تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۴

اکنون در زیر سایه حکومت فوق خودکامه قدیروف و حمایت پوتین از او؛ جمهوری خودمختار چچن از محلی برای جنگ و تروریسم و نا امنی به مرکز تربیت سربازان وفادار برای پوتین تبدیل شده است، رمضان قدیراوف را می توان “پوتین چچن” نامید.

به گزارش “گذارخبر”  “رمضان قدیروف”رئیس‌جمهور چچن گفت : ترکیه از تروریستهای چچن حمایت کرد و اکنون روابط تجاری با داعش دارد و به این گروه در نابود کردن ملتها و کشورهای اسلامی کمک می‌کند.

وی در واکنش به انتشار این مطلب که ترکیه دائماً از ملت چچن حمایت کرده، اظهار داشت که آنکارا فقط از تروریستهای چچن حمایت کرد و الآن نیز در حال حمایت از داعش است.

رئیس جمهور چچن تأکید کرد ترکیه پایگاه به‌کارگیری تروریستها و اعزام آنها به سوریه است و این کشور به‌جای مبارزه با داعش، از این گروه نفت می‌خرد.وی با اشاره به سرنگونی جنگنده روسی که در حال مبارزه با گروه تروریستی داعش در سوریه بود توسط ترکیه، گفت: آنکارا به نابودی ملتها و کشورهای اسلامی کمک می‌کند.

این ،متن خبری بود که به نقل از رمضان قدیروف ،رئیس جمهور چچن، در خبرگزاری ها به چشم می خورد.اما او کیست؟

رمضان پسر احمد قدیروف رئیس جمهور پیشین  چچن است که در اوج حملات ویرانگر پوتین به چچن و به توبره کشیدن خاک آن،به پیشنهاد پوتین برای تبدیل شدن به ابزار محلی سرکوب پاسخ مثبت داد و بعد از مرگ بر اثر یک بمب گذاری جای خود را به پسر جوانش،که آن روزها تنها ۲۷ سال داشت،داد.

اکنون در زیر سایه ی حکومت فوق خودکامه قدیروف و حمایت پوتین از او؛ جمهوری خودمختار چچن از محلی برای جنگ و تروریسم و نا امنی به مرکز تربیت سربازان وفادار برای پوتین تبدیل شده است، رمضان قدیراوف را می توان “پوتین چچن” نامید.

سرزمینی که در آن کیش شخصیت پوتین سایه بالای سر همه است.مدارس مذهبی با گرایش های سلفی در حال تربیت جوانانی هستند که وفاداری به پوتین و جان باختن برای قدیروف را هم زمان می آموزند.قدیروف ی که مست قدرت بی حد و حصر اهدایی پوتین در بین جنگجویان تربیت شده اش این گونه می گوید : “ما به همۀ جهان اعلام می‌کنیم که پیاده‌نظام ولادیمیر پوتین هستیم. ما هر فرمانی را که او به ما بدهد را در هر کجای جهان که باشد اجرا می‌کنیم.”

رد پای این جنگجویان در زیر آب کردن سر مخالفین پوتین در روسیه،در ربودن نمایندگان مخالف روسیه و جنگ با رایت سکتور های هوادار غرب در در اوکراین قابل مشاهده است.البته ،چچنی های دیگری نیز در لباس متفاوتی در خاور میانه دیده شده اند.

در بین جهادگران داعش ،جایی که به لطف سازمان دهی بی نظیر و آزمون پس داده ” سمیر عبد محمد الخلفاوی” معروف به “حاجی بکر” که از افسران اطلاعاتی ارتش عراق و حزب بعث بود،داعش از بین سایر افعی های القاعده تبدیل به اژدهای بالداری شد که سایر افعی ها را هم بلعید.

به گواهی اشپیگل،نوع ساختار سازمانی و برنامه نفوذ و تثبیتی که به رهبری او در مناطق شمال سوریه و عراق انجام شد شباهت های غریبی با سیستم اطلاعاتی آلمان شرقی سابق”اشتازی” داشت.ترکیبی از بر انگیختن احساسات عربی و ناسیونالیستی که نسبت به گفتمان حزب بعث ،سلفی گری جای مرام اشتراکی را به عنوان ایدئولوژی در آن پر کرده بود.

مردمی که ده ها سال در سایه تربیت بعثی در سوریه و عراق رشد کرده بودند،به راحتی با تعالیم جدید خو می گرفتند و زیرسایه رعب انگیزیی که خاطره استخبارات را زنده می کرد سر اطاعت فرود می آوردند.

البته در این راه،چچنی های گریخته از رمضان قدیروف و دار و دسته ی خشن ش هم مدد کار داعش در تشکیل و آموزش رسته های نظامی چریکی بی رحم بودند.داعش،در سایه ی درس آموختگان مکتب کا گ ب داعش شد. این نکته را نباید از یاد برد.حالا که پوتین بدل به قهرمان مبارزه با تروریسم شده است،این بازخوانی ها و یاد آوری ها لازم است.

سایر گروه های وابسته به القاعده مانند جبهه النصره و احرارالشام و همین دولت اسلامی عراق،سلف داعش در دوره ابو مصعب الزرقاوی ،هیچ کدام مانند داعش داعیه تشکیل امارت اسلامی نداشتند و نتوانستند مانند این گروه  به سرعت از یک گروه تروریستی صرف به یک حکومت محلی با دیوان سالاری منظم تبدیل شوند و مانند آنها به سرعت دست به تولید و تکثیر ثروت از طریق معاملات سیاه قاچاق نفت و عتیقه و اسلحه بزنند،

استفاده از روش های بارها آزموده شده در جهان دو قطبی دوران جنگ سرد برای تشکیل دولت های کوچک وابسته به شوروی سابق که توسط کا گ ب آموزش داده شده و به کار بسته می شد وجه تمایز داعش با سایر گروه های تروریستی است.

اینکه تروریسم سلفی در کل و داعش به عنوان موفق ترین نمونه ی آن دشمن اصلی همه ی ملت های منطقه است غیر قابل تردید است.

اینکه نابودی این شجره ی خبیثه اولویت اول امنیتی کشور ما و سایر کشور های همجوار محل ظهور این پدیده است غیر قابل انکار.

ولی باید بستری که زمینه روییدن این شجره شد را شناخت و آن زمینه را که مستعد رویش چنین پدیده هایی است از بین برد.جهل،فقر و خو کردن به استبداد در طول سالیان دراز این زمینه را در مناطق تحت تسلط حکومت های خود کامه در خاورمیانه و شمال آفریقا هموار ساخته است.

اگر راه حل مشکل در” مشت آهنین روسی “خلاصه شود،به جای یک “رمضان قدیروف” ،چندین نمونه دیگر را در این منطقه شاهد خواهیم بود و این چرخه ی معیوب، هیولایی از پس هیولای دیگر را به دنیا معرفی خواهد کرد.

اگر سرنوشت سوریه و عراق پس از نابودی تروریست ها چیزی جز حکومت های مردمی تر و آزاد تر باشد، نمی توان به آینده ی روشن تری امید بست.بر آوردن این خواسته،نه از دستان مشکوکی مثل روسیه ؛که از دستان آن پدران و مادران زخم چشیده ای بر می آید که زخمی سال های خودکامه گی و ترس و جنگ اند.

۰۰

برچسب ها: برچسب‌ها, , , ,
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس