تاریخ انتشار: ۱۷ خرد ۱۳۹۵
حجت الاسلام موسوی لاری:

وزیر اسبق و نماینده دوره های گذشته مجلس معتقد است مردم در انتخابات مجلس دهم به سه شعار امید، آرامش و رونق اقتصادی رای دادند.

به گزارش “گذارنیوز” عبدالواحد موسوی لاری آنچه را که پیش از این گام سوم اصلاح طلبان نامیده بود موشکافی می کند.
سید عبدالواحد موسوی لاری (متولد ۱۳۳۳ در شهر مُهر استان فارس ) سیاست‌مدار ایرانی و از اعضای شاخص مجمع روحانیون مبارز است.

وی نماینده لار در مجلس اول و نماینده تهران در مجلس سوم و معاون حقوقی -پارلمانی سیدمحمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات بوده‌است. وی پس از استیضاح عبدالله نوری توسط مجلس پنجم در سال ۱۳۷۷ به عنوان وزیر کشور وارد کابینه خاتمی شد. وی در کابینه دوم خاتمی نیز عهده دار این پست بود.

از مهمترین رویدادهای دوران وزارت موسوی لاری ، برگزاری اولین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا پس از انقلاب و راه‌اندازی آن، برگزاری انتخابات بحث‌برانگیز مجلس هفتم (با توجه به تحصن و استعفای جمعی از نمایندگان مجلس ششم)، ترور سعید حجاریان و زلزله بم است.

وی از اعضای بارز کمیته رسیدگی به ائتلاف نامزدهای ریاست جمهوری در انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری بود که به کناره‌گیری محمدرضا عارف انجامید و حسن روحانی نامزد مورد اجماع آن در نظر گرفته شد. او همچنین در جریان انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی، نایب رییس شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان برای ائتلاف فراگیر اصلاح‌طلبان بود.

لاری در این گفت گو با خوش بینی از آینده و تحولات پیش رو، تاثیر ترکیب مجلس دهم بر عرصه سیاسی کشور، دستاوردهای برجام و اقدامات ضروری از سوی دولت در پسا برجام درپاسخ به انتظارات مردم سخن می گوید و بر ضرورت برداشتن آنچه که گام سوم می نامد از سوی مردم و اصلاح طلبان تاکید می کند.

** آیا با روی کار آمدن مجلس جدید، دور جدیدی در عرصه سیاسی کشور آغاز می شود؟
– قطعا همین طور است. از مجلس هفتم تا نهم مسیر تک قطبی شدن مجلس را شاهد بودیم. یک جریان کنترل مجلس را در دست گرفته و دیگری که اکثریت جامعه از آن حمایت می کرد در حاشیه قرار گرفته بود. جریان اخیر یا اصلا وارد انتخابات نمی شد یا به صورت موردی برخی نامزد می شدند.

این فضا در انتخابات مجلس دهم شکست. علیرغم اینکه بسیاری از چهره های مقبول اصلاح طلب در سراسر کشور رد صلاحیت و از گردونه رقابت خارج شدند اصلاح طلبان عرصه را ترک نکردند. با حضور دولت یازدهم و تجربه ای که چهره های سیاسی اصلاح طلب و اعتدال گرا از تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های منتهی به انتخابات ۹۲ داشتند به این نتیجه رسیده بودند که با تکیه بر این تجربه می توانند وارد گود شده و از آن بهره ببرند. جبهه اعتدال که کاملا نیروهای خود را از دست داده بود به مسابقه با گروهی پرداخت که از همه ابزارها برخوردار بود.

اعتماد به نفس اصلاح طلبان بعد از این رد صلاحیت های گسترده و ترک نکردن میدان، جالب بود. از یک سال قبل هم تلاش اصولگرایان برای ورود شفافتر به عرصه انتخابات از طریق به میدان آمدن همه نهادهای تقویت کننده جریان اصولگرایی علنی شد.

به طور مثال آقای سید رضا تقوی رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه محور ائتلاف و همگرایی جریان اصول گرایی شد و رسما گفت آیت الله مهدوی کنی به من توصیه کرده که این کار را انجام بدهم. یعنی نهادهای حاکمیتی که نمی بایست وارد این کارزار شوند وارد شدند. به همین دلیل این رقابت یک رقابت معنادار و جدی ای شد.

** انتظارات شما از مجلس دهم چیست؟
– این مجلس بایست به انتظارات مردمی به آن رای داده اند پاسخ دهد. این آقایان و خانم ها برای برآورده کردن مطالبات مردم به مجلس رفته اند. گرایش مردم تهران را ببینید. چرا در تهران مردم به لیست ۳۰ نفره اصلاح طلبان به طور یکجا رای دادند؟ مگر وعده اصلاح طلبان چه بود؟ اصلاح طلبان شعار امید، آرامش و رونق اقتصادی را انتخاب کردند. تلقی آنها این بود که در ۸ سال دولت احمدی نژاد امید به آینده از دست رفت. جوانهای ما دیدند که با تلاش به جایی نمی توان رسید چرا که عده ای به راحتی ۳ هزار میلیارد تومان اختلاس می کنند و کسی هم کاری به کار آنها ندارد.

در حوزه کسب و کار، پیمانکاران شاهد بودند که پروژه ها برای انجام به یک سری نهادها واگذار شده است. در سایر حوزه ها هم فضای ناامیدی غالب بود. در این فضا اصلاح طلبان گفتند تلاش می کنیم امید را جانشین یاس کنیم. آنها اعلام کردند در یک جامعه متکثر مثل ایران تک صدایی جواب نمی دهد و نمی شود یک صدا همیشه پرطنین باشد و سایرین خفه باشند. آنها گفتند نمی شود در کشوری با این همه ظرفیت در بخش خصوصی همه امور را به دولتی ها و شبه دولتی ها واگذار کرد. سد و راه و جاده را بدهیم فلان نهاد بسازد. پس مردم کجای کار هستند؟
محور بعدی آرامش بود. مردم از جدل ها و دعواهای برجام و فرجام خسته شده بودند. آن همه بگیر و ببند و سپس دعوا سر برجام به مذاق مردم خوش نیامد. مردم احتیاج به آرامش داشتند. به این معنی که حس کنند که مدیران کشور و نمایندگان مجلس قادر به تفکیک اصل و فرع هستند و با پرداختن به مسائل اساسی به رشد و توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی متناسب با شان و توانایی مردم می رسد. در حالیکه همه می دیدند در کشور سر موضوعات جزئی بین مسئولین مناقشه در می گرفت و از مسائلی چون اشتغال و معیشت غفلت می شد.

وجه آخر شعار اصلاح طلبان، پاسخ به این مطالبه قطعی مردم مبنی بر ایجاد رونق اقتصادی بود. آنها نمی خواستند کشور با این همه ثروت خدادادی دچار رکود و مشکلات باشد.
جامعه از نوع رفتار مجلس نهم با دولت یازدهم گله مند بود و می دانست امید، آرامش و رونق اقتصادی جز در بستر همکاری دولت با مجلس رخ نخواهد داد. بنابراین به شعار اصلاح طلبان رای داد.

**آیا ترکیب مجلس دهم این خواسته های مردم را محقق می کند؟ برخی نگرانند که این مجلس مانند مجلس ششم شود.
– اولا من مجلس ششم را مطلق نفی نمی کنم. مجلس ششم مانند همه مجالس نقص هایی داشت ضمن اینکه نقاط قوت بارزی هم داشت. ما باید از نقایص آن مجلس درس گرفته و دیگر آن را تکرار نکنیم. در ثانی قیاس مع الفارق است چرا که فضای امروز با فضای جامعه در زمان شکل گیری و فعالیت مجلس ششم کاملا متفاوت است.

** چطور؟
– ببینید ما از خرداد ۹۲ تا کنون شاهد تغییراتی کاملا محسوس در جریان اصلاحات بوده ایم. این جریان علیرغم دلخوری ها و مطالبات حداکثری که داشت خود را در بستر واقعیت قرار داد و از آقای روحانی حمایت کرد. روحانی اصلا کاندیدای اصلاح طلبان نبود اما چون در بهره گیری از گفتمان اصلاح طلبان دقت خوبی به خرج داده بود اصلاح طلبان احساس کردند می توانند از طریق ایشان گفتمان خود را دنبال کنند. برای همین به طور یکپارچه پشت سر وی قرار گرفتند. این رویکرد در انتخابات ۹۴ هم ادامه پیدا کرد و ما در مناسبات سیاسی خود به نوعی تعادل در رفتار یا شفافیت گفتمانی رسیدیم.اکثریت اصلاح طلبان حال حاضر مجلس از این دریچه وارد خانه ملت شدند و از زاویه اعتدال به مجلس می نگرند.

** اخیرا در یکی از مصاحبه های خود از لزوم آمادگی اصلاح طلبان برای برداشتن گام سوم صحبت کرده بودید. مرادتان از گام سوم چیست؟
– ما با یک تعامل سازنده نتیجه انتخابات ۹۲ را رقم زدیم، با یک آهنگ واحد و یک اجماع منطقی. جمع کردن بیش از ۲۰ حزب در زیر یک سقف و سامان دادن به این جریان متکثر سیاسی برای رسیدن به هدفی واحد کار آسانی نبود اما انجام شد. اصلاح طلبان این تعامل سازنده درون جبهه ای را در انتخابات ۹۴ نیز ادامه دادند و یک گام پیش رفتند.

آنها در انتخاباتی که بسیاری از نامزدهایشان رد صلاحیت شده بودند توانستند در تهران، شیراز و بسیاری نقاط کشور نظر مردم را به خود جلب کنند. این گام دوم بود چرا که مجلس را از دست تندروها خارج ساخت. گام سوم هم انتخابات شوراها و ریاست جمهوری سال آینده است. طبیعتا باید در گام سوم به گونه ای رفتار کنیم که اگر در رفتار انتخاباتی و سیاسی، ارزش ها و آرمان ها و فهم آنها از مسائل اجتماعی نقایصی وجود داشته است بتوانیم آن را اصلاح کنیم. در انتخابات ۹۶ ما باید با قدرت و قوت بیشتری وارد میدان شویم. باید به مردم بگوییم اگر ما باشیم قادر به حل مشکلات خواهیم بود و بر پیمان خود با آنها نیز باقی هستیم.

** این گام سوم احتمالا شرایطی را نیز برای تحقق نیاز دارد؟
– بله. نخستین شرط این است که افرادی که از طریق لیست امید وارد مجلس شدند با همان قوت و قدرت به عهدی که با مردم بستند وفادار باقی بمانند و شعار امید، آرامش و رونق اقتصادی را با تمام وجود دنبال کنند. یعنی مردم احساس کنند که این جریان در راهبرد و تاکتیک، مسیری را انتخاب کرده است که به سود مردم است. به همین دلیل معتقدم گام سوم باید خیلی هوشیارانه تر، دقیق تر، جدی تر و با کارنامه ای موفق تر توسط اصلاح طلبان برداشته شود.

** این گام با روحانی برداشته شود یا بدون وی؟
– اصلاح طلبان آقای روحانی را در کنار خود تعریف کرده اند. تردیدی هم در حمایت از ایشان برای تحقق خواسته ها و مطالبات مردم ندارند. البته نه بدین معنی که منتخبین لیست امید در مجلس وکیل الدوله باشند نه مردم. بلکه این نمایندگان در عین حمایت قاطع و قدرتمندانه از برنامه های اصولی و صحیح دولت باید هر جا نقصی را هم دیدند قاطعانه در مقابل آن بایستند. مجلس دهم باید بعد نظارتی خود را تقویت کند. اشکالی که ما به مجالس هفتم،هشتم و نهم داشتیم تعطیل کردن بعد نظارتی است. برخی از اعضای آن نیز ماجراجویی را جایگزین پیگیری مطالبات مردم کردند.

اگر منتخبین ما در مجلس بتوانند با قدرت و قوت و با نگاهی کارشناسانه برنامه های دولت را تقویت کنند و از سویی به محض مشاهده هر گونه نقص، بعد نظارتی خود را با قوت و قدرت اعمال کنند دیگر شاهد سوء استفاده های مالی سه هزار میلیارد تومانی نخواهیم بود. اگر آنها بر عملکرد دولت گذشته نظارت می کردند این همه آشفتگی در منابع ملی صورت نمی گرفت طوریکه کسی نمی داند بخش زیادی از آن پول نفت در سالهای ۸۴ تا ۹۲ الان کجاست.

** منتقدین دولت معقتدند دولت دستاوردی در زمینه برجام نداشته است. آنها به آنچه پسا برجام گفته می شود خوش بین نیستند. ارزیابی شما از پسا برجام چیست؟
– خطایی بزرگ، هم از جانب موافقان و هم مخالفان برجام صورت گرفت. موافقان آن را فرشته نجات و حلال همه مشکلات کشور دانستند. مخالفان هم برای بالا بردن توقعات از دولت برجام را طوری بزرگ کردند که یعنی باید همه مشکلات کشور را حل کند.

هر دو گروه در اینکه برجام را از ظرفیت واقعی خود تهی کنند با هم تشریک مساعی داشتند.
هر دو گروه اشتباه کردند. ببینید برجام تصمیم عاقلانه ای بود که کل نظام از رهبری و رئیس جمهور گرفته تا مجلس و سایر نهادها در اتخاذ آن شریکند. هدف هم جلوگیری از پاره ای زیانهای قطعی و دسترسی به بخشی از مطالبات کشور است. قرار نبود برجام همه خواسته های ما را یکجا برآورده کند یا با یک سوت تمام موانع توسعه و رشد کشور برطرف شود. بزرگانی که تصمیم به پذیرش برجام گرفتند نیز چنین انتظاری را نداشتند. رهبری و رئیس جمهور روی آن نظر مثبت داشتند و مجلس هم ظرف ۲۰ دقیقه آن را تصویب کرد. برجام در ظرف زمانی و مکانی خودش می تواند باعث تحقق بخشی از مطالبات ما و جلوگیری از بخشی از زیان های قطعی یا احتمالی باشد. اگر با این نگاه که نگاه درستی است به برجام نگاه کنیم آن را امر مثبت و موفقی ارزیابی می کنیم.

** ولی برخی معتقدند اگر برجام دستاورد ملموسی برای مردم نداشته باشد ممکن است بر امکان ادامه ریاست جمهوری روحانی تاثیر بگذارد، نظرشما در این باره چیست؟
اگر ما نگرش واقعی را به جامعه منتقل کنیم مبنی بر اینکه اگر برجام نبود الان در چه وضعیتی قرار داشتیم مردم توجیه خواهند شد. برجام را خیلی بزرگ نکنیم. انتظارات ما از آن باید در همان حد انتظارات رهبری و رئیس جمهوری از آن باقی بماند.
به نظر من برجام یکی از خردورزانه ترین رفتارها در حوزه سیاست ورزی جمهوری اسلامی بود . فکر می کنم اگر دلواپسان بگذارند این مسیر سیر طبیعی خود را داشته باشد دستاورد ما از آن بیشتر هم خواهد شد.
منبع: ایرنا

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس