تاریخ انتشار: ۰۴ اسف ۱۳۹۴
*رضا صادقیان

برآمدن دسته‌بندی‌های جدید و بوجود آمدن وضعیتی متفاوت از سال‌های گذشته، ریشه در تغییرات پرشتابی دارد که جامعه ایران از فردای بعد از سوم تیر سال ۸۴ و با پیروزی جریان احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری با آن روبرو شد.

تصاویر همایش ائتلاف فراگیر اصلاح‌طلبان و حامیان دولت و حضور افرادی که جریان اصلاح‌طلب تا ماه‌های گذشته با آن شخص و تفکراتش مرزبندی نسبتا روشنی داشتند حکایت دیگری را در عرصه سیاست بیان می‌دارد، داستان دگرگونی و تغییراتی که تا امروز تصویر روشنی از آن نداشتیم. نگریستن به هر کدام از لیست‌های اصلاح‌طلبان در شهرهای مختلف و خبرگان‌رهبری همین حکایت را تکرار می‌کند، داستانی که گویا وارد مرحله جدیدی از زیست سیاسی می‌شویم و مرزهای ذهنی و یا واقعی طیف‌ها، گروه‌ها و اشخاص همانند ماه‌ها و سال‌های قبل نیست و با دگرگونی خطوط سیاسی روبرویم.

یکی از اعضای حقوق‌دان شورای نگهبان در لیست خبرگان مردم قرار می‌گیرد، طیف حامیان دولت با نیروهای اصلاح‌طلب لیست مشترک می‌دهند، آقای رئیس جمهور با اینکه عضو روحانیت مبارز هستند و مدیریت حزب اعتدال و توسعه را عهدار می‌باشند بیشتر سخنانی را بر زبان جاری می‌سازند که رنگ و بوی اصلاح‌طلبی دارد، علی لاریجانی در لیست اصولگرایان جای نمی‌گیرد و دوستان و هم‌ طیفی‌های سابق‌اش چنان از بود و نبود وی سخن می‌گویند که گویی علی لاریجانی هیچ‌گاه وزنه‌ای موثر در جریان اصولگرایی نبوده است، کاظم جلالی نیز در همایش ائتلاف فراکیر اصلاح‌طلب‌ها به هم طیفی‌های سابق‌اش گله می‌کند که چرا با «پایداری‌ها» بستند و قدم در راه تندروی گذاشته‌اند و… حضور برخی از افراد جریان اصول‌گرا در لیست جبهه پایداری و حمایت مدیران دولت نهم و دهم از اشخاص تندرو نمایی دیگر از این تغییر زیست سیاسی در ایران امروز را بازگو می‌نماید. همزمان توجه نماییم به وام‌گیری عبارت‌هایی که اصول‌گرایان در گفتگوها و ادبیات خود بروز می‌دهند، به کارگیری ادبیاتی که حکایت کنده‌شدن از تفکرات گذشته را بیان می‌دارد، روزگاری نه چندان دور مفاهیمی چون لیبرالیسم و سکولاریسم در تمام اردوگاه اصولگرایان مترادف با بی‌بندوباری و بی‌دینی بود، حال همان مفاهیم را به عنوان نظراتی اقتصادی و یا سیاسی که ریشه در اندیشه‌های غربی دارند با زدن تبصره‌هایی در حوزه‌های اقتصادی می‌پذیرند. آیا تمام این تحولات بازتاب دهنده تغییراتی در سپهر سیاست ایران و در اندیشه و رفتار سیاستمدارها نیست؟

برآمدن دسته‌بندی‌های جدید و بوجود آمدن وضعیتی متفاوت از سال‌های گذشته، ریشه در تغییرات پرشتابی دارد که جامعه ایران از فردای بعد از سوم تیر سال ۸۴ و با پیروزی جریان احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری با آن روبرو شد. باور دگردیسی که به گمان بسیاری از نیروهای سیاسی یا اشتباه شده بود و یا آنکه آنچنان دوام نمی‌یافت که به دوره دوم کشیده شود و جریانی سکان‌دار مدیریت کلان کشور گردد که کمترین تجربه کار اجرایی را در کارنامه خود دارد؛ ‌اما همان دولت با تمام هزینه‌هایی که در عرصه داخلی و خارجی به کشور  تحمیل ساخت به مدت هشت سال ماندگار شد و تاثیرات عمیقی را برجای گذاشت. اینکه با چنین تاثیراتی موافق و یا مخالف باشیم سخن دیگریست، ولی می‌توان برخی از همین تغییرات را نام برد.

دولت نهم زمینه‌ای فراهم آورد تا کسانی که شعارهای مردم‌پسند بدون توجه به وضعیت کلان اقتصادی می‌دانند مسند قدرت را کسب کنند، گمان داشتند می‌توانند هر عملی را در عرصه مدیریت و حوزه‌های مختلف به اجرا گذاشت و نتایج مطلوب را کسب نمود، شعار «می‌توانیم» را در همه مکان‌ها و سیاست‌ها شدنی و اجرایی گمان نمودند و با همین شعار گمان داشتند می‌توانند سقف فلک بشکافند و طرحی نو پیاده کنند. دنیای سیاست را با تمام معادلات پیچ در پیچ را در فکرشان حذف کردند و به تک عامل‌ها دقت داشتند، عامل‌هایی که می‌توان حذف نمود و با خیال راحت به کار ادامه داد، بدون توجه به وضعیت جهانی و داخلی کشور برنامه‌های خود را به پیش بردند و با ساده‌سازی تمام امور به جنگ نیروهای داخلی و خارجی مخالف رهنمون شدند.

اینکه بالاترین مدیر اجرایی کشور به مدت یازده روز خانه‌نشینی را به عنوان عمل اعتراضی انتخاب نماید، راهی دیگر را در عرصه سیاست خارجی برود و عملا در برابر وزارت‌ امور‌خارجه اقدام به تاسیس نهادی موازی نماید و حلقه مشاوران دولت را به دوستی‌های شخصی بکاهد، حکایت از دگرگونی عمیقی داشت که در حال رخ‌دادن است. در همان روزهای نخست برخی از مدیران همراه دولت از کار برکنار شدند، مدیریت را واگذار نمودند و سعی کردند با هوشیاری بیشتری به دگرگونی‌ها دقت نمایند، اما عده‌ای همچنان بر اریکه قدرت اجرایی تکیه  زدند و با همان آرزوهای همیشگی آنقدر مدیران را خانه‌نشین و از کار برکنار نمودند تا ریل خواسته‌هایش بر زمین نصب گردد. برخی از همین مدیران همیشه دست‌های اخلال‌گران را می‌دیدند، دست‌هایی که نمی‌گذاشت کارهای دولت به روال عادی به پیش برود از همین رو همانند رئیس دولت از لیست‌هایی می‌گفتند که نسخه‌ اصلی‌اش در جیب رئیس دولت است و اسامی دیگر مفسدان در جیب‌های خودشان. بنای افشاگری و بداخلاقی و تهدید را همان وقت‌هایی گذاشته شد که مدیران اجرایی توانایی در انجام کارها نداشتند از همین‌رو تندروی و رفتارهای رادیکال را توشه راه ساختند. اگر در مبارزه‌های انتخاباتی مرحله دهم رئیس جمهور مردم ایران با ادبیاتی رادیکال به دیگر کاندیدها حمله کرد و پرونده تحصیل همسر یکی از نامزدها را جلوی دوربین گرفت و از «بگم بگم»‌ها گفت و عده‌ای برای وی کف زدند، یادشان رفت روزگاری همین بداخلاقی‌ها با هر اسم و نامی در کشور باب خواهد شد و دوری نمی‌پاید که رئیس جمهور در حمله‌ای دیگر و در صحن علنی خانه ملت اقدام به افشاگری نماید که با دیدن همان تصاویر لرزه بر اندام بسیاری از دلسوزان نظام افتاد!

تغییر مرزبندی‌های امروز کشور، حکایت عملکرد دو دولت دیروز است، دولت نهم و دهم. اصولگرایانی که برای خود اصولی را متصور بودند و همیشه تلاش می‌کردند با حفظ مرزبندی‌های گفتاری و رفتاری و با اتکا به آموزه‌های دینی اندیشه متفاوت خویش را در صحنه اجرایی بیان دارند، حال با طیفی روبرو بودند که هیچگونه حد و مرزی را برای حمله و تندخویی به حریفان خود قائل نیست! دستاویزی  می‌جوید تا حلقه نزدیکان را تنگ‌ و تنگ‌تر نماید، اگر در دولت اول در پی بیرون راندن نیروهای اصلاح‌طلب حتی تا پایین‌ترین رده‌های مدیریتی و اداری بود، حال همین بیرون کردن‌ها به همراهان و حمایت کنندگان ماه‌های قبل رسیده بود، به ستیز شخصی با رئیس قوه‌مقننه رسیده بود، به جدل با قوه‌قضاییه و بازدید از زندان‌های کشور کشیده شده بود و محدودیتی را برای به‌راه انداختن نبردی دیگر برنمی‌تافت! همین رفتارها سبب گردید بسیاری از اصولگرایان با حفظ مواضع انتقادی در دولت یازدهم، مراقب ادبیات گفتاری خویش باشند. کلامشان شکل و محتوای تندروها را به مخاطب یادآوری ننماید.

مرزهای سیاسی امروز تغییر کرده است، فردایی نه چندان دور چنین دسته‌بندی‌هایی روشن‌تر از امروز خواهد شد. همانطور که ابتدای دهه ۷۰ اصلاح‌طلبان امروز با خواندن کتاب‌های جدید و بازخوانی رفتارهای گذشته‌شان به راهی دیگر در عرصه سیاست، فرهنگ و اقتصاد راهی شدند، بخشی از اصولگرایان امروز با نگاهی به روزهای قبل در حال طی کردن مسیری هستند که مرزهای روشنی با تندروها داشته‌ باشند؛ دیر یا زود شاهد تغییراتی دیگر در میان طیف‌های سیاسی خواهیم بود.

 

دکتر رضا صادقیان-فعال سیاسی اصلاح طلب

۳۰

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس