تاریخ انتشار: ۲۸ فرو ۱۳۹۶

[ad_1] روزنامه هفت صبح – وحید سعیدی: سیروس مقدم با ساخت «علی البدل» تجربه جدیدی در کارنامه سریال سازی اش به ثبت رساند؛ تجربه ای حساس که مفهوم آن ،چندان در شلوغی های نوروز منتقل نشد. گفت وگوی ما با این کارگردان را بخوانید. سیروس مقدم بعد از سال ها تجربه ساخت سریال مناسبتی، امسال […]

[ad_1]

روزنامه هفت صبح – وحید سعیدی: سیروس مقدم با ساخت «علی البدل» تجربه جدیدی در کارنامه سریال سازی اش به ثبت رساند؛ تجربه ای حساس که مفهوم آن ،چندان در شلوغی های نوروز منتقل نشد. گفت وگوی ما با این کارگردان را بخوانید.

سیروس مقدم بعد از سال ها تجربه ساخت سریال مناسبتی، امسال ریسک بزرگی انجام داد و با ساخت «علی البدل» یک جورهایی امضای جدیدی در کارنامه سریال سازی اش ثبت کرد. «علی البدل» در عین سادگی، سریالی پیچیده بود و حرف های زیادی برای گفتن داشت. آنهایی که سریال را با دقت تماشا کرده اند خوب می دانند منظور مقدم از ساخت آن چه بوده اما از آنجایی که تعطیلات نوروز، زمان مناسبی برای تماشای سریال های پرمحتوا و عمیق نیست، مفهم علی البدل آن طور که باید منتقل نشد. با این حال توانست در نظرسنجی های مختلف، عنوان پرمخاطب ترین سریال نوروزی را به نام خودش بزند. با سیروس مقدم درباره حال و هوای سریال گپ زده ایم.

 

علی البدل هوا می شد اگر...

حساسیت موضوع علی البدل

«علی البدل» موضوع بسیار حساسی دارد. یک جورهایی نمادین است و از تمام اتفاقات، شخصیت ها و نقل قول های آن برداشت های مختلفی می شود کرد. راستش یک مقدار عجیب است که اصلا چطور شده تلویزیون اجازه ساخت چنین سریالی را با چنین محتوایی به شما داده است. شاید خود مدیران هم متوجه زیر متن های موجود در سریال نشده اند.

«علی البدل» یک موضوع بسیار کلی دارد و هر کسی با توجه به شرایط خودش می تواند برداشت خودش را داشته باشد. اما واقعیت این است که بحث اتکای اقتصاد یک جامعه به یک محصول و بد اداره شدن همان تک محصول، مسئله ای است که بسیار با آ ن رو به رو هستیم. این خط اولیه سریال بود و تلویزیون هم روی آن ایستاد. چون از همان قسمت سوم»، شورای شهر از ما شکایت کرد و خیلی جدی خواستار متوقف شدن سریال شد اما تلویزیون زیر بار نرفت.

قرار بود این سریال را بعد از «پایتخت ۲» بسازید. حساسیت موضوع آن باعث شد که دست نگه دارید و یک مقدار با صبر و حوصله بیشتر سراغش بروید. در واقع یکی از معدود سریال های مناسبتی بود که شما حاضر و آماده به تلویزیون تحویل دادید و درگیر روزپخشی نشدید. فکر می کنید چنین سریالی را می شد در شرایط دشواری مثل «پایتخت» ساخت؟

دو سال و نیم، سه سال پیش، طرح علی البدل را با همین مضمون داشتیم. این سریال را اصلا نمی شد با فشار و سرعت زیاد ساخت. باید کاملا با صبر و حوصله روی آن تمرکز می کردیم. تنها فشاری که به ما آمد این بود که سریال قرار بود سی قسمت باشد اما بعد از تغییر و تحولاتی که در صدا و سیما به وجود آمد مجبور شدیم برای اینکه  کار تعطیل نشود آن را فشرده تر کنیم و به عید برسانیم. الان هم می بینید که در سه چهار قسمت اول یک مقدار همه چیز کند پیش می رود و بعد روی دور تند می افتد.

«علی البدل» محتوایی عمیق دارد و خیلی راحتی و سرسری نمی شود از کنار آن گذشت. طبیعتا پخش چنین سریالی در ایام نوروز که مخاطبان تمرکز لازم برای تماشای یک اثر را ندارند زیاد مناسب نیست. اگر یک قسمت از دست برود مخاطب کل ماجرا را گم می کند. خودتان فکر نمی کنید این سریال مناسب ایام نوروز نبود؟


زمان پخش سریال در نوروز، انتخاب ما نبود. علی البدل اصلا سریال نوروزی  نیست. تنها حسنش این بود که بالاخره پخش شد. شاید اگر زمانی غیر از عید برایش در نظر می گرفتند با مشکلات زیادی رو به رو می شد یا شاید اصلا دیگر پخش نمی شد. در تعطیلات نوروز به دلیل اینکه مطبوعات و اداره ها تعطیل است، هیچ مشکلی پیش نیامد و سریال توانست به سلامت پخش شود. خیلی احتمال داشت که جلوی پخش آن گرفته شود یا مشکلی که سر «تا ثریا» برایش افتاد به نحو خیلی بدتری پیش بیاید. همان طور که الان هم شورای شهر از آن شکایت کرده.

خب با وجود این همه  حساسیتی که وجود دارد، زمانی که طرح اولیه را به تلویزیون دادید یا زمانی که سریال را بعد از تولید برای بازبینی در اخیتارشان گذاشتید، از شما نخواستند بخش هایی از کار را اصلاح کنید؟


مطلقا. اصلا متوجه حساسیت های آن نشده بودند.

 

علی البدل هوا می شد اگر...

طرح از روی اتفاق واقعی


کلا طرح این سریال از کجا آمد؟ همه چیز کاملا تخیلی ساخته شد یا واقعا با چنین روستایی و چنین شخصیت هایی مواجه شده بودید؟


طرح اولیه از زمان ساخت «پایتخت ۲» شکل گرفت. ما یک ماجرایی داشتیم که شخصیت های داستان در نقل و انتقال گلدسته، یک روز در یک رستورانی گیر می کردند. برای ضبط این بخش، مجبور شدیم دو شب نزدیک رینه در لاریجان بمانیم. تازه فهمیدیم آنجا چشمه های آب گرم دارد و همه خانه ها حوضچه هایی برای استفاده از این آب دارند و در آنجا مدام توریست رفت و آمد می کند و… ما شب ها می رفتیم آب گرم.

آنجا محسن با پدیده ای رو به رو شد که طرح اصلی این سریال را شکل داد. کله گنده های شهر تا گردن توی آب بودند و داشتند توی آن شرایط درباره مسائل مهم روستایشان صحبت می کردند. اتفاقا بحث شان هم راجع به کمبود آب بود. وقتی برگشتیم تهران محسن ایده را داد.

قصه رییس جمهور از کجا آمد؟ از ماجرای سفرهای استانی رییس جمهورس ابق به شهرهای مختلف ایده گرفتید؟


نه حالا به این صورت. اگر یادتان باشد در پایتخت ۲ بخشی داشتیم که قرار بود به رییس جمهور که در حال سفرهای استانی بود نامه ای بنویسند و از مشکلاتشان بگویند. آنجا یک مقدار این بحث را جمع و جور کردیم و زیاد به آن نپرداختیم و اصل اش را آوردیم اینجا.

«علی البدل» با تمام کارهای کمدی که پیش از این ساخته اید فرق می کند. شاید وجه کمدی آن به اندازه «پایتخت» یا «چاردیواری» و «پیامک از دیار باقی» پررنگ نباشد و از این جهت انتظار خیلی از مخاطبان را برآورده نکند. از همان ابتدا می دانستید که فضا متفاوت است و شاید استقبالی که زمان پایتخت با آن رو به رو بودید را اینجا نداشته باشید؟


بله دقیقا. در آخرین صحبتی که قبل از پخش سریال کردم و گفتم که مطمئنم به اندازه پایتخت از آن استقبال نمی شود. چون اولا همه آن را با پایتخت مقایسه می کنند و دوم اینکه همه دنبال آن جنس کمدی هستند که خب علی البدل ندارد. ضمن اینکه ما از بازیگران مشابه استفاده کرده بودیم و این مسئله انتظار مشابه بودن به پایتخت را بالاتر می برد.

استفاده از بازیگران پایتخت


خب چرا از بازیگران مشابه استفاده کردید؟ شما چک برگشتی را درست بعد از پایتخت ساختید اما هیچکدام از بازیگران را غیر از ریما رامین فر با خودتان نبردید چرا اینجا دست روی بازیگران پایتخت گذاشتید؟


درواقع یک ریسک بود. راستش بعد از پایتخت صحبت های زیادی وجود داشت که این گروه یک محفلی پیدا کرده اند که همی مدام آن را تکرار می کنند و خلاقیتی ندارند. با هم قرار گذاشتیم که بعد از پایتخت کاری را بسازیم که نشان دهیم این استعداد و خلاقیت و جنم برای خلق کارهای دیگر را هم داریم. می شود کار را در قالب دیگر هم ارائه داد. برای همین رفتیم سراغ سوژه ای که کاملا با پایتخت متضاد باشد. از بازیگران هم خواستیم نقش هایی را بازی کنند که بسیار متفاوت با نقش هایشان در آن سریال باشد. برای خودشان هم جذاب بود. شاید اگر می آمدند نقشی شبیه پایتخت بازی می کردند تا این حد برایشان جذاب نبود. به همین خاطر فکر می کردیم تماشاچی در برخورد اول حتی آن را پس بزند.

تنابنده و مهرانفر را از اول برای این نقش ها در نظر گرفته بودید؟

نه مدام چرخید. البته احمد از اول قرار بود علی البدل را بازی کند. چون می خواستیم یک آدم ساده و صمیمی داشته باشیم که اگر فرصتی دست بدهد بتواند روی دیگر از خودش را هم نشان دهد. احمد هم برای چنین نقشی گزینه خیلی خوبی بود. ولی محسن اول قرار بود یکی از خان ها را بازی کند اما بعد فکر کردیم چون در «ایران برگر» نقش خان را بازی کرده انگ تقلید و این جور چیزها بهمان می زنند و خودش نقشی را انتخاب کرد که صد و هشتاددرجه با خان ها فرق می کند. یک مشاور دودوزه باز شارلاتان که کاملا در تضاد با نقی معمولی پایتخت بود.

یک زمانی هم انگار قرار بوده که یکی از خان ها زن باشد.


آن اوایل صحبتی بود که یکی از خان ها را مرد بگیریم، یکی را زن که خانم گوهر خیراندیش آن را بازی کند ولی به این نتیجه رسیدیم که این کار را نکنیم خیلی بهتر است چون در آن صورت، دست و بالمان خیلی بسته می شد. محدود می شدیم که خیلی از موارد را حذف کنیم. به هر حال بخش مهمی از جلسه های شورا داخل حوضچه ها برقرار می شد و با یک خانم نمی توانستیم این بخش ها را داشته باشیم. برای همین هم منصرف شدیم.

 

علی البدل هوا می شد اگر...

بازگشت به تصویربرداری کلاسیک

در سریال «علی البدل» تکنیک های دوربین روی دست و دکوپاژهای مرسوم خودتان را کنار گذاشتید و از فرشاد گل سفیدی خواستید با دوربین ثابت و دکوپاژ کلاسیک کار را پیش ببرد.

درباره این سریال تصمیم گرفتیم کاملا بی طرفانه عمل کنیم. یعنی بگذاریم خود مخاطب طرفدار آن بشود یا نشود. گفتیم به جای اینکه هیجان و التهاب ایجاد کینم، اجازه بدهیم خود قصه خودش را تعریف کنید. به همین دلیل دوربین را ثابت کردیم. نورپردازی ها همه براساس طبیعت لوکیشن فیلمبرداری بود. چون روستایی که ما در سریال می بینیم درواقع پنج روستا است که به هم متصل شده. مثلا حمام ها و استخرها را در روستای شورین پیدا کردیم، خانه خان ها در روستای اشتوران بود و حتی یک ساعت و نیم با روستاهای دیگر فاصله داشت، چون می خواستیم حیاط مشترک داشته باشند.

کوچه پس کوچه ها در روستای ورکانه است و خانه علی البدل را در روستای سیمین پیدا کردیم و بخش های ییلاقی که در قسمت آخر دیید، روستای نظرآباد است که دو ساعت تا همدان فاصله دارد. منتها برای اینکه همه آن ها یکدست شود مجبور شدیم کف را سنگ فرش و دیوارها را سنگ پوش کنیم. در پشت صحنه مشخص است که این روستا یک حالت باتلاق مانند داشت.

چرا مثل همیشه آز آرزو غفوری به عنوان طراح صحنه استفاده نکردید؟


چون کار بسیار سخت و مردانه بود و بیشتر احتیاج به مشاوره هنری و تاریخی داشت. لباس ها و کلاه ها همه از اول طراحی شد. حتی برای اینکه بحثی در آن نباشد، کلاه های بختیاری، قشقایی و… را آوردیم و کلاهی را طراحی کردیم که شبیه هیچ کدام از اینها نباشد تا یک وقت مشکل قومیتی پیدا نکنیم.

حذف لهجه کاراکترها

از ترس همین اعتراض ها بود که تصمیم گرفتید هیچ لهجه ای برای کاراکترها در نظر نگیرید؟

ما یک سکانس با لهجه گرفتیم، اما تصمیم بر این شد که لهجه را حذف کنیم تا حرف هایی که می خواستیم در سریال بزنیم تحت شعاع حاشیه های لهجه و قومیتی نشود. از طرفی لهجه ای که می خواستیم استفاده کنیم، یک لهجه من درآوردی بود. برای همین یکدست نمی شد و هر یک از بازیگرها به نحو خودشان آن را ادا می کردند. برای همین یک جاهایی مضحک می شد. مثلا برای موسیقی سریال هم مثل لباس ها و کلاه ها و… از موسیقی ترکیبی همه نواحی استفاده کردیم و مشخصا مربوط به قوم خاصی نیست. از موسیقی بلوچی گرفته تا سرنا لرستان تا دهل جنوب و… همه چیز در آن هست.

انتخاب بازیگران


از انتخاب بازیگران راضی بودید؟ چون شما همیشه با یک تیم ثابت کار کردید و حالا با دو فرد با تجربه مثل مهدی فخیم زاده که خودش تجربه کارگردانی دارد و مهدی هاشمی که بازیگر بسیار توانمندی است کار را جلو بردید. در این مسیر چالش نداشتید؟


برای بازی خان ها خیلی بحث کردیم. مخصوصا برا نقش نریمان اصرار داشتیم یک آدم عبوس و جدی انتخاب کنیم که با یک فرمانش روستا ساکت شود و از طرف دیگر، جدیت او ایجاد کمدی کند. منتها این نگرانی وجود داشت، چون به ما می گفتند کار با فخیم زاده خیلی سخت است، اما واقعا یکی از حرفه ای ترین افرادی که توی این سال ها با او کار کردم مهدی فخیم زاده بود. او کاملا در اختیار کار قرار داشت و وقتی جلوی دوربین قرار می گرفت فقط بازیگر بود. شاید یک جاهایی برای میزانسن ها و دیالوگ ها پیشنهادهایی می داد اما هیچ وقت طوری برخورد نمی کرد که انگار من کارگردان هستم و از تو بیشتر می دانم. من واقعا از کار با این دو نفر لذت بردم.

 

علی البدل هوا می شد اگر...

برخلاف بازیگران مرد، در انتخاب بازیگران زن خیلی حساسیت به خرج نداده اید.


اصولا تیم ما با خانم ها میانه ای ندارد، اما در فیلمنامه یک خانمی وجوددارد که با نماینده رییس جمهور اشتباه گرفته می شود و حرف های اساسی را از دهان او می شنویم. مثلا جایی که می گوید قدرت رییس جمهور به رییسش نیست به جمهورش است. اما مثلا دخترهای نوذر را از بین بازیگران تئاتری انتخاب کردیم و بسیار با آنها تمرین کردیم.

رقابت با دیوار به دیوار

معمولا در سال هایی که شما برای نوروز سریال تولید می کردید، سریالتان بهترین سریال نوروزی تلویزیون در آن سال نام می گرفت. امسال وقتی قرار شد «دیوار به دیوار» همزمان با «علی البدل» پخش شود، فکر نکردید که مممکن است از میزان بیننده های همیشگی کارهای شما کاسته شود؟ چون خودتان هم حس می کردید «علی البدل» به دلیل مفهوم پیچیده ای که دارد شاید نتواند خیلی ها را با خودش همراه کند.

به نظرم «علی البدل» حتی شبیه و قابل مقایسه با کارهای خود من هم نیست. هم از نظر ظاهر و هم از نظر محتوا و حرف هایی که در آن زده می شود، هم سختی و زحمت و مرارتی که در تک تک سکانس ها وجود دارد اصلا قابل مقایسه نیست. حتی اگر الان به من بگویند یک کار آپارتمانی مفرح عیدانه بساز، اصلا نمی توانم به درون آپارتمان بروم و یک سری بازیگر محدود، فضای شاد ایجاد کنم. دیگر راضی ام نمی کند. دوست د ارم فضاهای جدید ببینم، این همه حرف های نگفته و جاهای ندیده وجود دارد.


کارگردان باید مخاطب را از آپارتمان بیرون بیاورد تا بلکه بتواند یک نفس راحت بکشد. حالا شاید «علی البدل» در ابتدای امر نتوانسته باشد مخاطبان را همراه کند اما کم کم خودش را نشان داد و در قسمت های میانی، مخاطب خودش را پیدا کرد. در مورد پایتخت هم اوضاع همینطور بود. مدیران آن اوایل تعجب می کردند که مخاطب چطور ممکن است با یک خانواده شهرستانی که بازیگرانش هم زیاد معروف نیستند تا این حد ارتباط برقرار کند اما بالاخره بعد از چند قسمت در دل مردم جا باز کرد. حالا هم درباره علی البدل همین اتفاق وجود دارد.

پایتخت ۵، اوج پسند می شود؟


توضیحات مفصل سیروس مقدم درباره شیوه مشارکت سازمان اوج در فصل پنجم پایتخت

از زمانی که اعلام شده قرار است «پایتخت ۵» با همکاری سازمان اوج ساخته شود، مخاطبان این سریال یک جورهایی اظهار نگرانی کردند. از آنجایی که معمولا اسپانسرهای پایتخت، حضور فعالی در سریال داشتند، این طور به نظر می رسید که اینجا هم با اعمال سلیقه شدید از سازمان اوج رو به رو باشیم. درباره شیوه مشارکت سازمان اوج در سریال پایتخت با سیروس  مقدم گپ زده ایم.

ممکن است این سازمان به عنوان اسپانسر، بخواهد حضور محتوایی در سریال داشته باشد؟

بگذارید صادقانه بگویم. براساس توافقی که ما با آقای سرافراز داشتیم، قرار بود ما سریال «علی البدل» را بسازیم و در ازای آن به ما مجوز ساخت نسخه سینمایی پایتخت را بدهند. ما «علی البدل» را ساختیم و تمام شد و توافق های نسخه سینمایی پایتخت هم انجام شد اما یک مرتبه افتادیم در پروسه جا به جایی مدیریت تلویزیون.

 

خب طبیعی است که وقتی مدیر جدید می آید، می گوید چرا باید مجوز بدهیم؟ این همه سریال خوب ساخته شده چرا به آنها مجوز سینمایی ندادند؟ و خیلی حرف های دیگر. مدتی طول کشید تا آقای میرباقری متوجه شود که من همان سیروس مقدم هستم که سال ها با خود ایشان سریال های مختلفی کار کردیم و ووقتی توافقی صورت می گیرد باید سر جایش بماند. بنابراین وقتی سوءتفاهم ها برطرف شد. گفتند اشکالی ندارد، منتها قبل از آن، «پایتخت ۵» را بسازید و بعد از آن سراغ نسخه سینمایی بروید.

 

علی البدل هوا می شد اگر...

چرا محمد سرافراز به جای «علی البدل» نگفت «پایتخت ۵» را بسازید؟


در زمان مدیریت پس از مهندس ضرغامی فضای عجیبی وجود داشت. نسبت به دنبال سازی حساسیت خاصی داشتند. حتی تا شب پخش «پایتخت ۴» به ما فشار می آوردند که اسم این سریال را عوض کنم. نهایتا هم زیر بار آن نرفتیم.

یعنی اگر دوره سرافراز ادامه پیدا می کرد شما الان می رفتید سراغ سینمایی؟


بله داستان داشتیم و الان هم اتفاقا می خواهیم براساس همان داستان پایتخت ۵ را بسازیم.

درباره با همکاری با اوج توضیح ندادید.


داشتم می گفتم. زمانی که قرار شد «پایتخت ۵» ساخته شود، در جلسه ای که با مدیران داشتیم گفتیم که این سریال شرایط به خصوصی دارد. آنها باید به مسافرت بروند و ما باید در قبرس، کیش، قشم و چند جای دیگر فیلمبرداری داشته باشیم. طبیعتا هزینه ساخت بالا می رود. در این صورت با مصوبه دقیقه ای سه میلیون تومان نمی شود این کار را کرد و اگر نمی توانید تامین کنید بگویید که ما هم خودمان را اذیت نکنیم. اما آنها گفتند اگر این را بسازید مجوز سینمایی را بهتان می دهیم. با حساب کتاب هایی که کردیم، دیدیم نمی شود. از طرفی در این میان سازمان رایزنی هایی را با سازمان اوج داشت. این سازمان قبول نکرد و گفت سیروس مقدم قرارداد ساخت «هنگام بیداری» را با ما دارد و باید اول آن را بسازد. بعد از چندین جلسه، صدا و سیما توانست اوج را متقاعد کند که اول باید «پایتخت ۵» ساخته شود و بعد «هنگام بیداری».

یعنی الان سازمان اوج به جز پول دادن هیچ نقش دیگری در سریال ندارد؟


اهداف و حرف هایی که در سریال وجود دارد به شدت اوج پسند است. از این نظر که داستان سریال براساس استحکام خانواده و نگه داشتن ملیت، مذهب و دین نوشته شده بدون اینکه وارد شعارزدگی و اینجور چیزها بشود. چون طرح مربوط به یک سال پیش است که اصلا اوجی وجود نداشته. سازمان اوجه ابتدا زیاد تمایلی به ورود در پروژه پایتخت نداشت.

 

آنها زمانی ترغیب به همکاری با ما شدند که حضرت آیت الله خامنه ای، در جلسه ای خصوصی با چند کارگردان، جزییات این سریال را تحلیل کردند و حتی نام شخصیت های سریال را به زبان آوردند و سراغشان را گرفتند. این مسئله دل دست اندرکاران اوج را قرص کرد. در جلساتی هم که داشتیم محسن تنابنده با صراحت گفت سفارشی ساز نیستیم و از ما نخواهید که کار خاصی که مد نظر شماست انجام دهیم.

الان فیلمنامه و روند کار شما در «پایتخت ۵» را معاونت سیما تایید می کند یا سازمان اوج؟

صاحب کار، سازمان صدا و سیما است و اوج فقط مشارکت و سرمایه گذاری می کند تا به سرانجام برسد. درواقع دارد روی پروژه ای سرمایه گذاری می کند که می داند بعدا برایش وجهه مردمی دارد.

[ad_2]

منبع:برترینها

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس