تاریخ انتشار: ۰۷ خرد ۱۳۹۴

محققین معتقدند که اصلاحات در ایران از زمان قاجایه و به بیان دقیق‌تر از دوره ولیعهدی عباس میرزا آغاز شد و قائم مقام فراهانی و امیرکبیر در زمره اولین اصلاح‌طلبان نام آور کشورمان به شمار می‌روند. اصلاح طلبی یک گفتمان جامع برآمده از دل جامعه و کنش‌های آن است که در برهه‌های حساس تاریخی ظهور […]

جاوید رستمی

محققین معتقدند که اصلاحات در ایران از زمان قاجایه و به بیان دقیق‌تر از دوره ولیعهدی عباس میرزا آغاز شد و قائم مقام فراهانی و امیرکبیر در زمره اولین اصلاح‌طلبان نام آور کشورمان به شمار می‌روند. اصلاح طلبی یک گفتمان جامع برآمده از دل جامعه و کنش‌های آن است که در برهه‌های حساس تاریخی ظهور و بروز یافته است. در این بازه تاریخی بیش از صد ساله، چندین تلاش معروف برای اصلاح‌‌طلبی در کشور نیز به عنوان نمادهای این حرکت معروف شده‌اند که از آن جمله می‌توان به مشروطه خواهی و دوم خرداد نیز اشاره کرد.

در هر یک از این مقاطع تاریخی استراتژی‌های گوناگونی برای پیشبرد اصلاحات مورد استفاده قرار گرفت که بیشتر آن‌ها در دوره استقرار این گفتمان پس از انقلاب اسلامی آزموده شده است. پس از آنکه جریان چپ خط امامی با حمایت جنبش دانشجویی وقت با استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی موجود و عملکرد غیرحرفه‌ای محافظه‌کاران، در سال ۱۳۷۶ موفق شد روحانی محبوبی را به ریاست جمهوری برساند استراتژی «گفتگو و تعامل با جریان‌های سیاسی» توسط رئیس دولت اصلاحات مطرح شد.

اولین نشانه‌های این «تعامل» نیز گشایش‌هایی در فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور بود وبا نامیدن دوم خرداد توسط رهبری با عنوان «حماسه ۲ خرداد»، نشان داد که هیچ کارشکنی‌ای نمی‌تواند در رابطه استوار رهبری و ریاست جمهوری وقت خللی وارد آورد و همین هم یکی از عوامل موثری بود که سال‌های اول دولت اصلاحات بیشترین پیشرفت‌ها را برای کشور در حوزه‌های گوناگون به همراه داشت.

با این حال که این استراتژی توسط شخص رئیس دولت اصلاحات پی ریزی شده و هدایت می‌شد، عده‌ای از تئوریسین‌های خوشنام آن زمان تحت تاثیر فضای دو قطبی و متشنج ایجاد شده توسط اقتدار گرایان ساز جدیدی را کوک کردند که از جمله مهم‌ترین آن راهبرد «فشار از پائین، چانه زنی از بالا» بود. این تئوری جدید که مورد استقبال جریان دانشجویی و اهالی رسانه قرار گرفت، برخلاف میل رئیس دولت اصلاحات، استراتژی قبلی را چه بخواهیم و چه نخواهیم به حاشیه کشاند. هرچند که خوشبختانه سیاست خارجی کشور از این مساله در امان ماند و تعامل و گفتگو با دنیا به عنوان راهبرد اصلی اصلاح‌طلبان بر جای ماند اما این طرح‌های نو که در داخل مطرح شدند، توانستند تغییراتی را در سیاست‌های گروه‌های داخلی ایجاد کنند. چندین سال بعد تئوریسین این استراتژی در مصاحبه با یک ماهنامه تلویحا به شکست آن اذعان نمود.

 اصلاحات دوم خردادی و راهبرد اصیل

البته طرح راهبردهای جدید توسط برخی اصلاح‌طلبان را باید در ظرف زمانی و شرایط آن دوره بررسی کرد که چگونه محافظه‌کاران هم با عملکرد خلاف منافع ملی به ایجاد زمینه‌ اجتماعی مناسب برای دو قطبی کردن فضا کمک کردند. با این حال بازخوانی تاریخ نشان می‌دهد که حداقل در دوسال اول دولت اصلاحات و معرفی استراتژی «گفتگو و اقناع» در عین «آگاهی بخشی به مردم» به عنوان راهکار اصلی اصلاح‌طلبی، عقلای جریان رقیب و حتی مسئولین کشوری چگونه از این حرکت اصلاح‌طلبی حمایت کرده و در مورد آن نظر موافق اعلام می‌نمودند. در این زمینه باید دو سال اول دولت اصلاحات که با از حمایت رهبری هم برخوردار بود را با سال‌های بعد از آن مقایسه کرد که چگونه سرعت، کیفیت و ماندگاری متفاوتی در برنامه‌های اصلاحات داشتند. شاید همین امر هم باعث عصبانیت جریان اقتدارگرا شده بود و عاملی شد تا این جریان هر چه می‌تواند انجام دهد تا اصلاحات را تا حد ممکن از فضای رسمی سیاست ایران خارج کند.

حمایت مقام معظم رهبری از گفتمان اصلاح‌طلبی در مقاطع مختلف تاریخی به صورت صریح ابراز شد که در ادامه چند نمونه برای مثال آورده شده‌:

 «اصلاحات‌، جزو ذات‌ و هویت‌ دینی‌ و انقلابی‌ نظام‌ به‌ شمار می‌رود و بی‌توجهی‌ به‌ آن‌، فساد تدریجی‌ و بی‌عدالتی‌ روزافزون‌ را به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌»

«یک مرکز مقتدر، خویشتن‌دار و هوشمند باید شتاب‌ اصلاحات‌ را تنظیم‌ کند، چرا که‌ اگر حرکت‌ اصلاحات‌ دچار شتاب‌ بیهوده‌ شود، به‌ نتایج‌ انحرافی‌ منجر خواهد شد.»

«عدالت‌ اجتماعی‌ اصلاحات‌ ذاتا کند‌تر از دیگر بخش‌ها به‌ پیش‌ می‌رود و اگر دیگر بخش‌ها با سرعت‌ اصلاحات‌ در این‌ گونه‌ بخش‌ها هماهنگ‌ نشوند، مشکلات‌ فراوانی‌ برای‌ جامعه‌ پیش‌ خواهد آمد.»

«اصلاحات یکی از واژه‌هایی است که همیشه پُرجاذبه بوده است. دولت جدید از اوّلی که آمد، مسأله اصلاحات را مطرح کرد. همه انسانهایی که از هر فسادی رنج می‌برند، دلشان با این شعار می‌تپد و طرفدار اصلاحاتند. اصلاحات چیز بسیار خوبی است‌»

«امروز دولتی آمده و شعار خودش را «اصلاحات» قرار داده است. بسیار خوب؛ من می‌دانم که مسؤولان این دولت – کسانی که شعار اصلاح دارند؛ از جمله رئیس جمهور محترم – مقصودشان از اصلاحات چیست. آن‌ها همین اصلاحات اسلامی را می‌خواهند.»

«با آقای خاتمی سابقه زیادی داریم. به‌هرحال، الان وضع خوب است. الان رئیس جمهورمان کاملاً به ما نزدیک است و الحمدللَّه روابط فیمابین، بسیار خوب و صمیمی است.»

 «من در نماز جمعه هم گفتم، بار‌ها هم تکرار کرده‌ام؛ بنده معتقدم اصلاح‌طلبی جزو ذات انقلاب است.»

«اصلاح‌طلبی – با معنای درست این کلمه – جزو لاینفک انقلاب است و یک دانشجوی مسلمان نمی‌توانداصلاح‌طلب نباشد. اصلاح‌طلبی یک پُز سیاسی نیست؛ از این به عنوان یک پُز سیاسی و وسیله‌ای برای جذب دل این و آن نباید استفاده کرد؛ از آن برای موجّه کردن چهره نباید استفاده کرد. اصلاح‌طلبی، یک تکلیف و یک مجاهدت است. دولت و ملت موظّفند اصلاح‌طلب باشند»

یک رای، یک راهبرد!

 همراه کردن افراد و حلقه‌های سیاسی موثر در ساختار قدرت ایران با گفتمان متبوع، و یا حداقل جلوگیری از عدم ایجاد فضای تقابلی در بستر نظام تنها با ایجاد یک راهبرد متناسب هموار خواهد بود. در مقاطع بعدی ترکیب برخی تحریکات و تنگ‌نظری‌های محافظه‌کاران و همچنین عدم درک صحیح از شرایط اجتماعی که بر بسیاری از اصلاح طلبان غلبه کرد باعث شدند که حتی استراتژی‌هایی مانند «خروج از حاکمیت» با تعبیر ناصحیحی که از آن می‌شد و «قهر و فشار بر حاکمیت» نیز مطرح شوند. جالب اینجاست که بعضی طرفداران نظریه «فشار از پائین، چانه زنی از بالا» از اولین کسانی بودند که رویه قهر با حاکمیت و جریان رقیب را پیش گرفتند. عوامل بسیاری در گسترش کمی و کیفی نظریه قهر با حاکمیت در اذهان صاحبان اندیشه نقش داشت، اما انچه که با نگاهی به گذشته بارز می‌نماید عدم همراهی اذهان عمومی با این نظریه است. افزایش همین روند دو قطبی در کشور، نهایتا در پایان مجلس ششم و دولت اصلاحات به اوج رسید و سلسله وقایع بعد از آن هم جایی را برای پیاده‌سازی استراتژی اولیه اصلاح‌طلبی یعنی تعامل و گفتگوی اصلاحگرانه باقی نگذاشت. اصلاح‌طلبانی که به قهر با حاکمیت می‌اندیشیدند، حیات سیاسی جریان متبوع خود را به اغماء فرو بردند و در ‌‌نهایت آن را به بیماری منزوی بدل کردند.

حتی رئیس دولت اصلاحات پیش از انتخابات ۲۴ خرداد، در شهریور ۹۱ هم اشاره کرد: در دوران ما هم نقص و عیب بود، در آن دوران توقعاتی ایجاد شد که در جریان اصلاحات نبود و عملی هم نبود، اما طرف مقابل را جری کرد که به همین بهانه با جریان اصلاحات برخورد کنند. یعنی بعضی تندروی‌ها که طرف مقابل را عصبانی کرد در اتفاقات بعدی اثر گذاشت. الان هم ما می‌گوییم بیایید فضا را باز کنید؛ ما می‌خواهیم جریان اصلاحات را نقد کنیم! می‌خواهیم با آزادی و امنیت دور هم بنشینیم! نه اینکه بگویید در حال توطئه هستند!

موازی با این جریان، اقتدارگرایان با زیرکی فضایی را به وجود آوردند که علاوه بر هزینه‌زا کردن فعالیت‌های اجتماعی و حزبی، با روی کار آوردن احمدی‌نژاد و سه مجلس هفتم، هشتم و نهم به اهداف غیرملی خود برسند. در این بین رای «سید خندان» در انتخابات مجلس نهم به عنوان نقطه عطفی در تاریخ جریان اصلاح طلبی تلقی می‌شوداین عملکرد رئیس دولت اصلاحات – که زمینه حمله بسیاری از حامیان استراتژی‌های دیگر به وی را ایجاد کرد – در راستای حفظ اصلاحات در چارچوب سیاست‌های کلان نظام و همچنین پیروزی کاندیدای مورد حمایت اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری، مجددا زمینه‌ای برای بازگشت به استراتژی‌های اولیه و بر زمین مانده اصلاحات دوم خردادی را فراهم کرد.

 «سید خندان»، بار دیگر «سید خندان» ساختگی را شکست!

 چندی پیش خبر جراحی رهبری و عیادت‌های سیاسیون تی‌تر اخبار سیاسی کشور را به خود اختصاص داده بود. در این میان شاید بحث‌برانگیز‌ترین خبر را بتوان نامه فرزند آیت الله خاتمی به آیت‌الله خامنه‌ای دانست که واکنش‌های مختلفی را در بین فعالین سیاسی و اجتماعی به دنبال داشت.

اقدام رئیس دولت اصلاحات در نگارش نامه‌ای به رهبر نظام که با عبارت «محضر مبارک رهبر عالیقدر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مدظله‌العالی» هم آغاز شده بود، سنگی بود که در آب تخیلات برخی از رویاپردازان افتاد. این اقدام خاتمی البته گروهی از اصلاح‌طلبان را دچار تناقض کرد! اینکه اگر حمایت از راهبرد «تعامل و گفتگو» عبور از رئیس دولت اصلاحات است _ و پیش تر این در برخورد با گروهی از اصلاح‌طلبان جوان مطرح شده بود _، پس این اقدام اخیر رئیس دولت اصلاحات نیز آیا عبور از رئیس دولت اصلاحات است؟! اما این اقدام نه تنها عبور از سید اصلاحات که بازگشت به راهبرد‌های تعیین شده توسط خود وی بود و رونمایی از سید اصلاحات حقیقی!

با این اوصاف به نظر می‌رسد شرایط سیاسی و اجتماعی کشور بازگشت نظری و عملی به استراتژی اصیل دوم خرداد را که همانا «گفتگو و تعامل با جریان‌های سیاسی» است می‌طلبد. امروز این راهبرد نه تنها عقلانی به نظر می‌رسد، بلکه در دو سال اول ریاست جمهوری فرزند آیت الله خاتمی امتحان خود را پس داده است و عملکرد وی در این برهه زمانی، خواست منطبق بر این راهبرد را نمایان می‌سازد.

جاوید رستمی -سردبیر پایگاه خبری و تحلیلی عصر قانون

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس