تاریخ انتشار: ۱۰ شهر ۱۳۹۴
حسین یاریار می گوید

حسین یاریار می گوید فوتبالیست ها موافق نبودند که هنرمندان در مسابقه با ستاره های جهان به میدان بروند.

به گزارش “گذار” بدون شک حسین یاریار مدیرعامل باشگاه هنرمندان نقشی ویژه در کشاندن ستاره‌های بزرگ دنیا به تهران داشت. دیروز با او تماس گرفتیم تا تلخی‌ها و شیرینی‌های بازی جمعه را بی‌کم و کاست از زبان خود آقای یاریار بشنویم.
* از بازی جمعه بگویید.
راستش یک گروهی آمدند به ایران که من فکر می‌کنم بی‌سابقه بود. البته این حاصل ۹ ماه کار بود ولی من الان نمی‌خواهم بنالم و گله کنم چون دردی را دوا نمی‌کند. ما باید به قشنگی‌های کار فکر کنیم. متأسفانه ۱۰ درصد آدم‌ها کار می‌کنند و ۹۰ درصد بقیه یا حرف می‌زنند و یا آن ۱۰ درصد را مسخره می‌کنند و سنگ می‌اندازند. آدم اگر بخواهد کار کند، باید گوشش را ببندد و به جلو فکر کند. من و همکارانم هم زحمت خود را کشیدیم.
* جالب‌ترین اتفاق در مورد این بازی چه بود؟
همان که من به سالگادو گفتم دلم می‌خواهد برای وطنم کاری کنم، آن هم در شرایطی که همه دنیا به ایران فشار می‌آورند. من و سالگادو هر دو بچه جنوب شهریم. من بچه جنوب شهر تهرانم و او بچه جنوب شهر مادرید. ما همدیگر را بغل کردیم و او گفت هر کاری بتوانم انجام می‌دهم که تیم ستارگان با کمترین بودجه بیاید.
* با چه مبلغی آمدند؟
آنها از چین ۷۰۰ هزار یورو گرفته بودند ولی از ما ۳۵۰ هزار یورو گرفتند که البته هنوز در تأمین آن مشکلاتی داریم ولی به نظر شما برای حضور این همه فوق ستاره در تهران ۳۵۰ هزار یورو پول زیادی است؟ پسر من در آزادی بود و می‌گفت دو تا بچه کنارم نشسته بودند که یکی از آنها مدام به صورتش می‌کوبید و می‌گفت آیا من خواب می‌بینم یا واقعاً فیگو و کارلوس در تهران هستند؟!
* بدترین چیزی که در این مدت شنیدید؟
متأسفانه بعضی از بچه‌های فوتبالیست گفته بودند اگر هنرمندان به زمین بروند، ما نمی‌رویم! من هم مجبور شدم به خاطر منافع ملی چیزی نگویم. به هر حال این حرف، حرف خوبی نبود. بعضی از دوستان یادشان رفت که میزبان بازی «باشگاه هنرمندان» است و می‌توانستند قشنگ‌تر صحبت کنند.
* پس چرا سیدجواد هاشمی بازی کرد؟
من از آقای پروین خواهش کردم سیدجواد هاشمی، عادل فردوسی‌پور و کامران نجف‌زاده را به میدان بفرستد که ایشان هم قبول کرد. ما حتی می‌خواستیم در ۱۰ دقیقه آخر همه فوتبالیست‌ها را تعویض کنیم و هنرمندان را به میدان بفرستیم که ترسیدیم از نظر نتیجه اتفاق بدی رخ دهد.
* آیا حاضرید دوباره چنین دیداری را برگزار کنید؟
به نظر شما من مقابل تاریخ و ملت ایران کسی هستم؟ البته از دست یکسری از مسئولان خیلی خسته‌ام. حتی زیر سرُم رفتم و چه شب‌هایی که تنهایی اشک ریختم اما قشنگی‌های این کار هم زیاد بود.
* چرا تماشاگر بیشتری به ورزشگاه نرفت؟
ببینید مردم ایران را نمی‌شود خواند! به نظر من ما گاهی اوقات جوگیر می‌شویم. من نمی‌دانم چرا بعضی از خیرین جلو نیامدند. شاید خدا نخواسته، به هر حال هر کار خیری سعادت می‌خواهد. حتماً ما سعادت نداشته‌ایم. به ما گفتند ۲۰ هزار و خرده‌ای بلیت فروخته شد ولی نزدیک ۳۰، ۴۰ هزار نفر آمدند و خدا را شکر. مهمتر از مسائل مالی این بود که ما فضای جدیدی را برای ایران باز کردیم که از هر کار خیری ارزشمندتر بود. امرزو از کانادا زنگ زدند و گفتند یکی از سایت‌های اینجا نوشته پرده دیگری از ۱+۵ رقم خورد. به نظر من ملت ایران در جریان این بازی برنده شدند و این بزرگترین دستاورد ممکن بود.

۰۰

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس