تاریخ انتشار: ۲۲ شهر ۱۳۹۴
از شعاردهي و آتش‌زدن پرچم‌ها تا...!

بنا بر پاسخ مخالفان مذاکره و تعامل در چارچوب منافع ملی، اساسا برقراری رابطه آمریکا با ویتنام و ژاپن تا هنگامی که خورشید در آسمان می‌درخشید باید محال می‌بود!…

به گزارش “گذارخبر”  سوال اصلی از مخالفان مذاکره و تعامل در چارچوب منافع ملی غالبا این بوده است که چرا مذاکره و گفتگوی دولتها را سازش یا ذلت می‌دانید!؟ آیا دلیل شرعی و عقلی هم برای این نظرتان دارید؟ و آنها هم غالبا یک پاسخ می‌دهند و آن اینکه ” آمریکا به ما ظلم کرده است.” این هم در یادمان باشد که در ایران، طرفداران تعامل و مذاکره در چارچوب منافع ملی، قطعا اگر بیش از مخالفان آن بابت این ظلم‌ها متاسف و متاثر نباشند کمتر نیستند و حتی حرکت‌های غیر شعاری علیه دولت ایالات متحده را آنها (برای مثال دانشجویان پیرو خط امام) انجام داده اند و مخالفان مذاکره و تعامل، بیشتر به چند شعار و آتش زدن پرچم قناعت نموده‌اند!

نگارنده البته در این بخش با مخالفان مذاکره و تعامل موافق است که دولت ایالات متحده در گذشته و حتی حالا بنا به هر دلیلی به دولت و ملت ما ظلم کرده است و آن جمله معروف که “حتی اگر ببخشیم، فراموش نمی کنیم.” کمک به کودتا علیه دولت دموکرات و ملی مرحوم مصدق، حمایت از شاه و ساقط کردن عمدی یا غیر عمد هواپیمای مسافربری ایران ایر از آن جمله است اما آیا این پاسخ، دلیلی می‌شود که دو دولت هیچگونه گفتگو و تعاملی با یکدیگر نداشته باشند و تنها کینه و نفرت در این میان حکمفرما باشد؟ چه کسی ادعا کرده است که داشتن گفتگو و یا مراوده سیاسی دو دولت با هم به معنای این است که گذشته‌ها فراموش و تمام اختلاف نظرها حل و فصل شده است؟ آیا اساسا وقوع چنین دیدگاه صفر و صدی ممکن است؟

رهبر انقلاب در این باره فرمودند که اگر آنها در بحث هسته ای متعهد باشند می‌توان در برخی موضوعات دیگر هم با ۵+۱ همکاری داشت. دیدگاه ایشان در این باره بسیار راهگشاست. شرط تعامل و گفتگو از نظر رهبری و ملت منطقا وفای به عهد و پایان دشمنی غربیهاست. به تاریخ معاصر جهان نگاه کنیم، این تاریخ پر است از ظلم دولتها و حتی ملت‌ها به یکدیگر و جنگ و جدالهای خونین و تاسف آور. حال اگر قرار بود تا بر اساس چنین تاریخی که پر از ظلم و ستم است ، روابط بین دولت‌ها شکل بگیرد و جهان سامانی پذیرد که دیگر “ملل متحدی ” تشکیل نمی شد و اساسا “روابط بین الملل ” واژه ای خنده آور بود.

همین اروپایی‌های متحد امروز، میلیون میلیون نفر از هم آدم کشته اند اما بنا بر پاسخ “آمریکا به ما ظلم کرده است ” هیچ وقت نباید ” اتحادیه اروپایی ” تشکیل میدادند. آلمانی‌ها چند هزار نفر از فرانسوی‌ها را کشته اند و یا ایتالیایی‌ها چند هزار نفر از انگلیسی‌ها را؟ روس‌ها چند میلیون آلمانی را مفقود کرده اند و یا لهستانی‌ها در جنگ جهانی دوم چند هزار نفر کشته داده اند؟

دو کره شمالی و جنوبی علی رغم دشمنی آشکارشان و اختلاف نظرهای عمیق سیاسی و اقتصادی شهرک صنعتی مشترک دارند و مقاماتشان هر چند وقت یکبار با هم دیدار می‌کنند. ایالات متحده، ژاپن و ویتنام در جنگهای معروفشان با یکدیگر پای بمب اتم را هم به نبردهای بشری باز کرده‌اند. بزرگترین کشتار در ژاپن توسط آمریکایی‌ها صورت گرفته است و بالاترین کشته در خاک آمریکا را نیروهای ژاپنی رقم زده‌اند و یا آمریکایی‌ها در ویتنام.

بنا بر پاسخ مخالفان مذاکره و تعامل در چارچوب منافع ملی، اساسا برقراری رابطه آمریکا با ویتنام و ژاپن تا هنگامی که خورشید در آسمان می‌درخشید باید محال می‌بود! اما امروز این دولت‌ها روابط گرمی با هم دارند که تنها بر اساس “منافع مشترک” است و نه چیز دیگر. ده‌ها مصداق دیگر هم وجود دارد که تاریخ آن به صد سال اخیر باز می‌گردد و به قرنهای گذشته تعلق ندارد و جنگ با عراق در گذشته و دوستی و کمک فعلی به این کشور هم مصداق وطنی آن است.

اگر دیدگاه مخالفان مذاکره و تعامل در چارچوب منافع ملی بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران حاکم می‌بود ما نباید پس از حمایتهای سیاسی و نظامی تمام عیار اعراب از صدام در جنگ علیه ایران تا قیام قیامت با آنها رابطه برقرار می‌کردیم. کشتار حجاج ایرانی در خاک سعودی و یا کمکهای امارات به صدام کم از حمایت آمریکا از شاه و یا زدن هواپیمای ایرانی ندارد و دلایل متقنی برای قطع رابطه دائمی با اعراب خلیج فارس است اما آیا چنین امری عقلا ممکن است؟

آیا روسیه با غرب هیچ گونه تنش یا اختلاف نظری ندارد و همه چیز بر اساس احترام است؟ مگر هر آن جنگ میان روسیه و غرب محتمل نیست؟ آیا چین و آمریکا که نیم تریلیون دلار تجارت دارند، اختلاف نظری ندارند؟ مگر نمی بینیم که آمریکا هر چند وقت یکبار گزارش حقوق بشر علیه دولت چین منتشر می‌کند و یا از اپوزیسیون چین حمایت علنی می‌کند و چین هم اقدامات تلافی جویانه اش را انجام می‌دهد؟ آیا این مسائل دلیل می‌شود تا دو کشور بزرگ اما متفاوت رابطه ای بایکدیگر نداشته باشند و سفارتخانه هایشان را ببندند؟

رابطه‌ای که در طی این سی و چند سال بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا وجود داشته است رابطه ای غیر عادی و پر از کینه و نفرت است. دو دولت ممکن است تا قیامت هم نتوانند اختلاف نظرهایشان را حل و فصل کنند اما “دلیل عقلی، شرعی و قانونی” نداشتن حتی یک رابطه مرسوم دیپلماتیک برای گفتگوهای ساده دو دولت براستی چیست؟ آیا دشمنی‌ها با این شرایط کم می‌شود؟ علی ایحال حل این بحران سی و چند ساله نیاز به “عزمی سیاسی” دارد تا در جهت بهبود قرار بگیرد و از این حالت معلق و غیرطبیعی خارج شود.

 

۰۰

برچسب ها: برچسب‌ها, ,
نظرات شما

دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس