تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۳۹۴

بیشتر شهرتش را مدیون فوتبال و زمانی است که مدیرعامل باشگاه استقلال تهران بود. با این وجود امیررضا واعظ آشتیانی معاونت وزارت صنایع و معادن، عضویت در شورای دوم شهر تهران و همچنین قائم‌مقامی سازمان تربیت‌بدنی را در کارنامه خود دارد. وی همچنین به مدت هشت سال در شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی به عنوان یکی از ریشه‌دارترین احزاب کشور فعالیت کرده است.

به گزارش “گذارخبر”  با واعظ آشتیانی درباره گفتمان اعتدال، وضعیت جبهه پایداری، نقش موتلفه در انتخابات مجلس و رابطه‌اش با محمود احمدی‌نژاد گفت‌وگو کردیم که پاسخ‌های جالب و جدیدی به پرسش‌ها داد. در ادامه متن این گفت‌وگو را از نظر می‌گذرانید:

از دیدگاه اصولگرایان دولت آقای روحانی به چه میزان موفق بوده است؟ اصولگرایان چه توقعی از دولت داشتند؟آیا این توقعات برآورده شده است؟
هر دولتی که بر سر کار می‌آید برای اینکه دولت موفقی باشد باید از انتقاد به دولت‌های گذشته و متهم کردن مسئولان دولت گذشته پرهیز کند. ما باید این مساله را بپذیریم که هر دولتی با برنامه‌های خاص خود آغازبه کار می‌کند و در مسیر حرکت خود با نقاط قوت و ضعف‌هایی همراه است. هیچ دولتی نمی‌تواند مدعی شود که تمام برنامه‌های خود را با قدرت به نتیجه رسانده و هیچ‌گونه نقطه ضعفی نیز نداشته است. آقای روحانی و مدیران ایشان از همان ابتدا عنوان کردند که یک ویرانه از دولت گذشته تحویل گرفته‌اند. این سخن به این معناست که دولت‌های گذشته همه در ایران دارای نقاط ضعف بودند و ما تنها دولتی هستیم که دارای نقاط قوت هستیم.
احمدی‌نژاد به صراحت همه دولت‌های قبل از خود را تخطئه می‌کرد و آشکارا نسبت به روسای جمهور قبل روش تخریبی داشت. آیا چنین نبود؟
بله، سخن شما صحیح است؛ اما من به صورت کلی عنوان می‌کنم. بنده پیرو گفتمان کاسبکارانه نیستم، اینکه سخنی عنوان کنم که عده‌ای را راضی یا عده دیگری را ناراضی کنم. من معتقدم نباید نان به نرخ روز خورد و باید سخن حق و حقیقت بیان کرد. به نظر من دولتی که از دولت قبل از خود انتقاد می‌کند به نوعی ناتوانی خود را به رخ می‌کشد. اینکه دولت فعلی هر روز یک سوژه از دولت قبل ارائه کند و در بخش‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز هیچ اتفاق خاصی رخ ندهد که سبب رضایت مردم شود نمی‌تواند قابل قبول باشد. دولت‌ها باید مکمل هم باشند تا بتوانند کشور را به سوی پیشرفت هدایت کنند. در آمریکا دو حزب جمهوریخواه و دموکرات وجود دارند که با توجه به اختلاف سلیقه‌ای که در مسائل مختلف دارند اما در کلیت نظام سیاسی آمریکا یک برنامه و استراتژی را دنبال می‌کنند و دولت‌های آنان به نوعی تکمیل‌کننده یکدیگر هستند. اگر دولت‌ها به جای اینکه در کنار هم قرار بگیرند در مقابل هم قرار بگیرند ممکن است بسیاری از سیاست‌ها به صورت سلیقه‌ای و سیاسی اجرایی شود. بسیاری از وزرایی که آقای روحانی انتخاب کردند پس از ورود به وزارتخانه تغییرات گسترده‌ای در آن وزراتخانه صورت دادند و زیر و روی وزراتخانه‌های خود را تغییر دادند. دولت‌های جدید نباید دولت‌های گذشته را تخطئه کنند.
در دولت‌های گذشته تغییرات مدیران شدت بسیار زیادی داشت. به نظر شما آقای روحانی در همین موضوع مشی معتدل‌تری در پیش نگرفتند؟
به نظر من آقای روحانی بیشتر ژست اعتدال را گرفته‌اند تا اینکه به معنای واقعی معتدل باشند. حتی همراهان و همکاران ایشان نیز بیشتر از آنکه به معنای واقعی معتدل باشند بیشتر ژست اعتدال می‌گیرند. البته از این نکته نیز نباید غافل شد که اجرای مفهوم اعتدال در مدیریت کشور مساله بسیار سخت و دشواری است و از عهده هر کسی برنمی‌آید. اعتدال به این معنا نیست که باید در مقابل همه انتقادات سکوت کرد و زمانی که «کارد به استخوان رسید» با تحکم و تندی پاسخ گفت. برخی از پاسخ‌هایی که آقای روحانی به منتقدان خود دادند در چنین وضعیتی صورت گرفت. با این وجود فضای مدیریتی و آرامش نسبی که در فضای سیاسی در دولت آقای روحانی شکل گرفته نسبت به دولت‌های گذشته وضعیت بهتری پیدا کرده است. البته این وضعیت زیاد چشمگیر نبوده است. برخی افراد که در کنار آقای روحانی حضور دارند ماسک اعتدال به چهره زده‌اند اما بعضا رفتار تندروانه از خود بروز می‌دهند.
منظور شما چه کسانی است؟مثال می‌زنید؟
خیر، ترجیح می‌دهم نام شخص خاصی را عنوان نکنم. با این وجود وضعیت این‌گونه افراد «اظهر من الشمس» بوده و خیلی واضح است.
شما به این مساله اعتقاد دارید که عده‌ای از اصولگرایان از همان ابتدای شکل‌گیری دولت آقای روحانی با ایشان مخالفت کردند؟
به نظر من این مخالفت‌ها از زمانی آغاز شد که برخی از اقدامات دولت مانند مساله بورسیه‌ها در وزارت علوم صورت گرفت؛ یعنی من این مخالفت‌ها را نوعی واکنش به برخی رفتارهای دولت قلمداد می‌کنم. البته از این نکته نیز نباید بگذریم که عده‌ای از اصولگرایان از انتخاب آقای روحانی به عنوان رئیس‌جمهور ناراضی بودند و به دنبال نقطه ضعف دولت می‌گشتند تا از آن انتقاد کنند. این عده با سیاه و سفید دیدن وضعیت کشور بدون دلیل و تنها به علت عدم پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری با آقای روحانی مخالفت کردند که مساله‌ای مذموم است. متاسفانه برخی از ما هنوز تربیت سیاسی نشده‌ایم و به جای اینکه تعامل و همکاری را یاد بگیریم تنها انتقاد و تخریب را یاد گرفته‌ایم و تلاش می‌کنیم با کوچک‌ترین مشکلی به صورت یکدیگر چنگ بزنیم.
به نظر می‌رسد سخنان آقای روحانی در واکنش به تندروی‌ها صورت می‌گیرد و دولت خود منشأ تندروی‌های سیاسی نیست. این در حالی است که دولت گذشته خود بعضا منشأ برخی از تندروی‌های سیاسی به شمار می‌رفت. دیدگاه شما در این زمینه چیست؟
در ابتدای روی کار آمدن دولت برخی از اصولگرایان بودند که با دولت مخالفت می‌کردند و آقای روحانی واکنش نشان می‌داد. اما در ادامه برخی سخنان آقای روحانی و اطرافیان ایشان سبب واکنش منتقدان دولت شد. مساله مهم در این زمینه این است که ما هنوز در ارائه یک گفتمان و ادبیات سیاسی مناسب به نتیجه مطلوبی نرسیده‌ایم. این مساله مختص به یک گروه سیاسی نیست. با این وجود برخی افراد دارای ادبیات و گفتمان ادیبانه و محترمانه هستند و همواره از سر دلسوزی مطالبی را عنوان می‌کنند. هر چند برخی این عده را به سازش‌کاری متهم می‌کنند با این وجود ادبیات و نوع برخورد آنها با مسائل مختلف جای تامل و تقدیر دارد. این در حالی است که برخی به محض اینکه یک نفر سخنی برخلاف میلشان عنوان کرد وی را متهم به تندروی می‌کنند. مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانی‌های خود عنوان کردند که نباید جوانان حزب‌اللهی را به دلیل انتقاداتی که مطرح می‌کنند به تندروی متهم کنید و سپس آنها را از بازی خارج کنید. برخی گمان می‌کنند اگر مخالفان دولت هیچ سخنی علیه دولت عنوان نکنند و نان به نرخ روز بخورند اشخاص معتدلی هستند. این درحالی است که اعتدال به معنای تفکر، درایت و عقلانیت است، بدون اینکه با کسی وارد معامله سیاسی شوید. در شرایط کنونی کسانی که انتقاد می‌کنند به سه دسته تقسیم می‌شوند: عده‌ای از سر انتقام، انتقاد می‌کنند، عده‌ای از سر دلسوزی انتقاد می‌کنند و عده‌ای نیز چون نان به نرخ روز خور هستند به شکلی سخن می‌گویند که هیچ کس ناراحت نشود تا منافعی که به دنبال آن هستند تامین شود. به نظر من دسته سوم در شرایط کنونی گوی سبقت را از دو گروه دیگر ربوده و بر فضای سیاسی سیطره افکنده‌اند.
چرا برخی از اصولگرایان مانند آقای لاریجانی و طیف منتسب به ایشان با آقای روحانی همراه هستند اما برخی از اصولگرایان مانند اعضای جبهه پایداری با دولت مخالفت می‌کنند. این اختلاف مواضع در بین جریان اصولگرایی به رابطه کلی این جریان با دولت مستقر آسیب نمی‌زند؟
به نظر من این اختلافات در یک جریان بزرگی مانند اصولگرایی طبیعی است و نمی‌توان توقع داشت که همه افراد حاضر در یک جریان سیاسی به یک شکل و یک نوع فکر و رفتار کنند. با این وجود امیدوارم که اصولگرایان در انتخابات مجلس آینده که از بسیاری جهات دارای اهمیت زیاد است به یک اجماع مناسب دست پیدا کنند. این در حالی است که اصلاح‌طلبان نیز تلاش می‌کنند با وحدت و اجماع وارد عرصه انتخابات شوند. با این حال بنده بعید می‌دانم که دو جریان سیاسی با یک لیست واحد وارد انتخابات مجلس شوند.
چرا؟استدلال شما در این زمینه چیست؟
به هر حال عده‌ای خارج از لیست واحد هر دو جریان سیاسی قرار می‌گیرند و به علت اینکه در نهایت احساس تکلیف می‌کنند یا به صورت مستقل وارد عرصه انتخابات می‌شوند یا اینکه لیست جداگانه ارائه می‌کنند.
وضعیت اصلاح‌طلبان برای اجماع نسبت به اصولگرایان بهتر نیست؟
تا حدودی کار اصلاح‌طلبان نسبت به اصولگرایان به دلیل شرایط زمانی و تشتت خفیف‌تر درون گروهی راحت‌تر است؛ اما به حدی نیست که اصلاح‌طلبان را برنده نهایی انتخابات کند. یکی از محاسن اصولگرایان این است که در زمان‌هایی که این جریان نیازمند وحدت است در دقیقه نود همه پای کار حاضر می‌شوند و وحدت مورد نظر حاصل می‌شود. ما باید این نکته را در نظر داشته باشیم که هر مقطع زمانی شرایط خاص خود را دارد. شرایط انتخابات پیش روی مجلس با انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۲ و حتی ریاست‌جمهوری سال‌های ۸۴ و ۸۸ از جنبه‌های مختلف متفاوت است. در نتیجه نباید توقع داشت که اصولگرایان از تجربه گذشته درس نگرفته باشند.
شکافی که جبهه پایداری در بین جریان اصولگرایی به وجودآورده در اجماع اصولگرایان تاثیرگذار نیست؟این در حالی است که با درگذشت آیت‌ا… مهدوی کنی کانون اجماع اصولگرایان نیز از بین رفته است. آیا اشخاصی مانند آیت‌ا… یزدی، موحدی کرمانی و حتی مصباح‌یزدی می‌توانند جای خالی آیت‌ا… مهدوی کنی را برای اجماع اصولگرایان پر کنند؟
هر سه شخصیتی که شما عنوان می‌کنید وزنه‌های سنگینی در جریان اصولگرایی به شمار می‌روند و می‌توانند مرهمی بر فقدان آیت‌ا… مهدوی کنی باشند. در شرایط کنونی هر کدام از این بزرگان طیف فکری خاصی را در بین اصولگرایان هدایت می‌کنند. در نتیجه در صورتی که یک اجماع منطقی و مبتنی بر عقلانیت بین سه آیت‌ا… شکل بگیرد می‌توان به وحدت اصولگرایان در انتخابات مجلس امید داشت. درباره جبهه پایداری نیز باید عنوان کنم اعضای جبهه پایداری گمان می‌کنند رفتاری که از خود بروز می‌دهند در جهت منافع نظام سیاسی است. به هر حال باید به این نوع طرز تفکر نیز احترام گذاشت. نکته دیگر اینکه سازماندهی جبهه پایداری در شرایط کنونی نسبت به دیگر طیف‌های اصولگرایی وضعیت بهتری دارد. این سازماندهی بیانگر دغدغه‌مند بودن این طیف سیاسی است. جریان اصولگرایی یک جریان وسیع و بزرگ است که طیف‌های مختلف فکری را در دل خود جای داده است. در نتیجه ممکن است دیدگاه‌های طیف‌های مختلف این جریان نسبت به مسائلی مانند برجام و مشکلات اقتصادی با یکدیگر تفاوت‌های معناداری داشته باشد. نباید نام این اختلاف سلیقه‌های درون‌گروهی را شکاف و انشقاق گذاشت. در شرایط کنونی علاوه بر جبهه پایداری گروه‌های دیگری نیز در بین اصولگرایان وجود دارند که نسبت به برخی از اقدامات دولت انتقاد دارند. در نتیجه انتقاد از دولت مختص به اعضای جبهه پایداری نیست. اگر قرار باشد همه طیف‌های سیاسی با یک دیدگاه به مسائل نگاه کنند نمی‌توان به دنبال پویایی، تضارب آرا و نشاط سیاسی بود. انتقاد از دولت مختص به جبهه پایداری نیست. در شرایط کنونی برخی از اصلاح‌طلبان به صورت مرتب در حال انتقاد کردن از دولت هستند. این در حالی است که نمی‌توان منتقدان اصلاح‌طلب دولت را گروهی معرفی کرد که درصدد انشقاق در بین اصلاح‌طلبان هستند.
حزب موتلفه اسلامی در سال‌های پس از انقلاب و حتی در دهه هفتاد همواره لیدری اصولگرایان را در مقاطع حساس برعهده داشت. با این وجود این تشکل در سال‌های اخیر نقش پررنگ خود را در بین اصولگرایان از دست داده است. نقش حزب موتلفه را در انتخابات مجلس چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در این زمینه من باید یک انتقاد کلی از تمام جریان‌های سیاسی داشته باشم. متاسفانه برخی از تشکل‌های سیاسی نیروهای خود را براساس موقعیت زمانی انتخاب می‌کنند و پس از مدتی آنها را رها می‌کنند. برای مثال اگر یک نفر نماینده مجلس یا وزیر کابینه است تنها برای همان مقطع زمانی از توانایی‌های وی استفاده می‌شود و پس از پایان دوران خدمتش به فراموشی سپرده می‌شود. نکته دیگر اینکه هیچ کدام از تشکل‌ها و احزاب سیاسی ایران دارای برنامه‌ریزی برای رئیس‌جمهور کشور نیستند. تاکنون هیچ کدام از روسای جمهور ایران با برنامه‌های تشکیلاتی حزب متبوع خود به ریاست‌جمهوری نرسیده است. رئیس دولت اصلاحات تا لحظه آخر گمان نمی‌کرد رئیس‌جمهور شود. درباره محمود احمدی‌نژاد نیز وضعیت به همین شکل بود و تا لحظه آخر کسی گمان نمی‌کرد نام وی از صندوق‌های رأی به عنوان رئیس‌جمهور کشور بیرون بیاید. این اتفاق برای آقای روحانی هم رخ داد و وی تا لحظه آخر فکر نمی‌کرد که به ریاست‌جمهوری برسد. تشکل‌های هر سه رئیس‌جمهور هم برنامه‌ریزی خاصی برای فردای پیروزی آنها انجام نداده بودند. با این وجود حزب موتلفه اسلامی یکی از احزاب ریشه‌دار سیاسی کشور است که در تمام استان‌های کشور شعبه دارد و ریشه در باورهای عمیق مذهبی و اعتقادی مردم دارد. برخی از شخصیت‌های طراز اول این تشکل مانند مرحوم حبیب‌ا… عسکراولادی از بزرگان اخلاقی و سیاسی کشور بودند که همواره بر اخلاق در سیاست و حفظ ارزش‌های اسلامی و انسانی تاکید می‌کردند. من افتخار داشتم که هشت سال در شورای مرکزی این حزب حضور داشته باشم و این مساله یکی از افتخارات سیاسی بنده است. با این وجود نزدیک به سه سال است که رابطه تشکیلاتی بنده با موتلفه از بین رفته و در حال حاضر رابطه خاصی با این تشکل ندارم.
این قطع رابطه براساس دلیل خاصی صورت گرفته است؟
خیر، دلیل خاصی ندارد. علت اصلی این قطع رابطه مشغله کاری بود. مهم‌ترین حسن موتلفه اسلامی اخلاق‌مداری این حزب در مسائل مختلف کشور بود. موتلفه هیچ‌گاه به دنبال سیاست‌بازی و سیاست‌کاری نبوده و در آینده نیز نخواهد بود.
شما در یکی از مصاحبه‌های خود عنوان کرده بودید که حاضرید به «احمدی‌نژاد سال۸۴» دوباره رأی بدهید. آیا در شرایط کنونی نیز اگر احمدی‌نژاد قصد داشته باشد به قدرت بازگردد از وی حمایت می‌کنید؟
قرار نیست زمان به عقب برگردد و این امری محال است. مردم ایران در سال ۸۴ به دلیل اخلاصی که در احمدی‌نژاد دیدند به وی رأی دادند. در سال۸۴ مردم ایران تلاش کردند که خود را از یک فضای خسته‌کننده سیاسی رها کنند. ضمن اینکه بنده در دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری سال۸۴ به آقای لاریجانی رأی دادم و در ستاد انتخاباتی ایشان فعالیت می‌کردم. در دور دوم انتخابات بود که من به آقای احمدی‌نژاد رأی دادم و از ایشان حمایت کردم.
سال۸۸ به چه کسی رأی دادید؟
به آقای احمدی‌نژاد.
آیا شما قبول دارید که احمدی‌نژاد سال۸۴ صد و هشتاد درجه با
احمدی‌نژاد سال۹۲تفاوت داشت؟
من با این تعبیر موافق نیستم. احمدی‌نژاد در این سال‌ها مرعوب شد. احمدی‌نژاد گمان می‌کرد همه حمایت‌هایی که از وی صورت می‌گیرد به دلیل توانمندی‌های خاص خودش است، در حالی که چنین نبود.
احمدی‌نژاد مرعوب چه چیزی شد؟
مرعوب حمایت همه‌جانبه‌ای که از سوی گروه‌های مختلف سیاسی از وی صورت گرفت. این حمایت در نهایت به ضرر وی تمام شد. بنده هیچ‌گاه رابطه مستقیمی با ایشان نداشتم. با این وجود دوبار از طرف ایشان برای من دعوتنامه ارسال شد.
در دولت نهم یا دهم؟
در دولت دهم.
برای چه سمت‌هایی؟
ابتدا برای وزارت صنایع و سپس برای ریاست سازمان تربیت‌بدنی. البته بنده در دو نامه جداگانه از لطف ایشان تشکر کردم و انصراف خود را اعلام کردم.
دلیل این انصراف چه بود؟
روحیات و مشی فکری من با سیستم ایشان سازگاری نداشت. شیوه تغییر مدیران احمدی‌نژاد به هیچ عنوان پسندیده نبود. به نظر من وزرایی که آقای احمدی‌نژاد برکنار کرد یا خیلی نجیبانه رفتار کردند یا اینکه واقعا ناتوان بودند که هیچ واکنش خاصی به رفتار وی نشان ندادند. اگر احمدی‌نژاد رفتاری که با امثال آقای متکی و خانم دستجردی داشت را با من می‌کرد بنده مطمئنا واکنش سختی نشان می‌دادم. خود ایشان هم به این مساله آگاهی داشت. با این وجود آقای احمدی‌نژاد نسبت به این مساله اصرار داشتند که بنده قائم‌مقام سازمان تربیت‌بدنی شوم و من نیز در نهایت این مسئولیت را قبول کردم.
پس چرا پس از سه ماه استعفا کردید؟
ادبیات من با سیستم احمدی‌نژاد همخوانی نداشت و من مشاهده کردم که ادبیات احمدی‌نژاد به مدیران ایشان هم رسوخ کرده است. بنده حاضر نبودم در مقابل هر موضوعی از خود کرنش نشان بدهم. من مشاهده کردم که در سازمان تربیت‌بدنی مسائل به صورت غیرکارشناسی و سلیقه‌ای تصمیم‌گیری می‌شود و حق و حقوق بسیاری از افراد ضایع می‌شود. رفتاری که برخی آقایان در سازمان تربیت‌بدنی از خود نشان می‌دادند رفتار مدیریتی نبود و من خیلی زود متوجه شدم که امکان همکاری با این رویکرد اجرایی برایم وجود ندارد. وضعیت در سازمان تربیت‌بدنی به شکلی بود که یک رئیس فدراسیون هنگامی که شب به خواب می‌رفت، فردای آن روز رئیس فدراسیون نبود و وی را شبانه و بدون هیچ دلیل محکمه‌پسندی برکنار می‌کردند. قرار نیست هر شخصی که مدیر شد به هر شکل که خود تمایل دارد رفتار کند و برای شعور و شخصیت دیگران ارزش قائل نشود.
رابطه احمدی‌نژاد با موتلفه در ابتدا مثبت بود اما به مرور زمان این رابطه به سردی گرایید. دلیل این مساله چه بود؟آیا موتلفه از حمایت از احمدی‌نژاد پشیمان شد؟
در شورای مرکزی موتلفه سخنان زیادی درباره آقای احمدی‌نژاد مطرح می‌شد. موتلفه هیچ‌گاه با احمدی‌نژاد تعارف نداشت و خیلی صریح مواضع خود را نسبت به احمدی‌نژاد اعلام می‌کرد.
آیا موتلفه به جایی رسید که تشخیص بدهد نباید از احمدی‌نژاد حمایت کند؟
موتلفه اهل معامله با هیچ کس و از جمله احمدی‌نژاد نبود و نیست. موتلفه برخلاف برخی از گروه‌های سیاسی روی مسائل اخلاقی پافشاری زیادی داشت. به نظر می‌رسد برخی از گروه‌های سیاسی به جای اخلاق‌گرایی از فرمول ماکیاولی در سیاست استفاده می‌کنند.

برچسب ها: برچسب‌ها
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس