب اصیل را در آینده مهیا خواهد کرد؟
در این زمینه همه‌چیز به عملکرد دولت بستگی ندارد. این مساله بیشتر به فضای سیاسی جامعه و کل نظام سیاسی مربوط می‌شود. به نظر من عملکرد آقای روحانی در دور دوم ریاست‌جمهوری خود در صورتی که دوباره توسط مردم انتخاب شوند پاسخ به سوال شما را مشخص خواهد کرد. در چنین شرایطی باید اتفاقات سیاسی داخلی و همچنین مناسبات منطقه‌ای و جهانی را نیز در نظر داشت.
یکی از دغدغه‌های اصلی روشنفکران جامعه احتمال شکاف بین آقای روحانی و پشتوانه اجتماعی ایشان است. به نظر شما برای اینکه این شکاف عمیق نشود چه سیاست‌هایی باید در دستور کار دولت قرار بگیرد؟
آقای روحانی تنها رئیس‌جمهور کسانی که به وی رای داده‌اند و همچنین روشنفکران و نخبگان جامعه نیست. براساس قانون اساسی رئیس‌جمهور باید به تمام مسائل کشور رسیدگی کند و دارای ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باشد. در شرایط کنونی مهم‌ترین دغدغه اجتماعی جامعه ما بیکاری، فساد اجتماعی، فساد دستگاه اداری و رانت خواری است که رئیس‌جمهور نمی‌تواند از آنها غفلت کند و به دغدغه روشنفکران جامعه بپردازد. نباید به خاطر مسائل سیاسی دیگر مسائل مهم کشور را در اولویت‌های بعدی قرار داد. مسائل سیاسی تنها بخشی از مشکلات کشور را تشکیل می‌دهد و نه همه آنها را.
آقای روحانی در زمینه مقابله با فساد اقتصادی عملکرد قابل قبولی داشته است؟
بله؛ دولت آقای روحانی در این زمینه عملکرد قابل قبولی داشته است. آقای زنگنه به صراحت و از طریق تریبون صدا وسیما اعلام کرد شخصی مانند بابک زنجانی به تنهایی نمی‌توانسته چنین حجم عظیمی از سرمایه‌های کشور را به تاراج ببرد و حتما افراد ذی نفوذی از وی حمایت می‌کرده‌اند. دولت باید یک کمیته حقیقت یاب تشکیل بدهد تا دقیق تر مشخص شود درآمد افسانه ای حدود۸۰۰میلیاردی فروش نفت چگونه هزینه و چه سرنوشتی پیدا کرده است.
چرا از عبارت «غارت ملی» استفاده می‌کنید؟
من نام دیگری برای این مساله نمی‌توانم انتخاب کنم. برخی از این افراد پول‌هایی را به جیب زده‌اند که در ۲۰۰سال نیز کسی نمی‌توانست به چنین ثروتی دست پیدا کند. در نتیجه نام این اقدامات غارت است. اصطلاحاتی مانند اختلاس، پولشویی و رانت خواری برای فسادهای اقتصادی کوچک و متوسط به کار می‌رود. این در حالی است که بسیاری از فسادهای افشا شده رقم‌های میلیارد دلاری دارد. به نظر من آقای روحانی هنوز اسناد مهم خود را در این زمینه منتشر نکرده است. اگر کابینه آقای روحانی همراهی بیشتری با ایشان کند و دست از محافظه‌کاری بردارد مردم به خوبی به عمق فاجعه‌ای که در ۸ سال گذشته در کشور رخ داده آگاهی پیدا خواهند کرد.
آقای روحانی برای از بین بردن محافظه‌کاری کابینه باید چه برنامه‌ای را در دستور کار خود قرار بدهد؟
آقای روحانی باید با کابینه خود تعیین تکلیف کند تا همه اعضای کابینه در اجرای سیاست‌های دولت همراهی کنند. پس از انتخابات هفتم اسفند ضرورت ترمیم کابینه دولت بیش از پیش احساس می‌شود. برخی اعضای دولت در زمینه تبلیغاتی با آقای روحانی همکاری نمی‌کنند و به همین دلیل ایشان به تنهایی بار تبلیغاتی دولت را به دوش کشیده است. کابینه دولت باید همراه رئیس‌جمهور باشد و در برخی مقاطع جلوتر از رئیس‌جمهور حرکت کند.
در طول دو سال گذشته کدام قسمت از کابینه همراهی کمتری با آقای روحانی داشته اند؟
در زمینه مبارزه با رانت خواری و مفسدان اقتصادی باقیمانده از دولت گذشته همه اعضای کابینه با آقای روحانی همراهی نکرده است. در این زمینه آقای روحانی و معاون اول ایشان آقای جهانگیری تنها مانده‌اند. به نظر من اعضای دیگر کابینه نیز باید به صورت جدی به این مسائل ورود کنند و آقای روحانی و معاون اول را همراهی کنند.
احمدی‌نژادی ها با وعده یارانه۲۵۰هزارتومانی خود را برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۶ آماده می‌کنند. از گوشه و کنار نیز خبر می‌رسد برخی از محافظه‌کاران برای شکست آقای روحانی نسبت به بازگشت احمدی‌نژاد بی تمایل نیستند. ارزیابی شما از این مساله چیست؟
در مرحله اول باید نسبت به روند هدر رفتن بیت المال رسیدگی شود تا تکلیف مردم با عملکردآقای احمدی‌نژاد مشخص شود. دستگاه ذی‌ربط باید تکلیف مردم را مشخص کند که در دولت احمدی‌نژاد چه کسانی در ایران قدرت را در اختیار داشتند و از این قدرت چه استفاده‌هایی کرده‌اند. هنوزنتیجه شکایت‌های کمیسیون اصل ۹۰ مجلس از احمدی‌نژاد منتشره نشده است. این در حالی است که درباره فروش نفت در دولت قبل همچنان مسائل پیچیده‌ای وجود دارد. مساله دیگر اینکه نخبگان جامعه و هواداران دولت آقای روحانی باید از اصولگرایان بخواهند که تکلیف خود را با فاسدین مشخص کنند. اگر این اتفاق رخ بدهد مردم تکلیف خود را در انتخابات۹۶خواهند دانست. آقای روحانی باید به صراحت با مردم سخن بگوید که چرا در کشور ۵میلیون بیکار وجود دارد و نرخ تورم در کشور در دولت قبل به۴۰درصد رسید. دلیل افزایش آمار طلاق در جامعه در هشت سال گذشته چه بوده است؟مطالبه اصلی مردم ایران از آقای روحانی شفاف‌سازی است.
ارزیابی شما از انتخابات هفتم اسفند به چه صورت است؟ به نظر شما رای معنادار مردم در هفتم اسفند چه پیامدهایی برای کشور به همراه خواهد داشت؟
مردم در انتخابات هفتم اسفند به جای اینکه به اشخاص رای بدهند به یک مسیر و هدف والا رای دادند. به نظر من هفتم اسفند یک نقطه عطف بزرگ در تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران خواهد بود. بنده با عده‌ای که عنوان می‌کنند ژنرال‌های جریان اصلاحات موفق نشدند وارد رقابت‌های انتخاباتی شوند و به همین دلیل جریان اصلاحات از نیروهای جدید و بی‌تجربه خود استفاده کرده موافق نیستم. ما در جریان اصلاحات ژنرال و سرباز نداریم. من اساسا با تقسیم‌بندی چهره‌های سیاسی به افراد دسته اول و دسته دوم مخالف هستم. جریان اصلاحات افرادی را به مردم معرفی کرده که شایستگی حضور در مجلس و نمایندگی مردم را داشته است. در انتخابات هفتم اسفند نخبگان فکری جامعه با استفاده از ابزارهای مدرن آگاهی‌هایی لازم را به مردم دادند و مردم نیز با آگاهی مسیری را انتخاب کردند که دغدغه‌های آنها را در آینده مرتفع خواهد کرد. این مساله دستاورد بسیار بزرگی بوده و جریان اصلاحات نیز به دنبال همین دستاورد بوده که به آن رسیده است. مردم تبلیغات انتخاباتی را درک می‌کنند. به نظر من معنای اینگونه واکنش‌های اجتماعی را باید مورد مطالعه و بررسی قرار داد. مردم ایران مدت‌هاست از عوام فریبی و عوام گرایی فاصله گرفته‌اند. مردم در هفتم اسفندماه نشان دادند تصمیم‌گیرنده نهایی درباره سرنوشت کشور خودشان هستند و اجازه نمی‌دهند دیگران برای آنها تصمیم‌گیری کنند.
برخی از اصلاح‌طلبان معتقدند در شرایط کنونی علی لاریجانی گزینه مناسب‌تری برای ریاست مجلس دهم خواهد بود و بهتر می‌تواند مطالبات اصلاح‌طلبان را مدیریت کند. به نظر شما جریان اصلاحات در چنین شرایطی چه تصمیمی باید اتخاذ کند؟
مجلس شورای اسلامی مظهر تکثر سیاسی در جامعه ایرانی است. به نظر من مهم‌ترین خصوصیت مجلس دهم این است که چوب لای چرخ دولت نخواهد گذاشت. این در حالی است که مجلس نهم گاهی به شکل‌های مختلف در مسیر حرکت دولت مانع قرار می‌داد. بنده برای آقای لاریجانی احترام زیادی قائل هستم و معتقدم عملکرد ایشان در مجلس نهم و همچنین در فضای سیاسی کشور بسیار مدبرانه و عاقلانه بوده است. با این وجود معتقدم در شرایط کنونی آقای عارف برای ریاست مجلس مناسب است.

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس