تاریخ انتشار: ۱۶ اسف ۱۳۹۳

روزنامه فایننشال تایمز ، چاپ انگلیس، نوشت سخنان هشدار آمیز نتانیاهو عموما به عنوان یاوه گویی کسی تلقی خواهد شد که فقط به دنبال یک جنگ دیگر در خاورمیانه است. به گزارش گذارنیوز این روزنامه در شماره امروز خود در اینترنت در مقاله ای به قلم فیلیپ استیونس نوشت:راه حل مسئله هسته ای ایران از […]

روزنامه فایننشال تایمز ، چاپ انگلیس، نوشت سخنان هشدار آمیز نتانیاهو عموما به عنوان یاوه گویی کسی تلقی خواهد شد که فقط به دنبال یک جنگ دیگر در خاورمیانه است.

نتانیاهو

به گزارش گذارنیوز این روزنامه در شماره امروز خود در اینترنت در مقاله ای به قلم فیلیپ استیونس نوشت:راه حل مسئله هسته ای ایران از دید نخست وزیر اسرائیل جنگ با این کشور است اما کارشناسان می گویند دانش هسته ای ایران را با بمباران نمی توان از بین برد.
طنز ماجرا در دادخواست شدید بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل نیست. نتانیاهو این هفته به واشنگتن رفته بود تا یکی دیگر از آن هشدارهای آخرالزمانی خود را درباره برنامه هسته ای ایران بدهد. او در داخل همان نقاشی ساده بمب ایرانی را باقی گذاشت که در سخنرانی سال ۲۰۱۲ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دست گرفته بود. اما نمایش جدید وی این نکته را به ما یادآوری کرد که هیچ کس به اندازه نخست وزیر کنونی اسرائیل برای خلع سلاح ایران سخت کوشی نمی کند.
چیزی که انتظارش می رفت این است که دوستان جمهوریخواه نتانیاهو در کنگره از او به گرمی استقبال کردند. جان بینر رئیس مجلس نمایندگان هرگز هیچ فرصتی را برای ناراحت کردن باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا از دست نمی دهد. بسیاری از دموکرات ها نزدیک نشدند. آنچه باید اسرائیل را نگران کند این است که فراتر از کنگره هیچ کس به او گوش نمی کرد. ناسازگاری ستیزه جویانه که به مشخصه اصلی نتانیاهو تبدیل شده است از مدتها قبل او را از حمایت اروپایی ها محروم کرده است. او با رسوا کردن اوباما در جمع جمهوریخواهان اعتماد کاخ سفید را نیز از دست داد.
طنز روزگار در اینجا نهفته است. نتانیاهو خود را بی اعتبار کرده است. دولت اسرائیل حالا هر چه — منطقی یا غیرمنطقی — درباره مخاطرات غیرقابل تردید توافق هسته ای احتمالی با تهران بگوید ، این هشدار عموما به عنوان یاوه گویی کسی تلقی خواهد شد که فقط به دنبال یک جنگ دیگر در خاورمیانه است. یک دولتمرد عاقل تلاش می کرد اسرائیل را به شریکی در مذاکرات گروه پنج به اضافه یک تبدیل کند. فریاد زدن خشمگینانه از بیرون موجب شده است نتانیاهو در حاشیه تنها بماند.
منزوی شدن اسرائیل فقط بر سر ایران نبوده است. افکار عمومی که به شکل روز افزونی جامعه بین المللی را به سوی به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطینی در سازمان ملل متحد سوق می دهد مستقیما متاثر از گسترش بی وقفه شهرک های یهودی نشین غیرقانونی اسرائیل در مناطق اشغالی کرانه باختری رود اردن است. تشکیلات خودگردان فلسطین به رهبری محمود عباس درهرگونه مذاکرات جدی صلح باید امتیازات بزرگی کسب کند. این تشکیلات مجوز عبور دریافت کرده است. وقتی نخست وزیر اسرائیل علنی تلاش های صلح آمریکا را مسخره می کند ، و هر هفته با غصب هر چه بیشتر زمین های فلسطینی ها راه حل مبتنی بر اصل دو کشور را تحقیر می کند، عباس دیگر نیازی به هیچ اقدامی ندارد.
مجموعه ای از مقامات ارشد سابق و ژنرال های سابق از دستگاههای امنیتی اسرائیل گفتند سفر نتانیاهو به آمریکا و سخنرانی او در کنگره «یک خطر روشن و حاضر برای امنیت اسرائیل است». آنها گفتند این شکاف با اوباما به حمایت دوحزبی آمریکا از اسرائیل لطمه زده و مهم ترین دوست اسرائیل را به دشمن تبدیل کرده است.
این مقامات سابق اسرائیلی شاید این را نیز گفته باشند که نتانیاهو با تبدیل کردن مسئله ایران به یک مسئله جناحی در آمریکا عملا کار را برای اوباما برای امضای یک توافق کلی با ایران تا قبل از پایان مهلت ماه مارس آسانتر کرده است. حمایت آمریکا از اسرائیل به معنای آن نیست که آمریکایی ها راضی می شوند که یک نخست وزیر اسرائیلی بکوشد رئیس جمهور آنها را به سوی جنگ سوق دهد. بیشتر آنها از ماجراجویی های نظامی آمریکا در خاورمیانه خسته شده اند. در خصوص دیگر اعضای گروه پنج به اضافه یک نیز حرکت اخیر نتانیاهو در آمریکا فقط موجب تقویت همان تلقی قبلی دیرینه آنها درباره وی شده است.
البته طنز دوم روزگار این است که نخست وزیر اسرائیل درست می گوید که توافق احتمالی با ایران حاوی مخاطراتی است. نقش تهران به عنوان حامی حزب الله و پشتیبان اصلی بشار اسد رئیس جمهور سوریه همه چیز را درباره این رژیم به شما می گوید. وعده کاهش ذخیره اورانیوم ، کاستن از غنی سازی و تسلیم شدن در برابر نظارت های دقیق بین المللی تضمین نمی دهد که تهران به سراغ تولید بمب نخواهد رفت.
نتانیاهو می گوید راه حل دیگر این است که تحریم ها را آنقدر افزایش دهیم که ایران از کل فعالیت های هسته ای خود، غیرنظامی و نظامی، دست بکشد. اما او می داند که این توهمی بیش نیست. هم ابزار و هم هدف هر دو نامحتمل اند. تحریم ها هرگز تهران را مجبور نخواهد کرد چنین زیر بار چنین تعهدی برود یا از تولید بمب منصرف شود.
خیر، چیزی که نخست وزیر اسرائیل واقعا می خواهد جنگی به رهبری آمریکا با ایران است. اما او نمی گوید که اگر جنگ جدیدی در خاورمیانه شعله ور شود احتمال اینکه ایران بلندپروازی های هسته ای خود را کنار بگذارد ، از قبل نیز ضعیف تر می شود. بمباران ایران به احتمال بیشتر تندروها را متقاعد خواهد کرد که ظرفیت هسته ای تنها تضمین در برابر تلاش های تحت رهبری آمریکا برای تغییر رژیم در تهران است.
ایران به دانش چرخه سوخت هسته ای دست یافته است. ایران همچنین از آنچه کارشناسان «ظرفیت فرار» می نامند برخوردار است؛ یعنی از ماده کافی برای تولید دست کم یک بمب ، و احتمالا چند بمب. این دانش را با بمباران نمی توان از بین برد. قدرت های بیرونی همچنین نمی توانند جلو احداث تاسیسات هسته ای جدید و ایمن در برابر حملات هوایی در ایران را بگیرند ، مگر اینکه چنین حملاتی هیچ گاه متوقف نشود.
حسن روحانی در مواجهه با سختی های ناشی از تحریم درکنار سقوط قیمت های نفت روزنه ای را به غرب عرضه کرده است که ممکن است پویایی روابط دو طرف را تغییر دهد. اوباما نیز به نوبه خود آماده است توافقی را بپذیرد که آنقدر محکم باشد که دست کم زمان فرار هسته ای احتمالی برای ایران را به یک سال برساند.
سوزان رایس، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، می گوید رویکرد آمریکا «بی اعتمادی اما راست آزمایی» است. این جمع بدی نیست. اگر بر سر شرایط توافق حاصل شود — که فعلا اصلا معلوم نیست تهران آنها را بپذیرد — چنین معامله ای یک مصالحه ناقصخواهد بود. اما این از یک جنگ بی ثمر بسیار بهتر خواهد بود.

۰۰

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس