تاریخ انتشار: ۰۱ دی ۱۳۹۴

توکلی در خاطرات خود به ماجرای رقابتش با هاشمی رفسنجانی اشاره می‌کند.

احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و نامزد سابق انتخابات ریاست جمهوری در خاطرات خود به ماجرای رقابت با هاشمی رفسنجانی در سال ۷۲ اشاره می‌کند و می‌گوید:

«من معتقد بودم که آقای هاشمی باید رقیب جدی داشته باشد؛ تا آن موقع و بعد از قصه بنی‌صدر هر فردی که انتخاب می‌شد، یک اجماعی هم روی آن فرد بود و انتخابات جدی رخ نمی‌داد. من اعتقاد داشتم که اگر هاشمی رقیب جدی نداشته باشد راه کجش را ادامه می‌دهد و باید یک رقیب جدی داشته باشد تا از آقای هاشمی انتقاد کند. من آ‌ن زمان به سراغ آقای پرورش رفتم تا راضی‌اش کنم نامزد شود ولی حاضر نشد. البته آقای پرورش هم حرف من را تایید کرد. بعد از آن به سراغ دکتر جواد لاریجانی رفتم که وی هم با وجود اینکه حرف من را درست می‌دانست حاضر نشد در عرصه انتخابات حضور پیدا کند و من مانده بودم چرا که کسی حاضر نیست این کار را انجام دهد. شب قبل از آخرین روز ثبت نام در تماسی که یکی از مسئولان با اینجانب داشتند معلوم شد که رهبر عزیز انقلاب خواستار برگزاری انتخاباتی پرشور و رقابتی هستند. به ایشان گفتم من هم فکر می‌کنم آقای هاشمی باید یک رقیب جدی داشته باشد ولی به خودم فکر نکرده بودم و به سراغ برخی دوستان رفتم که آن‌ها هم راضی نشدند. حالا که این تصور وجود دارد که خودم می‌توانم وارد مبارزه سیاسی شوم حاضرم نامزد شوم، ولی اگر نامزد شوم می‌خواهم رئیس‌جمهور شوم و تعارف ندارم.

روز بعد به روزنامه برگشتم و گفتم که می‌خواهم برای ثبت نام ریاست جمهوری به وزارت کشور بروم که همه شگفت‌زده شدند. ساعت حدود ۲ بعد از ظهر بود که در وزارت کشور ثبت نام کردم و به طور جد رقابتم را شروع کردم. در آن زمان داستانی پیش آمد که صدا و سیما نمی‌خواست فیلم انتخاباتی مرا پخش کند. ساعت ۲ بعد از ظهر بود که گفتند فکس از آقای محمد هاشمی رئیس سازمان صداوسیما آمده و شما باید مراجعه کنید چرا که فیلم خلاف قانون است و باید فیلم عوض شود که من هم در جواب گفتم شما حق دخالت در این امور را ندارید چرا که شما عضو کمیته‌ای هستید که فقط می‌توانید تنظیم برنامه کنید و تاکید کردم نطقم را عوض نمی‌کنم. بعد به آقای ناطق نوری رئیس مجلس و موسوی تبریزی دادستان کل کشور و عبدالله نوری وزیر کشور زنگ زدم و در ‌‌نهایت به من گفتند که بیا اینجا اگر ما تو را قانع کردیم فیلم را عوض کنیم و اگر قانع نشدی برو. رفتم صدا و سیما به توافق نرسیدیم. بعد به خانه رفتم. تلفن زنگ زد آقای میرمحمدی رئیس دفتر آقای هاشمی رفسنجانی پشت خط بود و گفت که آقای هاشمی خیلی ناراحت است جریان چیست. من هم جریان را تعریف کردم و گفتم که این‌ها از لحاظ قانونی نمی‌توانند بگویند چه بگویم و چه نگویم. بعد آقای حجازی از دفتر آقا زنگ زدند و جریان را پرسیدند و من هم گفتم که خدمت آقا عرض کنید که این‌ها توقع غیرقانونی دارند و من هم زیر بار حرف غیر قانونی نمی‌روم و اگر آقا دستور بدهند فیلمم را عوض می‌کنم. آقای حجازی گفت گوشی دستت باشد و رفت و پرسید و آمد و گفت آقا فرمودند اگر موضع خود را قانونی می‌دانی محکم بایست و من هم تشکر کردم.

حدود ۴۵ دقیقه تلویزیون نطق من را تاخیر انداخت و به جای نطقم موزیک می‌زدند و گل می‌گذاشتند و قبلش هم بیانیه‌ای قرائت شد و اعلام کردند نطقم غیرقانونی است و پخش نمی‌کنند و در این مدت منتظر بودند که مرا راضی کنند ولی در ‌‌نهایت و با مقداری تاخیر نطقم را به طور کامل پخش کردند.»

برچسب ها: برچسب‌ها,
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس