تاریخ انتشار: ۱۰ تیر ۱۳۹۴

تلفیق تفکر ناطق نوری و روش هاشمی رفسنجانی می‌تواند داستان دلواپسی‌های تندرو را وارد فاز جدیدی کند. باید دید که این دو در انتخابات پارلمان دهم چگونه وارد میدان می‌شوند و تندروها برای مقابله با آنها چه روشی را انتخاب می‌کنند. به گزارش گذارنیوز  این روزها دو شیخ نقش مهمی در فضای سیاسی ایران دارند. […]

تلفیق تفکر ناطق نوری و روش هاشمی رفسنجانی می‌تواند داستان دلواپسی‌های تندرو را وارد فاز جدیدی کند. باید دید که این دو در انتخابات پارلمان دهم چگونه وارد میدان می‌شوند و تندروها برای مقابله با آنها چه روشی را انتخاب می‌کنند.

هاشمی و ناطق

به گزارش گذارنیوز  این روزها دو شیخ نقش مهمی در فضای سیاسی ایران دارند. یکی اهل رفسنجان است و دیگری اهل نور و جریان‌های سیاسی به دنبال وارد کردن این دو سیاستمدار روحانی به جریان انتخابات مجلس دهم هستند. اعتدالی‌ها که همان نیروهای معتدل جریان راست و چپ هستند سعی می‌کنند، از هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری به عنوان دو رهبر جریان اعتدالی استفاده کنند. این دو به واسطه نفوذ کلامی که در میان مردم و عقلای سیاسی دارند می‌توانند مسیر مجلس دهم را برای جریان اعتدال باز کنند. این دو رئیس مجلس سابق ایران در کنار تمام شباهت‌هایی که به یکدیگر از نظر مرام و روش سیاسی دارند اما دارای یک تفاوت بزرگ هستند و آنهم در روش بازی سیاسی بعد از خرداد ۷۶ است.
هر دو روحانی سرشناس کشور، بعد از خرداد ۷۶ تا خرداد ۹۲ یک درد مشترک داشتند و آنهم ترس از به روی کارآمدن جریان تندرو در کشور بود. هر دوی اینها نمی‌خواهند جریان تندرو و غیر اعتدالی در نهادهای رسمی کشور حضور داشته باشند به کلام ساده تر آنها می‌خواهند ایران دیگر شاهد احمدی نژاد دیگر نباشد.

هاشمی رفسنجانی برای رسیدن به این هدف وارد صحنه می‌شود اما ناطق نوری به مدیریت پشت صحنه علاقه دارد. هاشمی رفسنجانی نشان داده است که برای مقابله با جریان تندرو حاضر است خود را هزینه کند تا جریان تندرو وارد فضای سیاسی کشور نشود.

انتخابات مجلس ششم، انتخابات ریاست جمهوری نهم، انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و انتخابات هیئت رئیسه مجلس، به خوبی بیانگر این ویژگی هاشمی رفسنجانی است. وجه اشتراک تمام این حضورها، دغدغه هاشمی برای افتادن انقلاب به دست نااهلان است. آیت‌الله« افراطیون» را مهم ترین خطر فعلی جمهوری اسلامی می‌داند. خطری که او با حضور خود در انتخابات‌ها حتی در صورت شکست به مقابله با آن بر می‌خیزد.

او در جریان مجلس ششم افراطی‌های اصلاح طلب را تندرو و در حال حاضر حضور برخی جریان‌های اصول گرا را برای کشور می‌دانست و می‌داند. این ویژگی هاشمی رفسنجانی اما در ناطق نوری وجود ندارد. ناطق برای حذف جریان تندرو در کشور دوست دارد سازمان دهی شده عمل کند و علاقه‌ای به حضور در صحنه برای مقابله با تندروی و افراط ندارد.

ناطق نوری دوست ندارد د در صحنه شطرنج سیاسی کشور نقش مهاجم نوک را بازی کند و بیشتر علاقه مند است هدایت گر یک جریان سیاسی باشد. ناطق بعد از انتخابات خرداد ۷۶ و شکست از خاتمی تصمیم گرفت که دیگر در هیچ انتخاباتی حضور پیدا نکند و این معنا نقش مهمی در آینده سیاسی ناطق نوری داشت.

ناطق بعد از دولت اصلاحات همیشه مرد پشت صحنه سیاسی ایران به ویژه جریان راست ایران بود. او به ویژه در انتخابات سال ۸۴ سعی کرد با این نقش فرد مورد نظر خود یعنی لاریجانی را وارد کاخ ریاست جمهوری کند که موفق نشد و بعد از آن تلاش کرد با کمی فاصله از جریان راست ایران با قرار گرفتن در کنار هاشمی، خاتمی و روحانی جریان تازه‌ای در ایران را شکل بدهند. جریانی که در خرداد ۹۴ به نام اعتدال به پیروزی رسید.

حضور در صحنه هاشمی رفسنجانی و حضور  پشت صحنه ناطق نوری این پیروزی را شکل داد و این نشان دهنده این معناست که برای مقابله با جریان افراطی احتیاج به چند روش سیاسی است. نه می‌شود همیشه در صحنه بود و نه می‌شود همیشه از پشت صحنه، رقابت سیاسی را مشاهده کرد.

برای رسیدن به انتخابات مجلس دهم نیز احتیاج به چنین تفکری است. تلفیق تفکر ناطق نوری و روش هاشمی رفسنجانی می‌تواند داستان دلواپسی‌های تندرو را وارد فاز جدیدی کند. باید دید که این دو در انتخابات پارلمان دهم چگونه وارد میدان می‌شوند و تندروها برای مقابله با آنها چه روشی را انتخاب می‌کنند.

نامه نیوز

۰۰

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس