تاریخ انتشار: ۱۱ تیر ۱۳۹۴

این روزها مهم‌ترین بحثی که اذهان عموم به‌خصوص ذهن فعالان اقتصادی را به خود مشغول کرده است مذاکرات هسته‌ای و بحث رفع تحریم‌هاست و سوال همگان این است که اگر مذاکرات به نتیجه برسد و تحریم‌های بین‌المللی رفع شود چه تأثیری بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت و یا اینکه آیا زمینه برای حضور شرکت‌های بین‌المللی […]

سبز علی پور

این روزها مهم‌ترین بحثی که اذهان عموم به‌خصوص ذهن فعالان اقتصادی را به خود مشغول کرده است مذاکرات هسته‌ای و بحث رفع تحریم‌هاست و سوال همگان این است که اگر مذاکرات به نتیجه برسد و تحریم‌های بین‌المللی رفع شود چه تأثیری بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت و یا اینکه آیا زمینه برای حضور شرکت‌های بین‌المللی و سرمایه‌گذاری خارجی مهیا خواهد شد یا نه و دهها سوال و حدس و گمان دیگر، اما فارغ از این موضوع که آیا مذاکرات به نتیجه خواهد رسید یا نه؟ و یا زمان گفت‌وگوها دوباره تمدید خواهد شد یا اینکه رفع تحریم‌ها، فی‌الواقع مشکلات اقتصادی ایران را سریعاً از بین خواهد برد و یا اینکه اوضاع خراب‌تر از آن است که به این زودی‌ها اقتصاد ایران سر و سامان پیدا کند، باید گفت که قصد ندارم برای سوالات مطروحه پاسخ پیدا کنم اما مبنا را بر این پایه قرار می‌دهم که اقتصاد ایران راهی جز پیشرفت و پشت سر گذاردن مشکلات و نابسامانی‌ها ندارد لکن فاکتورهایی که متضمن رشد اقتصادی ایران هستند موضوع بحث امروز ما می‌باشند. رشد و توسعه اقتصاد ایران نیازمند سرمایه و سرمایه‌گذار، تولید و تولیدکننده، تاجر و شرکت‌های بین‌المللی و همچنین مدیریت برجسته جهانی می‌باشد لکن برای جذب سرمایه و سرمایه‌گذار و همچنین شرکت‌های بزرگ بین‌المللی که می‌توانند سکوی پرتاب اقتصاد کشورمان باشند نیازمند به افراد و شرکت‌های صاحب‌نام و صاحب‌برند داخلی و بین‌المللی می‌باشیم زیرا نام و اعتبار آنهاست که می‌تواند در همه حال راهگشا باشد. برندینگ و داشتن نام‌های تجاری بزرگ و معتبر به‌قدری مهم و دارای ارزش است که به جرأت می‌توان گفت که بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان و اقتصاد کشورهای قدرتمند دنیا را همین نام‌های معتبر و برندهای بزرگ و شناخته شده می‌چرخانند و بدون این نام‌های تجاری بزرگ، غالب کشورهای صنعتی جهان پوچ و بی‌هویت می‌شوند. به‌طور مثال: اگر نام‌ها و برندهایی همچون اپل، وال‌مارت، جی‌ام‌سی، فورد، ای‌بی‌ام، یاهو، گوگل، ماکروسافت، فیس‌بوک، کوکاکولا، نایک، مک‌دونالد، کینگ‌برگر، کنتاکی، جنرال‌الکتریک، اکسان موبیل، مارلبرو (فلیپ موریس)، جانسون‌اندجانسون، سیتی‌گروپ، بوئینگ، کنتینانتال، هیلتون،‌هالیوود، والت‌دیزنی و…. صدها نام تجاری دیگر در زمینه‌های بانک و بیمه، نفت و گاز و انرژی، اسلحه و مهمات، حمل‌ونقل و… را از کشور ایالات متحده آمریکا بگیریم آیا دیگر اثری از اقتصاد قوی و قدرتمند آمریکا باقی می‌ماند؟ بدون این برندها، چه فرقی بین اقتصاد آمریکا و اقتصاد کشورهایی همچون آرژانتین، مکزیک، ویتنام و… می‌باشد. پس می‌بینیم که نقش نام‌های تجاری و برندهای بزرگ چقدر در جهان مهم، حساس و سرنوشت‌ساز می‌باشد ولیکن ساختن و به‌وجودآوردن و مطرح کردن یک نام تجاری و یک برند به این سادگی‌ها نیست و برنامه، زمان و سرمایه‌گذاری کلانی را می‌طلبد به‌طوریکه ساخت یک واحد بزرگ صنعتی شاید ظرف۲ الی ۵ سال به پایان برسد اما برای خلق نامی بزرگ و معتبر برای همان واحد بزرگ صنعتی چه بسا باید سال‌هایی طولانی‌تر همراه با میلیاردها میلیارد سرمایه صرف نمود تا برندی خوشنام متولد شود از همین‌رو ساخت یک برند غالباً سخت‌تر، دشوارتر، زمان‌برتر و سرمایه‌برتر از ایجاد یک شرکت بزرگ می‌باشد به همین خاطر هرکسی قادر به سرمایه‌گذاری جهت خلق برند نیست. براین اساس تعداد برندها و نام‌های تجاری جهان یک در چند هزارم شرکت‌های فعال هم نیستند!

 

۰۰

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس