تاریخ انتشار: ۰۹ مرد ۱۳۹۴
*سعید لیلاز

در شرایط فعلی بیش از آنکه نیاز کشور به رویابافی برای روزهای پس از تحریم باشد باید کارشناسان و صاحب‌نظران این موضوع را بررسی کنند که تحریم واقعا تا چه حد باعث مشکلات اقتصادی ایران بوده است. ما در ابتدا برای مشخص کردن شرایط اقتصاد ایران در روزهای پس از تحریم باید به چند سوال […]

در شرایط فعلی بیش از آنکه نیاز کشور به رویابافی برای روزهای پس از تحریم باشد باید کارشناسان و صاحب‌نظران این موضوع را بررسی کنند که تحریم واقعا تا چه حد باعث مشکلات اقتصادی ایران بوده است. ما در ابتدا برای مشخص کردن شرایط اقتصاد ایران در روزهای پس از تحریم باید به چند سوال اساسی پاسخ دهیم: نخست اینکه آیا واقعا مشکلات اقتصاد ایران ناشی از تحریم‌هاست و دوم اینکه اگر تحریم سهم دارد چه میزان از مشکلات امروز از طریق تحریم‌ها به وجود آمده است؟ دوره اصلی تحریم‌ها از اواخر سال ۱۳۹۱ شروع شد. این بدان معناست که ما باید بحران اقتصادی حاصل از تحریم‌ها را از سال ۱۳۹۲ در اقتصاد ایران مشاهده کنیم. این در حالی است که طبق تمامی آمارهای ارائه شده از سوی نهادهای اقتصادی، نه‌تنها بحرانی از این زمان آغاز نشده که حتی بخش قابل توجهی از افت شاخص‌های اقتصادی را به سال‌ها قبل بازمی‌گرداند. از اواخر سال ۱۳۸۶ بود که رشد اقتصادی ایران از نفس افتاد و در سال ۱۳۸۷ برای نخستین بار پس از سال‌های جنگ به عدد صفر نزدیک شد. رقم تورم ما از ۵/۶ درصد در سال ۱۳۸۵ به بیش از ۳۰ درصد در سال ۱۳۸۷ رسید و تمام این آمارها درحالی است که هنوز خبری از تحریم در اقتصاد ایران نبود. در سال ۱۳۹۰ با توجه به فروش بسیار زیاد نفت بزرگ‌ترین درآمد ارزی تاریخ چند دهه اخیر کشور به دست آمد. ما در این سال بیش از ۱۴۶ میلیارد دلار درآمد داشتیم که از این رقم ۱۲۰میلیارد آن از طریق فروش نفت تامین شد. قاعدتا تحریم باید بیشترین تاثیر خود را بر صادرات و واردات بگذارد که هیچ یک از اینها در سال ۱۳۹۰ قابل مشاهده نیست. درباره تفاوت عملکرد اقتصاد ایران در سال ۱۳۸۱ در قیاس با سال ۱۳۹۰ نیز باید گفت ما در سال ۱۳۸۱ برای حدود چهار درصد رشد اقتصادی که ثبت کردیم وارداتی ۱۰ میلیارد دلاری داشتیم و این یعنی به ازای هر یک درصد رشد اقتصادی ۵/۲ میلیارد دلار واردات. اما در سال ۱۳۹۰ برای رشدی نزدیک به همین رقم حدود ۲۵ میلیارد دلار در هر درصد واردات ثبت شده که این یعنی ما در طول کمتر از ۱۰ سال برای ثبت یک رشد اقتصادی چهار درصدی مجبور به افزایش ۱۰ برابری واردات خود شدیم.  با در کنار هم قرار دادن این آمارها می‌فهمیم تمام مشکلات اقتصادی ایران ناشی از تحریم‌ها نیست. در سال ۱۳۹۰ خبری از تحریم نبود که رشد سرمایه‌گذاری و رشد بهره وری ایران منفی شد. این بدان معناست که اگر بخواهیم اوضاع اقتصاد ایران را به حالت عادی بازگردانیم به چیزی فراتر از لغو تحریم‌ها احتیاج داریم. در حال حاضر فساد به عنوان یکی از اصلی‌ترین معضلات امروز اقتصاد ایران است. باید از رویابافی‌های بیهوده برای روزهای پس از تحریم پرهیز کرد. وقتی می‌بینیم که در مقایسه شاخص‌های مختلف اقتصادی تحریم نقشی اساسی نداشته و حرکت نزولی اقتصاد ایران از سال‌ها قبل آغاز شده، بدان معناست که لغو تحریم تنها می‌تواند دریچه‌های جدیدی را باز کند و برای استفاده حداکثری از این فضا باید به دیگر حوزه‌ها پرداخته شود. در سال ۱۳۹۰ قدرت خرید طبقه کارگر بر اساس آمارهای رسمی ۱۱ درصد کاهش یافت. این رقم در پایان سال ۱۳۹۲ به بیش از ۳۰ درصد رسید. هرچند دولت تلاش کرد در طول دو سال گذشته بخش قابل‌توجهی از این مشکلات را جبران کند و این فشار را کاهش دهد اما همچنان فاصله قیمت‌ها با قدرت خرید زیاد است. در این میان نباید از اقدامات مثبت دولت در مقابله با فساد اقتصادی غافل بود. تیم اقتصادی دولت یازدهم که از افرادی زبده تشکیل شده توانسته با بسیاری از منافذ فساد مبارزه کند. نزدیک کردن دلار به یک نرخ واحد که می‌توان اعلام کرد درحال حاضر از لحاظ فنی تک نرخی شده است و مقابله با خوراک ارزان قیمت برخی پتروشیمی‌ها و واقعی کردن نرخ سوخت بخشی از این اقدامات قابل توجه است که امیدواریم در آینده نزدیک نیز ادامه پیدا کند. در بخش دیگر پیرامون تاثیرات لغو تحریم‌ها در فضای کوتاه‌مدت اقتصاد ایران، می‌توان انتظار داشت سهم نفت ظرف شش ماه آینده به شکل قابل توجهی رشد کند و البته با کاهش قیمت تمام شده کالاهای وارداتی از این محل رشدی یک درصدی برای اقتصاد ایران به ارمغان آید.

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس