تاریخ انتشار: ۱۸ خرد ۱۳۹۵
مبلغ:

هر حزب و جریان سیاسی با این انگیزه تشکیل می‌شود که به قدرت دست یابد. به دست آوردن قدرت موجب می‌شود که آن حزب اولاٌ یک تایید اجتماعی و سیاسی از طرف مردم داشته باشد وثانیا بتواند اهداف وعده داده شده را که اهداف آن جریان است را در جامعه پیاده‌سازی کند. جریان سیاسی اصلاح‌طلب نیز توانست با شعار نفی تندروی و هماهنگی با دولت تعداد قابل ملاحظه‌ای از کرسی‌های پارلمان را به دست آورد.

به گزارش “گذارنیوز”  البته این جریان در ابتدای راه با وجود اینکه فراکسیون قدرتمندی را تشکیل داده بود؛ نتوانست ریاست مجلس را به دست آورد و برخی عدم رای دکتر عارف به عنوان نماد اصلاحات را شکست اصلاح‌طلبان اعلام کرده‌اند. به بهانه بررسی علل کاندیداتوری دکتر عارف با مرتضی مبلغ، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو حزب اتحاد، به گفت‌وگو پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:
هدف اصلاح‌طلبان در شورای عالی برای ورود به صحنه انتخابات چه بود و تا چه میزان این اهداف تحقق‌ یافته است؟
اهداف اصلاح‌طلبان قبل از ورود به انتخابات به طور شفاف اعلام ‌شده بود. اصلاح‌طلبان در راستای برون ‌رفت از مشکلات متعدد کشور وارد صحنه انتخابات مجلس شورای اسلامی شدند. اصل برای آنها منافع و مصالح ملی بود و با این هدف به صحنه آمدند که مجلسی کارآمد و عقلانی تشکیل شود و تندروها درآن مجلس میدان‌دار نباشند و به ‌نوعی رفتار معتدلی بر مجلس دهم حاکم شود. البته در این راه اصلاح‌طلبان با رد صلاحیت‌های گسترده روبه رو بودند. رد صلاحیت‌ها به ‌اندازه‌ای بود که جز تعداد انگشت‌ شماری تمام چهره‌های اصلی و حتی رده دوم و سوم آنها نیز رد صلاحیت شدند اما به دلیل اهداف والایی که داشتند، بدون انفعال وعقب‌نشینی از بین نامزدهای موجود افرادی را از سه جریان اصلاح‌طلب، مستقل و اصولگرایان معتدل وحامی دولت مورد حمایت قرار دادند و نتیجه انتخابات نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان به اهداف خود در انتخابات مجلس رسیده‌اند و ترکیب مجلس به شکلی است که عقلانیت در آن غلبه دارد و تندروی در آن در حداقل است و شرایط مجلس به‌گونه‌ای است که می‌تواند در راستای حل مشکلات کشور گام بردارد.
شاهد رأی نیاوردن آقای عارف مقابل آقای لاریجانی بودیم، این مساله به معنی باخت اصلاح‌طلبان است؟
 بحث ریاست مجلس از طرف اصلاح‌طلبان و حامیان دولت به عنوان حرکتی در راستای یک رقابت سازنده و دوستانه بود و پیش‌تر نیز بارها توسط فعالان احزاب اصلاح‌طلب اعلام ‌شده بود که ریاست بر این مجلس برای اصلاح‌طلبان علت حضور آنها در انتخابات نیست از همان ابتدا هم مشخص‌شده بود که از بین آقای لاریجانی و آقای عارف، یک نفر به ریاست مجلس خواهد رسید و بارها هم اعلام‌شده بود که این بحث مهم نیست و مهم برای اصلاح‌طلبان این بود که اهداف مد نظرآن‌ها در مجلس محقق شود و رقابت‌ها جنبه سازنده و هم افزا داشته و همراه با همدلی و رفتار عقلایی باشد لذا از ابتدا هم برد و باختی مدنظراصلاح‌طلبان نبود. البته اصلاح‌طلبان به این دلیل وارد فرایند انتخاب ریاست مجلس شدند که پاسخگوی مطالبات مردم وتحقق پیام آنها باشند. پیام مردم در انتخابات در دو مورد مهم خلاصه می‌شد، اول اینکه می‌خواستند دست غوغا سالاران از مجلس کوتاه شود، دوم اینکه خواهان تغییر مثبت وسازنده بودند و اینکه شرایط مناسب‌تری در مجلس حاکم شود و طبعیتا با توجه به اینکه آقای عارف نماد آن تغییر بود، ایشان کاندیدا شدند. این مورد در کمال عقلانیت عملی شد بدون اینکه به امر حیثیتی تبدیل شود و بدون اینکه راهبرد تعامل و همدلی وتشریک مساعی تحت‌الشعاع قرار گیرد. البته اینکه در این راستا تعدادی از منتخبان مردم با وجود تعهد وامضای میثاق نامه به‌گونه‌ای دیگر عمل کردند به خود آنها بازمی‌گردد و باید پاسخگوی مردم باشند؛ اما رفتاری که اصلاح‌طلبان در این مورد داشتند دقیقا در راستای اهداف آنها بود. اما در این بین نکته مهم و قابل توجه این است که ترکیب مناسب و قابل قبولی در هیات رئیسه شکل گرفت که همانند خود انتخابات جنبه برد- برد داشت، به ویژه اینکه نواب رئیس اول و دوم نامزدهای اصلاح‌طلبان وفراکسیون امید بودند.
به طور یقین شورای عالی اصلاحات زحمات فراوانی برای این پیروزی کشیده است، آیا در آن زمان بهتر نبود افرادی را به مردم معرفی می کردند که در مجلس می‌توانستیم بر آرای آنها بیشتر حساب باز کنیم؟
شما طوری سوال می‌کنید که انگار همه‌چیز روال عادی داشت و دست اصلاح‌طلبان باز بود. همان طور که می دانید رد صلاحیت‌های گسترده اجازه چنین کاری را نمی‌داد و به همین دلیل هم از همان ابتدا اصلاح‌طلبان به دنبال یک مجلس با اکثریت اصلاح‌طلب نبودند و این مهم نیز محقق نمی‌شد، البته اگر با فضای طبیعی روبه رو بودیم و اصلاح‌طلبان هم نامزدهای خود را در صحنه داشتند، طبیعتا نامزدهای خود را به مردم معرفی می‌کردند؛ بنابراین آنچه تحت عنوان لیست امید به مردم معرفی گردید، ترکیبی از اصلاح‌طلبان و مستقلین حامی دولت و اصولگرایان پشتیبان دولت بود.
دکترعارف نقش مهمی در تحولات سیاسی در چند سال اخیر داشتند این تاثیرگذاری را در مجلس دهم چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 از همان ابتدا هم ‌بارها اعلام‌شده بود که اصل برای اصلاح‌طلبان و حامیان دولت تشکیل فراکسیون قوی و با تعداد بالاست که این فراکسیون بتواند اهداف اشاره‌شده را در مجلس دنبال کند و ریاست مجلس هم فرع بر این مورد بود. علت هم این بود که در قالب یک حرکت فراکسیونی کارآمد و کارشناسانه می‌توان اهداف اشاره‌شده را دنبال کرد. رئیس و هیات‌رئیسه که به تنهایی نمی‌توانند کاری بکنند. مهم بدنه کارشناسی و توانمند نمایندگان است که در قالب کمیسیون‌های مختلف باید به بررسی لوایح بپردازند و شرایط کشور را ارزیابی کنند و تصمیماتی بگیرند که مجلس را در شرایط واقعی خود قرار دهد و به حل مشکلات کشور کمک کند و در اینجا یک فراکسیون توانمند وکارآمد در مجلس در این موارد نقش مهمی دارد؛ بنابراین دکتر عارف مستقل از اینکه رئیس مجلس می‌شد یا نمی‌شد مدیریت فراکسیون امید را در مجلس آینده دنبال خواهد کرد.
فراکسیون امید تا چه اندازه می‌تواند در جهت به نتیجه رسیدن اهداف اصلاح‌طلبان در مجلس تاثیرگذار باشد؟
 به طور یقین این فراکسیون تاثیرگذارخواهد بود. رویکرد فراکسیون امید این است که تعامل و عقلانیت را در مجلس حاکم کند و بتواند همه‌کسانی که دلسوزانه و عقلانی برای کشور کار می‌کنند را تقویت کرده و بین آنها همدلی ایجاد کند. همچنین آرایش‌های مجلس را نباید با اعداد و رقم‌هایی که در انتخاب هیات‌رئیسه نشان داده شد، مقایسه کرد. این اعداد مقطعی است و نمایندگان در مسائل دیگر نظر متفاوتی دارند. اساسا آرایش نیروها و فراکسیون‌ها در مسائل مختلف مجلس امرثابتی نیست و سیال است. زمانی که مسائل اصلی و کلان کشور در مجلسی با رویکرد تعاملی و همدلی و در راستای پاسخگویی به کاهش درد و رنج مردم باشد، نباید تردید کرد که تعداد بسیار بیشتری در این راستا گام برخواهند داشت. به نظر می‌رسد مجلس فعلی می‌تواند خوب و متفاوت عمل کند و فراکسیون امید نیز می‌تواند نقش موثر و تعیین‌کننده‌ای در مجلس ایفا کند.
مجلس دهم به‌ نوعی میان اصلاح‌طلبان و اصولگرایان تقسیم‌شده است. این نوع آرایش سیاسی می‌تواند به توسعه در ایران منجر شود؟
 یکی از نکات بارز انتخابات این بود که مردم خیلی هوشمندانه‌تر و سیاسی‌تر رأی دادند. هوشمندانه به این معنا که دقیقا می‌دانستند چه می‌خواهند وچه نمی‌خواهند و سیاسی‌تر به این دلیل که با وجود اینکه انتخابات در ایران حزبی نیست مردم به‌گونه‌ای عمل کردند که حتی در نقاط دوردست هم نگاه سیاسی‌تری به انتخابات داشتند. این تصمیم آثار خود را به همین نسبت در مجلس خواهد داشت. البته در کشور ما در بحث انتخاب دو مشکل اساسی وجود دارد. اول اینکه در انتخابات با رد صلاحیت‌های گسترده مواجهیم و بسیاری از چهره‌ها و شخصیت‌های بارز به علت عدم احراز یا هر عنوان دیگر نمی‌توانند در انتخابات حاضر شوند. دوم اینکه در تمام کشورها و درتمامی دموکراسی‌های موجود انتخابات حزبی است اما در قانون انتخابات ما چنین رویکردی وجود ندارد و چه حزبی در کشور باشد و چه نباشد مجلس در ایران تشکیل می‌شود. دموکراسی بدون حزب کاستی و خلأ جدی دارد. البته احزاب در ایران وجود دارند ولی احزاب باید با نظام انتخاباتی پیوند ساختاری و قانونی پیدا کنند. واقعیت این است که در ایران حزب به معنی واقعی نداریم. احزاب در ایران فراگیر نیستند و تا زمانی که برخی از مشکلات حل نشود این مسائل هم وجود دارد. انتخابات ما باید ساختار حزبی داشته باشد و شرایط انتخابات هم طبیعی شود و همه بتوانند در آن حضور یابند اما با وجود تمام این کاستی‌ها گام‌های خوبی برداشته ‌شده و این مجلس نیز گام مثبت و جدی است.
پاشنه آشیل دولت روحانی اقتصاد و رکود بی‌سابقه است. تا چه اندازه ممکن است این موضوع سبب دردسر برای روحانی شود؟
 اگر صورت ‌مساله را به ‌درستی ترسیم کنیم، خواهیم دید خرابی‌هایی که از دولت گذشته در اقتصاد به‌ جامانده است آن‌ قدر بزرگ وهمه‌جانبه است که اگر منصفانه نگاه کنیم جبران آسیب‌ها و بازگرداندن کشور به شرایط عادی و اولیه بیش از دو دهه طول می‌کشد. ولی در همین مدت سه‌ساله اخیر تورم ۴۰ درصدی در حال تک‌رقمی شدن است. جلوی برخی از فسادها گرفته شده و پرونده هسته‌ای حل وفصل شده است. شما تصور کنید که اگر روند تحریم‌ها ادامه می‌یافت اکنون چه شرایط سخت و ناگواری بر کشور و وضعیت مردم حاکم بود. از طرف دیگر رشد به‌شدت منفی اقتصادی مثبت شده است. ولی با این وجود دستاورد‌های آن به گونه‌ای نیست که مردم احساس گشایش جدی در وضعیت اقتصادی کنند و علت اصلی آن رکود فعلی در بازار است. مشکل رکود نیز زمانی حل می‌شود که سرمایه‌گذاری‌های واقعی به کشور جاری شود و به دست آوردن چنین موقعیتی سخت است زیرا در شرایطی که فرار سرمایه اتفاق افتاد و کشور با بن بست مواجه شد باز کردن این قفل‌ها سخت و نسبتا زمانبر است. البته در اینجا باید قبول کرد که مدیران دولتی باید از کارآمدترین‌ها باشند و در این زمینه اگر نگوییم دولت غفلت کرده است باید بگوییم که دولت باید توجه عمیقی به این موضوع داشته باشد. مردم به‌خوبی می‌فهمند که اگر مدیریت کارآمد وتوانمند قوی نداشته باشیم، اقتصاد پویایی نخواهیم داشت و مشکلات کشور مانند زنجیره به‌هم‌پیوسته است، درنتیجه دولت باید در این زمینه اهتمام جدی بورزد و در این موارد تجدید نظر کرده و ملاحظات را کنار بگذارد. به ویژه در مدیران منطقه‌ای نیروهای مجربی وجود دارند که می‌توانند به دولت و ملت خدمت کنند، ولی ملاحظات بی‌جایی در نظر گرفته می‌شود که به دلایل آن ملاحظات مدیران متوسط توسط دولت انتخاب می‌شوند.
جریان گذشته که در قوه مجریه حاکم بود در حال بازسازی خود برای ورود به صحنه واقعی سیاست است، ارزیابی شما از ورود این جریان و رقابت احتمالی با آقای روحانی درسال آینده چیست؟
نکته‌ای که حائز اهمیت است این است که یک عملیات روانی بسیار گسترده‌ای در کشور بعد از سال ۹۲ شکل‌گرفته و بعد از انتخابات هفتم اسفند ۹۴ به اوج خود رسیده است که قصد دارد دولت فعلی برخواسته از رأی مردم را مخدوش جلوه دهد و زمینگیر کند و در نتیجه این دولت را برای نخستین بارتک دوره‌ای کند. در ادامه این مسیر نیز به دنبال بازتولید روند گذشته هستند. ریشه و پشت‌صحنه این عملیات روانی به افرادی باز می‌گردد که در طول سال‌های گذشته منافع نامشروع فراوانی به دست آوردند و بعضی از نمونه‌های آن نیز تحت عنوان فسادهای گسترده مشخص‌شده است؛ آنها حتی قصد تنبیه مردم را دارند که چرا این دولت را انتخاب کردید! این روند در دوران دولت اصلاحات هم انجام می‌شد. از طرف دیگر به دنبال جلب افکار عمومی هستند، برای نمونه اعلام می‌کنند یارانه‌ها را چهار برابر می‌کنیم و با این کار می‌خواهند بر افکار عمومی تاثیر بگذارند. اما متقابلا نکته مهمی اتفاق افتاده است و آن اینکه آن قدرخسارت‌های آن دوران فراوان بوده و تا مغز استخوان مردم نفوذ کرده است که این عملیات روانی دیگر خاصیت خود را از دست داده و نخ نما شده است. آنچه به عنوان نقطه مثبت آنها اعلام می‌شود اتفاقا نقطه منفی عملکرد آنهاست. مردم با همه وجود فهمیدند یارانه‌ها نه‌تنها شیرینی‌ای به کام آنها نبوده بلکه تلخی بر کام آنها فروریخته است. مردم فهمیده‌اند یارانه چهل هزار تومانی تورم افسارگسیخته‌ای دراقتصاد به وجود آورد. دمیدن بر بحث یارانه‌ها دیگر در جامعه کارایی ندارد. به همین دلیل جریان گذشته دیگر در کشور بازتولید نمی‌شود، زیرا مردم خطر این جریان را حس کرده‌اند. آنچه باعث نگرانی است این است که مردم احساس کنند که کار جدی‌ای برای آنها صورت نگرفته و دل سرد شوند که این نیز نیاز به دو اقدام مهم دارد؛ یکی اطلاع‌رسانی به مردم و دوم اینکه دولت با تمام توان خود را توانمندتر کرده و تلاش کند که مسائل حل شود.
رکود در بازار ایران عمیق است و نیاز به اقدامات عاجل دارد. مدیران اقتصادی چگونه می‌توانند وضعیت اقتصادی را بهتر کنند؟
 دولت با وجود همه دست اندازها و کار شکنی‌ها بهتر از وضعیت فعلی می‌توانست عمل کند. لذا باید اولا حقایق برای مردم به‌درستی تبیین شود. مردم نشان داده‌اند اگر مدیران صادقانه با آنان مواجه شوند و با تمام توان عمل کنند توقع خود را در حد واقعیت‌ها حفظ می‌کنند. ما نه فرصت داریم و نه حق‌داریم که برای حل مشکلات مردم کوتاهی کرده و در انتصاب مدیران لایق و توانمند ملاحظه‌کاری کنیم. اگر در این مورد ملاحظه‌کاری صورت گیرد در حق مردم کم‌کاری کرده‌ایم. لذا در این زمینه باید تلاش فراوانی شود. مدیر توانمند در اجرا فکر بهتر دارد. ما بیش از مشکل راه‌حل، مشکل اجرایی داریم و مدیران قوی می‌توانند این مشکل را حل کنند.

برچسب ها: برچسب‌ها, ,
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس