تاریخ انتشار: ۰۶ مهر ۱۳۹۵

 نخستین مناظره هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ، دو نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا امشب در دانشگاه هوفستر برگزار می شود.  به گزارش شهروند؛ نخستین مناظره هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ، دو نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا قرار است دوشنبه شب در دانشگاه هوفستر، در جزیره لانگ آیلند ایالت نیویورک، برگزار شود که انتظار می‌رود مخاطبان بسیاری را […]


 نخستین مناظره هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ، دو نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا امشب در دانشگاه هوفستر برگزار می شود.

 به گزارش شهروند؛ نخستین مناظره هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ، دو نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا قرار است دوشنبه شب در دانشگاه هوفستر، در جزیره لانگ آیلند ایالت نیویورک، برگزار شود که انتظار می‌رود مخاطبان بسیاری را به خود جذب کند. پیش‌بینی می‌شود که تعداد بیننده‌های مناظره ۹۰ دقیقه‌ای دانشگاه‌ هوفستر در لانگ آیلند حدود صد‌میلیون نفر باشد.

در اهمیت چنین مناظره‌ای – و احتمالا مجادله- برت اودانل، کارشناس ارشد ارتباطات، در روزنامه واشنگتن‌پست می‌نویسد: «شما در یک مناظره‌ برنده واقعی انتخابات نمی‌شوید، اما تنها یک مناظره می‌تواند منجر به باخت شما شود».

به عقیده نویسنده واشنگتن‌پست، تله اصلی، اشتباه سهوی یا حتی دستپاچه‌شدن کاندیداها در موردی به‌خصوص است که رأی‌دهندگان به اشتباه آن را قبول دارند و دستپاچگی یا سردرگمی یک نامزد در اظهارنظر درباره آن موضوع باعث می‌شود که نتواند مردم را متقاعد کند که در اشتباه هستند و در نتیجه مُهر تأییدی به باور اشتباه آنها، به ضرر خود، می‌‌زند.

«آرتور شوپنهاور»، فیلسوف آلمانی در کتاب «هنر همیشه بر حق بودن» می‌گوید در روند یک مناظره اهمیتی ندارد که طرف مقابل و خصم خود را قانع کنید؛ شما باید تمام توان خود را به ‌کار بگیرید تا مخاطبان و تماشاچیان را قانع کنید و آن زمان است که پیروز می‌شوید، هر چند طرف مقابل‌تان بر حق باشد.

به نظر می‌رسد که کلینتون، به دلایلی مثل داشتن پیشینه سیاسی –‌در مقابل ترامپ که چنین تجربه‌ای ندارد- در میان قشر فرهیخته جامعه آمریکا برتری داشته باشد. همچنین مواضع سختگیرانه ترامپ در باب مهاجران و مسلمانان نیز گرچه جایگاه او را در میان همفکرانش ارتقا داده، اما وجهه او در نظر بسیاری دیگر افت کرده است؛ اصلی‌ترین موضوعی که به نظر می‌رسد میان این دو نفر اختلاف زیادی بیندازد، جایگاه اقتصادی و سیستم‌های اقتصادی هر یک از طرفین است.

 هیلاری کلینتون، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری پیش‌روی آمریکا، در قالب یادداشتی، برنامه‌های اقتصادی خود را برای مبارزه با فقر به اجمال ارایه داده و گفته است که این برنامه‌ها به نفع همه است؛ اما گفته است که برنامه‌های اقتصادی دونالد ترامپ، با هزینه همه، ولی به نفع ثروتمندان است. کلینتون در یادداشتی که برای روزنامه نیویورک‌تایمز نوشته، بیش از هر چیز موضع همدلانه خود را با فقرا و قشر متوسط و ضعیف در جامعه آمریکا بیان کرده است.

 نامزد حزب دموکرات بر مسائلی همچون «خرید خانه‌های ارزان»، «فراهم کردن شغل‌هایی با درآمد خوب»، «تمرکز بر کمک‌های دولتی مثل بیمه‌ها و کوپن‌های غذا» و همچنین «امکان فرستادن فرزندان به پیش‌دبستانی‌ها و مدارس با کیفیت بالا» انگشت گذاشته است. به نظر می‌رسد این مواضع بزرگترین اختلاف او و نامزد حزب رقیبش، دونالد ترامپ را نمایان می‌کند؛ مواضعی که ترامپ با توجه به سرمایه میلیاردی و املاک بی‌شمارش نمی‌تواند از آنها دم بزند و عملا رأی قشر متوسط و کم‌درآمد را به سبد آرای کلینتون وانهد.

یادداشت هیلاری کلینتون که با عنوان «طرح من برای مبارزه با فقر در آمریکا» در روزنامه نیویورک‌تایمز چاپ شده را از نظر می‌گذرانید:

معیار حقیقی در هر جامعه‌ای این است که ما چگونه می‌توانیم از فرزندانمان مراقبت کنیم. با وجود همه منابع موجود در کشور ما، هیچ کودکی نباید در فقر رشد کند. با این حال، هر شب، در سراسر آمریکا کودکانی هستند که شکم گرسنه به خواب می‌روند یا در جایی می‌خوابند که نمی‌توان نام «خانه» بر آن نهاد.

ما باید بهتر عمل کنیم. حمایت از کودکان و خانواده‌ها از همان زمان که شغل اولم را به‌عنوان یک وکیل جوان در بنیاد دفاع از کودکان آغاز کردم، همواره دلیل زندگی من بوده است و اگر افتخار خدمت در جایگاه رئیس‌جمهوری را پیدا کنم، این مورد (حمایت از کودکان و خانواده‌ها)، اصلی‌ترین مأموریت من خواهد بود.

خبر خوب این است که ما به خاطر فعالیت سخت مردم آمریکا و پرزیدنت اوباما، در حال پیشرفت هستیم. نرخ فقر جهانی در دهه‌های گذشته به نصف کاهش پیدا کرده است. در ایالات متحده، براساس گزارش جدید اداره آمار، مشخص شده که در‌ سال ٢٠١۵، ٣,۵‌میلیون نفر کمتر از‌ سال قبل از آن، در فقر زندگی می‌کنند.

متوسط درآمدها تا ۵,٢‌درصد افزایش پیدا کرده که این میزان بیشترین رشد ثبت شده است. این منفعت شامل حال همه خانواده‌ها در هر سطحی از درآمد شده است و بیش از همه شامل آنهایی شده که فقیرتر بوده‌اند. گزارش اداره آمار این موضوع را روشن می‌کند که آمریکایی‌های سختکوش، زمانی که یک کمک کوچک –‌مثل کوپن غذا و بیمه سلامت‌- دریافت می‌کنند، می‌توانند خود را  از فقر بالا بکشند.

اما اشتباه نکنید؛ ما کارهای زیادی در پیش‌رو داریم. خانواده‌هایی در سراسر کشور به خاطر «بحران اقتصادی بزرگ» ویران شدند. حدود ۴٠‌درصد از آمریکایی‌ها میان سنین ٢۵ تا ۶٠ سال، از برخی جهات، یک‌ سال را در فقر می‌گذرانند.

 بهترین راه برای کمک به خانواده‌ها جهت بیرون کشیدن خود از فقر، این است که پیدا‌کردن شغل با درآمد خوب را برایشان آسان‌تر کنیم. به‌عنوان رئیس‌جمهوری، یکی از مهم‌ترین اولویت‌های من افزایش رشد اقتصادی است به نحوی که قدرتمند، عادلانه و پایدار باشد.

 من با دموکرات‌ها و جمهوریخواهان کار خواهم کرد تا در مشاغل با درآمد خوب –‌شغل‌هایی در حوزه زیرساخت‌ها و تولید، فناوری و نوآوری، کسب‌و‌کارهای کوچک و انرژی پاک- یک سرمایه‌گذاری تاریخی انجام دهیم. ما باید اطمینان حاصل کنیم که پاداش کار سختکوشانه، افزایش میانگین درآمد باشد و در‌نهایت، دستمزد برابر برای زنان را به دنبال داشته باشد.

اگر ما بخواهیم در مورد پدیده فقر جدی باشیم، همچنین نیازمند یک عزم ملی برای تسهیل شرایط عرضه مسکن‌های ارزانقیمت هستیم.

شاید این موضوع مهم‌ترین مسأله انتخابات نباشد، اما قطعا مسأله بزرگی برای ١١,۴میلیون خانواده آمریکایی است که بیش از نیمی از درآمدشان را صرف پرداخت اجاره می‌کنند. بسیاری از افراد، به دنبال ذخیره برای فرزندان یا صرفه‌جویی برای دوران بازنشستگی‌شان هستند تا سقفی بالای سر خانواده‌شان داشته باشند.

طرح من موجب توسعه و گسترش وام‌های خرید مسکن با بازپرداخت کم در مناطق گرانقیمت می‌شود. بنابراین اگر شما خانواده‌ای باشید که در یک شهر گرانقیمت زندگی می‌کنید، شما توانایی پیدا کردن مکان مقرون به‌صرفه‌ای را دارید که بتوان نام خانه را بر آن نهاد و همچنین به سیستم حمل‌ونقل برای رسیدن به محل کارتان یا رفتن فرزندانتان به مدارس با کیفیت، دسترسی داشته  باشید.

ما همچنین باید اطمینان حاصل کنیم که منفعت سرمایه‌گذاری‌های ما به جوامعی می‌رسد که به خاطر غفلت‌های دهه‌های گذشته، بیش از همه متحمل رنج شده‌اند. ما باید به این مسأله اذعان کنیم که اگرچه فقر به‌طورکلی کاهش پیدا کرده، اما فقر شدید و مفرط افزایش پیدا کرده است (یعنی تعداد فقرا در جامعه کم شده، اما تعداد افرادی که فقر شدید داشته‌اند، بیشتر شده و این به معنای افزایش اختلاف طبقاتی در سطوح پایین جامعه است).

من و «تیم کین» قرار است که استراتژی ضد فقر خود را براساس طرح ١٠-٢٠-٣٠ جیم کلایبرن (نماینده کنگره) مدل‌سازی کنیم و طبق آن، ١٠‌درصد سرمایه‌گذاری فدرال را به جوامعی اختصاص دهیم که ٢٠‌درصد جمعیت آنها، به مدت ٣٠سال، زیر خط فقر زندگی کرده‌اند و ما تأکید خاصی بر جوامع اقلیتی خواهیم داشت که سابقه طولانی نژادپرستی سیستماتیک در آنجا وجود دارد.

به‌عنوان رئیس‌جمهوری، من زندگی‌ام را با تمرکز بر ایجاد فرصت‌ها و عدالت برای کودکان و خانواده‌ها ادامه خواهم داد. ما نیازمند گسترش دسترسی به مراقبت با کیفیت بالای کودکان و تضمین مرخصی با حقوق پدران و مادران در همه سطوح درآمدی هستیم تا آنها بتوانند میان شغل و زندگی‌شان تعادلی برقرار سازند. همچنین ما باید سرمایه‌گذاری بر روی اوایل زندگی کودکان را دوبرابر کنیم و پیش‌دبستانی‌ها را برای همه کودکان ۴ساله محقق کنیم تا فرزندان ما بهترین شرایط و امکان را در آغاز زندگی‌شان داشته باشند.

دونالد ترامپ رویکرد دیگری دارد. او مردم آمریکا را به دو بخش برندگان و بازندگان تقسیم می‌کند و به نظر نمی‌رسد که بخواهد زمان زیادی را صرف مردم فقیر بکند. در حقیقت برنامه‌های اقتصادی او به‌شدت به نفع ثروتمندان آمریکایی و شامل کاهش مالیات بر املاک است که تنها برای خانواده خود او حدودا ۴‌میلیارد دلار منفعت دارد. او می‌گوید که درآمدها بسیار بالا هستند. یک تحلیل اقتصادی مستقل نشان داده که با طرح‌های اقتصادی ترامپ، ما دوباره به دوران رکود اقتصادی بازمی‌گردیم و خانواده‌های بیشتری را به سوی فقر، هل می‌دهیم.

در ماه نوامبر پیش‌رو، مردم آمریکا باید میان اقتصادی که به نفع همه است و اقتصادی که با هزینه همه به نفع ثروتمندان است، انتخاب کنند. شرایط این انتخاب بیش از این روشن‌تر نمی‌شود.



۰۰

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس