تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۴
غمگین، خسته، بهت‌زده و تکیده...

غمگین، خسته، بهت‌زده و تکیده… این‌ها چیزهایی بود که در ظاهر محسن بنگر دیده می‌شد. هم‌استانی و هم‌اتاقی زنده‌یاد هادی نوروزی در اردوهای پرسپولیس که دل پردردی داشت.

به گزارش “گذار خبر”، محسن بنگر حرف‌های ناگفته‌ای را بیان کرد که در نوع خودش جالب بود. به شما هم پیشنهاد می‌کنیم این مصاحبه را بخوانید که خواندنی است:

وقتی خبر درگذشت هادی نوروزی را شنیدی، چه احساسی به تو دست داد؟
وقتی شنیدم هادی توی بیمارستان آتیه بستری شده، بلافاصله خودم را به آنجا رساندم که… بعضی وقت‌ها یک طوری می‌سوزی و آتش می‌گیری که هزار نفر هم نمی‌توانند خاموشت کنند. باور نمی‌کنم. تا زمانی که آن خدابیامرز را توی قبر نگذاشته بودند هم باور نمی‌کردم. آخر مگر می‌شود؟ هادی نوروزی باشی، ورزشکار باشی و …

شنیدیم سر مزار آن مرحوم حالت بد شد، چرا؟
(آهی می‌کشد) یاد هانی و هانا پسر و دختر هادی افتادم. تمام مدت داشتم به آنها فکر می‌کردم اصلاً تعادل نداشتم. نگران بچه‌های آن مرحوم بودم که حالم خراب شد.

فکر می‌کنی چه باید کرد؟
می‌خواستم میکروفون را بردارم و فریاد بزنم آهای مشتی‌ها، آهای بامعرفت‌ها، آهای پرسپولیسی‌ها و آهای کسانی که بر مزار هادی آمدید، لطف کنید حق هانی و هانا را بدهید. حق و حقوق زن و بچه هادی را بدهید تا حداقل دغدغه مالی نداشته باشند اما هرقدر به خودم فشار آوردم نتوانستم. اصلاً کلمات بر زبانم جاری نمی‌شد.

حالا همین حرف‌ها را ما می‌توانیم از قول تو بنویسیم؟
صد در صد. اتفاقاً بنویسید که همه ما پرسپولیسی‌ها موافقیم اولین پولی که رسید به خانواده هادی خدابیامرز بدهند. قبل از همه ما اول به خانواده آن مرحوم برسند و همه بازیکنان هم راضی هستند.

اصلاً باور می‌کردی که چنین اتفاقی بیفتد و همبازی‌ات را اینقدر راحت از دست بدهی؟
توی این چند روزه همه‌اش دارم به این موضوع فکر می‌کنم. سرنوشت همیشه آماده است یک چیزی را از آدم بگیرد اما این یکی را اصلاً تصور نمی‌کردم. مطمئن هستم این اتفاق هرگز برای خانواده‌اش، همسر و بچه‌هایش عادی نمی‌شود. طفلکی‌ها طی همین چند روز فشارهای روحی- روانی بسیاری را تحمل کردند که غیرقابل جبران است اما ما پرسپولیسی‌ها به ویژه مسئولان باشگاه باید حداقل اجازه ندهیم مشکلات مالی، خانواده هادی را اذیت کند. آن مرحوم مطالباتی از فصول گذشته و همین لیگ پانزدهم دارد که باید به خانواده‌اش پرداخت شود.

زنده‌یاد هادی نوروزی چه جور شخصیتی بود؟
هادی خوش‌اخلاق، سر به زیر و کمی هم کم‌رو اما خیلی فوتبالیست بود. اهل قیل و قال نبود و اصلاً نمی‌خواست توی چشم باشد. هادی زیاده‌خواه هم نبود. به راحتی می‌توانست شماره‌های ۱۰، ۸ یا ۷ پرسپولیس را که معروف‌تر است، بردارد اما این را هم نمی‌خواست و شماره ۲۴ می‌پوشید (با بغضی فراوان ادامه می‌دهد) شاید از اول هم می‌دانست این شماره متعلق به خودش است و باید ابدی شود.

 

شنیدیم همسرش خواسته شماره ۲۴ پرسپولیس بایگانی شود؟
این تنها خواسته همسر آن مرحوم است که باید در دستور کار باشگاه قرار بگیرد. به نظرم این حداقل کاری است که ما می‌توانیم برای هادی انجام دهیم و دوستان هم مطمئن باشند مشکلی به وجود نمی‌آید. این شماره باید ابدی شود.

در طول این چند سالی که همبازی آن خدابیامرز بودی، مشکل قلبی از او دیدی؟
نه، هادی انسانی احساسی و عاطفی بود اما هیچ‌گونه ناراحتی جسمی یا قلبی نداشت. اتفاقاً به دلیل کشتی‌گیر بودن، قدرت بدنی خوبی هم داشت و … خدا رحمتش کند.

مراسم خاکسپاری آن مرحوم هم با ازدحام فراوان جمعیت همراه بود. فکرش را می‌کردی؟
در بابل و کپورچال غوغایی برپا بود. این همه آدم از نسل‌های مختلف آمدند برای بدرقه هادی نوروزی. بعضی‌ها گریه می‌کردند، بعضی‌ها بغض کرده بودند و بعضی‌ها هم فریاد می‌کشیدند و ضجه می‌زدند. واقعاً مراسم پرشکوهی بود اما چه فایده؟ حیف که دیگر هادی بین ما نیست.

راستی تصور می‌کردی استقلالی‌ها هم برای تشییع پیکر آن مرحوم حضور پیدا کنند؟
این موضوع برای خودم من هم خیلی عجیب بود. راستش را بخواهید، جلوی معرفت استقلالی‌ها توی این چند روز کم آوردیم. الان می‌گویم دیگر کوچکترین کری با استقلالی‌ها ندارم. شاید پیش‌تر توی زمین فوتبال برای آنها کری می‌خواندم اما امروز همه با هم رفیق و همدرد هستیم. همین که استقلالی‌ها همسفره تنهایی و شریک غم ما در از دست دادن هادی شدند، خیلی جای قدردانی دارد.

بسیار خب، سؤالات ما به پایان رسید و تو هم که تمرین داری. حرف ناگفته‌ای نمانده؟
باز هم تأکید می‌کنم دردهای امروزم متعلق به خودم نیست. همه ما پرسپولیسی‌ها انتظار داریم مسئولان باشگاه به خانواده هادی برسند و پرداخت مطالبات مالی مرحوم نوروزی را در اولویت خود قرار دهند.

 

دم ​استقلالی‌ها گرم
بنگر: تازه فهمیدم فوتبال خیلی بی‌ارزش است
محسن بنگر دیروز با پیراهن منقش به عکس هادی نوروزی و با دو شاخه گل رز به درفشی‌فر رفته بود. او در بدو ورودش گفت: «هادی همیشه خوب بود و اصلاً اخلاق بد نداشت.»
از بنگر خواستیم خاطره‌ای از هادی تعریف کند: «آن نیم فصلی که هادی قرضی رفت نفت، شب قبل از بازی با نفت به هادی زنگ زدیم. به رضا (نورمحمدی) گفتم فردا هادی را چی کار کنیم که رضا گفت به خودش زنگ بزن. به هادی زنگ زدم و پرسیدم فردا چی کار می‌کنی می‌خواهی مقابل ما بازی کنی که جواب داد خیالتون راحت مقابل پرسپولیس بازی نمی‌کنم و البته بازی هم نکرد.»
بنگر در پاسخ به این سؤال که چه هدیه‌ای برای هادی در نظر داری، گفت: «همین که بتوانم حق و حقوق هادی را برای هانی و هانا بگیرم و لیاقت داشته باشم این حق و حقوق را به خانواده‌اش بدهم، بزرگ‌ترین هدیه است.»
حرف‌های پایانی هم واقعاً متأثرکننده بود: «تازه فهمیدم فوتبال خیلی بی‌ارزش است. من که خودم درس عبرت گرفتم. دیگر برای استقلالی‌ها کری نمی‌خوانم. واقعاً دم استقلالی‌ها گرم که در تحمل غم هادی کنار ما بودند.»

۰۰

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس