تاریخ انتشار: ۲۵ فرو ۱۳۹۶

[ad_1] ماهنامه همشهری ۲۴ – عطیه سالارمنش: آثار تصویری تاریخی همیشه جذاب هستند؛ شاید به این دلیل که آدم ها دوست دارند به زندگی افراد معروف سرک بکشند و خبری از زندگی آنها بگیرند. سریال های تاریخی هم زا این قاعده مستثنا نیستند. یک دلیلش هم بر می گردد به شگفتی های زندگی این آدم […]

[ad_1]

ماهنامه همشهری ۲۴ – عطیه سالارمنش: آثار تصویری تاریخی همیشه جذاب هستند؛ شاید به این دلیل که آدم ها دوست دارند به زندگی افراد معروف سرک بکشند و خبری از زندگی آنها بگیرند. سریال های تاریخی هم زا این قاعده مستثنا نیستند. یک دلیلش هم بر می گردد به شگفتی های زندگی این آدم ها و رازهایی که زندگی های شان دارد و بیننده حس می کند با دیدن سریال یا فیلمی بر اساس زندگی آنها، از راز و رمزهای زندگی شان سر در می آورد.

در سال های گذشته ساخت سریال های تاریخی گسترش پیدا کرده؛ از سریالی تاریخی / فانتزی مثل بازی تاج و تخت بگیرید تا سریال سیاسی خانه پوشالی که با الهام از برخی واقعیت ها و اتفاقات پشت پرده سیاست آمریکا شکل گرفته. اکثرا هم در میان مخاطبان بحث برانگیز بوده اند و هم در میان منتقدان. سریال «تاج» هم یکی از جدیدترین سریال های تاریخی این روزهاست که در مراسم گلدن گلوب هم مورد توجه قرار گرفته و چند جایزه مهم برنده شده است. در این مطلب سراغ این سریال تاریخی می رویم که اتفاقا زمان رخدادهایش هم خیلی دور نیست.

خاموشی و فراموشی

ملکه الیزابت دوم کیست؟

الیزابت دوم با نام الیزابت الکساندرا مری در ۲۱ آوریل ۱۹۲۶ به دنیا آمد. او ملکه بریتانیا و دیگر کشورهای مشترک المنافع، کانادا، استرالیا و نیوزیلند است و تا پیش از استقلال جامائیکا، بارابادوس، باهاما، گرانا، پاپوآ گینه نو، جزایر سلیمان، تووالو، سنتلوسیاو … ملکه این کشورها هم بود. قبل از او رکورد طولانی ترین دوران ملکه بودن در دست ملکه ویکتوریا در قرن نوزدهم بود که الیزابت دوم رکوردش را شکست. او پس از مرگ پدرش پادشاه جرج ششم در سال ۱۹۵۲ به مقام ملکه بودن رسید، آن هم در ۲۵ سالگی و از آن زمان ملکه بریتانیا بوده.

در دوران ملکه بودن الیزابت دوم اتفاق های بسیاری افتاده؛ از پایان جیره بندی شکر، حادثه درگذشت هشت بازیکن منچستریونایتد در سقوط هواپیمای مونیخ، به ریاست جمهوری رسیدن کندی و ترور او، پایان اجرای حکم اعدام به جرم قتل، اعتصاب کارگران معدن، استعفای نیکسون، به قدرت رسیدن مارگارت تاچر، جنگ ویتنام، ظهور طالبان و به طور کلی بخش زیادی از تاریخ معاصر بریتانیا و دنیا. این زندگی پرتلاطم و جنب و جوش آغاز دور جدیدی از زندگی خانواده سلطنتی بود که در سریال «تاج» و در فصل اول آن روزهای ابتدایی ملکه شدن الیزابت دوم به تصویر کشیده شده است.

پیتر مورگان کیست؟

پیتر مورگان ۵۳ ساله یکی از مهم ترین نمایشنامه نویس ها و فیلمنامه نویس های بریتانیاست که از سال ۱۹۸۸ فعالیت نویسندگی خود را آغاز کرده است. مورگان کارش را برای تلویزیون شروع کرد و متن فیلم های تلویزیونی و سریال می نوشت. نوشتن کارهای تلویزیونی مثل «هیئت منصفه» و «هنری هشتم» نام او را مطرح کرد اما در سال ۲۰۰۶ نوشتن سه اثر باعث شدت مورگان به شهرت برسد؛ یکی نمایشنامه «فراست/ نیکسون» درباره یکی از مصاحبه های مهم نیکسون در زمان رسوایی اش، دیگری نوشتن فیلمنامه «ملکه» درباره زندگی ملکه الیزابت دوم در روزهایی که دیگر میانسالی را هم رد کرده بود؛ و در نهایت فیلمنامه «آخرین پادشاه اسکاتلند» درباره زندگی ایدی امین.

این سه متن باعث شدند نام مورگان به عنوان نویسنده ای متخصص در درام های تاریخی با محوریت شخصیت های تاریخی، بر سر زبان ها بیفتد. فراست/ نیکسون آن قدر روی صحنه تئاتر موفق بود که بعدا فیلم سینمایی اش هم ساخته شد. مورگان بعدش با نوشتن «یونایتد نفرین شده» جای پای خودش را در تسینما محکم کرد.

با نوشتن فیلمنامه «شتاب» درباره چهره های واقعی در روزهای اوج مسابقات اتومبیل رانی نشان داد که تخصص ویژه او در روایت های تاریخی زندگی سیاستمدارها نیست و چهره های دیگر – در اینجا ورزشی – هم برایش جذابیت دارند. هر چند «شتاب» خیلی تحویل گرفته نشد اما مورگان با دو فیلمنامه «فراست / نیکسون» و «ملکه» نامزد جایزه اسکار شد و برای دومی جایزه گلدن گلوب را به خانه برد.

مورگان چند بار هم جایزه بفتا را برای نویسندگی گرفته است؛ از جمله برای سریال «شرف از دست رفته کریستوفر جفریز» و «آخرین پادشاه اسکاتلند». مورگان نمایشنامه «مخاطب» را در سال ۲۰۱۳ نوشت که ماجرایش درباره دیدارهای هفتگی ملکه الیزابت دوم با نخست وزیرهای مختلف دورانش است. در اجراهای مختلف این نمایشنامه هلن میرن و کریستین اسکات تامس نقش ملکه را بازی کردند و همین نمایشنامه بود که ایده اولیه «تاج» را به ذهن مورگان رساند.

سریال «تاج» چطور ساخته شد؟

مورگان وقتی دید زندگی ملکه الیزابت دوم گوشه ها و زوایای جالبی برای بدل شدن به سریال دارد، مشغول نوشتن متن آن شد. پیشینه او و چند بار رفقتن سراغ زندگی ملکه باعث شده بود خیلی راحت تر بتواند مسئولان تلویزیونی را ترغیب به ساخت این سریال کند و مجموعه نت فلیکس هم خیلی زود با پروژه همراه شد.

استر زوکرمن – ای. وی. کلاب

کلر فوی ۳۲ ساله با بازی در سریال «تالار گرگ» به شهرت رسید و حالا با بازی در نقش ملکه الیزابت دوم در سریال «تاج» برنده جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگر زن شده است. مت اسمیت، همبازی قوی در «تاج» در نقش فیلیپ ماونتباتن، همسر ملکه الیزابت، شهرتش را مدیون بازی در نقش دکتر هو در سریالی به همین نام است. او در سه فصل این سریال حضوری موفق داشت و نامزد جایزه بفتا شد. در گفتگوی زیر این دو بیشتر درباره نقش های خود در این سریال – زن و شوهر جوانی که در خانواده سلطنتی زندگی آرامی دارند که ناگهان با مرگ پادشاه، پایشان به زندگی پر پیچ و خم سلطنت باز می شود – صحبت می کنند.

قبل از این که به این پروژه ملحق شوید، درباره زندگی خانوادگی ملکه اطلاعاتی داشتید؟

– کلرفوی: راستش تا آنجا که یادم می آید هیچ چیزی درباره آنها نمی دانستم. نمی دانستم در چه شرایطی الیزابت و فیلیپ عاشق همدیگر شدند. نمی دانستم ازدواج آنها چه مشکلاتی داشته است. اصلا چیزی درباره روزهای اول ازدواج آنها نمی دانستم. نمی دانستم چطور پس از مرگ پدر الیزابت، او به تاج و تخت رسیده است. هیچ چیزی درباره این مسائل نمی دانستم. فکر می کردم او ملکه بوده و همیشه ملکه مانده و این کل اطلاعاتم درباره اش بود.

 

خاموشی و فراموشی (اسلایدشو)

از همان ابتدای سریال رابطه بین شما دو نفر را حس می کنیم. می بینیم که به هم محبت دارید اما مت، به نظر می رسد فیلیپ کمی نفرت در وجودش هست؛ درست است؟

– مت اسمیت: به نظرم داستان و فیلمنامه بخش زیادی از کار ما را انجام داده است اما این را بگویم که ما نمی خواستیم تصویری به شیرینی شکلات از این خانواده ترسیم کنیم. ما کل این مسئله و حقیقت آن را می بینیم. گاهی این رابطه برای فیلیپ و الیزابت دشوار هم می شود. به نظرم آن لحظاتی که زندگی این دو با مشکل روبرو می شود، در واقع تاثیرگذارترین لحظات زندگی آنها هم هست.

منظورتان چیست؟

– اسمیت: در مواقعی که آدم ها با مشکل روبرو می شوند…

– فوی: و باید آن را از پیش رو بردارند…

– اسمیت: این جور مواقع اهمیت آدم ها بیشتر به چشم می آید. منظورم را متوجه می شوید؟

– فوی: و عشق اهمیت پیدا می کند. این بسیار مهم است [مت اسمیت در این لحظه بخشی از ترانه «عشق تو چقدر عمیقه!» گروه بی جیز را می خواند. فوی هم او را همراهی می کند.]

خارج از بریتانیا و مثلا از نقطه نظر آمریکایی ما چیزهایی درباره الیزابت می دانیم اما فیلیپ یک جورهایی…

– اسمیت: معماست!

دقیقا! چطور این مسئله را در بازی خود به تصویر کشیدید؟

– فوی: من که نمی دانم!

– اسمیت: خب، برای الیزابت روزگار سختی است، مگر نه؟ برای کلر هم کار سختی بود چون اغلب آدم ها برداشت و شناختی از شخصیت او دارند. این شخصیت همیشه در خودآگاه ما بوده؛ درست است؟ و هلن میرن هم این نقش را بازی کرده و پیترمورگان، نویسنده همین سریال «تاج» هم متن فیلمی را که میرن بازی کرد نوشته. با توجه به این پیش زمینه ها من حس می کنم کلر کار دشوارتری داشته.

– فوی: خیلی کار سختی بود.

 

 خاموشی و فراموشی (اسلایدشو)

– اسمیت: و معرکه. کاملا معرکه. وقتی شما کل سریال را ببینید، کاملا متوجه رشد شخصیت او و بدل شدنش به ملکه می شوید. این که چطور ملکه بودن را شروع کرده و به اینجا رسیده. به نظرم ایده بسیار هوشمندانه ای بود که در سکانس های برگزاری مراسم ازدواج متوجه هوشمندی او می شویم.

– فوی: استیون دالدری [کارگردان دو قسمت اول سریال] در اجرای سکانس مراسم ازدواج کار فوق العاده ای انجام داد. هیچ تصویر ویدئویی آرشیوی از مراسم ازدواج وجود ندارد که عجیب هم نیست اما صدای این مراسم ضبط شده است و کل ایده های اجرای این سکانس از گوش دادن به همین صدا شکل گرفت. مثلا صدای فیلیپ موقعی که دارند سوگند ازدواج می خورند خیلی مضطرب و متفاوت است. وقتی هم نوبت به الیزابت می رسد او هم با صدای خیلی پایین حرف می زند. خیلی شکننده حرف می زند و انگار تا حالا صدای او را نشنیده باشیم. این شکل حرف زدن به ما این ایده را می دهد که او ترسیده است. کار ما در واقع همین است که رخدادهای واقعی را و این را که آدم ها چطور مواقعا رفتار کرده اند، به واقعیت بدل کنیم، درست است؟

فیلیپ چطور؟ وقتی او را می دیدم با خودم می گفتم این آدم انگار خیلی هم آدم نازنینی نیست.

– اسمیت: چه جالب. این که مردم چه دیدگاه هایی نسبت به فیلیپ دارند برایم جالب است. چرا این حرف را می زنی؟ به نظرت با الیزابت بدرفتاری می کند؟

ببخشید این طور می گویم اما حس می کنم یک زن ستیزی مردانه در وجودش دارد.

– فوی: همین است! او محصول زمانه ای است که در آن رشد کرده. به نظرم غیرمنصفانه است که با معیارهای امروزی او را قضاوت کنیم. به نظرم با توجه به دوره اش خیلی پیشرو بوده، به شدت آینده نگر بوده و رفتارش مدرن بوده، مخصوصا شیوه حمایت کردنش از همسرش. اما به هر حال در آن زمان، در سال های ۱۹۵۰، با توجه به آزادی که داشته کارهایش خیلی رادیکال بوده.

– اسمیت: حتما می دانید که او همیشه دو قدم پشت سر همسرش قدم بر می داشت. به تاریخ هم که نگاه کنید می بینید اقتضای زمانه مهم بوده. او در شرایط سختی بزرگ شده، با این حال وقتی می بینم آدم ها چنین واکنشی به شخصیتش نشان می دهند خوشحال می شوم. من این جنبه شخصیتش را دوست داشتم. وقتی بداخلاقی می کند بیشتر دوستش دارم.

– فوی: مت دقیقا همین کار را می کند. فیلیپ آدم کاملی نیست. هر شخصیتی یک جنبه زشت و ناپسند دارد. شخصیت من خیلی وقت ها با بدخلقی با او رفتار می کند و این را در خیلی از رفتارهایم می بینید. به نظرم درست نیست تصور کنید برخورد من به دلیل ملکه بودنم است.

بیشتر دلیلش به سرد بودن این ازدواج بر می گردد. از طرفی حس می کنم الزابت از روراست بودن ابایی ندارد. وقتی شما قرار است روراست باشید باید بخشی از جنبه زشت یک شخصیت را هم نشان دهید. همه ماها گاکهی چنین رفتارهایی از خودمان نشان می دهیم.

– اسمیت: فیلیپ کاملا برعکس الیزابت است. محافظه کار است. او خیلی خیلی آدم حساسی است.

کلر، تو پیش تر در سریال «تالار گرگ»، نقش آن بولین از خانواده سلطنتی را بازی کرده بودی اما فکر می کنم مت اولین بار است نقش یکی از اعضای خاندان سلطنتی را بازی می کند.

– اسمیت: درست است.

 

خاموشی و فراموشی (اسلایدشو)

انگار هر بازیگر بریتانیایی باید یک بار چنین نقشی را بازی کند!

– فوی: برای این کار به تو مدال می دهند.

– اسمیت: مدالی گردنت می اندازند و اشرافی می شوی.

– فوی: یک تاج کوچولو بهت می دهند.

– اسمیت: اما واقعیت این است که به من تاج نمی دهند.

– فوی: چرا، تو هم تاج داری؛ همان تاجی را که یک چیز مسخره بالایش بود بهت دادند؛ یادت رفته؟

– اسمیت: واقعا؟

– فوی: [با خنده] تاج گذاری تو بود، من باید یادم باشد؟!

بازی در نقش یک شخصیت اشرافی مدرن خیلی فرق دارد با بازی در نقش یک شخصیت اشرافی قدیمی؛ وقتی شما داشتید این نقش را بازی می کردید چه فشاری روی خودتان حس می کردید؟

– فوی: به نظرم فشار اصلی از اینجا می آید که نمی خواهید ملکه باشید. نمی خواهید شق و رق بنشینید و این لباس های زیبا را بپوشید و هیچ کاری نکنید. وقتی دارید کاری تاریخی انجام می دهید سعی می کنید شخصیت را زندگی کنید و آن را تجسم ببخشید. در واقع باید تلاش کنید برخلاف یک ملکه رفتار کنید وگرنه این حس القا می شود که شما خود ملکه هستید و این یعنی…

– اسمیت: یعنی مرگ!

– فوی: بله. وقتی شما مشخصا دارید بازی می کنید در واقع حکم مرگ خودتان را صادر کرده اید. باید نقش را باورپذیر کنید. آن را نفس بکشید.

در ابتدا به نظر می رسد الیزابت خیلی آرام و مضطرب است اما کم کم قدرت می گیرد؛ نمایش این تغییر چطور بود؟

– فوی: به نظرم بیشتر حس می کنیم او هم یک انسان است. آدم ها ابرقهرمان نیستند. اغلب آدم ها مثل او معمولی و ضعیف هستند. او هیچ وقت در زندگی اش این لحظه را نداشته که تصمیم بگیرد تشنه قدرت است و بخواهد به قدرت برسد. به نظرم اصلا منتظر چنین چیزی نبوده و باید یاد می گرفته چطور از قدرتش استفاده کند. طول می کشد تا یاد بگیری از قدرتت استفاده کنی و روی دیگران بدون این که متوجه شوند تاثیر بگذاری. به نظرم در سکوت قدرت بیشتری نهفته است تا شلوغ کاری کردن. در بین شخصیت های سریال هم آن کسی که از همه ساکت تر است از همه پلیدتر و شرورتر است. من تصمیم گرفتم برای این نقش و هر نقش دیگری، آن گزینه های بازیگری را استفاده کنم که از همه کمتر به ذهن دیگران می رسد.

[ad_2]

منبع:برترینها

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس