تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۳۹۴
*حجه الاسلام عبدالرحیم اباذری

آنها هم با غرور و تحجر و کج سلیقگی و کج اندیشی که گرفتارش بودند ، فقط نوک دماغشان را دیدند و به غیر از خود همه را کافر و ملحد و مشرک پنداشتند.

بعد از شهادت امام على علیه السلام که مرکز حکومت اسلامى از مدینه و کوفه به شام انتقال یافت و در زمان معاویه و بعد پسرش یزید ، «امامت و رهبری» به صورت آشکار به «سلطنت و پادشاهی» تبدیل شد و رابطه « امام و امتی » جای خود را به پدیده « شاه و رعیتی » جایگزین داد؛ آنگاه فساد و تباهى و فاصله طبقاتی در سرزمین هاى اسلامى به اوج رسید.

در این هنگام ، امام حسین علیه السلام چون اوضاع سیاسى و اجتماعى اسلام و مسلمین را این گونه آشفته و مضطرب دید ، قیام بر ضد حکومت شیطانى آغاز کرد. آن حضرت در این راه هرگز از ملامت راحت طلبان و توجیه مصلحت اندیشان تردیدى به دل راه نداد. تا پاى جان به همراه یارانش در این وادى ماند و با حماسه اى تاریخى ، اساس حکومت یزیدى را به یک باره ویران ساخت.

سید الشهداء علیه السلام هنگام خروج از مدینه طی وصیتی که به برادرش محمد حنفیه دارد به اهداف و انگیزه های خود در این نهضت اشاره می کند و در آن دو عنصر « اصلاح طلبی و اصول گرایی » را از جمله اهداف مهم خویش معرفی کرده و می فرماید :

«اِنًى لَم اَخرُج اَشِرا و لا بَطِرا و لا مُفسِدَا و لا ظالِما و اِنما خَرَجتُ لِطلب اِلاصلاح فى اُمه جَدى. اُریِد اَن آمِرَ بالمعروف و اَنهى عن المُنکَر و اَسیرَ بِسیره جَدِى و اَبى على بن اَبى طالب(علیهماالسلام)»[۱]

نهضت و خروج من از روی خود خواهی ، خوشگذرانی و یا برای فساد و ستمگری نیست . من فقط به خاطر اصلاح در امت جدم ، امر به معروف و نهی از منکر و بازگشت به سیره و سنت جدم رسول خدا و پدرم علی ابن ابیطالب قیام کردم.

سه عنصر مهم در این سخن تاریخی ، محور و هدف نهضت و قیام معرفی شده است :

۱ ـ اصلاح در میان امت. ( اصلاح طلبی)

۲ ـ اجراى امر به معروف و نهى از منکر.

۳ ـ بازگشت به سیره و سنت پیامبر(ص) و امام على علیه السلام. ( اصول گرایی)

اگر چه این سه عنصر در یک سیاق واحد آمده و از ظاهر عبارت بر می آید که همه در یک مرتبه و درجه بوده باشند ولی قرائن و شواهد دیگر نشان می دهد، اجرای عنصر دومی برای رسیدن و تحقق آن دوی دیگر است. بنابر این هدف اصلی از نهضت امام حسین علیه السلام بر محور همین دو عنصر ( اصلاح طلبی و اصول گرایی) می چرخد.

چنانکه آن حصرت در جای دیگر طی فرمایشی بدون اشاره به امربه معروف و نهی از منکر ،به همین دو عنصر تاکید دارد و می فرماید:

اَلًلهّمَ اِنّکَ تَعلَمُ ما کانَ مِنّا تَنافُساً فِی سُلطانٍ و لا اِلتماساً مِن فُضول الحِطامِ و لکِن لِنَرُدَ المَعالِمَ مِن دِینک و نُظهِرَ اِلاصلاحَ فِی بِلادِک و یَامِنَ المَظلُومُونَ مِن عِبادِک و یعمل بفرائضک وسننک واحکامک.[۲]

بار خدایا تو می دانی آنچه از ما اظهار شده برای رقابت در قدرت و چنگ آوردن ثروت دنیوی نیست ، بلکه هدف ما این است که مبانی و نشانه های دین و اصول آن را به خود باز گردانیم و اصلاح امور در همه شهرها آشکار کنیم تا مردم ستمدیده در امنیت ، راحت و آسوده باشند و با خیال راحت به واجبات ، سنت ها و دستورات دینی عمل کنند.

پس، دو عنصر «اصول گرایی و اصلاح طلبی» در نهضت و قیام حسینی تعیین کننده می باشند و هر کدام در کنار هم به یک اندازه موثر هستند، این دو به منزله دو بال یک پرنده به شمار می آیند که هر کدام با قطع نظر از دیگری نمی تواند کار آیی داشته باشند.

درس ها و عبرت ها

دو گروه سیاسی موسوم به « راستی و چپی » که بعد از پیروزی انقلاب در کشور شکل گرفتند ملهم از همین مکتب حسینی بودند، چنانکه در دهه هفتاد نامشان را به « اصول گرا و اصلاح طلب » تغییر دادند. بنیانگذاران هر دو از شاگردان انقلابی امام خمینی به شمار می آمدند و هدفشان نیز این بود که به مانند دو بال یک پرنده در خدمت انقلاب ، نظام ، امام ، رهبری و مردم باشند. امام خمینی هم با الهام از مکتب جدش ابا عبدالله از هر دو گروه حمایت می کردند.

اما طولی نکشید اهداف و انگیزه های اصلی به ورطه فراموشی سپرده شد. اختلاف سلیقه ها و رقابت های سالم و دوستانه جای خود را به نزاع ها و درگیری های جناحی داد. افراطیون از هردو طرف دو عنصر ارزشمند اصلاح طلبی و اصول گرائی را فقط وسیله خود محوری ، انحصار طلبی و نفی رقیب قرار دادند.

“تندرو ها”ی اصلاح طلبان در ایام حاکمیت دوم خرداد هر چه خواستند کردند از اصول تا فروع ، ریشه همه را زدند و حتی مقدسات را به سُخره گرفتند. تقلید را که یک امر عقلی بود و هست ، غیر منطقی جلوه دادند. عزاداری برای امام حسین را ارتجاعی و عقب ماندگی خواندند. حتی بعضی ها با دشمنان قسم خورده دست به یکی شدند و وجود امام زمان را هم انکار کردند و در یک کلام اصلاح طلبی را که یک اصطلاح ارزشی بود در عمل به معنای ولنگاری و بی دینی گرفتند.

البته کله شق ها و خود سرهای اصولگرایان دست کمی از اینان نداشتند. آنها هم با غرور و تحجر و کج سلیقگی و کج اندیشی که گرفتارش بودند ، فقط نوک دماغشان را دیدند. به غیر از خود همه را کافر و ملحد و مشرک پنداشتند. به بهانه دفاع از انقلاب به هر کار غیر اخلاقی دست زدند. رقبای سیاسی خود را منافق و فتنه گر خواندند تا جایی که نزدیک بود نظام اسلامی که بر مبنای مردم سالاری دینی شکل گرفته بود به «دیکتاتوری دینی» مبدل سازند.

تجربه دو دهه گذشته به خوبی ثابت کرد که اصلاح طلبی بدون اصول گرایی سر از ولنگاری و بی دینی در می آورد و اصول گرایی با قطع نظر از اصلاح طلبی هم آدمی را به بن بستِ تنگِ و تاریکِ تحجر ، کج اندیشی و خوارج مسلکی و خود محوری گرفتار می سازد. باز به تجربه روشن شد اولی نتیجه اش اسلام آمریکایی و تشیع انگلیسی است و دومی منتهی به اسلام داعشی و مسلک خوارجی می گردد.

بعضی افراطیون از اصلاح طلبان که خواستند فقط اصلاح طلب بمانند در همان دهه هفتاد ماندند و به تاریخ پیوستند و امروز هیچ نام و نشانی از آنها نیست. تندروهایی از اصول گرایان هم که فقط به اصول گرا بودنشان می بالیدند ، دچار توهم شدند. با رفتار و کردارهای جاهلانه و ناشیانه هر روز برای این مردم مظلوم درد سر درست کردند ، چنانکه با حرف های نسنجیده قطعنامه های سازمان ملل را کاغذ پاره خواندند و انقلاب و نظام را گرفتار انواع و اقسام تحریم ها کردند ، کشور را زیر « فصل هفتم منشور ملل» بردند و برای شیطنت های دشمنان بهانه خوبی درست نمودند .

همه برای هم باشیم

باید به نهضت حسینی بازگشت و از این مکتب انسان ساز درس زندگی در بُعد فردی ، سیاسی و اجتماعی آموخت و باید هردویِ اصلاح طلبی و اصول گرایی را در کنار هم و برای هم به کار گرفت. باید همانند ابا عبدالله الحسین هم اصول گرا شد و هم اصلاح طلب ماند. به فرمایش بزرگی : اصلا هیچ اصول گرای واقعی نمی تواند اصلاح طلب نباشد و هیچ اصلاح طلبِ صادق نمی پذیرد اصول گرا نشود. البته در میان هر دو جناح انسان های شریف ، عاقل و معتدلی بودند ، همین اوصاف را داشتند و حضور آنها مانع از بدتر شدن اوضاع شد.

تجربه دو ساله دولت تدبیر و امید نشان داد امروز انقلاب ، نظام و مردم ما به «اصولگرایان اصلاح طلب» و «اصلاح طلبان اصولگرا» نیاز مبرم دارد. کسانی که ماهیت و هویت نهضت حسینی را خوب درک کنند و به آن ایمان داشته باشند و بعد در مرحله عمل آن را بکار گیرند و ملتزمش باشند. تنها در این صورت است که گره از مشکلات امت و کشور باز خواهد شد.

همان طوری که در مسائل هسته ای مشاهده کردیم ، تیم هسته ای ایران که از همین فرزندان انقلابی و با ایمان شکل گرفته بود ، مشکل ده ساله نظام را که در اثر بی تدبیری ها ، توهمات و تحلیل های غلط بر کشور تحمیل شده بود بر طرف کردند و با درایت ستودنی و مدیریت قوی و معقول ، جمهوری اسلامی ایران را از زیر فصل هفتم منشور ملل و عوارض خطرناک آن رهانیدند و در سخت ترین شرایط ، حداکثر امتیازات ممکن را از شش کشور قدرتمند جهان ستاندند و این همه افتخار ماندگار برای مردم به ارمغان آوردند و این از برکات پیروی درست از نهضت حسینی بود.

حجت السلام عبدالرحیم اباذری

 

۰۰

برچسب ها: برچسب‌ها
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس