تاریخ انتشار: ۰۴ مرد ۱۳۹۵

[ad_1] سرمقاله نویس روزنامه آفرینش در شماره امروز این روزنامه نوشت: بحث جمع آوری ماهواره‌ها در شهرهای بزرگ به خصوص پایتخت موضوع بلاتکلیفی است که هیچ تحلیل و تفسیر نمی‌توان نسبت به این عمل دستگاه‌ها و نهادهای جمع آوری کننده داشت. چرا که هنوز قانون تعیین تکلیف آن خاک می‌خورد و گستردگی استفاده از این […]

[ad_1]

سرمقاله نویس روزنامه آفرینش در شماره امروز این روزنامه نوشت: بحث جمع آوری ماهواره‌ها در شهرهای بزرگ به خصوص پایتخت موضوع بلاتکلیفی است که هیچ تحلیل و تفسیر نمی‌توان نسبت به این عمل دستگاه‌ها و نهادهای جمع آوری کننده داشت. چرا که هنوز قانون تعیین تکلیف آن خاک می‌خورد و گستردگی استفاده از این رسانه در بین مردم به بیش از ۷۰ درصد رسیده است.

از یکسو مسئولان استفاده از آن را غیر قانونی می‌دانند، از سوی دیگر اکثریت خانواده‌ها از آن استفاده می‌کنند، و از طرفی دیگر هرازگاهی شاهد له کردن و خورد کردن دیش‌ها و دستگاه‌های گیرنده ماهواره‌ توسط لودرها هستیم. اما نکته جالب اینجاست که از این اقدام به عنوان یک حرکت فرهنگی یاد می‌شود و مدعوین در این مراسم، با دیش‌ها و ریسیورها عکس یادگاری می‌گیرند و آن را در کارنامه اقدامات فرهنگی خود ثبت و ضبط می‌کنند.

اما گویا فراموش کرده یا مطلع نیستند که فرهنگ و ناهنجاری فرهنگی با اقدامات سخت افزاری ارتقا یا افول پیدا نمی‌کنند. به فرض اینکه ده‌ها میلیون دیش ماهواره در همایشی سراسری در کشور با لودر له شود و به ضایعات تبدیل گردد. حال باید پرسید در این اقدام چه دستاورد فرهنگی برای جامعه حاصل شده که بتوان آن را ملاک تغییر رفتار و عمل افراد دانست.

قصدمان توجیه استفاده از ماهواره یا دفاع از آن نیست، بلکه هدفمان تامین نیازهای فرهنگی کشور است که هنوز متولی خاصی ندارد و هردستگاه و نهادی اعم از فرهنگی و غیرفرهنگی برخوردی سلیقه‌ای با آن می‌کنند. باید از متولیان فرهنگی کشور یا برگزارکنندگان مراسم له کردن ماهواره‌ها پرسید آیا این اقدام راه نجات فرهنگ و جلوگیری از ابتذال فرهنگی است.

به دلایل مختلف می‌توان اثبات کرد این قبیل اقدامات صرفاً برای کشور هزینه آوربوده و موجب تحریک مردم برای استفاده از ماهواره خواهد شد. درآخرین نمونه از جمع آوری و معدوم کردن ماهواره اعلام شد که ۱۰۰ هزار دیش نابود شد. حال باخود حساب کنید این ۱۰۰ هزار دیش حداقل به ۵۰ هزار خانوار تعلق داشته است. اگر هر خانواده برای تهیه مجدد این دستگاه فقط مبلغ ۵۰۰ هزارتومان هزینه کنند چه مقدار از پول‌های کشور صرف واردات و قاچاق ماهواره خواهد شد!.

آیا نمی‌توان انتظار داشت که چنین هزینه‌هایی برای ساختن یک فرهنگسرا، یک سینما، یک پارک، یک کتابخانه و… صرف شود تا حداقل کاری برای فرهنگ کشور انجام داده باشیم. بارها درمورد کمبودهای رسانه‌ای کشور به خصوص ضعف‌های صدا و سیما در تهیه برنامه‌های جذاب تاکید شده اما هیچ تاثیری در روند کار حاصل نمی‌شود.

طبیعی است خانواده‌ها به جای دیدن شبکه‌هایی که برنامه‌هایشان در ۲۴ ساعت دوبار بازپخش دارد، به سمت شبکه‌های ماهواره‌ای گرایش پیدا می‌کنند که حتی برنامه‌های مستند آن، بسیار جذاب تر از سریال‌هایی است که در دهه ۶۰ و ۷۰ تولید شده و صرفاً برای یادآوری اقشار آن دوران ممکن است جذاب باشد.

فرهنگ را باید ساخت وبرای آن برنامه داشت، باید هزینه و حمایت کرد، باید نیازهای فرهنگی را تشخیص داد و الویت شناسی فرهنگی را متناسب با جمعیت کشور در دستور کار قرار داد. چطور می‌توان از معدوم سازی یک مشت آهن و پلاستیک انتظار فرهنگ سازی داشت.

اگر امروز قشر جوان اصلی ترین هدف آسیب‌ها و ابتذال فرهنگی است، باید برای این قشر برنامه ریزی فرهنگی کرد تا نیازها و سلایقشان شناسایی و برای آنها مشابه سازی و سالم سازی انجام داد. اگر به سریال علاقمند هستند می‌توان از نیروهایی که امروز از صدا و سیما کنار گذاشته شده‌اند استفاده کرد. اگر به موسیقی علاقه دارند می‌توان با برگزاری کنسرت‌ها و برخورد با کسانی که موجب لغو این برنامه‌ها در شهرها و استان‌ها می‌شوند، عطش جوانان را برطرف کرد.

آن موقع می‌توان به عینه مشاهده کرد که حتی با وجود ماهواره در خانه کسی علاقه‌ای به دیدن آن نشان نخواهد داد. نباید انتظار داشت امروز که کنسرت‌ها لغو می‌شود، صدا و سیما چیزی در چنته ندارد، برنامه‌ مفرحی برای جذب جوانان تدارک دیده نمی‌شود، مردم از ماهواره و انواع برنامه‌های متنوع و بعضاً مسموم دست بکشند و برای له کردن دیش‌های ماهواره دست و هورا بکشند!!

[ad_2]

منبع:عصر ایران

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس