تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۳۹۴

درنگى  بر تاریخ یکصد ساله ایران عزیز حکایت از مقاطعى حساس ، سرنوشت  ساز و  تاریخى دارد  ؛ انقلاب مشروطه و تشکیل مجلس شورا ، به توپ بستن مجلس توسط محمد على شاه ،  کودتاى سوم اسفند ، تغییرسلطنت ؛ بر افتادن دودمان قاجار و رو ى کار امدن  خاندان نو ظهور پهلوى ، اشغال […]

حسن رنجبر

درنگى  بر تاریخ یکصد ساله ایران عزیز حکایت از مقاطعى حساس ، سرنوشت  ساز و  تاریخى دارد  ؛ انقلاب مشروطه و تشکیل مجلس شورا ، به توپ بستن مجلس توسط محمد على شاه ،  کودتاى سوم اسفند ، تغییرسلطنت ؛ بر افتادن دودمان قاجار و رو ى کار امدن  خاندان نو ظهور پهلوى ، اشغال ایران و انتقال قدرت از پدر به پسر ، نهضت ملى شدن صنعت نفت ،کودتاى ٢٨ مرداد و سقوط دولت ملى دکتر مصدق ،  جنبش اعتراضى سال ۴٢، انقلاب اسلامى و متعاقب ان جنگ عراق بر علیه ایران ، جنبش اصلاح طلبانه دوم خرداد٨۶ … ، هر کدام تاثیرات ژرف وماندگارى بر تحولات سیاسى ،اجتماعى ، اقتصادى  این کشور داشته و  دارد . ما باشنده گان امروز ایران مردمان  ، سیاستمداران،  روشنفکران ،  مصلحان  و بازیگران این دورانها را  بیرحمانه نقد و تحلیل میکنیم و در بسیارى از مواقع متهم که چرا نتوانستند کشور را از بزنگاههاى تاریخى به درستى عبور دهند . امروزه ما میراث داره ان اشتباهات و خطا ها و حکومت هاى استبداى ،  دیکتاتورى و عقب ماند ه گیهاى منتج از انیم و افسوس میخوریم  که چرا چنین و چرا چنان . غمگین میشویم که چرا مصلحین و معدود زمامداران خوشنام فرصت پیدا نکردند و هزاران دریغ و افسوس دیگر . هنوز امضاء فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه را  اگرچه حرکتى بسیار مترقى میدانیم اما از خود میپرسیم چرا جنبش قانگرایی پس یکصد سال   کام روا نیست و چرا استبداد محمد علی شاهى و به توپ بستن مجلس به عناوین و شکل هاى گوناگون همچنان خودنمایی میکند وتاثیرات ان حرکت نابخردانه و استبدادى در تارو پود این ملک و ملت تنیده است . پس از گذشت قریب یکصد سال هنوز از تاثیرات کودتاى اسفند رهایی نیافته ایم و همچنان در سیاه وسفید بودن این کودتا بحث میکنم و  تاثیرات انرا در حیات سیاسى اجتماعى .. خود به عینه شاهدیم . تا بحال نتوانسته ایم از تالمات و مصائب اشغال ایران رهایی یابیم  و همچنان از تاثیرات دخالت روس و انگلیس در حیات سیاسى ایران متاثریم   و مگر میتوانیم  دخالت این دو کشور را در تحولات ایران ان دوران نا دیده بگیریم . ایا هزاران اتفاق خرد و کلانى که نتیجه این حضور بود براحتى از ذ هن و فکر مردمان این کشور زدوده میشود. ما هنوز بخود حق میدهیم از امریکا ناراحت و عصبانى باشیم و این مطالبه مهم تاریخى را داشته باشیم چرا امریکا در زمانى که مردم به ستوه امده از دخالتهاى روس و انگلیس   به ان کشور بعنوان نیروى سوم چشم ،  امید ، کمک و همراهى داشتند  به ارمان ازادیخواهى و جنبش ملى ایران خیانت کرد و در توطئه اى وارد شد که نتیجه ان کودتا و سقوط دولت ملى دکتر محمد مصدق و ناکام ماندن جنبش ازادیخواهى ملت ایران بود و اغاز دیکتاتورى محمد رضا پهلوى .  هنوز از امریکا این مطالبه انسانى و ملى را داریم که چرا در همراهى با محمد رضا شاه چشم بر استبداد و دیکتاتورى ان رژیم  بست .  محمد رضاى پهلوى به شدت متهم است  که چرا به قانون اساسى عمل نکرد و بناى استبدا د و دیکتاتورى گذاشت و را ه پدر را در پادشاه قدر قدرت شدن دنبال کرد ، و دیکتاتورى را بنیان گذاشت که همچنان  تاثیرات ماندگاره ان را با جان و گوشت و پوست استخوان خود درک میکنیم .  نسل امروز ما پرسش هاى اساسى و بنیادینى  از انقلاب اسلامى ، پیامد ها و تحولات  ان دارد . وبا کمال تاسف در بسیارى از موارد  به سوال هاى  نو پاسخ هاى کهنه داده میشود  .  جامعه پرسشگر امروز ایران  خود را در چنبره اى از ناکامیهاى تاریخى متعدد میبیند ، به گونه اى که گاهى امید به اصلاح را از دست میدهد . و در پس تمامى این دوران ها روندهاى ثابتى از خشونت ،سلب ازادى، عدم امنیت ، خود محورى ، خودکامه گى ، استبداد و دیکتاتورى را شاهداست  . و انقلاب اسلامى که به امید پایان دادن به این ناکامى هاى شکل گرفت در بسیارى موارد نتوانسته خود را از گذشته تاریخى رها سازد . نسل امروز ؛ نظام بر امده از انقلاب را نیازمند به اصلاح میبیند و براى اولین بار در تاریخ تحولات این کشور با جنبشى  دموکراتیک و  علیرغم میل بسیارى از نیروهاى  حاکم رئیس جمهورى اصلاح طلب بر گزید ، دریغا که  نه تنها کامروا نگردید بلکه از پس ان جنبش ازادیخواهى  دولتى پوپولیست سر بر اورد . و باز این پرسش  اساسى برا ى جامعه ایران  همچنان مطرح بوده و هست که چرا کشور های که دیر تر از ما شروع کردند ،  کامرواتر شدند اما قطار ناکامى هاى ما ادامه پیدا کرد . ؟؟ انچه بر این کشور گذشته و مردمان در حافظه تاریخى خود دارند سبب گردیده  بسیارى به تئورى توطئه پناه برند و در پشت هر مساله اى دستى خارجى ببینند .  این ناکامى ها ، ذهن و روح ایرانى را ازرده و افسرده کرده . ایرانیان از  دولتمردان ، سیاستمداران و روشنفکران و مصلحان خود سخت گله دارند . و از طرفى دیگر برخى اندیشمندان و روشنفکران ومصلحان  مردمان این سرزمین را متهم میکنند که ذهنیت تاریخى ندارند  .   به تاریخ دویست ساله این  سرزمین که مینگریم جنگهای را شاهدیم و متعاقب ان عهد نامه اى و جدا شدن قطعه اى از این سرزمین . اخرین ان جنگ هشت ساله میباشد  که هنوز قرار داد صلحى امضاء نشده و ادعاها همچنان باقیست .   زمامداران  انقلاب و تصمیم گیرنده گان  جنگ تحمیلى هنوز پس از گذشت بیش از ربع قرن از ان به سوالات مطرح از جنگ پاسخ هاى قانع کننده نداده اند و بعضا که زمزمه هایی در میگیرد عمق اختلاف در مورد جنگ نیز نمایان میگردد ، و  هر کدام دیگرى را به  اشتباه در تصمیم گیرى ، عملیات و مشورت …. متهم میکنند . حال با این همه تاریخ پر فرازو نشیب ایا نسل جوان امروز حق ندارد نگران باشد ؟؟ بدون تردید ما محصول تاریخى هستیم که بر این کشور گذشته  . تاریخ یکصد ساله ایران ، اما و اگر و چند وچون هاى بى پاسخ فراوان دارد .  اما با همه ان ناکامى ها و کامیابى ها ، شکست ها و پیروزى ها وتلخى وشیرینى ها امروز در برهه اى خاص و سرنوشت ساز قرار داریم . کوچکترین اشتباه محاسباتى و خطاى در تصمیم گیرى پذیرفتنى نیست   . بدون تردید از مهمترین مقاطع تاریخى و سرنوشت ساز براى این میراث کهن پرونده  و دیپلماسى هسته اى کشور میباشد . تردید نباید کرد این مسله از مهمترین پیچ هاى تاریخى ایران وایرانى  است  که تاثیرات ان نه تنها ملى که جهانى خواهد بود .این مقال بدنبال بر شمردن پیامد هاى اقتصادى ، تجارى و مالى این توافق نیست  که مجالى دیگر میطلبد  ، بلکه سخن از یک ملت است ویک تاریخ .   تلاش کنیم در فرداى ایران از این مقطع حساس سر بلند بیرون اییم . حرامیان سخت در کمین اند و در فکر منافع کوتا مدت و شخصى خویش ،  بیگانگان ودشمنان  مترصد فرصتى براى ضربه زدن .  گرچه متاسفانه بسیارى فرصتها و سرمایه ها قربانى شعارهاى توهم امیز وخیالى گردید اما بازگشت به عقلانیت عملگرا بارقه امیدى است براى غلبه بر ناکامى هاى تاریخى این ملت .  به امیده ایرانى اباد و ازاد تلاش کنیم و کمک کنیم مردان دیپلماسى ما از این پیکار سر بلند بیرو ن ایند . از یاد نبریم برخورداران از منفعت هاى رانتى و متکى به خشونت و جنجال افرینى با همه توان مالى و رسانه اى … خویش بر نمى تابند انچه غاطبه ملت خواهان انند،  ایشان هستى  خود را در بحران افرینى و دشمنى تراشى می بینند و مى دانند . فرداى توافق و یا حتى عدم توافق تاریخ معاصر ایران را به دو بخش تقسیم خواهد کرد.که میتواند حلقه اى دیگر در امتداد یک صد سال تاریخ پر فرازو نشیب و پر از ناکامى این ملت باشد ویا اغازى نو ، طرحى نو و سخنى نو . توافق برد برد یعنى تامین   منافع ملى اما نه با جنگ و خشونت و بحران بلکه با اعتدال و عقلانیت . خاورمیانه جنگ زده امروز سخت محتاج مذاکره و مسامحه  است . امید است تصمیم سازان و سیاستگزاران با درک مسولیت تاریخى خویش سخنى تازه بگویند و طرحى نو در اندازند .

دکتر حسن رنجبر-عضو شورای مرکزی حزب اراده ملت ایران

۰۰

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس