تاریخ انتشار: ۳۱ مرد ۱۳۹۵

[ad_1] ۳ سال است که دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد به اتمام رسیده است اما حاشیه های این هشت سال دولت های نهم و دهم تمامی ندارد. ۳ سال است که دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد به اتمام رسیده است اما حاشیه های این هشت سال دولت های نهم و دهم تمامی ندارد. به گزارش […]

[ad_1]

۳ سال است که دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد به اتمام رسیده است اما حاشیه های این هشت سال دولت های نهم و دهم تمامی ندارد.

۳ سال است که دوران ریاست جمهوری
احمدی نژاد به اتمام رسیده است اما حاشیه های این هشت سال دولت های نهم و دهم
تمامی ندارد.

به گزارش تیک، هفته گذشته بود که محمد جواد لاریجانی در سخنانی
از بخشی از جزئیات آخرین سفر محمود احمدی نژاد رئیس دولت های نهم و دهم به آمریکا
برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد پرده برداشت، جزئیاتی که نشان می دهد
محمود احمدی نژاد نیز به دنبال حل و فصل پرونده هسته ای ایران بود، به دنبال مذاکره
با غرب و به ویژه آمریکا بود اما به شیوه خودش!

محمد جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر کشور در
این باره در گفت وگو با خبرگزاری تسنیم گفته بود:
گروهی صرفا دنبال آن هستند که جایی از برجام خراب شود تا آن را علم
کنند. دوستانی که با آقای احمدی‌نژاد و سایت‌های نزدیک به آنها کار می‌کنند از این
دسته هستند. اینها حرف‌هایی می‌زنند که بنده تعجب می‌کنم، زیرا خود ایشان در سال‌های
آخر ریاست‌جمهوری‌اش بدتر از این برجام را پیشنهاد می‌کرد. احمدی‌نژاد پیشنهاد
داشت همه مواد غنی‌شده هسته‌ای را یک جا بدهیم و خودش هم با اوباما مذاکره و مساله
را حل کند! مشخص است که این نوع نقد نیز نقد به درد بخور و کارسازی نیست.

اینکه منتقدان و مخالفان روحانی و برجام چشمان خود را به روی ۸ سال
سیاست های هسته ای و خارجی احمدی نژاد بسته اند و قصد ندارند نیم نگاهی هم به
دستاوردهای آن دوران بیندازند یک سوی ماجراست و اینکه محمود احمدی نژاد تلاش داشت با
اقدامات غیرسازنده و بعضا خارج از عرف سیاسی و دیپلماتیک و یک تنه دست به حل و فصل پرونده هسته ای ایران بزند، سوی دیگر
ماجراست. تلاش هایی که دست آخر بی نتیجه و اغلب با عواقب سخت و منفی برای کشور
همراه شدند و موضوع این گزارش هستند.

احمدی نژاد برای حل و فصل مناقشه بر سر پرونده هسته ای ایران
پیشنهادات و اظهارات تامی برانگیز فراوانی عنوان کرده بود که اغلب در قالب خاطره و
دست نوشته و مصاحبه از سوی دیگر مقامات کشورمان عنوان می شود، یکی از این
پیشنهادات، پیشنهاد خرید کل «آژانس بین الملل انرژی اتمی» بود!
پیشنهادی که حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان که در آن زمان دبیر شورای عالی امنیت
ملی کشور بودند
در کتاب خاطرات خود درباره دغدغه رییس جمهور سابق در روزهای اول شروع به‌کار خود برای خریدن
کل آژانس انرژی اتمی،
اینگونه آن را روایت می کند: در تاریخ ۱۸/۵/۱۳۸۴ قرار بود در آژانس، جلسه اضطراری شورای حکام تشکیل
شود؛ آقای احمدی‌نژاد دو روز قبل از آن (۱۶/۵/۱۳۸۴) به من زنگ زدند و خواستند ملاقاتی
با هم داشته باشیم و لذا به ریاست جمهوری رفتم.

روحانی در کتاب خود می نویسد: در آن ملاقات بحث
ما عمدتاً پیرامون مسئله هسته‌ای و اجلاس آتی شورای حکام بود. ایشان گفتند چرا آژانس
می‌خواهد جلسه فوق‌العاده تشکیل دهد؟ گفتم می‌خواهند مسئله راه‌اندازی اصفهان را بررسی
کنند. گفتند آژانس حق ندارد چنین کاری بکند، چون ما کار خلافی نکرده‌ایم، خوب است با
البرادعی تلفنی صحبت کنید. گفتم این‌طور نیست که مدیرکل همه‌کاره باشد، اعضای شورای
حکام آژانس، سفرای ۳۵ کشور هستند که بر اساس گزارش مدیرکل تصمیم می‌گیرند. بعد بحث
شد که آژانس تحت نفوذ غرب است. پرسیدند چرا آژانس تحت نفوذ آن‌هاست؟ گفتم برای اینکه
هم بیشتر بودجه آژانس را آن‌ها می‌دهند و هم بر اکثر کشورهای عضو نفوذ دارند.

[آقای احمدی‌نژاد]
گفت: هزینه‌های آژانس در سال چقدر است؟ گفتم نمی‌دانم. مثلاً چند صد میلیون دلار. گفتند
شما همین حالا به البرادعی زنگ بزنید و بگویید ما کل مخارج آژانس را پرداخت می‌کنیم.
گفتم اولاً آژانس نمی‌تواند بپذیرد، چون برای مخارج آژانس و بودجه آن، مقرراتی وجود
دارد و ثانیاً ما همچنین اختیاری نداریم، چون اگر به‌جایی بخواهیم کمک بلاعوض کنیم،
مجلس باید تصویب کند. [آقای احمدی‌نژاد] گفتند: من به شما می‌گویم، شما چه‌کار دارید!
گفتم روش کاری من این‌طور نیست و من چنین کاری نمی‌کنم. اگر اصرار دارید، خودتان با
البرادعی صحبت کنید.

احمدی نژاد در شرایطی این پیشنهاد را مطرح کرده بود که عنوان کردن آن از سوی یک سیاستمدار کمی دور از ذهن بود، این در حالی است که
موضوع پی ام دی و بسته شدن آن یکی از توافقات ایران و گروه ۱+۵ برای امضای برجام
بود که پس از ۲ سال مذاکرات هسته ای تحقق یافت و موضوع پی ام دی مربوط به
مسایل گذشته و حال فعالیت های هسته ای ایران در آژانس بین المللی
انرژی اتمی ایران برای همیشه بسته شد. اقدامی که نه در نتیجه خریدن اژانس که در نتیجه مذاکره صورت گرفت.

یکی دیگر از این نوع
پیشنهادات رئیس دولت های نهم و دهم موضوع تبادل مواد غنی شده هسته ای و
مذاکره شخص رئیس جمهور با باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا بود که به تازگی به
رسانه ها راه پیدا کرده است. پیشنهادی که از سوی محمد جواد لاریجانی، پیشنهادی به
مراتب بدتر از برجام عنوان می شود.

این در حالی است که بر
اساس برجام همه مواد غنی شده ایران به غرب تحویل داده نخواهد شد بلکه ذخایر
اورانیوم
غنی شده کشور به مرور زمان به ۳۰۰ کیلوگرم از حدود ۱۰ تن کاهش پیدا خواهد
کرد و
باقی مواد به دیگر کشورها فروخته می شود و به این ترتیب ایران به جمع
صادرکنندگان فراوردهای هسته ای خواهد پیوست؛ تاکنون آمریکا و روسیه برای
مصارف تحقیقاتی و
پزشکی مقادیری از مواد غنی شده ایران را خریداری کرده اند و پول آن نیز
پرداخت شده
است.

یکی دیگر از اقداماتی که
در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد و در نتیجه اظهارات و سیاست های وی صورت گرفت، صدور قطعنامه های تحریمی علیه کشور بود که
هزینه هایی را برای کشور به همراه داشت، هزینه هایی که بر صنعت نفت و
پتروشیمی و هواپیمایی و همچنین دارویی کشور تحمیل شد.

احمدی نژاد در واکنش به
صدور این قطعنامه ها، آنها را ورق پاره عنوان
می خواند و این تحریم ها را بی اهمیت می دانست و می گفت که کسی برای این تهدیدات
هویج هم خورد نمی کند. احمدی نژاد همچنین
معتقد بود که غرب آنقدر قطعنامه بدهد تا قطعنامه دانش پاره شود.

این در حالی است که حسن
روحانی معتقد بود که تحریم ها علیه ایران ظالمانه است و باید به سرعت برداشت شود،
حسن روحانی با شعار حل و فصل پرونده هسته ای ایران رئیس جمهور شد و اقدامات سازنده
ای نیز در این مسیر انجام داد، اقداماتی چون انتخاب محمد جواد ظریف به سمت وزیر
خارجه و انتقال پرونده مذاکرات هسته ای از شورای عالی امنیت ملی به وزارت خارجه.


در نتیجه برجام و اقدامات
عملی دولت یازدهم، خارج از دایره شعار زدگی که در دوران محمود احمدی نژاد با آن
مواجه بودیم، همه قطعنامه های تحریمی علیه ایران در ارتباط با پرونده هسته ای
کشورمان لغو شد و ایران از ذیل بند ۷ منشور سازمان ملل متحد  خارج و سایه جنگ
از سر کشور برداشته شد.

احمدی نژاد قصد داشت خود
و یک تنه به جنگ غرب برود و با باراک اوباما به گفت وگو بنشیند تا راه حلی برای
پرونده هسته ای ایران پیدا کند، این پیشنهاد احمدی نژاد نیز از آن جهت تامل برانگیز
بود که وی از یک سو تخصصی در زمینه دیپلماسی ندارد و از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران و
آمریکا بیش از ۳۷ سال است که هیچ رابطه رسمی و دیپلماتیکی با آمریکا ندارد و از
همین رو شخص دوم کشور قادر نخواهد بود شخصا برای حل و فصل پرونده هسته ای وارد گفت
وگو با رئیس جمهور آمریکا شود.

این در حالی است که شیخ
دیپلمات در اقدامی قابل توجه، در حالی که خود تجربه گفت وگو با ترویکای غربی
را در کارنامه دارد و فارغ التحصیل دانشگاهی در انگلستان است، محمد جواد ظریف را
راهی ساختمان وزارت خارجه می کند و پرونده مذاکرات هسته ای را به کسی می سپارد که
به گفته مقامات غربی در آشنایی به واژگان حقوقی انگلیسی از آنها آگاه تر است، کسی که ۳۰ سال در آمریکا زندگی
کرده و اصول مذاکرات سیاسی و دیپلماتیک را
از بر است.

میان حرف تا عمل فاصله بسیاری وجود دارد،
هرچقدر احمدی نژاد اهل شعار و تک روی بود و پیشنهادات و اظهارات تامل
برانگیز بر زبان می آورد روحانی اما اهل عمل است و با سیاست خارجی و طرق
دیپلماسی آشنایی دارد، برجام که اکنون رفته رفته می رود تا تهران را از
سایه تحریم ها جدا کند نتیجه همین عملگرایی شیخ دیپلمات است.

[ad_2]

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس