تاریخ انتشار: ۱۹ آبا ۱۳۹۴

ترس جریان اقتدار گرا از نفوذ هاشمی رفسنجانی در جامعه بسیاری جدی است و باید رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خود را آماده حملات سنگین تری از سوی این گروه کند

مصطفی داننده- چهار ماه تا انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبری باقی است و طبق پیش بینی‌ها، جریان اقتدارگرا یا همان دلواپسان، استراتژی تخریب آیت‌الله هاشمی را در دستور کار خود قرار دادند. هرگاه نام انتخابات در ایران در میان است باید جریانی، دست به تخریب هاشمی رفسنجانی بزند. گویی «هاشمی کشان» در انتخابات ایران تبدیل به یک رسم شده است. سخنان اخیر حمید روحانی و علیرضا زاکانی به خوبی بیانگر این معناست.

حمید روحانی که همیشه به خاطر انتقادهای بی پروا به هاشمی شهر است در سخنان خود در مورد آیت‌الله می‌گوید:« رفسنجانی زمانی یار امام بود،‌ اما امروز می‌بینیم که سخنانی عنوان می‌کند که با اندیشه‌های امام هیچ همخوانی ندارد. هاشمی راه امام را درک نکرد و به اصل ولایت فقیه اعتقاد نداشت و به همین دلیل با رهبری زاویه گرفت. متأسفانه بینش سیاسی رفسنجانی آن‌قدر پایین است که می‌گوید چرا با سایر کشورها رابطه داشته، اما با آمریکا رابطه‌ای نداشته باشیم.

علیرضا زکانی نماینده مخالف دولت در مجلس شورای اسلامی سخنان تندی را خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بیان کرده و گفته است:ـ«ه‌نظرم وی توانمندی‌هایش را از دست داده و اشکال در این بخش پیدا شده است که محل طمع واقع شده است و ما باید به درگاه خدا توبه و استغفار کنیم که چرا تا به حال درباره آقای هاشمی با مردم حرف نزدیم و بنده تصمیم دارم با مردم درباره وی حرف بزنم و بگویم وی چه خطاهای فاحشی داشته و دارد که هزینه‌های سنگینی را به نظام تحمیل کرده و می‌کند

زاکانی در حالی از سن زیاد آیت‌الله هاشمی سخن به میان می‌آورد که محمود احمدی نژاد قبل از انتخابات۸۴ نیز به این نکته اشاره کرده است. محسن هاشمی در گفت‌وگویی به پیام احمدی نژاد به آیت‌الله اشاره می‌کند و می‌گوید:« ایشان به من گفت: برای چه حاج آقا آمدند؟ البته با قصد دلسوزی که ایشان پا به سن گذاشته‌اند و در این کار اذیت می‌شوند»

همانطور که مشاهده می‌کنید چه در سال ۸۴ و چه در سال ۹۴، مخالفان هاشمی یک استراتژی را در دستور کار قرار داده‌اند و آنهم ناکارآمدی رئیس سابق قوای مقننه و مجریه است. معمولا افرادی که نفوذ فردی در جامعه وحشت دارند سعی می‌کنند به هر طریق ممکن او را ناکارآمد، مسن، فاسد، نفوذ پذیر و … نشان دهند. به بیان ساده می‌توان گفت که جریان اقتدار گرا در ایران از نفوذ آیت‌الله هاشمی در جامعه هراس دارد به خاطر همین در نزدیکی هر انتخابات جریان «هاشمی کشان» راه می‌اندازد.

هاشمی رفسنجانی از همان روزهای ابتدایی انقلاب از معدود سیاستمدارانی بود که وابستگی سیاسی به هیچکدام از جریان‌های مرسوم نداشت و هر دو جناح آن سال‌های ایران سعی می‌کردند مشکلات خود را به محوریت هاشمی حل کنند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برخلاف بسیاری از سیاستمداران دهه ۶۰، با دنیای سیاست خداحافظی نکرد و اجازه نداد برخی تازه به دوران رسیده‌ها، تمام دستاوردهای انقلاب را به تاراج ببرند.

تمام جریان‌های تندرو سیاسی در ایران چه برخی اصلاح طلبان دهه ۷۰ و چه برخی از اصول گرایان دهه ۸۰ و ۹۰، هاشمی را یک « سد سیمانی» محکم در برابر خود می‌بینند که اجازه نمی‌دهد آنها به اهداف خود برسند. به طور مثال، جریان تندرو اصول گرا که خود را آماده حضور در نهاد ریاست جمهوری بعد از محمود احمدی نژاد می‌کرد، ناگهان با جادوی ثبت نام هاشمی روبرو شد و درنهایت بازی را به نزدیک ترین یار هاشمی رفسنجانی یعنی حسن روحانی واگذار کرد.
نکته جالب در این میان اما استفاده از یک شیوه تازه تر برای تخریب هاشمی رفسنجانی توسط دلواپسان است. رئیس جمهور سابق ایران همیشه و در تمام انتخابات‌ها مدافع رای مردم و حفاطت از آنها بوده است. چه زمانی که خود رئیس جمهور بود و چه زمانی در قدرت حضور نداشته، همیشه حفاظت از رای مردم را یک اصل برای جمهوری اسلامی دانسته است. با توجه به این ویژگی، علیرضا زاکانی در سخنان خود از مخالفت هاشمی با رای مردم سخن می‌گوید. او در خاطره‌ای که هیچ سندی برای آن ندارد می‌گوید:« سال ۷۹ یکی از تشکل‌ها دو دیدار با وی داشتند که وی باصراحت گفته بود: “من یک فرق با رهبری دارم؛ من قائلم انتخابات محدود و کنترل‌ شده باشد و آدم‌ها را حساب شده از صندوق بیرون بیاوریم! اما رهبری قائلند که انتخابات با حضور گسترده مردم باشد و هرچه مردم می‌گویند، توجه شود»

زاکانی ادامه می‌دهد که:« البته نظام جمهوری اسلامی هیچ‌گاه اجازه نداده که این ایده خطرناک آقای هاشمی عملی شود و هرآنچه در انتخابات اعلام شده آرای مردم بوده است و همواره تلاش نظام این بوده که انتخابات با مشارکت حداکثری مردم برگزار شود

زاکانی در حالی می‌خواهد هاشمی را مقابل رای مردم نشان دهد که خود در مقابل سخنان آیت‌الله مصباح یزدی در مورد جایگاه رای مردم در نظام اسلامی، سکوت کرد و حتی امروز از او از جریان‌های نزدیک به آیت‌الله مصباح یزدی شناخته می‌شود. آیت‌الله مصباح یزدی اعتقاد دارد کهدر حکومت اسلامی رای مردم هیچ اعتبار شرعی و قانونی ندارد نه در اصل انتخاب نوع نظام سیاسی کشورشان و نه در اعتبار قانون اساسی و نه در انتخاب ریاست جمهوری و انتخاب خبرگان و رهبری ملاک اعتبار قانونی تنها یک چیز است و آن “رضایت ولایت فقیه” است .

اگر در جمهوری اسلامی تا کنون سخن از انتخابات بوده است، صرفا به این دلیل است که ولی فقیه مصلحت دیده است فعلا انتخابات باشد و نظر مردم هم گرفته شود. مشروعیت حکومت نه تنها تابع رای و رضایت ملت نیست ،بلکه رای ملت هیچ تاثیر و دخالتی در اعتبار آن ندارد

ساکتین در مورد نظرات رسمی آیت‌الله مصباح، امروز فریاد سر می‌دهند که هاشمی مخالف رای مردم است. آنهم به خاطر یک خاطره که هیچ سندی از آن در دسترس نیست.

کسانی که خاطرات سیاسی را سند نمی‌دانند امروز یک خاطره را دستاویز حمله به جریان اعتدال کرده‌اند.

تمام این سخنان نشان می‌دهد ترس جریان اقتدار گرا از نفوذ هاشمی رفسنجانی در جامعه بسیاری جدی است و باید رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خود را آماده حملات سنگین تری از سوی این گروه کند.

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس