تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۴
*مرجان کاوسی

یک نگاه کاملاً جنسیتی و فارغ از دیدگاه‌های شایسته سالارانه در ورای این مطالبه نهفته است که سبب می‌شود با ورود تفکری زن‌ستیز از مجرای همین سهم خواهی مواجه شویم.

در نزدیکی انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی، از سوی فعالین زن احزاب و تشکل‌ها پیگیری سهم ۳۰ درصدی از کرسی‌های مجلس به یکی از مباحث پررونق این روزها در فضای انتخاباتی مبدل شده است و نه‌تنها اصلاح‌طلبان که پیشرو در تبیین ضرورت افزایش مشارکت سیاسی زنان بوده‌اند بلکه طیف‌های اصول‌گرا هم به این رویکرد نیم‌نگاهی دارند. رویکردی که برآمده از یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر شکل‌گرفته و تصمیماتی که برای پیگیری و تدوین استراتژی ورود به مجلس اخذشده مبتنی بر همان ضرورت است. حال پرسش اینجاست که این ضرورت چرا وجود دارد و این تلقی نیز از جانب برخی منتقدین این رویکرد وجود دارد که یک نگاه کاملاً جنسیتی و فارغ از دیدگاه‌های شایسته سالارانه در ورای این مطالبه نهفته است که سبب می‌شود با ورود تفکری زن‌ستیز از مجرای همین سهم خواهی مواجه شویم و گروهی دیگر نیز تخصیص سهمیه را از موانع توسعه می‌دانند.

در توضیح به مسائل فوق و پاسخ به‌ نقدهای موجود باید به مبانی فکری پیگیری این سهم و فرآیند شکل‌گیری این مطالبه توجه ویژه کرد، چراکه بدون توجه به این مبانی و برداشت‌های سطحی از این مسئله در مواجه با آن دچار خطا خواهیم شد. در طول مسیر تکاملی مطالبه‌این سهم که از درون گروه‌های متشکل احزاب و فعالین سیاسی زن اصلاح‌طلب شروع به نضج نمود، نقطه اتکای اندیشه‌های شکل‌دهنده مطالبه، در تعریف و شناسایی دقیق مؤلفه‌ها و شاخص‌های کارآمدی مجلس بود و رابطه‌ی عموم و خصوص مطلقی که بین مفهوم ایده آلی مجلس و مفهوم کارآمدی آن وجود داشت مبانی تمرکز بر روی مطالبه‌ای منطقی و حداقلی از کارآمدی مجلس را سبب شد. در تعریف و تحلیل کارآمدی مجلس ضرورت و لزوم افزایش میزان کرسی‌های متعلق به زنان به‌عنوان جزئی انکارناپذیر از تعریف چنین مجلسی زمینه‌ساز تولد مطالبه‌ای بر اساس اسناد و برنامه‌های توسعه‌ای، قوانین موجود و تجارب کشورهای درحال‌توسعه قرار گرفت.

بامطالعه روند توسعه سیاسی کشورهای درحال‌توسعه و در نظر گرفتن شاخص‌های توسعه در ایران و جایگاه نگران‌کننده کشورمان در دو شاخص توسعه سیاسی و اقتصادی و نیز با توجه به این مسئله مهم که شایستگی‌ها و توانمندی‌های زنان درروند توسعه کشور آن‌گونه که باید به کار گرفته نمی‌شود، این نتیجه‌گیری حاصل می‌شود که باید به دنبال مکانیسمی برای افزایش مشارکت سیاسی زنان بود. به دلیل عقب‌ماندگی‌هایی که در سطح بین‌المللی و در شاخص‌های توسعه با آن مواجهیم، برای جبران آن در شرایط فعلی با نگاهی واقع‌بینانه و نیز به دلیل وجود موانع متعدد سنتی، ساختاری و فرهنگی در سالیان دراز، دست ‌زنان از قدرت دورمانده و همین سبب انباشته شدن بسیاری از مطالبات معطل‌مانده زنان و به دنبال آن آسیب‌های اجتماعی فراوانی شده است که امروز با آن دست‌به‌گریبانیم. بر همین اساس فکر شد که این مکانیسم‌های طراحی‌شده باید مجرای خود را در گروه‌های سیاسی و احزاب بیابد و راه‌حل آن اقدامات تبعیض مثبت احزاب و گروه‌های سیاسی در ارائه فهرست‌های انتخاباتی با در نظر گرفتن سهمیه به زنان است پس باید به دنبال ایجاد فضایی برای ایجاد پذیرش این دیدگاه در درون تشکل‌ها بود.

باید بدانیم که پیگیری تحقق سهمیه‌بندی برای زنان صرفاً نگاهی جنسیتی نیست و در رویارویی و تقابل با مردان قرار نمی‌گیرد، بلکه یک فرآیند مطالبه محور است و باور دارد که افزایش میزان مشارکت سیاسی زنان و شکل‌گیری مجلسی کارآمد، هم مدافع منافع کشور است و هم گامی بزرگ در روند توسعه، چراکه محرومیت زنان از کسب قدرت (به هر دلیلی) محرومیت کشور از توسعه را به همراه خواهد داشت. مشارکت زنان از سطح توده‌ای باید به سطح تصمیم‌گیری رسانیده شود که معتقدیم در شرایط فعلی و باوجود موانع بسیار ازجمله فرهنگ سیاسی کشور و عدم کارکرد درست احزاب به‌عنوان رکنی که در تأمین بخشی از نیروی توانمند جهت قرار گرفتن در ساختار قدرت نقش دارند، ناگزیر باید به روش‌های سهمیه‌بندی جنسیتی و تبعیض مثبت به نفع زنان به‌صورت مقطعی امیدوار باشیم و در ادامه تلاش‌ها برای زمینه‌سازی فرهنگی جامعه، توانمندسازی زنان و اصلاح نظام‌های انتخاباتی موجود را افزایش دهیم و امیدواریم باشیم تا در آینده‌ای نزدیک سهم واقعی زنان از قدرت آشکار از مجرای طبیعی و در فضایی باوجود فرصت‌های برابر و بدون وجود موانع ساختاری و حقوقی تحقق یابد.

 

عضو شورای سیاستگذاری و دبیر کمیته بانوان حزب اراده ملت ایران

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس