تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۴

باید خودت را جای سهیلا، ندا ، سارا و … بگذاری که در چشم ‌برهم زدنی دنیا مقابل چشمانشان تیره و تار شد و حالا آنها ماندند با کوله‌باری از حسرت‌های برجای مانده و امیدهایی که ناامید شده است.

آن زمان اسید تمام زندگی آنها را سوزاند و حالا بعد از گذشت حدود یکسال، آن روزهای پر اضطراب و دلهره به فراموشی سپرده شده است و دیگر نه مقام مسوولی و نه رسانه‌ای دربارهی این موضوع اظهارنظری نمی‌کنند. مانند تمام هواپیماهایی که سقوط کردند و در ابتدا همه به دنبال یافتن مقصر بودند و بعد به فراموشی سپرده شدند و مانند بسیاری از دیگر اتفاقات تلخ پیرامونمان و اینجاست که باید گفت فراموشی از آن دسته خصوصیاتی است که اگر طرف مظلوم ماجرایی باشی تو را آزار خواهد داد و اگر مقام مسوول، ناجی بزرگی برایت خواهد بود.

مهر ماه ۱۳۹۳ موجی از اخبار در رسانه‌ها منعکس شد که از اسیدپاشی‌هایی که عده‌ای آن را زنجیره‌ای می‌خوانند و عده‌ای خیر، و تمامی قربانیان آن نیز زنان و دختران اصفهانی بودند، خبر می‌داد. تکاپوهای فراوانی برای روشن شدن زوایای پنهان این حادثه صورت گرفت و تجمعات، گزارش‌ها و مصاحبه‌هایی مفصل در این باره انجام گرفت. این موضوع اجتماعی که امنیتی نیز شده بود، موجی از نگرانی را برای افکار عمومی نه تنها اصفهان، بلکه سایر شهرهای کشور ایجاد کرد و می‌رفت تا تبدیل به موضوعی مخدوش کننده‌ی امنیت ملی شود.

آن زمان فرضیه‌های متعددی پیرامون این جنایت هولناک مطرح شد. عده‌ای آن را مرتبط با بحث‌های طرح صیانت از #حجاب و #عفاف دانستند عده‌ای احتمال ارتباط آن با طرح حمایت از امر به معروف و نهی از منکر را مطرح و عده‌ای نیز بیگانگان را مسببان این اقدام ضد بشری عنوان کردند.

اگرچه اخبار ضد و نقیضی در مورد شناسایی و #بازداشت عامل یا عاملان این اقدام منتشر شد و مسوولان بسیار تاکید کردند که این عمل سازمان یافته و گروهی نبوده است و اگرچه رییس جمهور سه وزارتخانه‌ی کشور، اطلاعات و دادگستری را مامور رسیدگی فوری به این فاجعه کرد و اگر چه بارها و بارها و در فواصل مختلف مسوولان انتظامی استان #اصفهان و کشور مطرح کردند شماری از متهمان دستگیری شدند یا تنها یک فرد عامل چنین رخدادی بوده است و …. اما هنوز از نتیجه بررسی‌ها و اینکه آن یک نفر چه کسی بود و سرانجام بعد از یک سال چه توضیحی برای #افکار_عمومی وجود دارد، خبری نیست.

آن روزها #اسیدپاشی که معمولا در اکثر پرونده‌ها با انگیزه شخصی رخ می‌دهد نبدیل به مساله‌ای امنیتی شد و می‌رفت که بحران آفرین شود و این موضوع فرع بر حقوق انسانی قربانیان این جنایت است. قربانیانی که حالا تنها آروزیشان به دست آوردن چند درصد بیناییشان است و آنها ماندند و رویاهایی که بر باد رفته است.

این کمترین توقع است که حداقل یک مقام مسوول از بین تمامی افرادی که آن روزها مامور شدند یا مسوول بودند درباره‌ی آنچه تا امروز در باب شناسایی عامل یا عوامل اسید پاشی صورت گرفته است، اطلاع رسانی کند. آیا اساسا اقدامی صورت گرفته است؟ اگر صورت گرفته است نتیجه آن چه بوده است؟ آیا این رفتار در پی تفکری سازمان یافته رخ داد یا شخصی بوده است؟ آیا بیگانگان در وقوع چنین جنایتی نقش داشتند؟ آیا عده‌ای فریب خوردند؟ و سوالات متعدد دیگری که بعد از یکسال هنوز بی پاسخ مانده است.

اینکه سوالی مطرح نشده است دلیل بر نبودنش نیست و اینکه پاسخی داده نشده و اطلاع رسانی صورت نگرفته هم شاید دلیل بر نبودنش نباشد اما سکوت در قبال این پرونده جفای نابخشوندی در حق قربانیان مظلوم آن است. باید جای آنها بود تا درک کرد چقدر سخت است همه چیز در کسری از ثانیه بسوزد و نابود شود.

چند روز دیگر سالگرد اسید پاشی اصفهان فرا می‌رسد. از سوی قربانیان این حادثه باید گفت لطفا زودتر عامل یا عواملش را دستگیر و معرفی کنید. زودتر از علل چنین اقدامی پرده بردارید. این کمترین حق کسانی است که متضرر این اقدام بوده‌اند. این حق را از آنها دریغ نکنید.

۰۰

برچسب ها: برچسب‌ها
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس