تاریخ انتشار: ۲۷ شهر ۱۳۹۵

[ad_1] آنها از عملکرد روحانی ناراضی هستند. از برجام دلخوراند. وضعیت فرهنگی دولت روحانی صدای اعتراض آنها را بالا برده است اما نمی‌توانند کاری کنند چون می‌دانند نامزدی که بتواند روحانی را شکست بدهد در اردوگاه اصول‌گرایی حضور ندارد. عصر ایران؛ مصطفی داننده- بعد از به پایان رسیدن عصر محمود احمدی نژاد اصول‌گرایان در اندیشه […]

[ad_1]

آنها از عملکرد روحانی ناراضی هستند. از برجام دلخوراند. وضعیت فرهنگی دولت روحانی صدای اعتراض آنها را بالا برده است اما نمی‌توانند کاری کنند چون می‌دانند نامزدی که بتواند روحانی را شکست بدهد در اردوگاه اصول‌گرایی حضور ندارد.

عصر ایران؛ مصطفی داننده- بعد از به پایان رسیدن عصر محمود احمدی نژاد
اصول‌گرایان در اندیشه رسیدن به پاستور بودند. آنها تصور می‌کردند به راحتی و بدون
هیچ دغدغه‌ای یکی از آنها بر کرسی ریاست جمهوری تکیه خواهد زد و بعد از سال‌ها یک
راست‌گرا واقعی ریاست قوه مجریه را به عهده خواهد گرفت.

حدود یک هفته قبل از انتخابات خرداد ۹۲، اصول‌گرایان
ردای ریاست جمهوری را برای قالیباف ( طبق نظرسنجی‌ها شهردار تهران در صدر نامزدهای
انتخابات ریاست جمهوری قرار داشت) دوخته بودند که ناگهان سونامی روحانی با شعار
” من سرهنگ نیستم، حقوق‌دانم” آمد وتمام جریان اصول‌گرایی را با خود
برد.

حسن روحانی نامزد مورد حمایت جریان اعتدال و
اصلاحات توانست با کسب اکثریت آرا به کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند تا بازهم محافظه
کاران در حسرت رسیدن ریاست جمهوری باقی بمانند.

کمتر از یک سال دیگر چهار سال اول روحانی به
پایان می‌رسد. اصول‌گرایان اما برخلاف انتخابات ریاست جمهوری گذشته دچار بحران
معرفی کاندیدا هستند و هنوز هیچ استراتژی مشخصی برای اردیبهشت ۹۶ ندارند.

آنها از عملکرد روحانی ناراضی هستند. از برجام
دلخوراند. وضعیت فرهنگی دولت روحانی صدای اعتراض آنها را بالا برده است اما نمی‌توانند
کاری کنند چون می‌دانند نامزدی که بتواند روحانی را شکست بدهد در اردوگاه اصول‌گرایی
حضور ندارد.

بسیاری از چهره‌های اصول‌گرا در دوره‌های گذشته
انتخابات ریاست جمهوری شانس خود را امتحان کرده‌اند و شکست خورده‌اند. به این
اسامی دقت کنید. علی اکبر ناطق نوری، محمد باقر قالیباف، محسن رضایی، سعید جلیلی،
علی لاریجانی، احمد توکلی، علی اکبر ولایتی، حسن غفوری فرد، عباس شیبانی و شهاب الدین صدر.

تمام این افراد در دسته اصول‌گرایان تعریف می‌شوند
و می‌توان گفت سرمایه‌های اصلی جریان اصول‌گرا برای انتخابات ریاست جمهوری بوده و
هستند.

زعمای اصول‌گرا می‌دانند که دوباره نمی‌توانند
به بازندگان اعتماد کنند. به طور مثال مردم در دو انتخابات ریاست جمهوری نهم و
یازدهم، محمد باقر قالیباف ناکام ماند و
بعید است بخواهند بار دیگر او را راهی کارزار کنند و یا خود وی راضی شود یا
رادیکال‌ها به نامزدی او تن دهند. آنهم در برابر نامزدی که رییس دولت مستقر است و
عملکردش به ویژه در زمینه برجام پیش روی چشم مردم است.

جدا از این شکست خوردگان برخی از اصول‌گراها از
نامزد جدید سخن می‌گویند اما با مشاهده زمین بازی اصول‌گرا و مهره‌های موجود می‌توان
پی به این نکته برد که آنها نامزد جدید قابل تاملی هم ندارند.

بحران امروز اصول‌گرایان به راستی این معناست که
آنها نامزد رای آور ندارند. مردم وقتی در انتخابات‌های مختلف نامزدهای جذاب تر
نامزدهای اصول‌گرایان می‌‎بینند به آنها رای می‌دهند. دو انتخابات ریاست جمهوری ۷۶
و ۹۲ به خوبی حکایت از این معنا دارد.

می‌‎توان گفت اصول‌گرایان برای انتخابات ریاست
جمهوری دوازدهم با قحط الرجال “به معنی رجل واجد قابلیت رای آوری” روبرو
هستند. به نظر می‌رسد محافظه کاران با توجه به تجربه تاریخی که دارند باید دور
انتخابات ریاست جمهوری را خط قرمز بکشند و بیشتر حواس خود را به شورای شهر و مجلس
شورای اسلامی جمع کنند.

[ad_2]

منبع:عصرایران

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس