تاریخ انتشار: ۲۵ فرو ۱۳۹۶

[ad_1] ماهنامه اندیشه پویا: محسن گودرزی، مولف کتاب «صدایی که شنیده نشد» ۱٫ بعد از گذشت چهل سال، شما و آقای عباس عبدی اقدام به بازنشر نظرسنجی ای کرده اید که در نیمه اول دهه ۱۳۵۰ تحت عنوان «طرح آینده نگری» در کشور صورت گرفته است. اهمیت این نظرسنجی، که بازچاپ و خوانش دوباره آن […]

[ad_1]

ماهنامه اندیشه پویا:

محسن گودرزی، مولف کتاب «صدایی که شنیده نشد»

۱٫ بعد از گذشت چهل سال، شما و آقای عباس عبدی اقدام به بازنشر نظرسنجی ای کرده اید که در نیمه اول دهه ۱۳۵۰ تحت عنوان «طرح آینده نگری» در کشور صورت گرفته است. اهمیت این نظرسنجی، که بازچاپ و خوانش دوباره آن را مهم می کند، در چیست؟


این نظرسنجی به چند دلیل مهم است. اول این که این پژوهش تنها نظرسنجی ملی است که ما از آن دهه در دست داریم و تنها تحقیقی است که براساس آن می توانیم بدانیم مردم در دهه پنجاه به چه مسائلی فکر می کردند و فضای ذهنی و  ادراکی آنها چه بوده است؛ یعنی نظرسنجی ملی دیگری وجود ندارد که با مراجعه به مردم نظرات، گرایش ها، دغدغه ها و نگرانی های ایشان را مورد سنجش قرار داده باشد.

دوم اینکه این تحقیق در آستانه انقلاب صورت گرفته است و از این جهت می توان به این تحقیق از منظر پیش بینی پدیده ای که بعدا اتفاق افتاد، نگاه کرد. سوم این که این تحقیق برای امروز ما نیز، درس های خوبی در ساماندهی و مدیریت یک پروژه پژوهشی دارد. این که چگونه یک تحقیق مسئله محور (Problematic) تعریف می شود؛ چگونه منظومه ای از پژوهش ها سامان داده می شود؛ و چگونه نتایج تحقیقات به سیاست گذاران و مدیران جامعه ارائه می شود.

۲٫ در مقدمه ای که بر نظرسنجی انجام شده توسط دکتر اسدی و دکتر تهرانیان در نیمه اول دهه پنجاه نوشته اید، عنوان کرده اید نتایج این نظرسنجی تناقض ناشی از توسعه نامتوازن در کشور در دهه پنجاه را نشان می دهد. به طور مشخص کدام یافته ها و مولفه های این نظرسنجی این تناقض ها و شکاف های عمده را نشان می دهد؟


مفهوم توسعه نامتوازن را نه ما، بلکه محققان نظرسنجی در تحلیل نتایج آن به کار برده اند. بنا بر تحلیل ایشان، در نیمه اول دهه پنجاه، کشور شاهد رشد شتابان اقتصادی است و در نتیجه آن، جامعه از یک وضعیت سنتی مبتنی بر کشاورزی، در حال تبدیل شدن به یک جامعه شهری مبتنی بر صنعت است؛ به گونه ای که ارزش ها، نهادها و رویه های مدرن به جامعه عرضه می شود.

به باور محققان این تحقیق، تغییرات در سطح اقتصاد پرشتاب است اما نظام فرهنگی و اجتماعی، متناسب با سرعت رشد اقتصادی دگرگون نشده و دچار تاخر است. محققان معتقدند این روند توسعه نامتوازن است.

 

مذهب پناهگاه ایرانیان در دهه پنجاه 

 

تهرانیان در تحلیلی که درباره وضعتی جامعه آن روز می نویسند متذکر می شود که توسعه اقتصادی نسب ما را با زمان دگرگون کرده است؛ یعنی جامعه ای که به کلی از گذشته خود کنده شده و با دلهره به آینده می نگرد. به این معنا که افراد جامعه ناگهان در یک شرایط محیطی متفاوتی قرار گرفته اند. اما نه ارزش های جدید را می توانند پذیرا باشند و نه بر منبای ارزش های گذشته می توانند با مسائل خود مواجه شوند یا در دنیای تازه ای که شکل گرفته است، با چنین ارزش هایی زندگی کنند. در نتیجه افراد جامعه در شرایط تعلیق به سر می برند.

این تحلیل کلانی است که در این نظرسنجی مشاهده شده است. همین موضوع را می توان در سطوح خرد نیز مشاهده کرد. مثلا افرادی که برای زندگی بهتر به شهر مهاجرت می کنند، الگوهایی از رفتارها و هنجارها را می بینند که با آن ها نمی توانند احساس همدلی کنند و خود را با آن بیگانه می یابند. این دسته افراد که الگوهای جدید را دور از خود می بینند، احساس می کنند صداقت و پاکی در جامعه از بین رفته و در این شرایط فقط با نیرنگ است که می شود زندگی کرد و تنها ارزشی که در جامعه وجود دارد، پول است.

این افراد حس می کنند پدیده های مدرن با ارزش های دینی فاصله دارد. لذا از منظر و دریچه گناه با آن مواجه شده اند. رادیو نمی خرند، در برابر استفاده از تلویزیون مقاومت می کنند، سینما نمی روند، با کارکردن زنان شان موافق نیستند، نسبت به آموزش و مطالبی که آموخته می شود خوش بین نیستند و حتی برخی از مردم به دختران شان اجازه تحصیل نمی دهند.

در عین حال، مهم ترین هدف آنها رفع نیازهای مالی است چون آرزوهایی دارند که دستیابی به آنها منوط به تحرک اجتماعی و به دست آوردن پول است. درنتیجه، این قشر از جامعه به تعبیر این محققان به دنبال به دست آوردن پول ناگهانی و یک شبه هستند. اما ارزش هایی را هم از دست رفته می بینند و این دو را نمی توانند با یکدیگر تلفیق کنند. هر برخورداری ناشی از رشد اقتصادی را می خواهند و هم می خواهند ارزش های خود را در چنین جهانی حفظ کنند. در حالی که احساس می کنند این دو را نمی توانند با هم جمع کنند. حتی احساس می کنند ارزش های آنان تحقیر می شود و به عنوان عقب افتاده یا سنتی یا حتی دهاتی انکار می شود.

در فیلم ها و سریال ها اغلب شخصیت هایی که ارزش هایی مثل صداقت و پاکی و درست کاری را نمایندگی می کنند، ساده لوح ولی پاک تصویر می شوند. در آن شرایط افراد به دنبال پناه و ملجثی می گردند تا در آن بر این احساس دوگانگی و تعارض فائق آیند. جایی که افراد حس کنند که هم کسی هستند و اهمیت دارند و هم ارزش های شان مورد اعتنا و احترام است.

براساس یافته های تحقیق می توان گفت این پناهگاه نهاد مذهب است. گسترش مراکز مذهبی، بالا رفتن شمارگان کتب مذهبی و بالا رفتن شمار حجاج و زوار، از اقبال گسترده عامه مردم به مذهب خبر می دهد. موضوعی که امروز برای ما شاید عادی و معمولی باشد اما در آن دوره موجب تعجب محققان بوده است.

واکنش به این دوگانگی منحصر به مردم عادی نیست. از یک سو، گرایش مردم عادی به مذهب دیده می شود که نمونه های آن اقبالی است که مردم به فعالیت های مذهبی در سال های اولیه دهه پنجاه ابزار می کنند. رشد چشمگیر هیئت های مذهی و مساجد یا افزایش شمارگان کتاب های دینی مثل «مفاتیح الجنان» از این نمونه ها قلمداد می شوند.

در سطح نخبگان هم گرایشی به مذهب دیده می شود. اول این که جوانان شهری تحصیل کرده، آینده جامعه را به سمت مذهبی شدن می دانند. در حالی که مردم عادی چنین تصوری ندارند. احتمالا این بازتاب گرایش های گروه های جوان تحصیل کرده شهری است.

 

از طرف دیگر، در نظرآزمایی از نخبگان، آنان رشد فرهنگی در چارچوب هویت اسلامی متناسب با روز می بینند. مثلا وقتی از نخبگان درباره اولویت های توسعه سوال شده، آن ها بر اولویت فرهنگی تاکید کرده اند، اما وقتی که از آنها پرسیده می شود که معنای این اولویت فرهنگی چیست؟ الگویی را ارائه کرده اند که در آن اقبال به الگوی اسلامی و تقویت موقعیت ایران در جهان اسلام دیده می شود. این اقبال به خصوص از آن جهت حائز اهمیت است که این نخبگان قرار بوده پایگاه اصلی رژیم پهلوی باشند.

۳٫ مطابق یافته های این نظرخواهی، درخصوص شاخص های خرسندی از زندگی و آرزوها و نیازها، ۴۵ درصد شهروندان ایرانی از زندگی خویش رضایت داشته و ۴۲ درصد نیز مقداری رضایت داشته اند. همچنین اکثریت جامعه آماری این نظرسنجی، اعم از جوامع روستایی و شهری، نسبت به آینده خویش خوش بین بوده اند و با توجه به معیار ده پله ای در نظر گرفته شده در نظرسنجی، موقعیت خود و موقعیت کشور را در پله های رو به رشد، با شتابی بالا ارزیابی کرده اند. آیا این یافته ها، با تصویری که شما در مقدمه کتاب درباره این نظرسنجی داده اید تطابق دارد؟


مطابق این نظرسنجی تنها ۴۲ درصد از افراد جامعه از وضعیت زندگی خویش راضی هستند که در جوامع باثبات معمولا این عدد باید نزدیک به هفتاد درصد باشد. اما فارغ از این نکته، این آمارها توقعات فزاینده ای را نشان می دهد که در آن شرایط وجود داشته است. امید به بهبود وضعیت کشور به صورتی دیگر انتظارات فرد را هم نشان می دهد، زیرا انتظار دارند که این بهبود در وضعیت کلی کشور منجر به بهبود در وضعیت فردی آن شود. پس انتظار دارد که وضع او هم بهبود یابد.

 

مذهب پناهگاه ایرانیان در دهه پنجاه 

از طرف دیگر، افراد می بیینند کسانی که در رتبه های بالای اجتماعی قرار گرفته اند از دو عامل ثروت و تحصیلات برخوردارند. تحصیلات امکان کسب موقعیت مادی بهتر را فراهم می کند. پس انتظار بهبود وضعیت به معنای برخورداری هرچه بیش تر از دو عامل ثروت و تحصیلات است. مطابق با نتایج نظرسنجی، مردم از سطح تحصیلات و ثروت خود نارضایتی بالایی داشته اند.

براساس این یافته ها می توان محیط آن روز را تصویر کرد که از یک سو انتظار بهبود یا توقع بهبود وجود دارد، از طرف دیگر، گروهی از افراد از عواملی که امکان ارتقای اجتماعی را فراهم می کند، محروم اند و در نتیجه از این بُعد زندگی خود ناراضی اند و از جهت سوم هم خود را در محیطی بیگانه با ارزش های مطلوب می بینند و احساس می کنند ارزش های مطلوب آنان در معرض هجوم ارزش های تازه قرار گرفته است و در حال از میان رفتن است.

این سطوح نارضایتی، انتظارات و بیگانگی با محیط به هم پیوند می خورد و در نهاد مذهب به آن پاسخ داده می شود.در این شرایط وقتی در آستانه انقلاب نهادهای مذهبی، تامین بهبود زندگی مادی را همراه با محیط معنوی می دهند، گوش های بسیاری برای شنیدن آن آماده است.

۴٫ یکی از مهم ترین و شاید جالب توجه ترین نتایج این نظرسنجی، بازنمایی جامعه ایران به عنوان یک جامعه به شدت مذهبی است؛ جامعه ای که توجه به مذهب و مراکز مذهبی در آن حتی نسبت به دهه قبل، یعنی دهه چهل، نیز افزایش داشته است. حجم بالای جمعیت مسجدرو و تاکید بر شعایر مذهبی در پاسخ ها و مثلا اینکه اصلی ترین نگرانی مردم، درباره برنامه های سینما و تلویزیون، مذهبی نبودن است، نشانه بالا بودن حساسیت های مذهبی مردم است؛ امری که در دهه های چهل و پنجاه مورد بی توجهی طبقه سیاسی حاکم قرار گرفته بود.


با توجه به این که در کنار این حساسیت، مطابق این نظرسنجی، نگاه مردم نسبت به پیشرفت و آینده اقتصادی منفی نیست، و مشکلات سیاسی در میان مشکلاتی که بر حل آن تاکید می کنند، در مرتبه بسیار نازلی قرار دارد، آیا می توان به این نتیجه رسید که مذهب، گوهر اصیل حرکتی بوده است که در سال ۵۷ به انقلاب انجامید؟


آیا این نظرسنجی نشان نمی دهد که اصلی ترین و مهم ترین نقطه مقابله و مواجهه حکومت و مردم، مذهب بوده و مشکلات و عوامل دیگر، فرعی و حاشیه ای بوده اند؟

اگر بخواهم این سوال را محدود کنم، باید به این پرسش پاسخ بدهم که بنا بر نتایج کدام بخش های این نظرسنجی پدیده انقلاب را می توان توضیح داد؟ این تحقیق یک مجموعه یا Complex را به ما نشان می دهد. نکته مهم این است که خواسته های مادی به طور جدی در جامعه ایران در سال ۵۳ مشهود است. این خواسته ها را می توان در مجموعه آرزوها و نیازها دید. خواسته های مادی برای جامعه آن قدر مهم است که وقتی مفاهیم مذهبی را از آن ها می پرسند، معنای مفاهیم مذهبی را با مفاهیم اجتماعی و دنیوی توضیح می دهند؛ یعنی کار ثواب را با ارزش های مادی و دنیوی توضیح می دهند.

همان طور که اشاره کردید در همه بخش های نظرسنجی، خواسته های سیاسی جزو خواسته های اصلی نیست. خواسته های ملموس مردم، خواسته های اقتصادی است. این خواسته ملموس در رفتارهای سیاسی نیز بازتاب پیدا می کند و آنها از سیاستمداران درخواست حل خواسته های مادی را دارند.

از سوی دیگر، وضعیت تعلیقی که پیش تر توضیح داده شد جدی بود. این تعلیق در نظرسنجی های دیگر نیز هویداست؛ مثلا در نظرسنجی هایی که درباره برنامه های محبوب تلویزیونی صورت گرفته، برنامه هایی مورد اقبال عمومی در این دوره بوده اند که کاراکترهای محوری شان درگیر وضعیت تعلیق بوده اند.

به نظر من، عامل مذهب در آن دوره، هم برای وضعیت تعلیق و هم برای خواسته های مادی کارکرد داشته است؛ یعنی شبکه ای از روابط اجتماعی حول نهادهای مذهبی شکل گرفته است که برای افراد احساس حمایت و پشتیبانی ایجاد می کرده است. در آن روابط مذهبی است که هویت و موقعیت فرد به رسمیت شناخته می شود؛ آن هم در شرایطی که او از محیط خود جدا شده، به محیط بزرگی آمده و کسی را نمی شناسد. در این وضعیت مذهب پناهگاه افراد است. اما می توانم به سوال شما از جنبه ای دیگر هم پاسخ دهم و آن غیبت سیاست در این نظرسنجی است.

به طور مستقیم از مردم درباره گرایش های سیاسی شان سوال نمی شود. این نظرسنجی نمی گوید که چه بخش هایی از مردم از وضعیت سیاسی ناراضی بوده اند یا کدام سیاست های وقت را نمی پسندند. دلیل این غیبت برای ما آشناست. اصلا همین نبودن این متغیر نشان دهنده شکل حضور سیاست در جامعه آن وقت است شابد بتوان این کمبود را با نظرسنجی هایی جبران کرد که به صورت موردی درباره نگرش جوانان و دانشجویان انجام شده است. از گزارش تفصیلی این نظرسنجی ها خبر ندارم ولی تا حدی که در همایش شیراز به نتایج آن اشاره شده است، بیانگر نارضایتی جوانان و دانشجویان از وضعیت سیاسی است. می توان نتیجه گرفت که رشد اقتصادی شتابان در جریان است ولی نهادهای فرهنگی و سیاسی متناسب برای حل تنش های ناشی از آن شکل نگرفته اند.

۵٫ از جمله مهم ترین نکات این نظرسنجی جایگاهی است که مردم برای تحصیلات در پیشرفت شغلی و زندگی خود قائل اند. به اعتقاد اکثریت قابل توجه مردم، و با شناختی که از بوروکراسی حاکم دارند، اصلی ترین عامل پیشرفت، نه روابط خانوادگی و موقعیت هایی مانند آن، که تحصیلات است. چه تحلیل از این رای دارید؟


وقتی یافته های تحقیق را بررسی می کنیم، یکی از متغیرهای اصلی توضیح دهنده، عامل تحصیلات است. به اصطلاح فنی آن، تحصیلات متغیر مهمی است که واریانس پدیده ها را توضیح می دهد. در این تحقیق تقریبا هر جا که تفاوتی بین دیدگاه ها می بینید، می توانید این تفاوت را بین گروه های دارای تحصیلات متفاوت مشاهده کنید. حتی بین تحصیلات و ثروت هم رابطه وجود دارد، یعنی کسانی که در مراتب بالای ثروت هستند، تحصیلات بالاتری دارند.

این موضوع احتمالا به نقش موثر تحصیلات در آن شرایط بر می گردد. تحصیلات در آن دوره یکی از زمینه های اصلی تحرک اجتماعی بوده است؛ یعنی اگر فردی تحصیلات بالا می داشت، می توانست به موقعیت های بالاتر اجتماعی و اقتصادی دست پیدا کند. اگر ارزش های مسلط جامعه، تحرک اجتماعی برای به دست آوردن موقعیت بهتر باشد، اگر فرد خودش را در یک وضعیت مسابقه گونه برای پیشرفت احساس کند و مشاهده کند که بقیه افراد دارند به موقعیت های بهتری  می رسند و او در حال عقب ماندن از دیگران است، آن وقت میل برای به دست آوردن ثروت و تکمیل تحصیلات جهت تولید ثروت معنادار میشود.

مشخص است که در آن دوره موقعیت و ارزش های خانوادگی عامل مهمی در مقایسه با تحصیلات برای تحرک اجتماعی نبوده اند و در شرایطی که میان آدم های متجدد و سنتی تفکیک وجود داشته و آدم های سنتی با ارزش هایی تعریف می شده اند که از دید آن زمان عقب افتاده بوده است، تحصیلات یکی از زمینه هایی بوده که می توانسته امکان به دست آوردن ارزش های مدرن و جدید را فراهم کند.

از طریق تحصیلات فرد می توانست از عقب ماندگی فاصله بگیرد. ولی امروز در جامعه ما تحصیلات چنین نقشی را ندارد. عمومی شده و دسترسی به آن ساده تر شده است. رابطه تحصیلات در جامعه امروز با تحرک اجتماعی و ثروت اقتصادی و موقعیت اقتصادی دیگر روابط مستقیم پیشین نیست.

۶٫ در نظرسنجی سال ۵۳، ۴۹ درصد پرسش شوندگان به این سوال که بزرگ ترین مشکل مملکت را چه می دانند پاسخ نداده اند و ۲۱ درصد ایشان گفته اند کشور هیچ مشکلی ندارد. به نظر شما علت این حجم از بی اطلاعی یا عدم تمایل به پاسخ گویی به این سوال چه بوده است؟


می توان گفت مردم در سال های ابتدایی دهه پنجاه درگیر مسائل کلی کشور نبوده اند و برای آنان مسائل ملموس روزمره اهمیت بیش تری داشته است. وقتی درصد بالایی از مردم به سوالات سیاسی پاسخی نمی دهند، نشان می دهد که راجع به این مسائل فکر نمی کردهاند و آن را به بحث نمی گذاشته اند. از این نظر آگاهی جمعی در آن روزگار بیش تر معطوف به مسائل فردی و درگیری های زندگی روزمره است.

برای درک بهتر می توان این را با وضعیت امروز مقایسه کرد که مردم درباره بسیاری مسائل از سیاست خارجی گرفته تا محیط زیست نظر می دهند و درباره اثرات آن پدیده ها بر زندگی خود برداشت ها و تصوراتی دارند.

 

مذهب پناهگاه ایرانیان در دهه پنجاه

۷٫ گویا شما در سال ۸۳ این نظرسنجی را تکرار کرده اید و پرسش های آن را دوباره به کرا برده اید. مطالعه تطبیقی این دو نظرسنجی در سال های ۵۳ و ۸۳ چه نتایج و یافته هایی را به لحاظ جامعه شناختی در اختیار ما می گذارد؟ میزان مذهبی بودن، امید به آینده و پیشرفت، سطح اعتماد اجتماعی، توجه به تحصیلات و… در نظرسنجی دوم چگونه است؟


در سال ۸۳ در شورای فرهنگ عمومی این پیشنهاد را طرح کردم که خوب است در سی امین سالگرد تحقیق آینده نگری در سال ۵۳، تحقیق مشابهی انجام شود. خوشبختانه این شورا با پیشنهاد من موافقت کرد و نتایج این تحقیق در سه جلد توسط سازمان تبلیغات اسلامی منتشر شد. سوالات تحقیق سال ۸۳ نسبت به تحقیق سال ۵۳ متنوع تر و متکثرتر است، اما برای نشان دادن تفاوت های نتایج این دو تحقیق برخی نقاط تفاوت کلی را بیان می کنم.

در نظرسنجی سال ۵۳، مردم هیچ شناختی درباره تکنیک های نظرسنجی نداشته اند، رسانه ها مانند سال ۸۳ گسترده نبوده اند و به همین دلیل بسیاری از موضوعات در زمره آگاهی جمعی مردم قرار نگرفته بوده است. در سال ۵۳ وقتی در این باره سوال می شود که آیا در آینده جامعه به سمت مذهبی شدن یا غیرمذهبی شدن پیش می رود، درصد بالایی از مردم به این سوال پاسخ نمی دهند. عامه مردم در عین این که مذهبی بوده اند تصوری در این خصوص نداشته اند. البته جوانان شهری با سطح تحصیلات بالادر سال ۵۳ برداشتی متفاوت با مردم عادی راجع به روند رو به افزایش مذهبی شدن جامعه داشته اند. اما در سال ۸۳ این موضوع در آگاهی جمعی مردم قرار گرفته  بوده است؛ یعنی تصور عمومی مثبت یا منفی درباره روند مذهبی شدن جامعه وجود داشته و مردم در این باره پاسخ مشخص داشته اند.

در سال ۸۳ پاسخ غالب از کمرنگ تر شدن شعائر حکایت می کرده و این نارضایتی اخلاقی جامعه را بازتاب می دهد. به عبارت دیگر، تصور می کنند ارزش های دینی و همراه آن ارزش های اخلاقی در حال سست شدن است. وقتی که درباره آینده از ایشان پرسش شده، آینده را بدبینانه می بینند.

دلیل آن مشکلات متعددی است که پیش آمده و مسائلی است که مردم با آن درگیر هستند. مردم این تصور را دارند که با افزایش اختلاف طبقاتی، جامعه غیراخلاقی و غیرمذهبی می شود و جرم و جنایت افزایش پیدا می کند، همچنین در تحقیق سال ۸۳ متغیر تحصیلات دیگر به اندازه سال ۵۳ نقش ندارد یا به بیان فنی، سهم آن در تبیین واریانس متغیرها کم تر شده است. در نظرسنجی سال ۸۳ از منظر اعتماد اجتماعی نیز با یک فرایند فرسایش اعتماد مواجه هستیم.

مجموعه پیمایش هایی که بعد از انقلاب انجام شده نشان می دهد که اعتماد عمومی، و اعتماد به مشاغل و گروه ها و حرفه های مختلف، در جامعه رو به کاهش است. از جهت ارزیابی اجتماعی هم خصلت های انتقادی و نگرش های بدبینانه نسبت به یکدیگر در جامعه غالب تر شده است.

در نظرسنجی سال ۵۳ نگرانی های مردم از وضعیت کلی کشور و خواسته های ایشان از سیاستمداران یا بی جواب مانده و یا با جواب های کلی چون «به فکر مردم بودن» یا رسیدگی به وضعیت آب و برق پاسخ داده شده است. اما در نظرسنجی سال ۸۳ دامنه موضوعاتی که مردم به عنوان مشکلات کشور عنوان می کنند بسیار بیش تر است.

[ad_2]

منبع:برترینها

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس