تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۹۵

[ad_1] محمود مقیمی یکی از کارمندان دانشگاه آزاد اسلامی یزد که در طول مدت خدمتش در دانشگاه در آشپزخانه، تأسیسات، انتظامات و سرایداری به دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی یزد خدمت کرد، بازنشسته شد. به مناسبت روز خانواده و تکریم از بازنشستگان، گفت‌وگوی خبرنگار ایسکانیوز با یکی از کارمندان زحمتکش دانشگاه آزاد اسلامی یزد را در […]

[ad_1]

محمود مقیمی یکی از کارمندان دانشگاه آزاد اسلامی یزد که در طول مدت خدمتش در دانشگاه در آشپزخانه، تأسیسات، انتظامات و سرایداری به دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی یزد خدمت کرد، بازنشسته شد.

به مناسبت روز خانواده و تکریم از بازنشستگان، گفت‌وگوی خبرنگار ایسکانیوز با یکی از کارمندان زحمتکش دانشگاه آزاد اسلامی یزد را در زیر می‌خوانید:

*لطفاً خودتان را معرفی و سابقه حضورتان را در دانشگاه بیان کنید.

– محمود مقیمی فیروزآباد هستم و بیست سال است که در دانشگاه افتخار خدمت به دانشجویان و دانشگاهیان را دارم.

* آیا در مدت حضورتان در دانشگاه خاطرات تأثیرگذاری داری؟

– یاد دارم حضور آقای محمدحسین محمدخانی شهید مدافع حرم که سال گذشته در سوریه به خیل شهدا پیوست. ایشان مظهر یک انسان مومن و عاشق به خدا بود و عاشقانه به سوی او پرکشید، بعضی وقتها ایشان را می دیدم که در کنار قبور مطهر شهدای گمنام دانشگاه در پایان ساعت کلاس در تاریکی شب زیارت عاشورا و یا دعای کمیل می‌خواند. او را که می‌دیدم از خداوند متعال می‌خواستم به من نیز توفیق بندگی خالص عطا کند.

خاطره دیگری که دارم مربوط به موسس دانشگاه آزاد اسلامی یزد مرحوم علی سلطانی است که دلسوزانه در دانشگاه خدمت می‌کرد به‌ویژه روزهای تعطیل در دانشگاه بود. ایشان حق پدری بر گردن ما دارند و اگر در کاری معذوریت انجام داشت ولی با لطف خوشی که داشتند، کارمندان را راضی نگه می‌داشتند و با جان و دل برای ایشان و در راه رضای خدا کار می‌کرد. فقدان سلطانی برای من خیلی سخت بود، امیدوارم خداوند روح ایشان را شاد کند.

* شما در مراسم مذهبی دانشگاه به ویژه سوگواری ایام شهادت سید و سالار شهیدان حضور فعالی داشتید از آن حال و هوا برای‌مان بگویید.

– هیأت حضرت رقیه(س) دانشگاه آزاد اسلامی یزد در مراسم سوگواری ائمه به ویژه حضرت امام حسین (ع) اقدام به برپایی مراسم عزاداری و تهیه آش نذری ویژه دانشجویان و کارکنان دانشگاه می‌کند، یادم هست اولین سالی که شهدای گمنام در دانشگاه به خاک سپرده شدند، مراسم ویژه ای برگزار کردیم که هیچ‌گاه یاد و خاطره آن مراسم عزاداری از ذهنم پاک نمی‌شود.

*یک روز کاری خود که در دانشگاه تشریح کنید.

– صبح‌ها زودتر از همه به دانشگاه می‌آمدم و شب‌ها دیرتر از همه از خارج می‌شدم و این کار ۱۳ سال طول کشید. بعضی وقتها ساعت ۲ و ۳ شب به ویژه در ایام زمستان چون سیستم گرمایشی ساختمان‌ها فعال بود به آنجا سر می‌زدم تا خدای ناکرده خرابی پیش نیاید و در صورت مشاهده هرگونه مشکلی سریعاً عوامل تأسیسات و مسئولان را در جریان می گذاشتم. کار من جمعه و تعطیلات نمی شناخت و باید به گونه ای همیشه آماده باشم.

* حرف آخر

توصیه می‌کنم همکاران دانشگاهی مقتضیات سن دانشجویان را در نظر بگیرند و صبر و حوصله داشته باشند و آنها را تکریم کنند. اموال دانشگاه را اموال خود بدانند و در حفظ و نگهداری آن کوشا باشند.

۱۰۱

[ad_2]

منبع:ایسکانیوز

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس

برچسب ها:
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس