تاریخ انتشار: ۲۷ بهم ۱۳۹۴
*احمد مسجدجامعي

این روزها بسیار شاهد اخبار خوش سیاسی- اقتصادی بودیم. انعقاد قراردادهای مشترک میان ایران و کشورهای صنعتی جهان و آغاز گفت‌وگوهای دو جانبه و چندجانبه در بالاترین سطح و رفع محدودیت و ممنوعیت همکاری‌های بانکی، اقدام برای نوسازی ناوگان فرسوده هوایی و ریلی، فروش آسان نفت و برقراری پروازهای مستقیم با بسیاری از کشورهای جهان […]

این روزها بسیار شاهد اخبار خوش سیاسی- اقتصادی بودیم. انعقاد قراردادهای مشترک میان ایران و کشورهای صنعتی جهان و آغاز گفت‌وگوهای دو جانبه و چندجانبه در بالاترین سطح و رفع محدودیت و ممنوعیت همکاری‌های بانکی، اقدام برای نوسازی ناوگان فرسوده هوایی و ریلی، فروش آسان نفت و برقراری پروازهای مستقیم با بسیاری از کشورهای جهان و مواردی از این دست از جمله آنهاست. این تاثیرات به صورت یک کل به هم پیوسته و مرتبط است که فرهنگ هم جدای از آن نیست. با برداشته شدن تحریم‌ها شاهد گشایش‌هایی در ارتباط ایران با جهان، خواهیم بود که حوزه فرهنگ، هنر و سینما هم یکی از آنها به شمار می‌رود.

فرهنگ و هنر وجه ویژه و نقطه قوت ایران است و چشم و گوش جهانیان از آثار و آواز و نگاره‌های عالمان و هنرمندان و شاعران و سینماگران ایرانی خاطرات شیرینی را ثبت و ضبط کرده است تا جایی که حتی روسای جمهور کشورهای صنعتی جهان نیز از جمله در آخرین دیدارها و اظهارات‌شان، به خدمات درخشان ایرانیان به فرهنگ و تمدن و هنر جهانی تصریح و بر آن تاکید کردند. در چنین شرایطی بیش از همه، حوزه فرهنگ امکان ظهور و بروز دارد و می‌تواند از یک سو سلیقه و فهم ما را از عالم و آدم انعکاس دهد، کاری که از جمله سینمای ایران به عنوان یک رسانه مدرن و تاثیرگذار در سال‌های گذشته انجام داد و در آینده می‌تواند حضور درخشان‌تری را تجربه کند و از سوی دیگر بازاری برای عرضه محصولات و افزایش کارآیی و کارآفرینی فراهم سازد. هنرمندان در طول این سال‌ها در تعامل با هنر جهانی دستاوردهای خوبی داشته‌اند که زمینه حضور آنها به راحتی در مجامع بین‌المللی نه تنها فراهم آمده است که با استقبال مواجه خواهد شد.
این روندی تاریخی در تمدن ایران است، به نحوی که حتی پس از دوره تلخ تسلط مغولان و ایلخانیان، ایرانیان توانستند مکتب هنری مغولی و تیموری را برپا سازند که در دوره صفویه به اوج رسید. در واقع ایرانیان با هوشمندی توانستند ققنوس خفته را از دل آتش بیرون کشند و آثار هنری جاویدی بیافرینند. یاد گفته خانم پری صابری می‌افتم که هنوز جهان با عمق روح ایرانی معاصر روبه‌رو نشده و اگر از انزوا به‌درآید باز هم جهان مسحور هنر و فرهنگ و تمدن و اندیشه ایرانی خواهد شد. حتی در هنرهای جدید مانند تئاتر و سینما و تجسمی و حجم نیز با اینکه در غرب شکل گرفته‌اند، وضع چنین است که ایرانیان با همان روحیه تاریخی می‌توانند آنها را از آن خود و در همان حوزه مکاتب و مکاتیب جدیدی را پایه‌گذاری کنند، به شرط آنکه زمینه تعامل و نقد و گفت‌وگو برای آنها فراهم ‌آید.
به عنوان نمونه، گران‌ترین هنرمندان تجسمی در این سوی عالم، ایرانی هستند. استاد احصایی و استاد تناولی از این قبیل‌اند. سینمای ایران هم از همه جشنواره‌های بزرگ عالم بالاترین جوایز را دریافت کرده است و در سال‌های اخیر در همکاری‌های مشترک به توان فنی خود افزوده است.
صنایع دستی و فرش ایران، سابقه‌ای دست‌کم به قدمت روابط سیاسی ایران و مغرب زمین دارند که زیور و زینت کاخ‌های کهن آنها بوده است. اگر بتوانیم در نهایت ٠. ۵% از تجارت فرهنگ و هنر و خلاقیت در جهان را به دست آوریم، درآمد کل حاصل از آن، دو برابر مجموع درآمدی نفتی کشور در شرایط کنونی است و رسیدن به چنین رقمی منوط به چند نکته است:
١- نخست باور به این مساله؛ که در این‌جا نقش اهالی فرهنگ و هنرمندان برای باز کردن باب مفاهمه و گفت‌وگو نقشی بیشتر و هرچند متفاوت از مسوولان اجرایی است. البته این موضوع از مسوولیت مدیران چیزی نمی‌کاهد ولی خود نیز قابل نادیده گرفتن نیست. بی‌تردید ساخت و ارایه فیلم‌های ایرانی در مجامع جهانی و سخنان آنها در تلطیف فضا به نفع ایران، بسیار تاثیرگذار بوده است.
٢- یافتن سیاست‌های اجرایی و عملیاتی؛ برای این کار می‌توان سند برنامه چهارم توسعه به ویژه درباره مشارکت بخش خصوصی و هنرمندان در عرصه تولیدات فرهنگی را مبنا قرار داد. آن برنامه با همکاری نزدیک هنرمندان و مدیران و نظریه‌پردازان این حوزه در دفتر کار نگارنده به عنوان وزیر وقت فرهنگ و ارشاد، تدوین شده است و بزرگانی همچون مرحوم دکتر حسن حبیبی که هم اجرا و قانونگذاری را می‌شناخت و هم از اصحاب فکر و فرهنگ بود، بیش از ٢٠ جلسه سه ساعته در آنجا درباره آن، گفت‌وگو و رایزنی داشته‌اند که پشتوانه این سند ماندگار بود. پس از آن این سند در شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز به بحث و نظر گذاشته شد و بالاخره به تصویب مجلس رسید. هرچند که در دولت بعد که مشخصه‌اش همان ادبیات و ادب مشهور بود، کنارش گذاشتند.
٣- تدوین راهکار اجرایی که قطعا بخشی از ذخیره آزاد شده را برای شروع کار می‌طلبد. بسیاری از نام‌آوران و موسسه‌های خارجی دلبستگی‌هایی دارند که در حمایت از فرهنگ و هنر ایرانی جلوه می‌کند. به عبارت دیگر پشتیبانی آنها از این عالم، برای‌شان وجاهت می‌آورد. این تجربه در دوره‌های پیشین مدیریتی هم وجود داشته که اندیشه و کالای فرهنگی ایرانیان با هزینه دیگران ترویج شود. هرچند این روند و روال هم قابل نقد است که آثاری از ایران برای مخاطبان جهانی، بی‌هیچ توجهی به ذوق و سلیقه آنها، فراهم آمده و ارسال شده که از انبار‌خانه‌های فرهنگ فراتر نرفته‌اند و گاهی نتایج عکس نیز داشته‌اند.

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس