تاریخ انتشار: ۲۳ مرد ۱۳۹۴
*نرگس مهری

یکی از مهمترین و عمده ترین دلایل کم رنگ بودن فعالیت های زنان در احزاب را می توان مردسالارانه بودن موروثی در جامعه و همچنین وجود شرایط عرفی خاص درهر زمان ، نوع نگاه مردم به شرکت زنان در احزاب سیاسی برشمرد.

/مقاله وار/

به دلیل وجود پرسش های  زیادی در ذهن من در مورد تاریخ فعالیت های زنان در جامعه ایران بر آن شدم تا تحقیقی مختصر در این باب انجام دهم .در این مقاله به مسائلی چون وضعیت اجتماعی زنان از دوران قاجار تا کنون و همچنین بررسی علل عدم شرکت زنان در فعالیت های اجتماعی می پردازم.

زنان در قاجار:

با توجه به گفته های تاریخی یکی از اولین فعالیت های اجتماعی زنان بر علیه دادن امتیاز تنباکو بود ،زنان حرمسرای ناصرالدین شاه قلیان ها را شکستند در همان زمان شیر زنی از اهالی آذربایجان (تبریز)که زینب پاشا نام داشت در نهضت تنباکو و توتون پیشگام بوده است .او همواره مردان را به مبارزه و کندن ریشه ظلم تشویق می کرد:((اگر شما جرات ندارید جزای ستم پیشه گان را کف دستشان بگذارید ،اگر می ترسید که دست دزدان ،و غارت گران را از مال و ناموس و،وطن خود کوتاه کنید چادر ما زنان را سر کنید و در کنج خانه بنشینید و دم از مردی و مردانگی  نزنید ما جای شما با ستم کاران می جنگیم))سپس زینب روسری خود را به جانب مردان پرتاب می کند و در میان بهت و حیرت حاضران از دیده ها ناپدید می شود.

البته بیشتر زنان در آن دوران وظیفه شان در راضی نگه داشتن شوهرانشان خلاصه می شد و اگر برای خرید بیرون از خانه می رفتند باید سر را پایین انداخته و سریع به خانه خود باز می گشتند ،اما در زمان تحریم تنباکو این زنان بودند که سهم مهمی را در آینده کشور خویش بازی کردند .

زنان پس از مشروطه:

مشروطه خواهی بیشتر از زمان شکست قوای ایرانی از روس ها در زمان عباس میرزا و قرارداد ننگین ترکمن ای در اذهان عمومی ایجاد شد که بعد ها در قرن نوزدهم به دلیل سفرهای زیاد ایرانیان جهت تحصیل یا اشتغال به کشورهای اروپایی و توسعه یافته و برخی کشورهای همسایه با اصولی چون دموکراسی و حقوق فردی آشنا شدند البته این مطالبه ها تنها به مردان خلاصه نمی شد بلکه زنان نیز خواستار حقوق نادیده گرفته شده ی خویش بودند و تمامی این خواسته ها به دلیل آشنایی فزاینده ایرانی ها با علم و توسعه،ارتباط با سایر ملل با گسترش وسائل ارتباطی مانند تلگراف و روزنامه ،همچنین افزایش فرقه های شیعی طرفدار مشارکت زنان در امور جامعه و بالاخره ایجاد گفتمان های روشنفکری دامنه دارتری در خاورمیانه  درباره نقش اجتماعی زنان که از دل گفتمان رو به رشد ملی گرایی زاده شد در عین حال تاثیر مشروطه بر تمام جامعه زنان یکسان نبوده ما زنان متفارتی از طبقه های متفاوت از قومیت،شهری و روستایی ،با سواد ،بی سوادو….داشتیم پس بالطبع آن نحوه تاثیر مشروطه بر زنان نسبت به این آیتم های متفاوت ،تغییر می کندو می توان گفت که شان زنان در آن دوران بستگی به موقعیت ،محل زندگی،قومیت داشت ولی همچنان مرد سالاری موروثی در جامعه و در حکومت ،زن را در هر حالتی پایین تر از مرد می نشاند.

به گفته ی ولنتاین ،زنان ایران در اواخر دوره قاجار ((طبقه نیمه کارگر))یا ((لشکر ذخیره نیروی کار))بودند که با داشتن نقش عمده در اقتصاد به خانواده،دولت و صاحبان سرمایه بهره بسیاری می رساندندو کار کردن از هر نوعی  هیچ مقام و منزلتی برای زن نداشت حقوقش پایین تر و یک سوم درآمد مردان بود حتی خرید و فروش دختران و زنان روستایی آزاد بود.

زنان شهری که مرتبط با اشراف بودند زندگی محدودتری داشتند و بیشتر وقت خود را در اندرونی ها می گذراندند در زمان قاجار زنان اشراف به نشانه اعتراض گاه کشف حجاب می کردند و حتی مردانی در این باب مقالاتی نوشته بودند ولی بر خلاف ایشان نویسنده غربی لیدی لیونورا شیل می گوید حجاب برای زنان اشراف ایرانی مفید بود که باعث پنهان شدن تمام نشانه های اشرافیت می شد که در مواقع لزوم آزادی فوق العاده ای به آن ها می داد.

سواد نیز یکی از مهمترین دلایل عقب ماندگی جامعه قرن ۱۹ایران بود و بی سوادی در آن  برهه بیداد می کرد حتی تعداد با سواد ها در یک روستا به ۲ نفر محدود می شد و بیشتر اعیان و اشراف زاده ها توسط معلم خانگی آموزش می دیدند البته در آن زمان مکتب خانه هایی برای آموزش کودکان وجود داشت که به عقیده  مورخان مفید واقع نمی شدند .در اوایل ۱۸۳۰مدارس میسیونری در ایران برای کودکان ارامنه و مسیحی ساخته شده که عمدتا توسط آمریکایی ها و فرانسوی ها اداره و تامین می شد،آموزش جدید دختران میسیونری و کلیسای ارامنه ایران در سال ۱۸۳۸در ارومیه و با چهار دانش آموز مسیحی نسطوری به راه انداخته شد.نخستین مدارس متوسطه دولتی با برنامه آموزشی غربی دو مدرسه پسرانه در تهران و تبریز بودند که در سال های ۱۸۷۴-۱۸۷۳راه اندازی شدند این مدارس مورد استقبال قرار نگرفت و حتی بسیاری از اعیان نظر مثبتی به این مدارس میسیونری نداشتند .

در سال ۱۸۶۸چیزی مانند مدرسه دخترانه به وسیله ارمنیان تبریز در این شهر راه اندازی اما پس از دو سال از هم پاشیده شد.

آفاری معتقد است که تا قبل از انقلاب مشروطه دختران تمایل چندانی به رفتن مدرسه نداشتند اما بعد از مشروطه بود که فعالیت هایی برای آموزش زنان در سطح جامعه آغاز شد،در ابتدای امر حضور دختران مسلمان در مدارس میسیونری بسیار کم رنگ بود ولی بعد ها که دولت عملکرد این مدرسه ها را محدود کرد و اجازه درس خواندن مسلمانان در این مدارس را نمی داد نشان از آن بود که مسلمانان رفته رفته علاقه بیشتری به این مدارس پیدا کرده و باور داشتند که برنامه های آموزشی غربی سطح بالایی از تحصیلات را در اختیار دانش آموزان قرار میدهند.

در این میان نیز روشنفکرانی بودند که تحصیل زنان را برآینده ایران موثر می دانستند ،و باید به این نکته توجه داشت که هرگز آن ها خواستار ایجاد برابری بین زن و مرد یا خارج کردن زنان از خانه نبودند بلکه باور داشتند که تربیت فرزندان با سواد مرهون داشتن مادرانی با سواد است .

فعالیت های زنان در زمان رضا شاه:

زنان با ایجاد روزنامه و مجلات سعی می کردند فرهنگ مرد سالارانه را تغییر دهند ،در زمان رضا شاه زنان توانستند اقدامات سیاسی واجتماعی انجام دهند مثلا در ۱۷دی ۱۳۱۴در راستای کشف حجاب زنانی که مخالف با این اقدام بودند از خانه هایشان بیرون نیامدند و کشف حجاب تنها با استقبال طبقه مرفه و متوسط رو به بالای جامعه مواجه خواهد شد به علاوه اینکه زنان در دوره به عنوان کارگر خانه و پرستار استخدام شدند و یک سری از درب ها برای فعالیت زنان در عرصه مدیریت گشوده شد.

زنان در زمان محمد رضا پهلوی:

در سال ۱۳۴۱گروه های مباره با بی سوادی زنان تشکیل شد ،زنان در این دوره به مجلس راه پیدا کردند قانون حمایت خانواده با تلاش زنان تصویب شد زنان حق رای پیدا کردند.

در این دوره در حزب اعتدالیون هیچ زنی حضور نداشت و از همین رو زنان تصمیم گرفتند در کنار این حزب با راه اندازی مجله ((نسوان غیبی))به یک سری فعالیت های اجتماعی و سیاسی بپردازند ،در حزب تجدد که باعث سرنگونی رضا شاه شد زنان حضور نداشتند در واقع تمام احزاب دوره رضاشاه تشریفاتی بودند و نمی توانستند فعالیت سیاسی انجام دهند و زنان هم از آن ها مستشنی بودند.

 

زنان در حزب جنگل:

در حزب جنگل نیز که در سال ۱۳۳۴با قیام میرزا کوچک خان جنگلی تشکیل شده بود زنان فعالیت داشته و زنان تالشی را به فعالیت های سیاسی اجتماعی دعوت می کردند.

زنان پس از انقلاب:

در حالی که هر ساله بر تعداد متخصصین زن در جامعه ایران و نیروی کار افزوده می شود اما حضور آن ها در تصمیم گیری و سطوح بالا بسیار ناچیز بوده است گرچه حضور زنان در عرصه های اجتماعی از جمله حضور در انتخابات زیاد است اما سهم مدیریتی اندکی در طی این سال ها نصیب آن ها شده است. در سه دوره نخست مجلس شورای اسلامی سهم زنان به عنوان نماینده مجلس تنها ۴نفر در بین بیش از ۲۵۰ نفر مجلس نشین بود.

در دهه دوم انقلاب و با انتخاب آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی به ریاست قوه مجریه مرکزامور زنان در سال ۱۳۷۰در نهاد ریاست جمهوری شکل پرفت،در همان دوران طرح قضاوت زنان توسط آیت الله هاشمی به صورت لایحه تقدیم مجلس شد و به سختی رای آورد مجلس پنجم با ۱۴ نماینده زن تشکیل شد که بیشترین تعداد نمایندگان زن در دوره های مختلف مجلس بود.

و اما در دوران ریاست جمهوری  سید محمد خاتمی شرایط کمی متفاوت شد از همان جا بود که نخستین زن به کابینه دولت راه یافت معصومه ابتکار رئیس سازمان محیط زیست شد.

نخستین زن در کابینه دولت و نخستین وزیر زن:

دوره محمود احمدی نژاد را باید دوره ای متفاوت عنوان کرد طرح و لایه های دولتی و غیر دولتی به سمت محدود کردن فعالیت های اجتماعی زنان گام برداشته شد اما از سوی دیگر نخستین وزیر زن در نظام جمهوری اسلامی به وزارت بهداشت منصوب گردید و تنها از بین ۳وزیر زن معرفی شده تنها یک زن رای آورد .

علل کم رنگ بودن فعالیت های سیاسی زنان در احزاب:

یکی از مهمترین و عمده ترین دلایل کم رنگ بودن فعالیت های زنان در احزاب را می توان مردسالارانه بودن موروثی در جامعه و همچنین وجود شرایط عرفی خاص درهر زمان ، نوع نگاه مردم به شرکت زنان در احزاب سیاسی برشمرد.این عوامل را می توان جزء مهمترین عوامل محیطی بر فعالیت های سیاسی زنان دانست اما بعضی از عوامل محیطی نیست مانند :پیروی زنان از شوهرانشان-محافظه کاری زنان-سنت گرایی زنان و سیاست گریزی زنان

اولین مورد بیشتر به دلیل این بوده که زنان خود نخواسته اند مخالفتی با همسر خویش بکنند که می تواند به دلیل احترام به عقیده همسر خویش برای جلوگیری از هر گونه اختلاف باشد.

در مورد دوم برخی از محققین به رابطه ی بین جنسیت و محافظه کاری اشاره کردند که زنان به دلیل داشتن تعلقات مذهبی بیشتر  گرایش محافظه کاری دارند با این حال استدلال های متعددی با قطعیت الگوی رفتار محافظه کارانه زنان را نقض کرده اند.

سومین مورد:مانند مورد قبلی پژوهش های متفاوت دارای نتیج متفاوتی بوده اند تعدادی به این نتیجه دست یافته اند که زنان کمتر از مردان تمایل سیاسی خورا تغییر می دهندو ،وفاداری خود را به احزابی که به طور سنتی (چپ و راست)وجود داشته اند را حفظ می کنند اما در مقابل تحقیقاتی به نتایج متقابل رسیده اند که زنان زودتر از مردان احزاب سیاسی خود را تغییر می دهند.

مورد چهارم:در بسیاری از بررسی های انجام شده زنان اعلام داشته اند سیاست به زندگی آنان بی ارتباط است و اینطور به نظر می رسد که زنان گرایش بیشتری به مسائل خصوصی،شخصی و اجتماعی دارند و همچنین زنان به سیاست نگاهی اخلاق گرایانه نه رقابتی و ستیزه جویی دارند .(حسین بشیریه)

 

پارسونز در اجتماعی شدن افراد می گوید:انسان در بخش ارگانیسم  سه گرایش خام دارد:۱-گرایش ادراکی که ناظر به شناخت است ۲-گرایش ارزیابی که به خوب و بد ارزش ها می رسد ۳-گرایش هنجاری که باید و نباید ها را تعیین می کند و با برخورد ارگانیسم بدن با فرهنگ نظام شخصیتی شکل می گیرد و فرد را به سوی هدف می راند و موجب  کنش اجتماعی می شود از برآیند این کنش های اجتماعی مشارکت حقیقی افراد شکل می گیرد.

از نظر هانتیگتون مشارکت سیاسی با توسعه اقتصادی و اجتماعی رابطه مستقیم دارد ،تحصیلات به عنوان یکی از عوامل منزلت اجتماعی و عامل دیگر مجاری سازمانی به عنوان مثال عضویت شخص در گروه ها ،انجمن ها و سازمان های اجتماعی و صنفی می توانند مشارکت سیاسی افراد را بالاببرند در عین حال پبیشرفت و تحرکات اجتماعی کوتاه مدت با مشارکت سیاسی رابطه معکوس دارد مثلا شخصی که بتواند با بالا بردن سطح تحصیلات شغل پر منزلت تری و یا درآمد بیشتری داشته باشد  مشارکت سیاسی او پایین تر خواهد آمد.

مشارکت سیاسی  افراد به جمعی که در آن زندگی یا تحصیل می کند نیز بستگی دارد چنانچه مید می گوید:هرکس حاصل نظر وجه جمع است .در خانواده والدین ارزش ها و نگرش های سیاسی خویش را به فرزندان منتقل می کنند و نهایتا فرزندان علاقه یا بی علاقگی خویش را ابراز می کنند.

در محیط مدرسه صحبت با دوستان در مورد مسائل سیاسی پیرامون بر رفتار و کنش سیاسی افراد تاثیر می گذارد ،در واقع می توان گفت مردم هویت خویش را با توجه به محیطی که در آن زندگی می کنند می یابند و تعریف می شوند و رفتارها و گرایش های آشکار را از دیگران بهره جسته و در جریان تماس و معاشرت کسب می کنند.

بر مبنای برآورد های طرح ملی بررسی مشارکت سیاسی زنان که در ۲۸مرکز استانی کشور توسط سید محمود قاضی طباطبایی ،علی رضا محسنی تبریزی و سید هادی مرجایی به سفارش دفتر امور بانوان وزارت کشور و با همکاری وزارت علوم و تحقیقات فناوری در سال ۱۳۸۲-۱۳۸۳با هدف بررسی گسترده و ابعاد مشارکت سیاسی زنان در ایران و عوامل موثر بر آن به اجرا در آمده است و ۵بعد کلی شامل:عوامل سیاسی ،فرهنگی،اجتماعی،خانوادگی و ارزیابی از ویژگی های حکومت و گروه های سیاسی ،اجتماعی مورد مطالعه قرار داده است.

رابرت دال نشان داد که هر چه میزان تحصیلات بالا برود مشارکت سیاسی افراد بالا می رود زیرا با بالا رفتن تحصیلات دسترسی افراد به اطلاعات بیشتر می شود و همین امر زمینه مساعد تری در مشارکت سیاسی ایجاد می کند .

موقعیت گروهی افراد نیز در مشارکت سیاسی موثر است این موقعیت ها شامل گرو ه های خانوادگی،دوستی،…است که در شکل دادن رفتار و نگرش افراد نقش زیادی دارند عامل بعدی محل سکونت است افرادی که در شهرهای بزرگ و صنعتی زندگی می کنند درصد مشارکت بالاتری دارند(لیپست ۱۹۶۳:۲۱۶)

مایکل راش عقیده دارد که فعالیت های سیاسی یک شخص به پایگاه اقتصادی ،سیاسی،اجتماعی،

تحصیلات ،محل سکونت ،قومیت،مذهب،جنسیت(زن و مرد)،شخصیت ومحیط سیاسی یا زمینه ای که مشارکت در آن اتفاق می افتد متفاوت است.

در پژوهشی دیگر طاهر موسوی (۱۳۷۷)به بررسی مشارکت سیاسی و عوامل موثر بر آن در قالب نظریه های روانشناختی پرداخته است و حاکی از آن است که اگر فرد نسبت به پاداش ها و مزایای حاصله از آن ارزش بالایی قائل باشد و نیز نسبت به اثر بخشی فعالیت سیاسی خود اطمینان یابد به احتمال زیاد در انتخابات شرکت می کند.

عباس محمدی اصل در مقاله ای تحت عنوان ((موانع مشارکت سیاسی زنان در ایران))به شکاف های موجود در جامعه ایران از جمله شکاف جنسی اشاره کرده و آن را به عنوان نوعی شکاف ساختی مطرح کرده ومعتقد است که بر اساس این شکاف :اولا در جامعه سنتی که زنان تابع شوهرانشان هستند و نقش سیاسی ندارند این شکاف فعال نیست ثانیا  در جوامع نوین ،تحولات گسترده اجتماعی موجب فعال شدن این شکاف در قبال درخواست حق رای و نمایندگی در ستاد های پارلمانی و مواردی از این قبیل می شود و ثالثا در جوامع در حال گذار این شکاف نیمه فعال است بدین معنی که گاه بر حسب حضور و تلاش های سایر شکاف ها ،همچون جناح بندی های سیاسی فعال ،متراکم شده و زمانی از فعالیت می ایستد.

نرگس مهری-عضو شورای مرکزی شاخه جوانان حزب اراده ملت ایران

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس