تاریخ انتشار: ۰۹ تیر ۱۳۹۴

کیست که نداند با خلوت کردن شهر از مردم، حتی اگر با کاهش وقوع تخلفات مواجه شویم، باز نشانه موفقیت نیست؛ همانگونه که وقوع ۱۰ تخلف در جایی که صد نفر حضور دارند، اوضاع وخیم تری را در قیاس با جایی که در آن هزارتن حضور دارند و ۱۵تخلف صورت گرفته، نشان می‌دهد! به گزارش […]

کیست که نداند با خلوت کردن شهر از مردم، حتی اگر با کاهش وقوع تخلفات مواجه شویم، باز نشانه موفقیت نیست؛ همانگونه که وقوع ۱۰ تخلف در جایی که صد نفر حضور دارند، اوضاع وخیم تری را در قیاس با جایی که در آن هزارتن حضور دارند و ۱۵تخلف صورت گرفته، نشان می‌دهد!

مجرم

به گزارش گذارنیوز ، هرچند پیش‌گیری از جرم و بزه‌کاری های اجتماعی و بهره بردن از مشارکت های مردمی در نیل به آن، از جمله مباحث تایید شده و مورد تاکید در بسیاری کشورهای دنیاست و در این مسیر، طراحی ساز و کاری برای همکاری و همگرایی نهادهای مختلف و کاهش انتظارات یکسویه مردم از پلیس، بسیار مورد توجه قرار گرفته، متاسفانه در کشورمان اوضاع به گونه‌ای دیگر پیش می‌رود.

این را می‌شود از تلاش چندساله نیروی انتظامی برای اعمال برخی دستورات خاص دریافت که نمونه بارز آن را در الزام مغازه‌ها و اماکن به تعطیلی در ساعات بعد از نیمه شب می‌توان دید چراکه احتمالا به باور مسئولان انتظامی کشور، فعالیت این مشاغل از نیمه شب به بعد، احتمال وقوع جرم را افزایش می‌دهد.

این موضوع به قدری مورد تاکید پلیش کشورمان قرار دارد که می‌بینیم اعمال تعطیلی اماکن از نیمه شب به بعد، به برخی بوستان ها و پارک ها هم سرایت کرده و چند سالی است که تهران، شهری که به جاری بودن زندگی در آن در تمام ساعات شبانه روز شهرت داشت، از ساعت دوازده شب به بعد، به شهری بی روح با ترافیکی به نسبت زیاد تبدیل می‌شود که در آن یافتن یک بقالی برا خرید مایحتاج مورد نیاز، یکی از دشوارترین کارهای ممکن است مگر اینکه مسیر زیادی را به سمت پایانه ها طی کنید.

کار به جایی رسیده که شهربازی ها، رستوران ها، کبابی ها و فست فودها، بستنی فروش ها، امثال بوستان حاشیه دریاچه مصنوعی چیتگر و حتی بسیاری از تعمیرگاه ها و پنچرگیری های شبانه روزی نیز دقایقی از نیمه شب گذشته، با علم به اینکه هنوز برای کاسبی شان مشتری وجود دارد، کسب و کار را تعطیل می‌کنند تا پایتخت هیچ شباهتی به آن شهری که چند سال پیشتر می‌شناختیم نداشته باشد.

علت نیز چیزی نیست جز گشت های کنترل نیروی انتظامی که از ایشان می‌خواهند به فعالیت خاتمه دهند و همه می‌دانند که این تذکر در دفعات بعد تا چه اندازه جدی می‌شود و رعایت نکردن آن چه تبعات سنگینی خواهد داشت. دستوری که پلیس معتقد است صدور آن در راستای تامین بیشتر امنیت در جامعه است.

البته ظاهر ماجرا چندان خوشایند نیست چراکه برخی منتقدان این شیوه معتقدند که وظیفه پلیس تامین امنیت جامعه با برخورد با متخلفان و هنجار شکنان است نه اعمال محدودیت بر مردم؛ انگار بگوییم چون جامعه ناامن است، همه در خانه بمانید تا گزندی به شما نرسد! پس نقش پلیس در این میان چیست و چه بر سر تعاریفی مانند پلیس جامعه محور می‌آید؟ آیا اعمال محدودیت بر جامعه در راستای پیش‌گیری از وقوع جرم، آن هم با تمسک به چنین شیوه‌ای، با تعارف علمی و شیوه های آزمون پس داده در جهان همخوانی دارد؟

پر واضح است که پاسخ به این سوال، جز «نه!» نمی‌تواند باشد چراکه از اصول پیش‌گیری از جرم و تامین امنیت در جامعه، افزایش تعامل پلیس با شهروندان و تسهیم و توزیع مسئولیت‌های امور پلیسی در جامعه و مراکز دولتی و بخش خصوصی است که در تعارض شدید با این رویکرد دستوری و محدود کننده مردم قرار دارند.

به عبارت بهتر، هر چه اصول پیشگیری تاکید دارند که می‌توان از طریق آموزش دادن مردم و حتی به کار گیری سازوکارهایی مانند طراحی عمومی، حفاظت فیزیکی و… آنقدر موفق عمل کرد که نقاط جرم خیز را به مناطقی امن تبدیل کرد، عملا ما در این مسیر گام بر می‌داریم که شهروندان به خانه ها رفته و بستر ارتکاب جرم برای مجرمان، فراهم تر از هر زمانی شود.

کافی است در این مهم دقیق شویم که تجربیات برخی کشورهای موفق در زمینه پیشگیری از وقوع  جرم نشان داده که امثال تامین روشنایی معابر، ایجاد مراکز حضور شبانه برای مردم مثل پارک ها یا شهربازی ها و سوق دادن شهروندان به مراکر تفریحی دایر شده در مناطق جرم خیر و حتی برگزاری کارگاه ها و سمینارهای آموزشی تا چه اندازه در کاهش جرم نقش ایفا کرده، تا دریابیم که الزام به بستن درهای یک بوستان از نیمه شب به بعد، دقیقا عکس آن چیزی است که ثابت شده اما متاسفانه در کشورمان نمونه های بسیاری از وقوعش را سراغ داریم!

بدین ترتیب درخواهیم یافت که به جای تسهیم مسئولیت های پلیس با شهروندان، به سمت تقویت نقش تحکمی پلیس رفته‌ایم و عوض آنکه بستر مورد نیاز برای حضور بیشتر مردم در سطح شهر و ناامن کردن فضا برای متخلفان و قانون شکنان را فراهم آوریم، کاری کرده‌ایم که عبور و مرور ضروری مردم در ساعات نیمه شب، همراه با دلهره و تشویش باشد؛ بماند که نمی‌دانیم در سایه اعمال این دستورات، تا چه اندازه توانسته‌ایم در کاهش آمار بزه ها موفق عمل کنیم.

گویی هنوز برداشتمان از مقوله پیش‌گیری با واقعیت های این امر حیاتی و مهم فرسنگ ها فاصله دارد چراکه اگر غیر از این بود، تلاش می‌کردیم که مجموعه های مختلفی چون دستگاه قضا، شهرداری و دیگر نهادهای مرتبط با این حوزه، رسانه ملی و دیگر نهادهای فرهنگی، سازمان های حمایتی و حتی امثال ستاد مبارزه با مواد مخدر را به همکاری فراخوانده و ترغیبشان کنیم بخشی از بودجه‌ای که سالانه برای رفع و رجوع مشکلات ناشی از ناامنی هزینه می‌کنند را به بازطراحی معابر و اماکن اختصاص داده و حتی با بهره مندی از شیوه های نوین، در راستای پیشگیری از وقوع جرم حرکت کرده و کاری کنند که شهروندان ترغیب به حضور پر رنگ در جامعه و همیاری پلیس شوند.

آن زمان است که می‌توانیم به نزولی شدن آمار جرم و جنایت دلخوش کنیم وگرنه کیست که نداند با خلوت کردن شهر از مردم و مجبور کردن کسبه به تعطیلی، حتی اگر به کاهش وقوع تخلفات شبانه منجر شده باشد، نشانه موفقیت نیست؛ همانگونه که وقوع ۱۰ تخلف در جایی که صد نفر حضور دارند، اوضاع وخیم تری را در قیاس با جایی که در آن هزارتن حضور دارند و ۱۵تخلف صورت گرفته، نشان می‌دهد!

۰۰

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس