تاریخ انتشار: ۲۴ فرو ۱۳۹۵
*فريدون مجلسي

بسیاری از سیاستمداران صاحب قدرت بیش از هر مساله‌ای تابع احساسات، منافع و عقاید خویش هستند که در اکثر موارد جامع نیست. قطعا تصمیم‌گیری‌ها تحت نفوذ عقلانیت، تمرکزش بر منافع و آرامش آن جامعه خواهد بود.

بدین‌ترتیب هم همان طور که تجربه ثابت کرد روس‌ها هم از این امر مستثنی نیستند، چراکه روس‌ها حتی قبل از فروپاشی شوروی سابق و از همان دوره تزارها نیز مردمانی معامله‌گر و توسعه‌طلب بودند. اکنون هم در هر موردی بیش از هر مساله‌ای منافع خویش را در نظر دارند و چندان نیز به قرار و وعده‌های خویش پایبند نیستند. روسیه در سوریه هم دارای پایگاه‌هایی است که البته مهم‌ترین پایگاه این کشور در مدیترانه است که آنها به هیچ روی مایل به از دست دادن پایگاه خود در دریای مدیترانه نیستند، زیرا آنجا ادامه نفوذ و حضور دوران ابر قدرت روسیه است که همواره امیدوارند یک‌بار دیگر به آن دوران بازگردند. اکنون نیز روس‌ها به صورت تبلیغاتی، هیاهو و عکس‌های گروهی نیروهای خود را از سوریه خارج کردند. در حقیقت زمانی پوتین نیروهای خود را به روسیه بازگرداند که توانست به مهم‌ترین اهدافش در سوریه جامع عمل بپوشاند. از طرفی ارتش سوریه اکنون قوی‌تر شده و شبه نظامیان داعش و سایر تروریست ‌ها ضعیف‌تر از همیشه شده‌اند. تروریست‌ها بسیاری از مناطق تحت اشغال خود را در سوریه از دست دادند. آمریکا هم به نظر نمی‌رسد که از اقدامات ابتدایی روس‌ها نگران و ناراضی بوده باشند. از دگر سو عربستان و ترکیه نیز که قبل از این برای حضور داعش از روی تصوراتی برنامه‌ریزی کردند. اکنون بومرنگ داعش که عربستان و ترکیه آن را به سمت سوریه پرتاب کردند این بومرنگ به سمت خودشان اصابت کرده است و امروز آنها دریافتند غولی که از داخل بطری خارج کردند دیگر نمی‌توانند به داخل بطری بازگردانند. با این همه آنها اقدامات شان را انجام دادند و دورا دور مراقب اوضاع هستند و از سویی مراقبند که خود را آلوده جنگ با داعش و هزینه‌های ناشی از آن نکنند. در این میان با پیچیده‌تر شدن شرایط در سوریه دموکرات خواه‌ها با بشار اسد همراهی کرده و حتی برخی از آنها به گروه‌های مدنی پیوستند. بنابراین برای حفظ و یکپارچگی سوریه تصمیم عقلانی این است که بشار و دولت مرکزی وارد مذاکره شده و با گروه‌های مدنی تحت حمایت غرب به نوعی در تقسیم قدرت کنار آیند، چراکه برای حفظ سوریه و خروج وهابی‌های تروریست از این کشور چاره‌ای جز مشارکت در قدرت به شیوه مسالمت آمیز نیست. اما با تغییر فضای سیاسی در سوریه باید در انتظار تغییرات دیگری چون جایگاه بازیگران و نقش آنها در فضای سیاسی این کشور بود. به همین علت لازم است ایران در صورت تغییر دولت و شرایط سیاسی جدید در سوریه همچنان روش اعتدالگرایانه خویش را در پیش بگیرد؛ همان روش آشتی‌جویانه‌ای که منجر به تفاهم در تصویب برجام شد. تنها تدوام سیاست آشتی جویانه و آرامش بخش می‌تواند در معادلات قدرت جایگاه بهتری ایجاد کند؛ زیرا سیاست خصومت ایجاد خصومت متقابل خواهد کرد. از سویی اکثر کشورهای عربی جز عراق و سوریه از خلیج‌فارس تا شمال آفریقا در یک جبهه مشترک به‌شدت مخالف ایران هستند. به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که بهترین روش برای ایران ادامه روش اعتدالی، تعاملی و آشتی جویانه برای جلوگیری از بحران‌های احتمالی است. تعامل و مشارکت رمز موفقیت و حضور در عرصه‌ جهانی است. از طرفی گاه اصول دولتمردان می‌تواند خوشبختی و آرامش آن جامعه یا هدف توسعه ارتباطات بین‌المللی و همجواری با همسایگان جهت ادامه و آرامش بیشتر باشد. همه این هدف‌ها را می‌توان با سیاست و روش‌های مسالمت‌آمیز پیگیری کرد در غیر این صورت روش‌های خصومت‌آمیز و سرسختانه واکنش‌های متفاوتی را به وجود خواهد آورد.

۰۰

نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس