تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۴

مجلسی با حضور بزرگان دو جریان سیاسی کشور به اضافه چهره های بینابینی می‌تواند بشارت دهنده روزهای بهتر سیاسی برای ایران فردا داشته باشد. شاید یگانه راه خروج از بحران دلواپسان، رجعت به بزرگان سیاست ایران باشد.

به گزارش “گذارخبر”  این روزها بسیاری از شخصیت‌های شناسنامه دار انقلاب اسلامی از اصول‌گرا تا اصلاح طلب اعلام کرده‌اند که در انتخابات مجلس شورای اسلامی و یا مجلس خبرگان رهبری شرکت نمی‌کنند. که این عدم حضور یک اتفاق تلخ در فضای سیاسی کشور است. در حالی که سال‌هاست از عدم حضور چهره‌های سرشناس و شناخته شده در انتخابات مجلس رنج می‌بریم و شاهد ظهور جریان‌های تازه به دوران رسیده و جدید الاسلام هستیم، این عدم حضور چه معنایی پیدا می‌کند. شرایط کشور به اندازه‌ای حساس هست که نباید اجازه بدهیم کسانی که طی ۱۲ سال گذشته در مجلس، کشور را به سمت پرتگاه بردند بازهم به قدرت برسند. تنها راه تحقق این هدف، حضور تمام جریان‌های شناخته شده در انتخابات اسفند ۹۴ است.

ظهور جریان‌هایی مانند پایداری و دلواپسان به واسطه سکوت و کناره گیری بزرگان و نیروهای موثر انقلاب است. کسانی که به هر دلیلی ترجیح داده‌اند روزهای خود را بدون سیاست سپری کنند و همین کناره گیری زمین بازی را در اختیار تازه به دوران رسیده‌ها و جدید اسلام‌ها قرار داد تا هرچه می‌خواهند انجام بدهند و انقلابی تر از انقلابی‌ها شوند.

بسیاری از چهره‌های شناخته شده ایران دیگر علاقه‌ای به حضور در مناصب مختلف به ویژه نمایندگی مجلس ندارند. ما اگر تاریخ انقلاب اسلامی را مرور کنیم می‌توانیم مشاهده کنیم که مجالس مختلف ایران پذیرای چهره‌های شناخته شده و با سابقه انقلاب در خود بودند.

هاشمی رفسنجانی ریاست مجلس اول را در حالی به دست گرفت که چهره هایی مانند:« آیت الله سید علی خامنه ای، مهدی بازرگان، محمد یزدی، یدالله و عزت الله سحابی، حسن آیت، صادق خلخالی، محمد غرضی، مهدی کروبی، موحدی کرمانی، ناطق نوری، مصطفی چمران و سید محمد خاتمی و …» بر کرسی های آن نشسته بودند.

در مجلس‌های بعدی نیز ما شاهد حضور چهره‌های شناخته شده انقلاب در این صحنه بودیم. رقابت سنگین دو جریان راست و چپ در مجلس‌های سوم و ششم و همچنین رقابت جریان راست سنتی« جامعه روحانیت» و راست مدرن« کارگزاران» در انتخابات مجلس پنجم خود بیانگر همین معناست.

ناطق نوری رئیس وقت مجلس پنجم به رقابت‌های نفس گیر آن دوران اشاره می‌کند و در خاطرات خود می‌گوید: « وقتی آقای شیخ عبدالله نوری، قبل از وزیر شدن وارد مجلس پنجم شد، جناح اقلیت همه‌ نیروهایش را برای این که ایشان رییس شود، بسیج کرد. در انتخابات ریاست موقت مجلس، فاصله‌ آرای ایشان و من بسیار کم بود، شاید ده تا پانزده رأی من بیش‌تر آوردم. در انتخابات دایمی رییس مجلس هم ایشان کاندید شد، کارگزاران و جریان‌های طرف‌دار ایشان خیلی تلاش کردند تا رأی بیاورد، ولی این بار،‌ فاصله ‌آرای من با ایشان بیش‌تر شد.» همانطور که مشاهده می‌شود بسیاری از جریان‌های سیاسی موجود در کشور در تمام دوران‌ها سعی می‌کردند مجلسی قوی را شکل بدهند چون بنا بر بیانات امام خمینی اعتقاد داشتند که « مجلس خانه ملت است.»

حضور ۵ رئیس جمهور از ۷ رئیس جمهور ایران در مجالس اول تا پنجم به خوبی حکایت از قدرت قوه مقننه در آن سال‌ها داشته است. اولین رییس جمهوری (ابوالحسن بنی صدر) نیز چون قبل از تشکیل اولین مجلس انتخاب شد طبعا نمی توانست پیشینه نمایندگی داشته باشد اما سابقه نمایندگی مجلس بررسی نهایی قانون اساسی ( خبرگان قانون اساسی) و عضویت در شورای انقلاب را داشت که نقش قوه مقننه را در سال ۵۸ ایفا می کرد.

جریان راست ایران اما به ویژه طیف سنتی بعد از مجلس ششم تصمیم گرفت برای عدم تکرار شکست، نیروهای شناخته شده خود را وارد انتخابات نکند با نیروهای کمتر شناخته شده خود وارد این عرصه شود. همین استراتژی باعث شد تا بزرگان به حاشیه بروند و جای خود را به کسانی بدهند که تجربه چندانی در مدیریت کشور نداشتند.

همین تصمیم باعث شد تا چهره های شاخص این جریان مانند موحدی کرمانی،محسن رضایی، محسن مجتهد شبستری و … که در انتخابات مجلس ششم شرکت کرده اما راه نیافته بودند دیگر در انتخابات بعدی پارلمان شرکت نکنند.

بعد از مجلس ششم، نمایندگی به دست کسانی افتاد که از مدیریت فرهنگی یک استان یا مناصبی در پاره ای نهادها به مجلس راه پیدا کردند و پارلمان به دست کسانی افتاد که بعضا نگاه هیجانی به مسائل کشور داشتند.. نحوه برخورد با مسائل کشور در سال‌های اخیر در مجلس شورای اسلامی به خوبی بیانگر همین معناست.

بزرگان کشور باید بدانند که نمایندگی مجلس هم جایگاهی برای خدمت به مردم است. برخی از این افراد تنها حضور در عرصه ریاست جمهوری را تنها عرصه خدمت خود می‌دانند، آنها باید بدانند این روزهای حساس ایران، در تمام پست‌ها احتیاج به مردان بزرگ دارد.

مجلسی با حضور بزرگان دو جریان سیاسی کشور به اضافه چهره های بینابینی می‌تواند بشارت دهنده روزهای بهتر سیاسی برای ایران فردا داشته باشد. شاید یگانه راه خروج از بحران دلواپسان، رجعت به بزرگان سیاست ایران باشد.

۰۰

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس