تاریخ انتشار: ۰۵ آبا ۱۳۹۴
عبدالله ناصری:

اساسا در کشور ما دموکراسی به معنای مدرن کلمه نهادینه نشده است و به طور طبیعی تحزب نیز به معنای واقعی کلمه که در کشورهای توسعه یافته وجود دارد، قادر به کار نیست. تحزب لوازمی دارد.

«احزاب نصیحتگران منطقی بخش‌های مختلف حاکمیت هستند» این گفته عبدالله ناصری، عضو بنیاد باران است. او معتقد است که هویت حزبی که بتواند به عنوان یکی از ابزار‌های قوی در اجرای ابعاد دموکراسی در کشور موثر باشد در عمل به این گفته است. این فعال سیاسی اصلاح‌طلب معتقد است که نقد کارشناسانه احزاب بیرون از قدرت و برخورداری آنها از آزادی بیان حزب را هر چه بیشتر به معیارهای مشخص شده حزب در تئوری‌های دموکراسی نزدیک می‌کند. وی در گفت‌وگو با «اعتماد» و با بیان اینکه احزاب باید در خارج از قدرت ارتباط تنگاتنگ خود را با پایگاه اجتماعی خود حفظ کنند معتقد است که عرصه‌های اجتماعی عرصه‌های قابل سرمایه‌گذاری دراز مدت احزاب هستند.

عملکرد احزاب در ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟ چقدر با مدل پذیرفته شده تحزب در دنیا متفاوت است و چه شباهت‌هایی دارد؟ احزاب ما چقدر با احزابی که بتواند ابعاد مختلف دموکراسی را در کشور برقرار کند، فاصله دارد؟

تحزب یکی از بارز‌ترین ابزار‌های دموکراسی است. اساسا در کشور ما دموکراسی به معنای مدرن کلمه نهادینه نشده است و به طور طبیعی تحزب نیز به معنای واقعی کلمه که در کشورهای توسعه یافته وجود دارد، قادر به کار نیست. تحزب لوازمی دارد. حزب باید آزادی کامل در چارچوب قانون اساسی و قوانین موضوعه داشته باشد. حزب باید توان و اجازه نقد قدرت سیاسی حاکم را داشته باشد. حزب باید کاملا در چارچوب موازین اخلاقی مورد وفاق مردم بهره‌گیری و بهره‌برداری کند. حزب نباید به نهادهای رانتی حکومتی متصل باشد و خود از توانمندی اقتصادی معناداری برخوردار باشد تا بتواند به طور جدی فعالیت اقتصادی داشته باشد. اینها همه لوازمی است که می‌توان گفت ما در ایران با آن فاصله داریم. برخی احزاب در کشور نیروی تشکیلاتی تمام‌وقت و منابع مالی برای اینکه بتوانند تشکیلات را توسعه دهند، ندارند. برخی دیگر از احزاب به منابع مالی غیر دستاورد خویش دسترسی دارند و می‌توانند فعالیت‌های گسترده و قابل توجهی در جامعه داشته باشند. اینها مجموعه عواملی است که تحزب را در ایران به یک ساختار منحصربه‌فرد تبدیل می‌کند. امیدواریم روزی تحزب در ایران ساختار درست خود را پیدا کند. البته در دوران اصلاحات تحزب به این سمت حرکت می‌کرد اما دولت پس از آن اساسا با کاربرد و جلوه دموکراسی مخالف بود که این مساله سبب شد حزب دوباره معنای خود را از دست بدهد.

با نیم‌نگاهی به گذشته مهم‌ترین کنش احزاب ایرانی چه بوده است؟ مهم‌ترین تاثیراتی که احزاب در کشور داشته‌اند چه بوده است؟

در یک کلام مهم‌ترین کنش احزاب تلاش برای انتخابات بوده است. فعالیت احزاب در ایام انتخابات رونق می‌گیرد. یکی از مشخصات حزب به معنای مدرن کلمه این است که در تمام طول سال فعالیت مستمر داشته باشد و تنها محدود به ایام انتخابات نباشد. حزب باید کادر خود را برای مدیریت کارشناسانه کشور در طول سال آموزش دهد. فرهنگ حرفه‌ای خود را جا بیندازد. مهم‌ترین کنش احزاب ایران این بوده که در فصل انتخابات بسیار فعال شده و تلاش کرده‌اند.

محدود شدن فعالیت احزاب در بزنگاه‌های انتخابات معلول چه شرایطی است؟

طبیعتا در تمام دنیا تمرکز احزاب بر این است که قدرت سیاسی را به دست بگیرند و جای خود را در نهاد قدرت باز کنند. از این نگاه تمرکز احزاب بر ادوار انتخاباتی پدیده‌ای عادی و طبیعی است. آنها باید در زمان انتخابات تلاش جدی داشته باشند. حزب به معنای مدرن تمام تلاش خود را برای به قدرت رسیدن دارد اما علاوه بر آن با توجه به عوامل اولیه‌ای که اشاره کردم حتی برای به قدرت رسیدن در کرسی‌های مجلس، ریاست‌جمهوری و شوراها نیز باید در طول سال تلاش داشته باشد. البته این رویکرد ملزم به داشتن امکاناتی است که احزاب ما عموما از آن محروم هستند. لذا به صورت جبهه‌ای و به قول معروف بسیجی به عرصه رقابت‌های انتخاباتی ورود می‌کنند.

اشاره کردید که برخی عوامل خارجی منجر به فراهم نبودن بستر حزب کارآمد در ایران شده است و ساختار کلی که حزب کارآمد و مسوول را بپذیرد در ایران وجود ندارد. احزاب ما چه کاری برای ایجاد این تحول می‌توانند انجام دهند؟

حزب در ایران دو دسته است. برخی احزاب هستند که به طور جدی یا وابسته به حاکمیت هستند یا به زبان، گفتمان و دیدگاه حاکمیت نگاه می‌کنند و بر اساس آن حرکت خود را طرح‌ریزی می‌کنند. حزب به این معنا نمی‌تواند یکی از چرخ دنده‌های دموکراسی در کشور باشد. هویت احزاب در رویکرد نقادانه به حاکمیت و گفتمان حاکمیتی است. در کشورهای سکولار و در کشورهای دینی این نوع از هویت واقعی حزب قابل اجرا است. بنابراین برای اینکه حزب در کشور نهادینه شود، باید هویت اصلی خویش را بازیابد. این هویت اصلی حکم می‌کند که تا حدی به بررسی گفتمان حاکمیت بپردازد و مورد نقد قرار دهد. به عبارت دیگر احزاب باید نصیحتگران منطقی حاکمیت باشند. متاسفانه ما در جامعه شاهد این رویکرد از احزاب نیستیم.

اگر هر حزب را دارای هویت تشکیلاتی مشخصی بدانیم که بنا است بخشی از سلایق جامعه را نمایندگی کند، احزاب ما چقدر با توده‌های اجتماعی ارتباط دارند تا بتوانند مطالبات آن را نمایندگی کنند؟

اتفاقی که افتاده، این است که تحزب پس از انقلاب مورد توجه طبقه مدیران کشور و دولت‌ها نبوده است. هرچند هم که حمایت‌هایی صورت گرفته اما چندان مورد توجه نبوده است. لذا جامعه ما به عنوان یک جامعه مذهبی اساسا با جلوه‌های سیاسی و اجتماعی عصر مدرن و مدرنیته نمی‌تواند زود ارتباط برقرار کند و حزب جایگاه مشخصی پیدا نمی‌کند. حزب جوان به هر میزان که بتواند در جامعه مخاطب خود را بیابد، طرفدار پیدا کند یا کادرسازی کند، می‌تواند موفق شود. مجموعه طرفداران احزاب چپ و راست در کشور یادآور وضعیت مطبوعات کشور است. در یک کشور ٧۵ میلیونی وقتی مجموع تیراژ جراید را حساب کنید به دو میلیون نمی‌رسد و شاید حتی به یک میلیون هم نرسد. این خود نشان می‌دهد که مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی در کشور چقدر مورد توجه قرار می‌گیرند. حزب نیز همین گونه است. تمام احزاب با تعداد گسترده‌ای که آمار به ما نشان می‌دهد، چه احزاب محلی و منطقه‌ای و چه احزاب ملی، اگر اعضای رسمی و حتی سمپات‌های فعال آنان را شمارش کنید تعداد بسیار پایین و نازل است. از سویی اگر از زاویه فضای مجازی نگاه کنیم می‌بینید چه تلاش و میزان هواداری در فضای مجازی و ارتباطی در کشور وجود دارد. من معتقدم یکی از اتفاقاتی که کار تشکیلاتی را به خاطر هزینه بالا از ساختار معین تحزب بیرون می‌آورد، گسترش فناوری‌های جدید است. به نوعی می‌توان گفت که احزاب صورت پنهان پیدا کرده‌اند یا بخشی از طرفداران احزاب صورت پنهان پیدا کرده‌اند و در فضای مجازی همفکری دارند.

ابعاد این اتفاق که معتقد هستید به خاطر هزینه بازی حزبی در ایران به وجود آمده را مفید می‌دانید یا مضر؟ فعالیت طرفداران احزاب در فضای مجازی چه نتیجه‌ای را در بر دارد؟

اساسا اتفاق خوبی نیست. حزب ساختاری در کشورهای توسعه‌یافته است که باید بتواند کادر خود را جمع‌آوری کند. البته نظام فناوری‌های جدید بعضا محمل‌هایی هستند برای آموزش، برقراری و گسترش ارتباط. البته این نکته را هم باید مورد توجه قرار داد که در کشورهای در حال توسعه نهادهای حکومتی و امنیتی ردیابی‌های خاصی از این نوع تلاش‌ها و فعالیت‌ها دارند. بنابراین به میزانی که آزادی در یک جامعه برقرار باشد تحزب می‌تواند هرچه بیشتر به مدل مشخص آن در تئوری‌های دموکراسی نزدیک شود.

اشاره کردید که برخی احزاب معطوف به انتخابات هستند و فقط برای حضور در قدرت تلاش می‌کنند. چنین احزابی عملگرا هستند. این نوع از حزب در مقابل حزب مسوول قرار می‌گیرد که می‌تواند در خارج از قدرت نیز کنش موثر داشته باشد و برنامه ارایه کند. احزاب ایران چقدر خود را ملزم به ارایه برنامه می‌کنند؟

اتفاقا یکی از بخش‌ها و میادین موثر برای احزاب ما عرصه‌های اجتماعی است. عرصه‌های اجتماعی عرصه‌های قابل سرمایه‌گذاری دراز مدت هستند. این نسخه مفید را ما درکشورهای سکولار نیز شاهد بوده‌ایم. در ترکیه که یک قانون اساسی سکولار حکمفرماست. دیدیم که جریان مذهبی حزب رفاه در مقابل حزب عدالت و توسعه با چه تلاش گسترده و چندین ساله‌ای در عرصه‌های اجتماعی آمد و توانست بخش‌هایی از نظام قدرت ترکیه را قبضه کند. جریان مذهبی در یک جامعه با قانون سکولار توانست به قدرت برسد. جدای از اینکه بخواهیم ارزشگذاری و تحلیلی روی این اتفاق داشته باشیم و عواملی مثل مطبوعات آزاد را بررسی کنیم به هر صورت دیدیم که این نسخه موفق عمل کرد. احزاب ما خیلی به این عرصه توجه نمی‌کنند و صرفا رویکرد سیاسی اتخاذ می‌کنند و به عرصه اجتماعی بی توجه هستند. به همین دلیل در زمان انتخابات فعال‌تر هستند. در عرصه کنشگری اجتماعی احزاب ما نگاه گسترده‌ای ندارند. در صورتی که این یک سرمایه‌گذاری درازمدت و قابل بهره‌برداری است.

دلیل آن چیست؟ اینکه احزاب ما بیانیه می‌دهند و تلاشی برای ارایه برنامه نمی‌کنند.

جامعه ما اساسا جامعه سیاست‌زده‌ای است. چون فراز و نشیب‌ها و فراز و فرودهای زیادی در عمر کمتر از چهار دهه از انقلاب اسلامی را از سر می‌گذرانند، حوادث غیرمترقبه و غیرمنتظره سیاسی را در کشور شاهد هستیم. زلزله و سیل زیاد در عرصه سیاسی مشاهده می‌شود. بنابراین احزاب به راحتی نمی‌توانند در یک استمرار زمانی هویت خود را شکل دهند. در سال ٨۴ به روی کار آمدن فردی مثل آقای احمدی‌نژاد رای داده شد در حالی‌که انتظار آن وجود نداشت. در سال ٩٢ نیز انتظار نمی‌رفت که کلیت حاکمیت به روی کار آمدن آقای روحانی در قوه مجریه رضا دهد. در سال ٧۶ نیز انتظار روی کار آمدن رییس دولت اصلاحات نبود. جامعه ما ریشه‌ها و قابلیت‌های غیر قابل پیش بینی دارد، ما شاهد فراز و فرودهای زیادی در عرصه سیاست کشور بودیم. بنابراین وقتی حزبی از قدرت سیاسی کنار می‌رود به طور چشمگیری فعالیت‌های خود را کنار می‌گذارد. به همین دلیل ما اگر بخواهیم یک الگو در همین جامعه در حال توسعه مثال بزنیم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است. این حزب در مقاطعی که حضور داشت در عرصه سیاسی کار تشکیلاتی و مدرن حزبی را دنبال می‌کرد و به همین جهت بیشترین تاثیرگذاری در عرصه سیاسی جامعه داشت. اما احزاب امروز نمی‌توانند رکود سیاسی را از بین ببرند چرا که کارکردشان را از دست داده‌اند.

غیرمنتظره بودن رفتارهای مردمی نسبت به احزاب را نشات گرفته از چه می‌دانید؟ این جابه‌جایی‌های بعضا با فاصله‌های زیاد و واگرا از کجا می‌آید؟ آیا به عملکرد احزاب مربوط است؟

احزاب اگر ملزومات یک حزب مسوول را به طور طبیعی داشته باشند که مهم‌ترین آن آزادی مطلق در چارچوب قانون است، چنین اتفاقاتی نمی‌افتد. احزاب ما برنامه‌ریزی دراز مدت نمی‌توانند داشته باشند. اتفاقی که در سال ٨٨ در کشور رخ داد هزینه کار حزبی را افزایش داد. احزاب ما بیشترین سرمایه‌گذاری را در عرصه نهادهای مدنی در کانون‌های منطقه‌ای که جلوه مدرنی از مساجد و تکایا هستند انجام می‌دهند. حزب به معنای سیاسی غربی آن طبیعتا در ایران هیچ جایگاهی از نگاه حاکمیت ندارد.

به هر حال تغییر در نگاه حاکمیت و تغییر مبنایی قوانین شاید کار مشکلی باشد. پرداختن احزاب به پایگاه اجتماعی و آگاهی بخشی به مردم و بخشی از جامعه که نمایندگی می‌کنند چقدر می‌تواند در ارتقای سطح تحزب ایران موثر باشد؟

حزب وقتی بر اساس گفتمان مشخص و در چارچوب مرامنامه و اساسنامه مشخصی تعریف شد، خودش باید تمام برنامه‌هایش را با استقلال تعریف کند. این پدیده خوبی نیست که در زمان غیر انتخابات احزاب دور هم جمع شوند. هویت‌یابی جبهه‌ای باید عاقلانه باشد. احزاب ما نباید از نظر گفتمانی و هویتی شبیه هم باشند. ائتلاف انتخاباتی می‌تواند اتفاق بیفتد. در نگاه وسیع ارتقای آگاهی اعضا و توسعه کادر با آموزش‌های مدرن باید در بین احزاب رواج یابد.

آیا تحزب در ایران شکست خورده یا هنوز ما نتوانسته‌ایم حزب حرفه‌ای تشکیل دهیم؟

  1. من معتقدم که حزب به معنای مدرن آن‌که در مدرنیته آمده در حاکمیت دینی قابل شکل‌گیری نیست. حزب از ملزومات دنیای مدرن است که طی تحولات تاریخی متولد شده است.

یعنی ما باید مدل دیگری را انتخاب کنیم؟

مدل ویژه ایران که مختصات و مشخصات استثنایی منحصر به خودش را دارد که بعضا در جوامع مشابه ما نیز به همین شکل اجرا می‌شود، باید انتخاب شود.

مدلی که در ایران جواب می‌دهد چه ویژگی‌هایی دارد؟ چارچوب برای آن تعیین می‌شود؟

چارچوب به آن معنا برای آن تعیین نمی‌شود. وقتی در کشور میثاق ملی به عنوان قانون اساسی امضا شد که می‌تواند ملزومات مدرن و جدید تحزب را تامین کند اساسا مورد توجه قرار نمی‌گیرد، لذا حزب هم به معنای خاص خود شکل نمی‌گیرد.

۰۰

برچسب ها: برچسب‌ها
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس